«وَلَا تَتْرُكُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيَ عَنِ الْمُنْكَرِ، فَيُوَلَّى عَلَيْكُمْ شِرَارُكُمْ…»
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه، با این هشدار جاودانه، یکی از سنتهای تغییرناپذیر تاریخ را بیان میکنند؛ هرگاه جامعهای مسئولیت خود را در برابر ظلم فراموش کند، میدان برای سلطه ستمگران فراهم میشود. این سخن، قانونی الهی برای حیات اجتماعی ملتهاست.
تاریخ را همیشه فاتحان ننوشتهاند؛ گاه آن را ملتهایی رقم زدهاند که در لحظههای سرنوشتساز، برخاستن را بر نشستن ترجیح دادهاند. راز ماندگاری تمدنها در فرهنگی نهفته است که انسان را از بیتفاوتی به فریاد و از تماشاگری به قیام میرساند. اسلام از نخستین روز بعثت، انسان را به چنین قیامی فراخواند؛ آنجا که خداوند فرمود: ﴿قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ﴾. از همینجا، فرهنگ «باید برخاست» متولد میشود؛ فرهنگی که برخاستن را نه واکنش احساسی، بلکه تکلیفی الهی، مسئولیتی اجتماعی و ضرورتی تمدنی میداند.
«باید برخاست»، جانمایه مکتب اسلام است. قرآن جامعه مؤمن را امتی میخواهد که «قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ» باشد؛ مردمانی که عدالت را تنها مطالبه نکنند، بلکه برای برپایی آن قیام کنند. در منطق وحی، ایمانِ بیمسئولیت، ایمانی ناتمام است.
اگر بعثت، آغاز قیام برای خدا بود، عاشورا قله این قیام است. سیدالشهدا برای دستیابی به قدرت قیام نکرد؛ برای آن برخاست که حقیقت، اسیر قدرت نشود و کرامت انسان در پای زر و زور و تزویر قربانی نگردد. عاشورا مکتبی است که به همه عصرها میآموزد بزرگترین گناه، سکوت در برابر ظلم است و بزرگترین عبادت، ایستادن در کنار حق.
اما عاشورا در عصر عاشورا پایان نیافت. اگر خون حسین علیهالسلام اسلام را زنده نگه داشت، پیام حضرت زینب سلاماللهعلیها، آن خون را در رگهای تاریخ جاری ساخت. بانوی کربلا نشان داد که رسالت مؤمنان با شهادت پایان نمییابد؛ بلکه از همانجا، فصل تازهای از جهاد تبیین آغاز میشود. از آن روز، «باید برخاست» تنها به میدان نبرد محدود نماند؛ قلم، اندیشه، روایت و بصیرت نیز به میدانهای قیام تبدیل شدند.
انقلاب اسلامی ایران، احیای همین فرهنگ بود. امام خمینی عاشورا را از صفحات تاریخ به متن زندگی مردم آورد و اثبات کرد که «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»، نقشه راه ملتهایی است که نمیخواهند زیر بار سلطه و استکبار زندگی کنند. ایشان تأکید کردند که محرم و صفر، اسلام را زنده نگه داشته است؛ زیرا این دو ماه، مدرسه انسانسازی، عزتخواهی و ظلمستیزیاند.
رهبر شهید انقلاب نیز استمرار همین سنت الهی را با مفاهیمی چون هویت اسلامی ـ ایرانی، مقاومت، بصیرت و جهاد تبیین تبیین کردند. از نگاه ایشان، آنچه ملت ایران را در برابر پیچیدهترین جنگهای ترکیبی دشمن حفظ کرده، سرمایهای فرهنگی است که در مدرسه عاشورا شکل گرفته است. این سرمایه، همان روحیهای است که تهدید را به فرصت، فشار را به استقامت و شهادت را به حیات دوباره تبدیل میکند.
پیام رهبر بزرگوار انقلاب، تبیین یک فرهنگ بود. آنچه در رستاخیز عظیم ملت ایران در بدرقه امام شهید امت به نمایش درآمد، تجلی دوباره اراده مستحکم هویت اسلامی ـ ایرانی بود؛ هویتی که خود را در وفاداری، بصیرت، قدردانی و ابراز محبت به زعیم امت اسلامی آشکار ساخت. این حضور، تجدید میثاق با راهی بود که از بعثت آغاز شد، در عاشورا به اوج رسید، با انقلاب اسلامی احیا شد و در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی استمرار یافته است.
در فرهنگ انقلاب اسلامی، وفاداری، استمرار در مسیر حق است؛ بصیرت، تشخیص وظیفه در لحظه است؛ و محبت به زعیم امت اسلامی، تجلی عملی ایمان به ولایت و صیانت از عزت امت است. هنگامی که این سه حقیقت در کنار یکدیگر قرار میگیرند، ملتی شکل میگیرد که هیچ قدرت استکباری توان شکستن اراده او را ندارد.
راز خشم، حیرت و سرگردانی مستکبران همینجاست. آنان سالها کوشیدند با تحریم، تهدید، جنگ شناختی و تحریف، پیوند ملت ایران را با هویت اسلامی ـ ایرانی بگسلند؛ اما آنچه دیدند، برخلاف همه محاسبات مادی آنان بود. آنان اجتماعات میلیونی دیده بودند؛ اما آنچه برایشان غیرقابل فهم است، فرهنگی است که انسانها را بیهیچ اجبار و منفعتی، تنها برای خدا و حقیقت به میدان میآورد. این سرمایهای است که در هیچ معادله مادی قابل محاسبه نیست.
امروز، «باید برخاست» بیش از هر زمان دیگری، یک ضرورت تمدنی است. تمدن نوین اسلامی، پیش از آنکه در پیشرفتهای علمی یا قدرت اقتصادی جلوهگر شود، در جان انسانهایی ساخته میشود که برخاستن برای خدا را رسالت خویش میدانند. تمدن، ثمره فرهنگ است؛ و فرهنگی که عاشورا را زندگی کند، زینب را الگوی جهاد تبیین بداند و با ولایت پیوندی آگاهانه برقرار سازد، آینده تاریخ را خواهد ساخت.
امروز، «باید برخاست» یعنی در کنار مظلوم ایستادن، حقیقت را روایت کردن، امید را زنده نگه داشتن، وحدت را بر هر اختلافی مقدم دانستن و اجازه ندادن که تحریف، جای حقیقت را بگیرد. این، همان راهی است که از بعثت آغاز شد، در عاشورا به کمال رسید، در انقلاب اسلامی احیا شد و امروز افق خود را در تحقق تمدن نوین اسلامی جستوجو میکند.
تمدن نوین اسلامی، در جان انسانهایی ساخته میشود که «قیام لله» را شیوه زندگی خود قرار دادهاند. آینده از آنِ ملتهایی است که مسئولیت را بر آسایش، حقیقت را بر مصلحت و عدالت را بر منفعت ترجیح میدهند.
«باید برخاست» دیگر یک جمله نیست؛ هویت یک ملت است. ملتی که نشان داده است هرگاه حق یاری بطلبد، برخاستن را انتخاب میکند؛ هرگاه مظلومی فریاد برآورد، سکوت را روا نمیداند؛ و هرگاه جبهه استکبار در برابر او صفآرایی کند، با ایمان، بصیرت، وفاداری و محبت، چنان در میدان حاضر میشود که دشمن را به خشم، حیرت و وحشت میکشاند. و این، راز ماندگاری ایرانِ عاشورایی است؛ ایرانی که «برخاستن» را رسالت تاریخی خویش میداند و با همین فرهنگ، مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی را هموار میسازد.