حفظ زیستگاه؛ مهم‌ترین راه نجات یوز ایرانی - روزنامه رسالت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 66239
  پرینتخانه » اجتماعی, مطالب روزنامه, ویژه تاریخ انتشار : ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۶:۲۴ | 2345 بازدید |
در کنار باروری حفاظت‌شده باید با حفظ زیستگاه‌ها بقای این گونه را تضمین کرد

حفظ زیستگاه؛ مهم‌ترین راه نجات یوز ایرانی

«فیروز» و «ایران»، دو یوز ایرانی که با هدف تولیدمثل در پارک ملی توران سمنان نگهداری می‌شدند، برای نخستین بار در اسارت جفت‌گیری کردند و این برای فعالان حیات‌وحش به نمادی از امیدواری بدل شد. یازدهم اردیبهشت ماه در شبکه های اجتماعی و رسانه ها یک خبر مسرت بخش دست به دست می چرخید: «ماده یوزپلنگی که «ایران» نام دارد، سه فرزند ماده به روش سزارین صحرایی به دنیا آورده است».
حفظ زیستگاه؛ مهم‌ترین راه نجات یوز ایرانی

گروه اجتماعی 
«فیروز» و «ایران»، دو یوز ایرانی که با هدف تولیدمثل در پارک ملی توران سمنان نگهداری می‌شدند، برای نخستین بار در اسارت جفت‌گیری کردند و این برای فعالان حیات‌وحش به نمادی از امیدواری بدل شد. یازدهم اردیبهشت ماه در شبکه های اجتماعی و رسانه ها یک خبر مسرت بخش دست به دست می چرخید: «ماده یوزپلنگی که «ایران» نام دارد، سه فرزند ماده به روش سزارین صحرایی به دنیا آورده است». اما این خوشی دیری نپایید و یکی از سه توله یوز که در مرکز تکثیر توران در استان سمنان به دنیا آمده بود، تلف شد و بهرنگ اکرامی، پزشک معتمد مرکز تکثیر یوز آسیایی اعلام کرد:پس از کالبدشکافی معلوم شده علت تلف شدن این نوزاد «ناهنجاری مادرزادی ریه سمت چپ و چسبندگی ریه» بوده است. درصورتی که ایمان معماریان مشاور دامپزشکی سازمان جهانی نجات حیوانات، شیردهی دستی اشتباه را مسبب مرگ توله‌یوز عنوان کرد و متخصصان دیگری هم با مشاهده تصاویر شیر دادن تیمارگران به این توله‌ها، تصریح کردند، روش شیردهی نادرست به احتمال قوی عامل خفگی بوده است. پس از چند روز، این گمانه‌زنی‌ از سوی مسئولان پارک ملی توران سمنان، تلویحا تأیید شد.
 ۲۷ اردیبهشت ماه نیز پس از تلف‌شدن یکی دیگر از یوز‌پلنگ‌های تازه متولد شده، شادمانی ودلخوشی های اولیه به کلی رخت بربست و معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست، با استناد بر فرضیه‌های اولیه، بی کیفیت بودن شیر را علت اصلی مرگ دومین توله ایران مطرح کرد و اینکه «تمامی شیرها به دلیل مسائل تحریمی مستقیما قابل خرید نیست و همین‌ها باعث شد توله دوم را از دست بدهیم.»
حسن اکبری در تشریح دقیق تر علت مرگ، گفته است: «پس از اینکه در عادت دفع یکی از توله‌ها اشکال پیش آمد، بلافاصله یکی از متخصصان داخلی به آنجا منتقل شد و توله را ویزیت کرد. متأسفانه مسیر محل نگهداری توله‌ها تا نزدیک‌ترین دامپزشکی فاصله قابل توجهی دارد.»
گویا این توله برای «اقدامات درمانی تکمیلی در مسیر  انتقال به تهران تلف شده و در جریان کالبدگشایی انجام شده، یبوست زیاد در دستگاه گوارش و لخته‌هایی از شیرهای مصرف شده در دستگاه گوارش مشاهده شده است.»
پروژه احیای این گونه کمیاب و در معرض خطر شدید انقراض پس از اعلام تولد یوزها، با تناقضات و حواشی همراه بود. از خطا در تشخیص جنسیت که در توجیه آن گفته شد، تشخیص جنسیت گربه سانان مخصوصا یوزپلنگ در روزهای اول تولد بسیار سخت و حساس است، تا لمس شدن توله‌ها بدون دستکش که باعث شد ایران فرزندانش را نپذیرد و ساعتی پس از اعلام تولد یوزها معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست عنوان کرد: تاکنون یوز مادر (ایران) سه توله تازه به دنیا آمده خود را تحویل نگرفته است از این رو امکان اینکه توله ها دستی بزرگ شوند وجود دارد. 
علی سلاجقه، رئیس سازمان محیط زیست ایران پیشتر گفته بود: «این نخستین زایمان یوز آسیایی در اسارت است و «ایران» حداقل تا ۵ سال آینده توان باروری و تولید مثل دارد. آنچه اهمیت دارد این است که به جمعیت یوزهای در اسارت کشور اضافه شده و ما می توانیم ژن این گونه را حفظ کنیم و در زایمان‌های بعدی شاهد توله‌های ماده باشیم.»
اما با تلف شدن دومین فرزند ایران، به نظر می رسد در پروژه تکثیر یوزپلنگ ایرانی ناکام ماندیم. موضوعی که پیام محبی،‌ دامپزشک و رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران به آن اعتقادی ندارد و در گفت و گو با «خبرآنلاین»، ریشه مشکل را عدم درس گرفتن از آزمون و خطاها عنوان کرده و معتقد است، این موضوع باعث می‌شود که به آینده امیدوار نباشیم. 
معاون سازمان محیط زیست درباره نحوه زایمان و سزارین یوز ایرانی مطرح کرده بود، یوز ماده در آغاز زایمان درد خیلی زیادی را تحمل کرد و مجبور شدیم برای اینکه مادر آسیب نبیند و توله ها تلف نشوند عمل جراحی سزارین انجام دهیم و این مسئله محور اصلی انتقادات پیام محبی است. به گفته او، از دلایل مهم مرگ این توله‌ها زایمان سزارین است. جزئیات زیادی درباره اینکه چطور تصمیم گرفته شد ایران زایمان سزارین داشته باشد، ‌نداریم اما این موضوع کاملا روشن است که وقتی روند طبیعی زایمان به هر دلیلی مختل می‌شود،‌ حیوان بچه‌ها را پس می‌زند و در نهایت نمی‌توان امیدی به زنده ماندن بچه‌ها داشت.
 نگرانی ها برای توله سوم
محبی بر همین اساس تأکید می کند: «نمی توان نسبت به زنده ماندن توله سوم هم چندان امیدوار بود.» 
محرز است که نقص‌های زیادی در جریان تولد توله‌ها و پس از آن رخ داده و مرتضی اسلامی، مدیرعامل سابق انجمن یوز ایران می گوید: درست یا غلط بودن تصمیم انجام سزارین برای یوز مادر، بستگی به وضعیت «ایران» در آن زمان داشته است و الان نمی‌توان این موضوع را تحلیل کرد. اگر سندی درباره زمان و نحوه تصمیم گیری درباره این موضوع وجود دارد، می‌توان از آن‌ها استفاده کرد و نظر دقیق‌تری راجع به آن داد اما اصول بهداشتی به طور مناسب رعایت نشد و محیط نگهداری توله‌ها و نحوه شیردهی به آن‌ها نیز حرفه‌ای نبود. 
دامپزشک معتمد سازمان محیط زیست به انتقادات واکنش نشان داده و در مورد تصمیم به سزارین «ایران» تشریح کرده است: در مرحله زایمان پس از ۴۸ ساعت زور زدن یوز ماده و ۲ بار استفراغ زدن، توله به دلیل چرخیدن در دهانه رحم مادر و وارد شدن از ناحیه کمر در رحم مادر گیر کرد، که تصمیم به سزارین آن گرفتیم.
پروژه باروری یوزپلنگ که ۲ سال زمان برد با بی تفاوتی سازمان محیط زیست به پایان رسیده است و بهرنگ اکرامی، خواهان پاسخگویی سازمان محیط زیست است، اما آنطور که اکرامی می گویدتوله یوزپلنگ ها برای این سازمان اهمیتی ندارد: «من به عنوان دکتر باید تمامی هماهنگی ها را انجام دهم و از سایر همکارانم خواهش کنم تا برای معاینه توله یوز‌ها به توران بروند، اکنون باید بهترین دامپزشک‌های کشور در اختیار این سازمان باشد، اما هنوز به دنبال یک متخصص تولید مثل هستند. وظیفه من باروری ایران بود، وظیفه نگهداری و تیمار توله‌ها بر عهده‌  تیمار گر سازمان محیط زیست بود، پس از تحویل توله‌ها به تیمارگر، توران را ترک کردم و پس از آن به دلیل شیر دهی اشتباه توله اول تلف شد. چندین فرمول شیر برای یوزپلنگ‌ها در دنیا وجود دارد که شنبه هفته گذشته شیر مخصوص توله یوزپلنگ‌ها توسط یک حامی در کشور آمریکا خریداری شده و به دست سازمان محیط زیست در ایران رسیده است، اما تازه امروز این شیر را به توله‌ها داده اند. در روز چهارم توله‌ها، از دکتر اکبری معاونت محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان محیط زیست درخواست کردم توله‌ها به تهران منتقل شوند، اما این اتفاق تاخیر افتاد و به صورت تلفنی اطلاع دادند که توله دوم در راه تهران تلف شده است.»
 توله سوم اکنون در تهران است و توسط دانشگاه تهران بررسی شده  و اکرامی اتمام حجت کرده است که اگر سازمان محیط زیست همچنان نسبت به توله یوزپلنگ‌ها بی تفاوت باشد، توله سوم هم تلف می‌شود.
دامپزشک معتمد سازمان محیط زیست بر این باور است که سکوت رسانه‌ای روابط عمومی سازمان محیط زیست تولد توله یوزپلنگ هار ا به حاشیه کشانده است. 
اگرچه طبق سخنان معاون محیط ‌زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط ‌زیست، ظاهرا حال تنها توله باقی‌مانده در بیمارستان محل نگهداری‌اش خوب است، اما مرگ سریع توله دوم موجب نگرانی و هراس از تکرار آن برای تنها توله باقی‌مانده شده است.
معاون سازمان حفاظت‌محیط‌زیست دی ماه سال گذشته خبر داد که تنها ۱۲یوزپلنگ بالغ ایرانی باقی مانده‌اند که از این تعداد فقط ۲ قلاده ماده است. این گونه در حال انقراض در هفت استان سمنان، کرمان، یزد، خراسان‌های رضوی، شمالی و جنوبی دیده شده است و شکار غیرمجاز، تصادفات جاده ای و ناآشنایی مردم با ضرورت حفظ این گونه ارزشمند و خشکسالی و کم آبی، موجب مرگ تعدادی از این یوزها در سال‌های اخیر شده است. این یعنی فرصتی برای آزمون و خطا وجود ندارد. درحالی که اظهارات کارشناسان از عملکرد ضعیف تیم دامپزشکی و عدم تجارب کافی برای نگهداری از توله یوزهای ایران حکایت دارد. 
به نظر می رسد در این رابطه از پیشنهادات کارشناسان و متخصصان و تجارب بین‌المللی استفاده نشده است و  مهدی نبی‌یان – کارشناس ارشد تنوع زیستی- در این باره به ایسنا می‌گوید: دامپزشکانی که روی فیل یا کرگدن تحقیق می‌کنند نسبت به دامپزشکانی که روی گربه سانان کار می‌کنند، تجربیات متفاوتی کسب می‌کنند. ما در کشورمان تجربه‌ تکثیر در اسارت یوز را نداریم و باید به طور حتم از تجربیات بین‌المللی استفاده کنیم.
گونه یوزپلنگ، گربه یا حتی شیر نیست و بسیار آسیب‌پذیر است و با این حال، سازمان حفاظت محیط زیست به علت برخی مسائل رغبتی به استفاده از کارشناسان خارج از مجموعه ندارد و به همین علت مهدی نبی‌یان تأکید می کند: ما به نوعی با عقب افتادگی علمی و لجاجت روبه رو هستیم. 
 اعتراف محیط زیست به خطا در نگهداری از توله یوزها
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست ضمن اعتراف به اشتباهات رخ داده در فرآیند نگهداری و جابه‌جایی توله یوزها از تلاش برای درس گرفتن از این طرح و استفاده از ظرفیت‌های بعدی سخن گفته است. 
حسن اکبری در گفت وگوی تلویزیونی اذعان کرده است: «در این پروسه تجربه نداشتیم و دامپزشکان نیز مرتکب خطاهایی شدند. ما «چیتا کیپر» یا نگهدارنده تخصصی یوز نداشتیم، چرا که پیش‌بینی نمی‌شد نیازمند عمل سزارین باشیم. این خطاها را می‌پذیریم. انتقادات مطرح شده درباره دوربودن مرکز نگهداری یوزها درست است.  مکان یابی مرکز تکثیر یوز در اسارت از ابتدا اشتباه بود و قرارگیری این مرکز در زیستگاه طبیعی یوز سبب شد تا کار حفاظت نیز برای همکاران ما سخت شود.»
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست درباره فرآیند انتقال یوزها به تهران اظهار کرده: «انتقال توله‌ها بعد از تولد به تهران کار فنی و تخصصی دامپزشکی است. هنوز دوستداران محیط زیست و دامپزشکان زیادی وجود دارند که معتقدند انتقال آن‌ها به تهران اشتباه بوده چرا که پایتخت آلوده است و در آن ویروس دیستمپر و سگ و گربه زیادی وجود دارد. در کل خطاهایی وجود داشته است و ما می‌پذیریم و باید آن‌ها را اصلاح کنیم تا با استفاده از ظرفیت‌های بعدی، این اشتباهات را جبران کنیم.»
 تکثیر یوز در اسارت
آیا برای جلوگیری از انقراض یوزپلنگ ایرانی، تکثیر یوز در اسارت امکان‌پذیر است؟ برخی کارشناسان در پاسخ به این پرسش از مشکلات بسیار و هزینه‌بر بودن آن می گویند و اینکه اولویت همیشه حفاظت در زیستگاه‌هاست و اگر قرار است هزینه‌ای صرف شود، در درجه‌ اول باید برای حفاظت از زیستگاه‌ها اتفاق بیفتد و با تکثیر نمی‌توانیم جلوی انقراض یوز را بگیریم. به‌ این دلیل که حتی اگر طرح تکثیر یوز هم موفق باشد، اگر زیستگاهی وجود نداشته باشد، نمی‌‌شود آن‌ها را رهاسازی کرد. اگر بتوان جمعیتی از یوزهای تکثیرشده را در زیستگاه‌های ناامن رهاسازی کرد، بازهم به واسطه‌ همان عوامل تهدیدی، یوزها از بین می‌روند و میلیون‌ها تومان سرمایه‌گذاری از دست می‌رود.»
اما مرتضی اسلامی- مدیر عامل سابق انجمن یوزپلنگ ایرانی- در گفت و گو با ایسنا با اشاره به ارزش وصف ناشدنی طرح تکثیر در اسارت یوز و توانایی برخی از این گونه‌ها برای بازگشت به طبیعت می‌گوید: تجربیات متنوعی در دنیا برای رهاسازی جانوران گوشتخوار که در اسارت متولد شده اند وجود دارد. در آفریقای جنوبی درصد موفقیت در این زمینه افزایش یافته، برخلاف گذشته که تعداد موارد موفقیت پایین بود. حتی یوزهایی که صد درصد در اسارت رشد کردند و مادرشان نیز همین شرایط را داشتند، رهاسازی و پس از گذراندن یک پروسه موفق به شکارکردن شدند همچنین این گونه‌ها موفق به تشخیص رقبا، دفاع از خود و شناسایی خطر شدند که 
نشان دهنده توانایی بقاست. 
او به تجربه‌های جهانی برای احیای یک گونه که به انقراض نزدیک شده اشاره و اظهار می‌کند: گونه‌هایی بودند که کل جمعیتشان در محیط زیست منقرض شدند ولی به علت وجود تعدادی از این گونه دراسارت، آهسته آهسته احیا و به طبیعت برگردانده شدند مانند گونه‌ای از اسب مغولی که کاملا در طبیعت مغولستان منقرض شد اما تعدادی از آن در مراکز تکثیر در اسارت وجود داشت. ابتدا زیستگاه گونه امن و فضا برای زندگی آن فراهم شد. بعد از چند نسل و زمانی که اسب‌ها به طبیعت بازگردانده شدند، در مرحله اول همه مردند اما کار به اینجا ختم نشد و با اصلاح روش‌ها اسب‌ها توانایی بقا را کسب کردند و در حال حاضر جمعیت خوبی از این گونه وجود دارد. تجربیات مشابهی هم درباره گوشتخواران وجود دارد البته کار تکثیر در اسارت درباره گوشتخواران دشوارتر و پیچیده تر است.
اسلامی وضعیت یوز ایرانی را آنچنان بحرانی  می خواند که طرح تکثیر در اسارت را به‌طور قطع لازم می داند.  مدیر عامل سابق انجمن یوزپلنگ ایرانی اگرچه معتقد است، اولویت با حفاظت از زیستگاه است اما تأکید می کند: طرح تکثیر در ایران موفق بود و به مرحله بارداری رسید و تا مرحله بارداری نیز اقدامات مثبتی انجام شد. وقتی سرعت تخریب بیش از سرعت حفاظت است، مجبوریم به‌طور جدی تکثیر در اسارت را مدنظر قرار دهیم. نمی‌توان دست روی دست گذاشت و صرفا به حفاظت از زیستگاه امید داشت. تا دهه گذشته حدود ۸ منطقه داشتیم که مطمئن بودیم در آن جمعیت زادآور یوز وجود دارد اما الان تنها پارک ملی توران این شرایط را دارد. ممکن است جمعیت زادآور به طور مثال در کرمان نیز وجود داشته باشد اما تنها یک احتمال است.
 پروژه تکثیر شکست خورد؟
«سپهر سلیمی» از مدافعان حقوق حیوانات در پاسخ به اینکه آیا پروژه تکثیر یوزپلنگ در اسارت شکست خورده به «رسالت» می گوید:«نمی توان به صراحت گفت این پروژه متوقف و یا با شکست مواجه شده است، چراکه در صورت زنده ماندن دو توله یوزپلنگ تازه متولد شده و یا بقای سومین توله یوز، حتی اگر هر سه ماده بودند و به سن بلوغ می رسیدند، بازهم برای نجات یوزپلنگ ایرانی به تلاش‌هایی بیش از این و توله های بیشتری نیاز داشتیم تا زنده بمانند و به زیستگاه معرفی شوند. مهمترین کاری که می توان برای نجات هر گونه ای انجام داد، این است که زیستگاه حفظ  شود، مادامی که زیستگاه حفظ نشده و فاقد امنیت باشد، سخن از احیا و حفاظت از هر گونه ای بی معناست.
زیستگاه صرفا به یک منطقه جغرافیایی اطلاق نمی شود و باید مجموعه ای از عوامل در آن دخیل باشد و منطقه از تعرض عوامل تهدیدکننده  جان و سلامت حیوان به دور بوده و گونه هایی که حیوان از آن تغذیه می کند در زیستگاه موجود باشد که این هم منوط به میزان بارندگی و پوشش گیاهی مناسب بوده و باید منطقه عاری از گونه های مهاجم و چرای دام و خود دام باشد و تحت تأثیر عواملی نظیر خشکسالی و فرونشست زمین و فرسایش خاک قرار نگیرد. تمامی این عوامل دست به دست هم می دهند که زیستگاه سالم و گونه ها بتوانند در شرایط عادی زاد و ولد کنند. بنابراین مهمترین نکته برای یوزپلنگ و سایر گونه ها ین است که زیستگاه حفظ شود. متأسفانه در حال حاضر شاهدیم که زیستگاه یوز تحت تأثیر عوامل مخرب است که می توان به مجوز استخراج معدن در زیستگاه توران اشاره کرد که آسیب زننده است، وجود معدن باعث ایجاد ناامنی برای یوز می شود و گونه هایی که مواد غذایی این حیوان است از بین می روند و شرایط  مساعد برای حضور شکارچیان در منطقه و سروصدا و آلودگی های محیطی باعث ایجاد اضطراب برای یوزپلنگ ها می شود. حضور گله های دام از عوامل اصلی تخریب زیستگاه‌ها هستند و به واسطه آنکه بر روی جمعیت علفخواران تأثیر می گذارند و منابع گیاهی را از بین می برند، به جمعیت حیات وحشی که از گیاهان تغذیه می کنند آسیب می زنند، ضمن آنکه باعث ایجاد عوامل بیماری زا در جمعیت علفخواران می شوند. لذا وجود معادن، صنایع و عبور جاده‌‌ها از زیستگاه‌های یوزپلنگ ایرانی از مسائلی است که به طور مشخص تهدیدکننده است.» 
این مدافع حقوق حیوانات ضمن انتقاد شدید به عملکرد  سازمان محیط زیست در جریان تولد و نگهداری توله‌ها می گوید: «عملکرد اجرایی و تخصصی سازمان در رابطه با یوزها، چه در زمان بارداری و چه به هنگام وضع حمل و مراحل بعدی به طور مشخص نشان می دهد شرایط بهداشتی نامناسب بوده و انگار یوزپلنگ ها یک شبه از آسمان آمده اند درصورتی که یکی دو ماه قبل اعلام کرده بودند ایران باردار است ولی هیچ تمهیدی اندیشیده نشد. یوزپلنگ ها روی پتوی سرباز نگهبان پاسگاه به دنیا آمدند و شیرخشک مناسبی هم برای آنها تهیه نشده بود و تیم دامپزشکی اصول اولیه در تغذیه دستی حیوان را رعایت نکردند و فاقد تجربه بودند و آنقدر سلفی گرفتن در کنار توله یوزها جذاب است که خودخواهانه بدون دانش لازم در کنار حیوانات حضور یافتند تا فقط دیده شوند. از آن بدتر عملکرد خبری و رسانه ای سازمان محیط زیست است که علیرغم اینکه یوزها میراث طبیعی ملی و جهانی  است به هیچ عنوان اطلاع رسانی نکردند و ضعف دانش و عملکرد بسیار بد سازمان سبب شد تا یوزها به این سرنوشت مبتلا شوند. کمترین خواسته این است که رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست و معاون طبیعی این سازمان و تمام کسانی که در این پروژه دخیل بودند از مردم عذرخواهی کنند و چه بسا بهتر بود استعفا دهند. اما می بینیم که اینطور نیست و همچنان افرادی که در شکست این پروژه دخیل بوده اند، بر سرکار حضور دارند و از تریبون ها برای دیده شدن و خودنمایی استفاده می کنند.» به گفته رئیس سازمان محیط زیست یک دامپزشک اندونزیایی در حال ورود به کشور است تا از توله‌یوز ایران مراقبت کند.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.