هنر متعهد در منظومۀ فکری امام مجاهد شهید حضرت آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای (قدساللهنفسهالزکیه) صرفاً به تولید آثاری با مضامین دینی و انقلابی خلاصه نمیشود. مسئله برای ایشان، تعریف جایگاه هنر و هنرمند در جامعه و تمدن اسلامی است؛ نگاهی که از «عطیۀ الهی» بودن هنر آغاز میشود، در تعهد همزمان به محتوا و قالب ادامه پیدا میکند و در نهایت به رسالت اجتماعی و تمدنی هنر میرسد.
این نگاه البته از نقطه صفر آغاز نشد. حضرت امام خمینی (ره) با تأکید بر اینکه «تنها هنری مورد قبول قرآن است که صیقلدهندۀ اسلام ناب محمدی باشد»، افق تازهای پیش روی هنر انقلاب گشودند. منشور هنرمندان ایشان نیز نقطۀ عطفی در نظریهپردازی هنر متعهد بود. در سالهای پس از آن، رهبر شهید انقلاب اسلامی این نگاه را بسط دادند و کوشیدند آن را از سطح یک شعار فرهنگی به یک دستگاه فکری قابل پیگیری تبدیل کنند.
عطیۀ الهی؛ هنر فراتر از یک کالا
نقطۀ آغاز این نگاه، تعریف هنر است. هنر در منظومۀ فکری امام شهید صرفاً یک حرفه، سرگرمی یا محصول فرهنگی نیست؛ «عطیۀ الهی» و «گوهر گرانبهایی» است که در اختیار انسان قرار گرفته و همین امر، برای هنرمند مسئولیت ایجاد میکند.
این تلقی درست در نقطۀ مقابل نگاه مصرفی به هنر قرار میگیرد؛ نگاهی که هنر را به کالا تبدیل میکند و موفقیت آن را با فروش، شهرت یا جلب سلیقۀ بازار میسنجد. در چنین شرایطی، هنرمند به تولیدکنندهای تبدیل میشود که باید محصولی مطابق خواست بازار ارائه کند. اما اگر هنر موهبتی الهی باشد، نمیتواند نسبت به حقیقت و سرنوشت انسان بیتفاوت بماند.
هنر در نظرگاه آیتالله خامنهای خطبهای الهی است و مأموریتی از نوع رسالت انبیا دارد. او فقط تولیدکنندۀ محتوا نیست؛ نسبت به آنچه خلق میکند و اثری که بر مخاطب میگذارد، مسئول است. از همینجاست که تأکید بر رهایی هنر از مظاهر زیانبار فرهنگ بیگانه و استفاده از آن برای «تعالی افکار مردم» معنا پیدا میکند.
تعهد؛ هم به محتوا و هم به هنر
اما هنر متعهد در نگاه امام شهیدمان به معنای نادیدهگرفتن کیفیت هنری نیست. اتفاقاً یکی از نقاط مهم این دیدگاه، تأکید همزمان بر مضمون و تکنیک است.
ایشان «هنر برای هنر» را «مقولهای بسیار غلط و انحرافی» میدانند، اما در عین حال، بارها بر اهمیت فن و مهارت هنری تأکید کردهاند. در این نگاه نمیتوان ضعف فنی یک اثر را صرفاً به دلیل خوببودن پیام آن نادیده گرفت. اثر متعهد باید از نظر هنری نیز قدرتمند باشد. «استحکام استخوانبندی هنری» در بیانات ایشان از همین منظر اهمیت پیدا میکند. هنر متعهد، هم باید حرفی برای گفتن داشته باشد و هم بتواند آن حرف را خوب و اثرگذار بیان کند.
این مسئله در تعریف زیبایی نیز خود را نشان میدهد. آنجا که آقای شهید ایران میفرمایند: «گاهی اوقات، انداختن یک نفر در آتش و تحمّل آن، زیباتر از هر گل و بلبلی است»، در واقع مفهوم زیبایی را از زیباییهای ظاهری فراتر میبرند. در این نگاه، ایثار، مقاومت، رنج و فداکاری نیز میتوانند سرچشمۀ زیبایی باشند.
از همین منظر، دفاع مقدس برای هنر یک موضوع حاشیهای نیست. دفاع مقدس سرشار از موقعیتهای انسانی، ایثار و فداکاری است و به همین دلیل، به تعبیر رهبر انقلاب، «کار هنری در زمینۀ دفاع مقدس یکی از برترین کارهای هنری است».
رسالت نبوی؛ هنر برای روشنکردن ذهنها
اما اگر هنر عطیۀ الهی است و هنرمند هم به محتوا و هم به کیفیت هنری متعهد است، مقصد این هنر کجاست؟
در منظومۀ فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، پاسخ را باید در مفهوم «رسالت» جستوجو کرد. ایشان با اشاره به آیۀ «الَّذینَ یُبَلِّغونَ رِسالاتِ اللَّه»، تبیین و تبلیغ حقیقت را از جنس کار انبیا میدانند. هنر نیز به دلیل قدرت نفوذش در ذهن و احساس انسان، یکی از مؤثرترین ابزارهای این کار است.
هنر میتواند چیزی را که با دهها سخنرانی و استدلال منتقل نمیشود، در قالب یک فیلم، شعر، داستان یا تصویر به مخاطب منتقل کند. به همین دلیل از هنر بهعنوان «زبان رسایی» یاد میشود که میتواند «ذهنها را روشن نماید».
در چنین نگاهی، هنرمند نمیتواند نسبت به میدان روایت بیتفاوت باشد. بخش مهمی از مواجهۀ امروز ملتها نه در میدان جنگ نظامی، بلکه در میدان تصویر و روایت اتفاق میافتد. فیلم، سریال، رمان و دیگر قالبهای هنری میتوانند تاریخ، هویت و ارزشهای یک ملت را روایت کنند یا برعکس، آنها را تحریف کنند.
از همینجاست که نقش هنرمندان در میدان فرهنگی اهمیت پیدا میکند. هنرمند متعهد در این میدان، صرفاً صاحب ذوق نیست؛ نسبت به آنچه روایت میکند و اثری که بر جامعه میگذارد، مسئولیت دارد.
از نظریه تا میدان عمل
این نگاه البته فقط در سطح نظری باقی نمانده است. حمایت از هنرمندانی مانند شهید آوینی و قیصر امینپور، شکلگیری نهادهای فرهنگی و هنری و برگزاری جشنوارههایی با رویکرد انقلابی، بخشی از تلاش برای تحقق همین نگاه بوده است. در کنار آن، هشدارهای مکرر نسبت به گیشهزدگی، سطحیشدن هنر و خودباختگی در برابر الگوهای غربی نیز نشان میدهد که مسئلۀ کیفیت و استقلال فرهنگی همواره در این منظومه مورد توجه بوده است.
در نهایت، میتوان گفت «عطیۀ الهی»، «تعهد به قالب و محتوا» و «رسالت نبوی» سه بخش جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه سه مرحله از یک نگاه واحد به هنرند. هنر چون عطیۀ الهی است، مسئولیت میآورد؛ این مسئولیت باید در آفرینشی جدی و حرفهای تحقق پیدا کند و در نهایت، هنر باید بتواند در جامعه اثر بگذارد، حقیقت را روایت کند و ذهن انسان را روشن سازد.
بنابراین، هنر متعهد در این منظومه صرفاً «هنر با موضوع دینی» یا «هنر با شعار انقلابی» نیست. سخن از نوعی نگاه به ماهیت هنر و جایگاه هنرمند است؛ نگاهی که هنر را از یک کالای مصرفی فراتر میبرد و برای آن نقشی جدی در ساختن انسان، جامعه و تمدن قائل میشود.