در سال ۱۴۰۵، تجارت ایران و چین همچنان پررنگتر از هر زمان دیگری ادامه دارد و بخش بزرگی از نیاز بازار ایران از طریق واردات کالا از چین تامین میشود. با این حال، فعالان حوزه بازرگانی معتقدند که واردات دیگر صرفا به پیدا کردن یک فروشنده در چین خلاصه نمیشود؛ بلکه مجموعهای از چالشهای ارزی، لجستیکی، گمرکی و حتی حقوقی، مسیر تجارت را پیچیدهتر کرده است.
به همین بهانه، گفتوگویی با مدیرعامل شرکت بازرگانی وانیکس ، «پیمان کرمی» ترتیب دادهایم. وانیکس یکی از شرکتهای فعال در حوزه تامین کالا از چین، حمل بینالمللی و خدمات بازرگانی است. در این مصاحبه، سوالاتی را مطرح کردهایم که این روزها ذهن بسیاری از واردکنندگان و صاحبان کسبوکار را درگیر کرده است.
میگویم: «۱۴۰۵، سال تصمیمگیری در اوج عدم قطعیت است؛ سالی که واردکننده باید همزمان با تورم، کاهش ارزش پول، نوسانات شدید نرخ ارز، تغییر مقررات و اختلال در حملونقل بینالمللی مقابله میکرد.»
واقعیت این است که امسال بیش از هر زمان دیگری، عوامل بیرونی روی تجارت اثر گذاشتند. کاهش ارزش ریال باعث شد قیمت تمامشده کالا حتی قبل از رسیدن به گمرک چندین بار تغییر کند. از طرف دیگر، نوسانات بازار ارز برنامهریزی مالی را برای بسیاری از واردکنندگان دشوار کرد.
در کنار این موضوع، تحولات منطقهای و تنشهای نظامی نیز باعث افزایش هزینه بیمه، کرایه حمل و طولانیتر شدن زمان جابهجایی کالا در برخی مسیرهای دریایی شد و زنجیره تامین را با ریسک بیشتری همراه کرد.
اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم، کاهش ارزش پول ملی، تورم، نوسانات نرخ ارز و افزایش هزینههای جانبی باعث شده محاسبه سود برای وارد کنندگان سختتر شود؛ اما این به معنای از بین رفتن صرفه اقتصادی واردات نیست! واردکنندهای که که تامینکننده معتبر پیدا کند، قیمت تمامشده را دقیق محاسبه کند، روش حمل مناسبی انتخاب کند و ریسکهای ارزی و لجستیکی را در نظر بگیرد، همچنان میتواند از بازار چین فرصتهای خوبی ایجاد کند.
همچنین بهتر است به جای واردات کالاهای عمومی و رقابت صرف بر سر قیمت، به سمت کالاهای تخصصیتر، مواد اولیه، تجهیزات، قطعات و محصولاتی رفتهاند که در بازار ایران تقاضای مشخص دارند. به نظر من، سوال درست دیگر این نیست که «آیا واردات از چین سود دارد یا نه؟»؛ بلکه باید پرسید: «چه کالایی، با چه مدل تامینی و با چه برنامهای وارد شود تا سودآور باشد؟»
تنگه هرمز یکی از مسیرهای مهم تجارت دریایی منطقه است و هرگونه افزایش تنش یا اختلال در تردد کشتیها میتواند زنجیره تامین را تحت تاثیر قرار دهد؛ اما مشکل اصلی فقط بسته شدن مسیر نیست؛ بلکه افزایش ریسک باعث رشد هزینه بیمه، تغییر مسیر برخی کشتیها، افزایش زمان حمل و بالا رفتن هزینه لجستیک میشود. این موضوع برای واردکنندهای که کالا را از چین خریداری کرده، میتواند به معنای افزایش قیمت تمامشده و طولانیتر شدن زمان رسیدن محموله باشد.
اگر یک وارد کننده بر روی حمل دریایی حساب کرده باشد، هرگونه اختلال منطقهای میتواند هزینههای پیشبینینشده ایجاد کند. به نظر من، واردکنندگان باید انتخاب مسیرهای جایگزین مانند جادهای و ریلی، محاسبه سناریوهای افزایش هزینه و مدیریت دقیق سرمایه در گردش را جدی بگیرند.
بزرگترین اشتباه این است که بدون تحقیق کافی و فقط بر اساس قیمت پایین وارد معامله شوند. بسیاری از افراد تامینکننده را بهدرستی بررسی نمیکنند، نمونه کالا نمیگیرند و هزینههای واقعی مانند حمل، گمرک و نوسانات ارز را از ابتدا محاسبه نمیکنند.
در حوزه واردات، ارزان خریدن همیشه به معنای سود بیشتر نیست؛ انتخاب تامینکننده معتبر و مدیریت ریسک، مهمتر از قیمت اولیه کالاست. در شرایط امروز، یک تصمیم اشتباه در مرحله خرید میتواند با توجه به نوسانات ارزی و افزایش هزینهها، ضرر قابل توجهی برای واردکننده ایجاد کند.
بدون شک! انتقال وجه همچنان یکی از مهمترین دغدغههای واردکنندگان است. به دلیل محدودیتهای بانکی بینالمللی، بسیاری از تجار نمیتوانند مستقیما مبلغ خرید را به حساب کارخانه واریز کنند و ناچارند از مسیرهای واسطه استفاده کنند.
مهمترین نکته این است که انتقال پول باید کاملا قابل رهگیری و از طریق شرکتهای معتبر انجام شود تا ریسک از بین رفتن سرمایه به حداقل برسد. ضرورت استفاده از کانالهای امن و قانونی در انقال پول توسط شرکت های معتبر اهمیت زیادی دارد.
باید بگویم که هزینه واقعی واردات شامل بخشهای مختلفی است. امسال بیشترین هزینههای پنهان مربوط به حملونقل بینالمللی، بیمه، نوسانات نرخ ارز، هزینههای گمرکی، انبارداری، تاخیر در ترخیص و مجوزهای مورد نیاز بوده است.
در شرایط فعلی، حتی چند روز تاخیر در مسیر حمل یا ترخیص میتواند هزینه قابل توجهی به واردکننده تحمیل کند. به همین دلیل ما همیشه تاکید میکنیم قبل از خرید، باید قیمت تمامشده کالا تا زمان رسیدن به انبار در ایران محاسبه شود، نه فقط قیمت اعلامی کارخانه در چین! مدیریت همین جزئیات است که تفاوت بین یک واردات موفق و یک معامله پرریسک را مشخص میکند.
نوسانات ارز، تغییر قدرت خرید مردم و شرایط بازار ایران دائما در حال تغییر است. اما اگر بخواهیم بر اساس نیاز بازار و مزیت تولید چین نگاه کنیم، کالاهایی که مصرف مستمر، تقاضای واقعی و امکان مدیریت سرمایه دارند، همچنان بیشترین ظرفیت را برای واردات دارند.
همچنین کالاهایی که یک مشکل واقعی از مردم در ایران را در شرایط فعلی حل میکنند، گزینه بهتری هستند. برای مثال، قطعی برق و مشکلات زیرساخت انرژی باعث شده تقاضا برای تجهیزات برق اضطراری مانند موتور برق، اینورتر، محافظ دستگاه، پنل خورشیدی و غیره در بخش خانگی و صنعتی افزایش پیدا کند.
کوچکترین مغایرت در اسناد، تعرفه کالا، ارزشگذاری یا مجوزها میتواند باعث توقف محموله و افزایش هزینههای انبارداری شود. همچنین تغییرات بخشنامهای و حساسیت بیشتر روی کنترل اسناد و الزامات واردات باعث شد نقش برنامهریزی قبل از حمل کالا بسیار پررنگتر از قبل شود.
امروز یک واردکننده حرفهای باید قبل از خرید، مواردی مانند کد تعرفه، مجوزهای لازم، مدارک حمل، استانداردها و شرایط ترخیص را بررسی کند. تجربه ما نشان داده است که بخش زیادی از مشکلات گمرکی به دلیل تصمیمهای اشتباه در مرحله خرید و آمادهسازی اسناد ایجاد میشود؛ به همین دلیل، ترخیص موفق نتیجه یک زنجیره درست از انتخاب کالا، تنظیم اسناد، حمل اصولی و مدیریت فرآیند واردات است.
آینده واردات از چین را باید واقعبینانه و بر اساس شرایط اقتصادی کشور بررسی کرد. به نظر من، در سالهای پیشرو واردات از چین همچنان ادامه خواهد داشت، اما مدل آن تغییر میکند. دیگر نمیتوان مانند گذشته صرفا با هدف خرید ارزان وارد بازار شد؛ چون عواملی مانند نوسان نرخ ارز، تورم، محدودیتهای نقلوانتقال پول، تغییر قوانین تجاری و ریسکهای منطقهای، تصمیمگیری را پیچیدهتر کردهاند.
در شرایط فعلی که اقتصاد ایران با تورم بالا، کاهش ارزش پول ملی و فضای پیشبینیناپذیر اقتصادی مواجه است، واردکننده دیگر نمیتواند فقط بر اساس قیمت خرید تصمیم بگیرد. باید از ابتدا سناریوهای مختلف ارزی را در نظر بگیرد؛ یعنی اگر نرخ ارز افزایش پیدا کرد، اگر زمان ترخیص طولانی شد یا اگر هزینههای حمل تغییر کرد، تاثیر آن بر قیمت نهایی کالا را محاسبه کند.
اگر بخواهم بر اساس تماسهای روزانه پاسخ بدهم، این دغدغهها بیشترین تکرار را داشتهاند:
این موارد تقریبا دغدغه مشترک اکثر واردکنندگان در سال ۱۴۰۵ بوده است.
مهمترین توصیه من این است که قبل از هر اقدامی، ریسک را مدیریت کنید؛ نه اینکه فقط به دنبال خرید ارزان باشید. در شرایط فعلی اقتصاد ایران، یک واردات موفق فقط به قیمت پایین کالا در چین وابسته نیست؛ بلکه باید از ابتدا تامینکننده معتبر، کیفیت محصول، هزینه حمل، شرایط ارز، هزینههای گمرکی و زمان رسیدن کالا به بازار ایران را دقیق بررسی کرد.
تجربه ما نشان میدهد یک تصمیم درست در مرحله انتخاب تامینکننده و برنامهریزی خرید، میتواند از هزینههای سنگین در مراحل بعدی جلوگیری کند. در شرایطی که نوسانات ارزی، تغییر قوانین و ریسکهای منطقهای وجود دارد، واردکننده موفق کسی است که با اطلاعات و برنامه وارد بازار شود، نه صرفا با سرمایه زیاد!
گفتوگوی ما با مدیرعامل وانیکس نشان میدهد که واردات از چین در سال ۱۴۰۵ همچنان فرصتهای سودآوری برای کسبوکارهای ایرانی ایجاد میکند، اما این فرصتها بدون شناخت دقیق فرآیندهای تجارت بینالملل قابل دستیابی نیست. نوسانات نرخ ارز، محدودیتهای انتقال پول، انتخاب روش حمل مناسب، افزایش هزینههای حمل، سختگیری بیشتر در اسناد گمرکی، انتخاب تامینکننده معتبر و کنترل کیفیت کالا، از مهمترین موضوعاتی هستند که هر واردکننده باید پیش از ثبت سفارش به آنها توجه کند.