سبا در جست‌وجوی سلیمان اسلام - روزنامه رسالت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 68816
  پرینتخانه » فرهنگی, مطالب روزنامه, ویژه تاریخ انتشار : ۱۲ تیر ۱۴۰۱ - ۶:۰۷ | 224 بازدید |
حکایت مادر شهید ژاپنی تبار که از سرزمین آفتاب جذب آفتاب اسلام شد

سبا در جست‌وجوی سلیمان اسلام

در میان فرمانروایان، برخی هستند که برای افکار مردم زیردست خود اعتباری قائل نمی‌شوند و رو به زور می‌آورند. برای این گروه از حاکمان مهم نیست که مردم آن‌ها را دوست داشته باشند یا خیر و اگر هم مهم باشد، با خودفریبی تصور می‌کنند که مردم در هر حال عاشق آنند. تکیه این دسته حاکمان به اطاعت قلبی مردم نیست، چه گمان می‌کنند تا چماق بر سر رعیت باشد آنان به راه حاکم می‌روند.
سبا در جست‌وجوی سلیمان اسلام

گروه فرهنگی
در میان فرمانروایان، برخی هستند که برای افکار مردم زیردست خود اعتباری قائل نمی‌شوند و رو به زور می‌آورند. برای این گروه از حاکمان مهم نیست که مردم آن‌ها را دوست داشته باشند یا خیر و اگر هم مهم باشد، با خودفریبی تصور می‌کنند که مردم در هر حال عاشق آنند. تکیه این دسته حاکمان به اطاعت قلبی مردم نیست، چه گمان می‌کنند تا چماق بر سر رعیت باشد آنان به راه حاکم می‌روند. دسته‌ای دیگر هستند که به آنچه در فکر مردم می‌گذرد اهمیت می‌دهند و خود را محتاج ایمان مردم می‌بینند. این دسته تا حد امکان تلاش دارند نه بر ترس مردم، که بر عشق آنان فرمانروایی خود را بنا سازند. این گروه اگر از دسته فرمانروایان عادل و الهی نباشند، رو به دروغ و فریب می‌‌آورند. دروغ و پروپاگاندا مهم‌ترین ابزار حکمرانی این گروه است و جای شمشیر را برای آنان پر می‌کند. برای فرمانروای عادل اما استدلال و عدالت حرف اول و آخر را می‌زند. یکی از حکامی که در تاریخ اسلام پادشاهی خود را بر مبنای افکار عمومی و عملیات‌های پیچیده رسانه‌ای ساخت معاویه بود. معاویه برای حکومت خود چیزی شبیه یک ایدئولوژی داشت. گفتمانی که مدام در آن می‌دمید و آن قتل عثمان بود که او به عنوان شهادتی مظلومانه که مسبب آن امیرالمؤمنین علیه‌السلام و یاران ایشان بودند جلوه می‌داد. قتل عثمان و انتقام این قتل برای معاویه این امکان را فراهم می‌آورد که برای خود یک عقبه نظری ایجاد کند و حکومت خود را در راستای خون عثمان جا بیندازد. بر مبنای گزارش‌های تاریخی، یکی از مؤلفه‌هایی که باعث می‌شد کسی تشخیص دهد وارد قلمروی معاویه شده است، این بود که مثلا کسی از مردم زیرلب شعری در مرثیه عثمان زمزمه کند! معاویه به این ترتیب برای حکومت خود مرزهای فرهنگی و گفتمانی ایجاد کرده بود. اما اساس این قضیه دروغ بود. نه عثمان آن همه که امویان می‌گفتند مظلوم بود، نه حضرت امیر و یاران ایشان نقشی در قتل او داشتند و نه معاویه خون‌خواه عثمان بود. معاویه در یک فقره از غارات سرزمین‌های اسلامی که تحت خلافت حضرت امیر بود به وسیله بسر بن ارطاة، سی‌هزار انسان را کشت. اموال بسیار غارت کرد و جنایات فراوان رقم زد. محمدبن ابوبکر، والی مصر و فرزند خلیفه اول را عمال او ابتدا کشتند، سپس در شکم الاغ کردند و آن را آتش زدند. تمام این جنایات اما زیر این سرپوش دروغ بود که معاویه خون‌خواه عثمان است و به این خون‌خواهی با حضرت امیر می‌جنگد. پادشاهی امویان از جمله سلطنت‌های دروغ‌محوری بود که جز خون امام حسین علیه‌السلام نمی‌توانست آن را رسوا کند. امویان بعد از رسوایی کاملشان در کربلا، سپس حمله به مکه و به آتش کشیدن کعبه و حمله به مدینه و واقعه حره، رو به پادشاهی روزمحور و جبارانه آوردند. 
فرمانروایی در عصر امروز ابعادی فراتر از کشورها پیدا کرده و با استکبار و استعمار جهانی مواجهیم. فرمانروایی آمریکا بر جهان یک هژمونی است. یعنی قدرتی است که پایه‌های آن با حیثیت و حرمت محکم شده است. این دو پایه از سال‌ها پیش و خصوصا در سال‌های اخیر، رو به ضعف و پوسیدگی گذاشته‌اند. جنگ‌های طولانی و بی‌ربط به منافع ملی آمریکا که از ویتنام آغاز شد و برگ آخرش در افغانستان بود، اختلاف طبقاتی و تبعیض نژادی در داخل و به قدرت رسیدن فرد بی‌وجاهتی همچون ترامپ، به تسریع پوسیدگی هژمونی این کشور کمک کرده است. یکی از دروغ‌هایی که برای آمریکا اعتبار ذهنی و معنوی ایجاد می‌کند حمایت از حقوق بشر است و مهم‌ترین مهر ابطالی که پای این ادعا ثبت شده؛ قتل عام هسته‌ای در هیروشیما و ناکازاکی است. ژاپن تا به امروز، یکی از مهم‌ترین قربانیان استکبار آمریکاست اما رسانه و پروپاگاندا در استحاله این فاجعه چنان به کمک این کشور آمده که رئیس جمهور سابق آمریکا می‌تواند به راحتی قدم به خاک هیروشیما بگذارد و بگوید: «نه، [عذر خواهی نمی کنم] زیرا باید پذیرفت که در بحبوحه جنگ رهبران تصمیم های زیاد و گوناگونی می گیرند. و من می دانم که هر رهبری تصمیم های خیلی دشواری می گیرد٬ به ویژه در زمان جنگ.» اما خصلت حق این است که بی‌زبان و رسانه می‌تواند آدم‌ها را به خود جذب کند و در خود مستحیل سازد. حق اگر هم به زبان و رسانه نیاز داشته باشد برای آگاهی‌بخشی است و نه تبلیغات. آدم‌ها اگر با آن مواجه شوند بی‌واسطه آن را در می‌یابند و به آن دل می‌دهند. حق آفتابی است که دلیل خودش است.  روز جمعه زنی از میان ما رفت که در زمان بمباران اتمی هیروشیما کودک بوده اما آن را به خاطر دارد. این زن که طعم حقوق بشر آمریکایی را چشیده بود ردپای حقوق بشر را در جای دیگری یافت. کونیکو یامامورا از ژاپن به میان مردمی آمد که حتی اسمش را به سختی تلفظ می‌کنند. به دینی درآمد که هیچ قرابتی با آیین بودایی، آیین خانوادگی او نداشت. آنچه او را این همه از گذشته خود دور کرد هیچ تبلیغی یا پروپاگاندایی نبود. دیدن رفتار یک جوان ایرانی مسلمان بود و همین بس بود تا او خود و فرزندانش را وقف دینی کند که خود و هفت‌پشتش چیزی از آن نمی‌دانستند. این خصلت انسانی مکتب اسلام است که تفاوت‌های نژادی، زبانی، دینی، فرهنگی و تمدنی را آن هم با این غلظت زیر پا می‌گذارد و خود را صادر می‌کند. ژاپنی‌های بودایی در قرون گذشته واکنش بسیار سختی به مبلغان مسیحی نشان دادند. آیین شینتو و بودا چیزی بود که تمام تاریخ آنان را در بر داشت و هرگز زیر بار چیزی غیر از آن نمی‌رفتند. مواجهه ژاپنی‌ها با مبلغان مسیحی را می‌توان در فیلم «سکوت» مارتین اسکورسیزی به خوبی دید. ژاپن با وجود تاریخ و تمدن منحصر به فردش در مواجهه با غرب مدرن به شدت با آن همراه شد و آن را به خود پذیرفت اما وجود نمونه‌هایی همچون سبا بابایی، تنها مادر شهید ژاپنی می‌تواند نشانه‌ای باشد از آمادگی پذیرش ارزش‌های اسلامی توسط مردم آن دیار. 
به نقل از فرهیختگان کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب»، یکی از اولین کانال‌های شناخت ایرانی‌ها از یگانه مادر شهید ژاپنی است. حمید حسام و مسعود امیرخانی، خاطرات خواندنی این بانوی شرقی را با دقتی مثال‌زدنی و با حفظ فصاحتی که خود او در بیان خاطراتش به‌کار برده، به رشته‌ تحریر درآورده‌اند.
کونیکو در خاطراتش گفته هیچ‌گاه تصور نمی‌کردم داستان زندگی من روزی به‌صورت کتاب منتشر شود: «اگر در ژاپن و درکنار خانواده‌ام می‌ماندم یک زندگی کاملا عادی را تجربه می‌کردم درحالی‌‌که آشنایی من با یک مسلمان ایرانی مسیر زندگی‌ام را تغییر داد و توسط او به دنیای جدید و ناشناخته‌ای آمدم.» مسعود امیرخانی درباره این بخش از کتاب می‌گوید: «جنگ پدیده مخربی است و فکر نمی‌کنم هیچ‌کس جنگ را دوست داشته باشد. راوی کتاب در کودکی و سن خیلی کم خاطراتی از جنگ جهانی دوم و همکاری ژاپن در آن دارد اما وقتی به ایران می‌آید و حوادث انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی را می‌بیند، نسبت به دفاع از سرزمین نگاهش تغییر می‌کند.»امیرخانی درباره چگونگی تدوین و گردآوری خاطرات این کتاب گفته است: «حمید حسام، مرداد۱۳۹۳ با گروهی ۹نفره از جانبازان شیمیایی برای شرکت در مراسم سالگرد بمباران اتمی هیروشیما به ژاپن دعوت می‌شود و در این سفر با کونیکو یامامورا که در کسوت مترجم گروه را همراهی می‌کرد، آشنا می‌شود. درطول سفر ضمن شنیدن خاطراتی از زندگی خانم یامامورا، جرقه نوشتن زندگی او در ذهنش خطور می‌کند.»

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.