دماوند روح ایرانی - روزنامه رسالت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 68673
  پرینتخانه » فرهنگی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۰۹ تیر ۱۴۰۱ - ۶:۳۷ | 190 بازدید |
کسی که نگاهش به قله‌ها باشد خود نیز تبدیل به کوه اراده می‌شود

دماوند روح ایرانی

یکی از وجوه درخشان و درخور تأمل حکمرانی رهبر معظم انقلاب، توجه همیشگی و بسیار زیاد ایشان به افکار عمومی، ذهنیت جامعه و تصور مردم است. افکار عمومی، قدرت نرم کشور است که هر کارگزار با درایت و دلسوز آن را پشتوانه اصلی کشور می‌یابد. ایشان در دیدار صبح سه‌شنبه با مسئولان قوه قضائیه به عدلیه تأکید می‌کنند از مرزهای روح و روان جامعه پاسداری کند.
دماوند روح ایرانی

جواد شاملو
یکی از وجوه درخشان و درخور تأمل حکمرانی رهبر معظم انقلاب، توجه همیشگی و بسیار زیاد ایشان به افکار عمومی، ذهنیت جامعه و تصور مردم است. افکار عمومی، قدرت نرم کشور است که هر کارگزار با درایت و دلسوز آن را پشتوانه اصلی کشور می‌یابد. ایشان در دیدار صبح سه‌شنبه با مسئولان قوه قضائیه به عدلیه تأکید می‌کنند از مرزهای روح و روان جامعه پاسداری کند. در بند بعدی و در توصیه‌ای دیگر و در امتداد همین توصیه، به پرونده‌هایی که در ذهن مردم باز می‌شود اشاره می‌کنند. پرونده‌های باز مثل خطوطی هستند که روی یک لوح سفید در ذهن مردم کشیده می‌شوند. بعد از مدتی ممکن است جزئیاتشان فراموش گردد اما رنگ سیاهش بر لوح تصور مردم باقی می‌ماند. شاید خودش از یاد برود اما حسش با مردم می‌ماند. احتمالا امروز بسیاری فراموش کرده باشند باید با مسببان حادثه متروپل برخورد جدی صورت بگیرد اما آیا ضربه‌ای هم که آن حادثه به روان مردم زد التیام‌یافته است؟ زخم را باید درمان کرد. 
چه کسانی ممکن است به مرزهای روانی جامعه هجوم آورده و آرامش مردم را غارت کنند؟ در درجه اول مشخصا دشمن با جبهه رسانه‌ای عریض و طویلش و با تنوع سلاح‌هایش که اسکندروار
 و چنگیزمانند بر ارابه رسانه می‌نشیند و از هیزم دروغ آتش می‌افکند و با دودش ذهن مردم را تاریک می‌کند. دغدغه دروغ در زمامداران ایران دغدغه تازه‌ای نیست. «به تو پناه می‌برم از خشکسالی، از دشمن و از دروغ». این سخنان را ظاهرا داریوش اول گفته؛ بیش از دوهزار سال قبل. نهایت آرزوی این لشکرکشی رسانه‌ای این است که نه‌تنها اسلام را و انقلاب اسلامی را، بلکه ایران را نزد ایرانی بی‌آبرو کند. غیر از دشمن داخلی و خارجی طیف وسیعی از افراد و جریان‌ها می‌توانند مخل امنیت روانی جامعه باشند. تفکرات و جریان‌های غرب‌گرایی که در خواب آمریکا هستند و چشم و گوش بسته و غلت‌زنان زیرلب در خواب حرف می‌زنند و غرب را حل‌المسائل کشور می‌دانند نیز به روان جامعه تعرض می‌کنند. مسئولی که از سر نوعی غرور افکار عمومی را بی‌اهمیت می‌داند و در کردار و گفتارش ملاحظه این سرمایه اجتماعی را نمی‌کند هم در پازل بر هم زدن امنیت روانی نقش دارد. رسانه‌ای که نان خود را در جلب‌توجه به‌واسطه لجن‌پراکنی می‌بیند نیز مصداق همین خطاست. چون منی که در فضای مجازی دیده شدن را در پرتو برانگیختن هیجان مخاطب می‌بینم و نه روشنا بخشیدن به ذهن و فکر او هم همین‌طور.
حمله روانی به امنیت روانی مردم را یک کسی که در جبهه رسانه‌ای ایران به‌خوبی تلاش می‌کند، «اسیدپاشی» به‌صورت ایران نامیده است. این حمله همه‌جانبه است. به هر کس و هر چیزی که بویی از هویت ایران داشته باشد؛ خواه ابوالقاسم فردوسی باشد که احیاگر زبان و هویت ایران بود و چه اصغر فرهادی که کارش از اساس سیاه نمایاندن ایران بود و تا چندی پیش خود در جبهه اسیدپاشان به ایران شمشیر می‌زد؛ اما در دوره جدید همین‌که نام ایران را در عرصات بین‌الملل پژواک ببخشی گناهکاری. ولو محتوای اثرت به نفع ایران نباشد. دشمن رادیکال شده و جبهه خود را گسترده کرده. اکنون‌که دشمن به طرد حداکثری رو آورده و میدان حمله‌اش را پهنا بخشیده؛ ما هم باید به جذب حداکثری رو بیاوریم و میدان دفاع خود را گسترده کنیم. اکنون‌که دشمن به دنبال کوچک‌ترین بهانه‌ای است که کسی را مدافع ایران بیابد و او را موردحمله قرار دهد؛ ما نیز باید به دنبال بهانه‌ای باشیم برای طرد نکردن. مقصود از این سخن، بی‌محابا آغوش باز کردن و پذیرفتن هر کس و ناکس و فراموش کردن اصول انقلابی و اسلامی نیست؛ بلکه باید از این فرصتی که دشمن بسیاری را به اندک بهانه‌ای به جبهه ما هل می‌دهد بهره برد.
امنیت روانی را اگر باکمی مسامحه به روحیه ترجمه کنیم، می‌توانیم آن را عنصر نابی بیابیم که در سال شصت به‌وفور میان مردم بود. رهبر انقلاب فرمود‌ند در آن سال‌ها امام همچون قله دماوند ایستاده بود و مسئولان و مردم و جوانان نیز ایستاده بودند. می‌توان تصور کرد پیر جماران رأس قله است و دیگران در دامنه و همه باهم کوهی را تشکیل دادند که در آن زلزله‌های مداوم سال‌های دهه شصت ترک برنداشت. رهبر گرامی، مرحوم امام را به کوه دماوند تشبیه می‌کنند. دماوند همواره ایستاده است. بامتانت، با وزن و با اعتدال. دماوند هم تجسم امام است و هم تجسم ایران. چه خمینی هم تجسم ایران بود و جمع عرفان و قیام و حماسه و تشیع و حکمت.
قله سپید دماوند باید همواره پیش چشم فکر مردم باشد چه آن قله سربلند، سرنوشت این خاکی است که امانتدار اسلام است. بعضی روزها که تهران تمیز است می‌توان از بعضی جاهای شهر، شاید اکثر جاها قله دماوند را دید. یورش رسانه‌ای دشمن می‌خواهد آن قله ازنظرها پنهان باشد. کسی که نگاهش به قله‌ها باشد، خود نیز تبدیل به کوه می‌شود. کوهی از اراده و تصمیم و این خاصیت‌ قله است که رهرو خود را هم‌جنس خودش می‌گرداند. 

نویسنده : جواد شاملو |
برچسب ها
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.