بروز اختلال خودایمنی در آمریکا | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 58343
  پرینتخانه » سرمقاله, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۱ دی ۱۴۰۰ - ۲۲:۰۳ | 256 بازدید |

بروز اختلال خودایمنی در آمریکا

فرانسیس فوکویاما، صاحب نظریه « پایان تاریخ» و یکی از معروف‌ترین تئوری پردازان آمریکایی در  تازه‌ترین مقاله‌ خود در «نیویورک‌تایمز» به نکات قابل‌تأملی در خصوص مناسبات قدرت در این  کشور اشاره‌کرده است. مدل آمریکایی دموکراسی مدت‌هاست که روبه‌زوال است و فضای سیاسی آمریکا از اواسط دهه‌ ۱۹۹۰ به‌طور فزاینده‌ای چندقطبی و دچار یک بن‌بست ادامه‌دار شده است؛ بن‌بستی که به دولت اجازه‌ انجام حتی وظایف اساسی‌اش را هم نمی‌دهد.
بروز اختلال خودایمنی در آمریکا

فرانسیس فوکویاما، صاحب نظریه « پایان تاریخ» و یکی از معروف‌ترین تئوری پردازان آمریکایی در  تازه‌ترین مقاله‌ خود در «نیویورک‌تایمز» به نکات قابل‌تأملی در خصوص مناسبات قدرت در این  کشور اشاره‌کرده است. مدل آمریکایی دموکراسی مدت‌هاست که روبه‌زوال است و فضای سیاسی آمریکا از اواسط دهه‌ ۱۹۹۰ به‌طور فزاینده‌ای چندقطبی و دچار یک بن‌بست ادامه‌دار شده است؛ بن‌بستی که به دولت اجازه‌ انجام حتی وظایف اساسی‌اش را هم نمی‌دهد.
در این معادله، حادثه ششم ژانویه سال ۲۰۲۱( حمله طرفداران ترامپ به کنگره) حکم یک نقطه آشکارساز را دارد. بر این اساس ۶ژانویه شکاف‌های درون ایالات‌متحده را تثبیت و تعمیق کرد و به همین دلیل هم طی سال‌های آینده پیامدهایش در سراسر جهان همچنان انعکاس خواهد داشت. نه‌تنها فوکویاما، بلکه بسیاری از تحلیلگران آمریکایی هشدار داده‌اند که این کشور دچار نوعی اختلال خودایمنی 
( حمله به خود) شده است. 
بنابراین نه‌تنها اعتبار خودساخته و کاذب آمریکا به‌عنوان الگوی عملی یک دموکراسی تکه‌پاره شده است، بلکه جریانات قدرت درآمریکا قادر به ایجاد توازن سیاسی ، امنیتی و اجتماعی در داخل این کشور نیستند. بروز اختلافات داخلی در آمریکا به‌گونه‌ای است که خود به پاشنه آشیل این کشور در داخل و خارج از این  تبدیل‌شده و باگذشت زمان، این روند تشدید می‌شود. 
فراموش نکنیم که بحران داخلی در آمریکا، صرفا معلول ظهور فردی به نام ترامپ در معادلات قدرت دراین کشور و حوادث پس از شکست وی در انتخابات نیست. «نفرت داخلی » عنصر و مؤلفه‌ای است که تقویت آن در زیرساخت‌های قدرت و حتی مناسبات عمومی و اجتماعی-سیاسی در آمریکا منجر به اضمحلال درونی این کشور خواهد شد. 
بخشی از این اضمحلال ماهیت زیربنایی و بخشی از آن ماهیتی روبنایی خواهد داشت. ساختار انتخاباتی ضد دموکراتیک آمریکا، یکی از اصلی‌ترین عوامل پمپاژ بحران در این کشور محسوب می‌شود. 
در ساختار کالج الکترال، هر ایالت برحسب جمعیت و اهمیت خود، امتیاز الکترال خاصی دارد و فراتر از آن، اگر نامزدی حتی یک رأی بیشتر نسبت به نامزد دیگری در یک ایالت به دست آورد، کل آرای الکترال آن ایالت را به‌حساب خود واریز می‌کند. در این ساختار، درنهایت آرای مخالف نامزد پیروز در یک ایالت نیز به آرای موافق تبدیل‌شده و امتیاز آن‌ها به سبد حزب برتر واریز می‌شود. همین ساختار شکننده باعث شده‌است در سال‌های ۲۰۰۰ و ۲۰۱۶ میلادی، جمهوری‌خواهان به‌رغم کسب آرای عمومی کمتر، در انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز شوند. ظهور ترامپیسم ( فارغ از حضور یا عدم حضور ترامپ در قدرت) نیز این روند را تشدید کرده است. نژادپرستان افراطی ، قدرت تخریب اجتماعی زیادی داشته و حادثه حمله به کنگره در ششم ژانویه سال ۲۰۲۱ را نیز در سایه‌ حمایت‌های پشت پرده و انفعال عامدانه بخشی از نیروهای امنیتی و پلیس رقم زدند. بدون شک در چنین شرایطی نمی‌توان حتی سخن از
 « قابلیت اصلاح ساختاری» در آمریکا به میان آورد، زیرا دوقطبی و نفرت ایجادشده در داخل این کشور، اجازه این بازتعریف اولیه و حداقلی را نیز به سیاستمداران و قانون‌گذاران نخواهد داد. درهرحال، فوکویاما و بسیاری از تئوریسین ها در آمریکا، اکنون بیش‌ازپیش متوجه تعمیق شکاف‌های درونی این کشور شده‌اند. در چنین شرایطی نمی‌توان مدعی شد که آمریکا از ابتلا به این اختلال خودایمنی جان سالم به درخواهد برد.

نویسنده : حنیف غفاری |
برچسب ها
,
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.