درس حاج قاسم برای مدیران | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 58020
  پرینتخانه » سیاسی, فرهنگی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۱۸ دی ۱۴۰۰ - ۶:۱۰ | 336 بازدید |
به بهانه پخش مستند «۷۲ ساعت» توجه سردار دل‌ها به اصحاب وفادار بررسی شد

درس حاج قاسم برای مدیران

«همیشه بهترین آدم‌ها، اگر بدترین همراه‌ها را داشتند، شکست خورند؛ بالعکس هم بوده، بدترین آدم‌ها بودند که بهترین همراه‌ها را داشتند، پیروز شدند»؛ این جمله با مسمای قهرمان ملی ما حاج قاسم عزیز است که در یک‌‌ جلسه‌ای خطاب به حاضران می‌گوید اما به زعم این قلم، بیش از آنکه مخاطب این درس مهم حکمرانی، حاضران آن جلسه باشند، مسئولان حاضر در نظام اسلامی از جمله سید ابراهیم رئیسی هستند که باید بیش از پیش به کیفیت همراهان خود بها دهند چه آنکه  نتیجه بدترین همراهان شکست بهترین آدم‌هاست و بالعکس.
درس حاج قاسم برای مدیران

وحید عظیم‌نیا
«همیشه بهترین آدم‌ها، اگر بدترین همراه‌ها را داشتند، شکست خورند؛ بالعکس هم بوده، بدترین آدم‌ها بودند که بهترین همراه‌ها را داشتند، پیروز شدند»؛ این جمله با مسمای قهرمان ملی ما حاج قاسم عزیز است که در یک‌‌ جلسه‌ای خطاب به حاضران می‌گوید اما به زعم این قلم، بیش از آنکه مخاطب این درس مهم حکمرانی، حاضران آن جلسه باشند، مسئولان حاضر در نظام اسلامی از جمله سید ابراهیم رئیسی هستند که باید بیش از پیش به کیفیت همراهان خود بها دهند چه آنکه  نتیجه بدترین همراهان شکست بهترین آدم‌هاست و بالعکس. حاج قاسم البته در‌‌ همین جلسه به سخنان حضرت امیر(ع) در خطبه ۹۷ نهج‌البلاغه اشاره می‌کند، خطبه‌ای که در آن مولایمان علی(ع) می‌فرماید «اى كسانى كه به تن حاضريد و به خرد غايب، هر يك از شما را عقيدتى ديگر است. فرمانروايان‌تان گرفتار شمايند. فرمانرواى شما، خدا را اطاعت مى‌كند و شما نافرمانيش مى‌نماييد و فرمانرواى آنان خدا را نافرمانى مى‌كند و ايشان سر بر خط فرمانش دارند. دلم مى‌خواهد معاويه با من معاملتى كند چون صرافى كه به دينار و درهم. ۱۰ تن از شما را از من بستاند و يك تن از مردان خود را به من دهد.»در اين عبارت، امام(ع) روى سه نقطه ضعف آنها که در ترجمه و شرح خطبه ۹۷ نهج‌البلاغه با عنوان «مقایسه یاران امام و معاویه» در تارنمای‌مؤسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت(ع)، ذکر شده است، انگشت مى‌گذارد؛ نخست، غايب بودن عقل‌ها، گويى عقل‌هايشان از تن جدا شده و تدبيرِ آن را رها نموده و وجودشان همچون کشورى بدون مدير و مدبر باقى مانده است. ديگر اينکه، هيچ‌گونه حلقه اتصالى در ميان آنها وجود ندارد، هر کدام خواسته‌اى به اندازه هواى نفس و عقل کوچکشان‌ دارند. بديهى است چنين گروهى، هيچ مشکلى را از خودشان و از ديگران حل نخواهند کرد. و سومين نقطه ضعف آنها اين بود که زمامداران ناچار بودند با آنها بسازند و جانشينى براى آنان نداشتند. مجموع اين صفات سبب مى‌شد که در ميدان نبردِ با دشمن، کفايت و کارآيى نداشته باشند. در جمله پايانى اين بخش، به تعبيرى بر مى‌خوريم که در نهج‌البلاغه بى‌مانند است. مى‌فرمايد: «به خدا سوگند! بسيار دوست داشتم معاويه شما را با نفرات خود مبادله مى‌کرد، همچون مبادله کردن دينار به درهم؛ ۱۰ نفر از شما را از من مى‌گرفت و يک نفر از آنها را به من مى داد.» (لَوَدِدْتُ وَاللهِ أَنَّ مُعَاوِيَةَ صَارَفَني بِکُمْ صَرْفَ الدِّينَارِ بِالدِّرْهَمِ، فَأَخَذَ مِنِّي عَشَرَةً مِنْکُمْ، وَ أَعْطَانِي رَجُلا مِنْهُمْ). تأکيدات متعددى که در اين جمله آمده است نشان مى‌دهد اين سخن امام(ع) واقعا جدى است و کمترين مبالغه در آن راه ندارد. شاميان را به منزله سکه طلا فرض کرده و عراقيان را به منزله سكه نقره، که در آن زمان يک دهم آن (دينار) ارزش داشت و اين نشان مى دهد که مردم شام افرادى با انضباط بودند حتى هنگامى که معاويه آنان را فريب داد باز هم پشت سر او محکم ايستادند، ولى لشکر کوفه و عراق به هيچ وجه انضباطى نداشتند و حتى۱۰ نفر از آنها به اندازه يک نفر از شاميان ارزش نداشت! در طول تاريخ شام و عراق قبل از اسلام و بعد از اسلام شواهدى براى اين مطلب پيدا مى‌شود. در همین بخش عامل  ديگرى که سبب سستى و بى انضباطى لشکر کوفه بود، این عنوان شده است که سران آنها در دوران حکومت خلیفه سوم، در ناز و نعمت فرو رفته بودند چرا که در آن هنگامه بيت‌المال  بدون حساب و کتاب در ميان مردم تقسيم مى‌شد و براى سران و دوستان و بستگان و نزديکان، امتيازات عجيبى قائل می‌شد بنابراین هنگامى که تحت برنامه‌هاى حکومت على(ع) قرار گرفتند، وضع دگرگون شد و تلخى عدالت، شيرينى تبعيض و ظلم را از کام آنها بيرون فرستاد از همین جهت مرتب گلايه داشتند. اين در حالى بود که معاويه براى پيشبرد اهدافش، نه عدالت را به رسميت مى‌شناخت و نه حکم خدا را!  تمام تلاش و کوشش او اين بود که هر کس را با درهم و دينار – به هر مبلغى که باشد – خريدارى کند، او تنها به حکومت خويش مى‌انديشيد، نه به اسلام و نه به مردم، و در هنگام لزوم نيز متوسل به ارعاب و تهديد و شکنجه و قتل مى‌شد.  از اينجا مى‌توان به نکته مهمى پى برد که امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) چقدر مدير ومدبر بود که توانست با چنين مردمى در سه جنگ جمل و صفين و نهروان شرکت کند و با رعايت تمام ضوابط عدالت اسلامى در آنها برنده شود. هر چند حماقت و نادانى گروهى از لشکريان، سرانجام کار خود را کرد و بخشى از نتايج مثبت را بر باد داد.نکته‌ای که حاج قاسم از آن‌ سخن گفته از آن جهت مهم است که در روزگار ما برخی افراد برای دست یازیدن به پست و مقامی هر تلاشی می‌کنند و با تغییر ۱۸۰ درجه‌ای زیر بیرق هر کس و ناکسی سینه می‌زنند و این جماعت در سایه نظام اسلامی پست و مقام می‌گیرند ولی در هنگامه ضرورت و نیاز به حضور در میدان، در پستوها پناه می‌گیرند و حتی به صورت جمهوری اسلامی چنگ می‌اندازند. البته بدیهی است که این قماش در هر لباس  و جایگاهی ولو در یک اداره و تحریریه کوچک نیز حضور داشته باشند. بنابراین انتخاب «همراه خوب» یک اصل اساسی در مدیریت و راهبری است.مسئولان برای انتخاب «همراه خوب» باید حداقل یک‌بار وصيت‌نامه الهی و سیاسی حاج قاسم را مرور کنند؛ مخصوصا بخش مختص سیاسیون را که «اعتقاد عملی به ولایت فقیه» را از جمله اصول می‌شمرد و تأکید می‌کند «ولایت قانونی، خاصّ عامه مردم اعم از مسلم و غیر مسلمان است، اما ولایت عملی مخصوص مسئولین است که می‌خواهند بار مهم کشور را بر دوش بگیرند، آن هم کشور اسلامی با این همه شهید» و اینکه «اعتقاد حقیقی به جمهوری اسلامی و آنچه مبنای آن بوده است؛ از اخلاق و ارزش‌ها تا مسئولیت‌ها؛ چه مسئولیت در قبال ملت و چه در قبال اسلام» و «به‌کارگیری افراد پاکدست و معتقد و خدمتگزاری به ملت، نه افرادی که حتی اگر به میز یک دهستان هم برسند خاطره‌، خان‌های سابق را تداعی می‌کنند».ناگفته نماند مستند روایتی از روزهای آخر با عنوان «۷۲ ساعت» که سخنان ابتدایی حاج قاسم در آن نیز نقل شده، روایتی تازه و منتشر نشده از ۷۲ ساعت منتهی به شهادت حاج قاسم سلیمانی است و به گفته تهیه‌کنندگان، تولید آن دو سال به طول انجامیده که در آن برای اولین بار در گفت‌وگو با نزدیک‌ترین افراد ایرانی و عراقی به شهید سلیمانی روایتی از سه روز پایانی زندگی حاج قاسم را روایت می‌کند. «۷۲ ساعت» که تولید شده در خانه مستند و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج به کارگردانی مصطفی شوقی و تهیه کنندگی مهدی مطهر و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است، در یک نسخه سینمایی ۷۵ دقیقه‌ای تولید شده است. در بخشی از این مستند به ماجرای درخواست ترامپ از عادل عبدالمهدی در مورد ایران اشاره شده که عادل عبدالمهدی نخست وزیر اسبق عراق جزئیاتی را از تماس تلفنی خود با دونالد ترامپ رئیس جمهور اسبق آمریکا ارائه می دهد. عبدالمهدی می‌گوید ساعت ۹ شب بود که دونالد ترامپ با من تماس گرفت. همانطور که می دانید ۳۱ دسامبر در آمریکا آغاز سال جدید میلادی است و در آنجا جشن به پا می شود. عبدالمهدی در خصوص پایان ماجرای ناآرامی ها
و تظاهرات در اطراف سفارت آمریکا گفت که ترامپ از او بابت این اقدام تشکر کرده است. عبدالمهدی سپس می‌گوید ترامپ از من پرسید که آیا این افراد ایرانی هستند؟ به ترامپ گفتم نه. به ترامپ گفتم که آنها عراقی‌هایی بودند که در موضوع قائم تظاهرات کردند. ما به مارک اسپر وزیر دفاع وقت آمریکا نیز هشدار دادیم و گفتیم که این کار تبعات خطرناکی به همراه خواهد داشت. عبدالمهدی به نقل از ترامپ می‌گوید «ما ایرانی ها را به خوبی نمی شناسیم شما بهتر از ما آنها را می شناسید». عبدالمهدی در آن مکالمه به ترامپ گفته است «ایرانی ها خواستار جنگ نیستند و شما نیز می گویید که آمریکا خواستار جنگ نیست.»به گفته عبدالمهدی  این مکالمه به مدت ۱۵ دقیقه به طول انجامید. گفتند شما مذاکره کنندگان ماهر و زبردستی هستید و هر کاری که در مورد این مسئله می توانید انجام دهید ما آمادگی پذیرش آن را داریم. نخست وزیر اسبق عراق در ادامه می‌گوید ترامپ از او خواست تا هر موقع که می تواند تماس بگیرد و این جمله را دو بار تکرار کرد. به گفته عبدالمهدی ترامپ به عبدالمهدی گفته است «سعی کن با ایرانی ها تماس بگیری و ما نیز آمادگی داریم و امیدواریم حامل خبرهای خوبی در آستانه سال جدید برای ما باشی».

نویسنده : وحید عظیم نیا |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.