حضور استراتژیک وزیر خارجه پاکستان در تهران | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 49508
  پرینتخانه » بین الملل, سیاسی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۰۴ شهریور ۱۴۰۰ - ۶:۱۵ | 239 بازدید |
رهیافت سیاست خارجی دولت جدید واکاوی شد

حضور استراتژیک وزیر خارجه پاکستان در تهران

کابینه سید ابراهیم رئیسی گام‌به‌گام در حال تکمیل است و در تازه‌ترین حکم رئیس‌جمهور نیز، محسن رضایی به‌عنوان معاون اقتصادی دولت مردمی انتخاب شد.
حضور استراتژیک وزیر خارجه پاکستان در تهران

معصومه پورصادقی
 دبیر گروه سیاسی
کابینه سید ابراهیم رئیسی گام‌به‌گام در حال تکمیل است و در تازه‌ترین حکم رئیس‌جمهور نیز، محسن رضایی به‌عنوان معاون اقتصادی دولت مردمی انتخاب شد. پیش‌تر نیز محمد مخبر معاون اول رئیس‌جمهور، غلامحسین اسماعیلی رئیس دفتر رئیس‌جمهور، مسعود میرکاظمی، معاون رئیس‌جمهور و رئیس سازمان برنامه‌وبودجه، سید محمد اسماعیلی معاون رئیس‌جمهور در امور مجلس و محمد جمشیدی نیز معاون امور سیاسی دفتر رئیس‌جمهور حکم گرفته بودند. ازاین‌رو دولت مردمی از هفته آینده وارد مرحله جدید آغاز خدمت به ملت می‌شود، اما آنچه در میان مهم بوده و غالباً نگاه‌ها به آن متمرکز می‌شود، مسیر سیاست خارجی است. البته این مسیر با آمدوشد دولت‌ها تغییر چندانی نمی‌کند چه آنکه، عرصه «منافع ملی» جای اعمال نگرش‌های سیاسی نیست ازاین‌جهت باید بیشتر شاهد «تغییر تاکتیک» در مسیر سیاست خارجی باشیم به این مفهوم که، راهبرد اصلی همان حرکت بر اساس سه اصل «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» و حفظ استقلال و رعایت چارچوب‌های تعیین‌شده خواهد بود، اما به لحاظ تاکتیکی، شاهد تغییر نگاه به غرب به نگاه به شرق با محوریت کشورهای همسایه خواهیم بود چراکه در هشت سال گذشته، متأسفانه دولت همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد غرب گذاشت و آنچه از این بی‌تدبیری به‌جای ماند، «خسارت محض» بود.
حسین امیرعبداللهیان در حالی بارأی موافق وکلای ملت، ردای سکان‌داری وزارت امور خارجه را به تن کرد که از جنس همین وزارتخانه بوده و با پیچیدگی‌های قواعد بین‌الملل آشناست. البته تجربه هشت سال گذشته ثابت کرد صرفا تسلط به زبان خارجی به‌منزله فهمیدن زبان دنیا نیست وای بسا زبان برخی کشورها با «مؤلفه قدرت» قابل‌فهم است و صرفاً با این ابزار می‌توان با آن‌ها حرف زد والا اکثر مسئولان مذاکره‌کننده عصر برجام، برخلاف وزیر جدید امور خارجه که دانش‌آموخته دانشکده وزارت امور خارجه و دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است، دانش‌آموخته کشورهای غربی بودند و ازقضای روزگار به زبان انگلیسی نیز مسلط بودند، اما آنچه از این «زبان‌فهمی» نصیب ملت ایران شد، تنها «گفتاردرمانی» بود.
اما مهم‌تر از زبان که وزیر خارجه جدید نیز به زبان‌های انگلیسی و عربی مسلط است، موضوع شناسایی ظرفیت‌های مهم و بهره‌گیری از آن برای «تقویت سیاست خارجی» و «تسهیل تجارت خارجی» است که حتماً نتیجه آن، گشایش در سفره مردم خواهد بود. هنوز این سؤال بی‌پاسخ‌مانده است که چرا دستگاه دیپلماسی از ظرفیت اقتصادی کشورهای همسایه استفاده نکرد و چرا سهم ایران از مبادلات بیش از هزار میلیارد دلاری کشورهای همسایه «تقریباً هیچ» بود و چرا از ظرفیت تعدد همسایگی ایران و دسترسی به آب‌های آزاد به‌درستی استفاده نشد؟ و چرا وقتی حجم تجارت خارجی ایران با عراق و افغانستان به‌مراتب بیشتر از کل مجموعه اتحادیه اروپا بود چرا به کشورهای همسایه بی‌توجهی شد و در عوض، بازار ۸۰ میلیونی ایران اسلامی در اختیار شرکت‌های بدعهد و بعضاً سارق اطلاعات اقتصادی کشورمان قرار داده شد؟ و سؤال‌های زیادی که همچنان بی‌پاسخ بوده و انتظار می‌رود دستگاه دیپلماسی جدید در رهیافت جدید ضمن جبران خسارت آن، به این سؤالات نیز پاسخ دهد.
بدیهی است تغییر نگاه حاکم بر دستگاه دیپلماسی به‌منزله، قطع ارتباط با دنیا نبوده و هرگز چنین چیزی موضوعیت نداشته و عملا شدنی نیست بلکه برعکس آنچه برخی ورشکستگان سیاسی ادعا می‌کنند، دیپلماسی دولت مردمی پویاتر از گذشته با همه کشورهای دنیا خواهد بود؛ با تأکید بر اینکه کشورهای دنیا صرفا چند کشور غربی نیست. امیرعبداللهیان در جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی در مجلس شورای اسلامی تأکید کرد «ارتباط با همسایگان امر راهبردی است نه استراتژیک، دست دوستی ما با همه کشورهای منطقه به‌ویژه ۱۵ کشور همسایه و پیرامونی دراز است و اعتقادداریم می‌توانیم با کمک کشورهای منطقه، منطقه‌ای آباد و باثبات داشته باشیم. معتقدم زمان آن فرارسیده‌است که همه کشورهای منطقه در راستای ثبات و امنیت باهم همکاری داشته باشند.» البته به این نکته نیز اشاره کرد که «جمهوری اسلامی در منطقه ثبات ساز و امنیت آفرین است. به‌عنوان کسی که بارها با رهبران منطقه دیدار داشته‌ام می‌گویم اگر شیاطین از منطقه دور شوند جمهوری اسلامی می‌تواند ثبات ساز باشد.»شاید یکی از مهم‌ترین موارد مربوط به سیاست خارجی دولت مردمی، تحولات داخلی افغانستان باشد؛ افغانستانی که ۲۰ سال آزگار در اشغال ناتو و آمریکا بود و به‌زعم خودشان تقسیم‌کار کرده بودند تا امور این کشور را بهبود ببخشند به‌طوری‌که «آمریکا مسئول مبارزه با تروریسم، انگلیس مسئول مهار مواد مخدر، ایتالیا مسئول اصلاح امور قضائی، آلمان مسئول آموزش پلیس و ژاپن مسئول نوسازی امور افغانستان بود، اما ۲۰ سال بعد از غارت حیثیت و اموال مردم، نکبت و فلاکت و مذلت و مهانت بجا گذاشتند و فرار کردند. حسین امیرعبداللهیان در همان جلسه مجلس شورای اسلامی درباره تحولات اخیر در افغانستان، گفت: «با دقت تحولات این کشور را دنبال می‌کنیم و اعتقادداریم سرنوشت افغانستان باید به دست مردم و تشکیل دولت همه‌گیر و با کمک کشورهای همسایه تعیین شود نه کشوری که ۲ سال تمام در افغانستان مستقر بود.» البته به این نکته نیز اشاره کرد که «همکاری ایران با کشورهای حوزه خلیج‌فارس را در یک پیوند دیرینه می‌دانیم و باید روابط تجاری با کشورهای خلیج‌فارس را احیا و فرآیند آن را تسریع کرد.»به‌هرروی مسئله افغانستان موضوعی نیست که تصمیم گیر آن صرفا وزارت امورخارجه باشد و وزیر جدید امور خارجه نیز برخلاف خلف خودش انتظار ندارد که امور سیاست خارجی کشور در وزارت امور خارجه ترسیم و تعیین شود از همین جهت دوگانه‌سازی کاذب و البته قابل‌تأمل «میدان» و «دیپلماسی» نیز معنی نخواهد داشت. جمهوری اسلامی ایران در بزنگاه‌های مهم ثابت کرده است صرفا در راستای «تأمین منافع ملی» حرکت می‌کند. 
  سفری برای آینده
این روزها نیز یکی از محورهای مهم گفت‌وگوی‌های تلفنی رئیس‌جمهور با رؤسای جمهور دیگر کشورها، تحولات افغانستان است. طبق اعلام سخنگوی وزارت امور خارجه، روز پنج شنبه نیز بناست وزیر امور خارجه پاکستان به ایران سفر کند و یکی از محورهای این سفر موضوع افغانستان خواهد بود. وزیر خارجه پاکستان دریکی پرالتهاب‌ترین روزهای منطقه به تهران سفر می‌کند. شاه محمود قریشی برای اولین بار نیست به تهران می‌آید اما قطعا می‌تواند یکی از مهم‌ترین سفرهای او در سال‌های اخیر به تهران باشد. دلیل این اهمیت را نه در تهران و یا اسلام‌آباد، بلکه در کابل باید جستجو کرد. جایی که افغانستان وضعیتی مبهم در چشم‌انداز آینده سیاسی خود، تجربه می‌کند و معادلات در منطقه به‌سرعت پویایی کم‌سابقه‌ای را در پیش‌گرفته و منطقه آبستن تغییرات زیادی شده است و در این پویایی، تغییر معادلات و آبستنی تحولات ایران و پاکستان چه بخواهند و چه نخواهند، در کانون آن قرار دارند.
در این روزها مدیریت تحولات پیرامونی از اهمیت زیادی برخوردار است. نیروهای فرامنطقه‌ای که بیست سال تمام امور افغانستان را در اختیار داشتند به‌یکبار افغانستان را در میانه چالش‌ها و بحران‌های بازمانده از دهه‌ها جنگ و اختلاف، رها کردند. با تمام احترام به همسایه هم‌زبان و هم فرهنگ و هم دین و کیش، نمی‌توان منکر این واقعیت شد که افغانستان برای حدود بیست سال توسط جمعی از کشورها اداره می‌شد که حالا دیگر تصمیم گرفته‌اند عطایش را به لقایش واگذار کنند.
ماجرای افغانستان بار دیگر ثابت کرد رژیم آمریکا هرگز قابل‌اعتماد نبوده و باید کشورهای منطقه خودشان بدون حضور نیروهای بیگانه به بررسی امور منطقه بپردازند.

نویسنده : معصومه پورصادقی - دبیر گروه سیاسی |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.