خطر دو قطبی شدن در انتظار افغانستان | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 46377
  پرینتخانه » بین الملل, سیاسی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۱۰ تیر ۱۴۰۰ - ۶:۱۲ | 285 بازدید |
«رسالت»نوع مواجهه ایران با طالبان را بررسی کرد

خطر دو قطبی شدن در انتظار افغانستان

افغانستان، جایی در قاره پهناور آسیا دوباره به صدر اخبار آمده است تا نشان دهد همچنان درگیر غول خشکسالی امنیت است و ابر آرامش و آسایش روی خوشی را برای باریدن بر تن تکیده از جنگ این سرزمین نشان نمی‌دهد.
خطر دو قطبی شدن در انتظار افغانستان

وحید عظیم‌نیا
افغانستان، جایی در قاره پهناور آسیا دوباره به صدر اخبار آمده است تا نشان دهد همچنان درگیر غول خشکسالی امنیت است و ابر آرامش و آسایش روی خوشی را برای باریدن بر تن تکیده از جنگ این سرزمین نشان نمی‌دهد. درواقع بیش از نیم‌قرن یعنی از زمانی که جیمی کارتر آمریکایی «تله خرس» را برای لئونید برژنف روسی در افغانستان تدارک دید تا شوروی کیش‌ومات شود و گورباچف به‌عنوان آخرین سرکرده امپراتوری سرخ پرچم داس و چکش را پایین بکشد و به جان دیوار برلین بیفتد، امنیت و آرامش تا به امروز از کوهستان‌های سخت افغانستان رخت بسته است.
بررسی تحولات همسایه شرقی ایران عزیز 
نشان می‌دهد همزمان با خروج نیروهای تروریست رژیم آمریکایی از افغانستان، گروه طالبان با سرعت قابل‌توجهی در حال تسخیر شهرها و مناطق مختلف در خاک افغانستان است به‌طوری‌که گفته می‌شود هم‌اکنون یک‌سوم از خاک افغانستان را در کنترل خود دارند و سعی دارند تا ۴۲ درصدِ دیگر از خاک افغانستان را نیز به کنترل خود درآورند. پس‌از موضع‌گیری
 «جو بایدن» رئیس‌جمهور آمریکا و اعلام رسمی وی مبنی‌بر خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، از ۴۰۷ منطقه (ولسوالی) افغانستان، حدود ۷۰ منطقه به تصرف طالبان درآمده است و طالبان اکنون بیش‌از ۱۵۰ منطقه مهم در افغانستان را در کنترل خود دارد و در حال تلاش جهت تصرفِ حداقل ۱۷۰ منطقه دیگر در این کشور است و در شرایط فعلی که دولت مرکزی افغانستان عمیقا نگران تحرکات طالبان در نزدیکی کابل است، این گروه کنترل ۴۰ منطقه در شمال افغانستان ازجمله بخش اعظمی از استان بلخ را به دست گرفته است.
این اتفاقات در حالی است که به‌زعم خبرگان، روند فعلی طالبان و حرکات سیاسی آن‌ها، نشان از عزمشان برای به‌دست‌گرفتن حکومت است، اما آنچه مهم است نوع مواجهه کشورمان با این گروه است. برای تبیین این موضوع شاید لازم باشد به این پرسش پاسخ داده شود که آیا به طالبان باید همانند گروهک‌های تروریستی داعش و القاعده نگریست یا خیر؟ بررسی تحرکات و اقدامات سیاسی طالبان در سال‌های اخیر مانع چنین نگرش و استنباطی می‌شود چراکه در این مدت تهدیدی از سوی طالبان متوجه کشورمان نشده است. این در حالی است که حدود ۹۰ درصد از مرز ۹۰۰ کیلومتری ایران و افغانستان دست طالبان است. البته این به معنای آن نیست که «تهدید نبودن طالبان» یک امر تضمینی است چه آنکه در دنیای سیاست که «منافع کشورها جهت‌دهنده سیاست خارجی آن‌هاست» امکان وقوع هر رویدادی است و قطعا گردانندگان سیاست خارجی کشورها به این مهم وقف هستند.
آنچه درباره طالبان مهم بوده و باید موردتوجه قرار گیرد آن است که باید مانع از شکل‌گیری دوقطبی در داخل کشورمان درباره «طالبان» باشیم. همچنین باید ضمن پرهیز از تطهیر طالبان و خوش‌بینی کاذب درباره آن‌ها، از بدبینی و داعش و القاعده فرض کردن آن‌ها نیز اجتناب کنیم. ضمنا باید به مهم توجه کنیم که نگاه عمومی افغانستان ضد ایرانی نیست و اگر گاها دیدگاه ضدایرانی برخی افراد افغانستانی در فضای مجازی پخش و از سوی رسانه‌های ضدایرانی فارسی‌زبان ضریب داده می‌شود، هدایت‌شده و برای تأمین برخی اهداف ضدایرانی است.
از دیگر موضوعات مرتبط با افغانستان وضعیت دولت مرکزی این کشور است که احتمالا طی ماه‌های آینده باید منتظر برخی اتفاقات در این کشور باشیم. اخیرا نیز یکی از اندیشکده‌های آمریکایی با توجه به پیشروی طالبان در این کشور ادعا کرده که ممکن است پس از خروج آمریکا در فاصله بین ۹ تا ۱۲ ماه دولت مرکزی این کشور سقوط کند! اما آنچه رسانه‌های آمریکایی به آن اشاره نمی‌کنند ناامنی و 
وضعیت بغرنج کنونی است که رژیم آمریکا پس از دو دهه اشغال افغانستان برای ملت این کشور به ارمغان آورده است. رسانه‌های آمریکایی باید بگویند که رژیم آمریکا حدود ۳۸ هزار بمب بر سر مردم افغانستان آوار کرده و بیش از ۱۱۱ هزار کودک و زن و پیر و جوان افغانستانی را به خاک و خون کشیده است. البته به فهرست سبعیت رژیم وحشی آمریکا در افغانستان باید «هتک حیثیت به نوامیس مردم»، «استفاده ابزاری از کودکان برای پاک‌سازی میدان‌ها ی مین»، «ایجاد دستکم ۲۰ زندان و شکنجه‌گاه»، «ابتلای مردم به امراض مختلف پیرو انواع آزمایش‌ها در خاک این کشور»، «غارت منابع معدنی افغانستان» و… را اضافه کرد. کشور افغانستان موقعیت ژئوپلیتیکی خاصی دارد و در حقیقت افغانستان پل میان شمال و جنوب آسیاست و یا به قول «رنه گروسه» افغانستان صفحه متحرک مقدرات کشورهای آسیایی است.
درواقع افغانستان در میانه چند مجموعه‌های امنیتی در منطقه قرارگرفته که هرکدام ساختار و ویژگی منحصربه‌فرد خود را دارند، اما پیش از برشمردن مجموعه‌های امنیتی اطراف افغانستان لازم است که یک تعریف ساده‌ای از این مفهوم ارائه شود مجموعه امنیتی شامل «مجموعه‌ای از دولت‌هاست که برداشت‌ها  و نگرانی‌های امنیتی حیاتی آن‌ها چنان به هم گره‌خورده است که نمی‌توان مشکلات امنیت ملی آن‌ها را به شکل جدای از هم تحلیل یا برطرف کرد». در این میان اولین و مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری روابط امنیتی بین مجموعه‌ای از دولت‌ها مجاورت جغرافیایی است. البته ویژگی‌های دیگری نظیر الگوهای دوستی و دشمنی، نحوه توزیع قدرت در بین دولت‌های موجود در مجموعه و وجود روابط فرهنگی، قومی و نژادی و … نیز در شکل‌گیری مجموعه‌های امنیتی مؤثر است.
با توجه به این تعریف می‌توان گفت افغانستان در میانه سه مجموعه امنیتی آسیای مرکزی، غرب آسیا و آسیای جنوبی قرار گرفته است. هرکدام از این مجموعه‌های امنیتی ترتیبات خاص خود را دارند و کشورهای حاضر در این ترتیبات در راستای تأمین امنیت خود با یکدیگر  وارد تعامل در طیف‌های مختلف دوستی تا دشمنی می‌شوند و به‌نوعی جایگاه مشخص خود را در این ترتیبات امنیتی تعیین و مشخص کرده‌اند. اما کشور افغانستان با توجه به برخی ویژگی‌ها ازجمله قوم‌گرایی به‌جای ناسیونالیسم سیاسی، عدم طی فرآیند دولت و ملت‌سازی، بحران مشروعیت و ناکارآمدی و اقتصاد ضعیف نتوانسته است اتصال دقیق و درست با یکی از این مجموعه‌های امنیتی که آن را احاطه کرده‌اند برقرار کند و به جایگاه دقیق و درستی در این مجموعه‌ها شکل بدهد. به‌طوری‌که می‌توان افغانستان را یک «دولت عایق» نامید. دولت عایق یعنی دولتی که از ایجاد ارتباط با مجموعه‌های امنیتی اطراف خود عاجز و ناتوان و تأثیرپذیر از پویش‌های امنیتی اطراف خود است در معنایی دیگر بر اساس نظر رئالیسم این‌گونه دولت‌ها در میانه رقابت دو قدرت قرار می‌گیرند. در حقیقت کشورهایی نظیر افغانستان که از آن‌ها به‌عنوان دولت‌های «گپ» نیز یاد می‌شود به‌نوعی موجودیت‌های سیاسی پیرامونی و خارج از مرکز جهانی‌سازی هستند و این کشورها درحالی‌که در سیاست کشورهای بزرگ نقش دارند، اما در شکل دادن به ترتیبات بین‌الملل جایگاهی را ندارند و تلاش می‌کنند یک سیاست خارجی خنثی و عکس‌العملی داشته باشند.
به هر صورت، جمهوری اسلامی ایران نسبت به رویدادهای کشور همسایه شرقی خود بی‌تفاوت نیست و آن را رصد می‌کند چه آنکه بروز هرگونه تنش و ناامنی، در امنیت همسایگان ازجمله ایران نیز مؤثر خواهد بود ازاین‌جهت کشورمان ضمن احترام به حاکمیت مرکزی افغانستان از هر کنشی که منجر به رفع تنش و تأمین امنیت مردم افغانستان و حفظ تمامیت ارضی این کشور باشد، حمایت می‌کند.

نویسنده : وحید عظیم نیا |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.