«مثل ماه» متفاوت و مستقل | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 42380
  پرینتخانه » فرهنگی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۶:۳۵ | 282 بازدید |
برنامه موفق این روزهای شبکه سوم سیما واکاوی شد

«مثل ماه» متفاوت و مستقل

برنامه‌های مناسبتی رسانه ملی در ایام ماه رمضان امسال هم با همان سبک و سیاق گذشته است. سریال‌های مناسبتی و در کنارش پیش از اذان مغرب برنامه‌های با رویکرد مذهبی و اخلاقی که بیننده را تا قبل از افطار پای خود میخکوب نگه دارد. یکی از این برنامه‌ها «مثل ماه» است که از شبکه سوم سیما پخش می‌شود.
«مثل ماه» متفاوت و مستقل

گروه فرهنگی
برنامه‌های مناسبتی رسانه ملی در ایام ماه رمضان امسال هم با همان سبک و سیاق گذشته است. سریال‌های مناسبتی و در کنارش پیش از اذان مغرب برنامه‌های با رویکرد مذهبی و اخلاقی که بیننده را تا قبل از افطار پای خود میخکوب نگه دارد. یکی از این برنامه‌ها «مثل ماه» است که از شبکه سوم سیما پخش می‌شود.
قسمت‌های نخست فصل جدید مجموعه «مثل ماه» خبر از تنوع سوژه و موضوعات این برنامه می‌دهد. مثل سنوات گذشته این برنامه را رسالت بوذری اجرا می‌کند. وی قبل از این‌که به‌عنوان مجری برنامه‌ ماه شناخته شود، در شبکه‌های مختلف رادیویی برنامه‌های مختلفی را به‌صورت تخصصی اجرا کرده است.
 در کارنامه بوذری، اجرای یک برنامه رادیویی تخصصی  با عنوان «شبستان» به چشم می‌خورد. بااین‌حال بوذری مسیر اجرای برنامه‌های مذهبی را در سیما دنبال کرد و  در حوزه سینما یکی از متخصص‌ترین مجریان ویکی از منتقدان قدیمی سینماست.  
پس از تعطیل شدن «ماه‌عسل» و جایگزینی برنامه «مثل ماه»  در رسانه‌ها مطالبی با محوریت تشابه این دو برنامه منتشر شد، درحالی‌که  به لحاظ ساختاری شاید این دو برنامه شبیه باشند، اما رویکردهای بسیار متفاوتی را در اجرا دنبال می‌کنند.  با همه تحلیل‌های رسانه‌ای درباره تشابه دو برنامه، در سال گذشته برخی رویکردهای متفاوت مثل ماه را باید در معرفی و دعوت از مهناز رئوفی، از اعضای جداشده فرقه بهائیان جست‌وجو کرد. برنامه‌ای که متن و محتوای آن نشان داد که رویکردها و حتی بینش علیخانی و بوذری فاصله چندانی باهم دارند. ماه‌عسل رویکردی احساسات گرایانه به موضوعات و مهمانانش دارد اما مثل ماه به سوژه‌هایش نگاهی گفتمانی و راهبردی دارد.
سازندگان «مثل ماه»مسیر برنامه را با سرفصل‌ها و نقشه راهی ملی دنبال می‌کند. بوذری برخلاف علیخانی آن‌قدر شجاعت دارد که از برچسب  خوردن در نحوه اجرای هراسی نداشته و نمونه‌اش شاخص آن دعوت از مهناز رئوفی و چالش با فرقه بهائیت است. درحالی‌که ماه‌عسل به چنین سوژه‌های ملتهبی نزدیک نمی‌شد. درواقع بوذری با شجاعت خاصی، برنامه‌ای را اجرا می‌کند که چندین پله از مجموعه‌های گفت‌وگومحور ملی – انقلابی در سال‌های اخیر، انقلابی‌تر و دارای شاخصه‌های گفتمانی غنی‌تر است.
 اولین گفت‌وگوی خانواده «جان پدرکجاستی»
در عرض ۶ ساعت عوامل مسلح دانشگاه کابل را به خاک و خون کشیدند تا این‌که به خاطر ورود نیروهای افغان، بمب‌های انتحاری را در دستان خود منفجر کرده و کشته شدند. طالبان بلافاصله خودش را از این کشتار مبری دانست و به‌جایش داعش گفت که ترتیب این حملات را داده است. یکی از جان‌باختگان این حادثه دل‌خراش رقیه کریمی است. در نخستین برنامه مثل ماه پدر این شهیده افغان در برنامه حضور پیدا کرد و درباره جمله مهم که در صفحات مجازی داخل کشور با عنوان «جان پدر کجاستی» تبدیل به هشتگ شد،گفت:
 جان پدر کجاستی جمله ايی است که معمولا در افغانستان این جمله را می‌گویند و به‌صورت عامیانه برای دوست داشتن این جمله را بیان می‌کنند. سه دختر و سه پسر دارم، افسر پلیس بودم، همه بچه‌های ما تحصیل‌کرده هستند. من و مادرشان آن‌ها را به تحصیل تشویق می‌کنیم. کریمی گفت: در روز حادثه بیش از ۱۷۰ بار
بادخترم تماس گرفتم و خواهر و برادرهای دیگرش هم همین‌طور تماس می‌گرفتند. متأسفانه باخبر شدیم که این اتفاق برای دانشجویان رخ‌داده است. حوالی شب جنازه دخترم را پیدا کردیم. وی عنوان کرد:رقیه دخترم در یادداشت‌هایش نوشته بود که از مرگ نمی‌ترسم. همه فرزندان من باایمان هستند، اما من اعتراف می‌کنم که در بین بچه‌هایم رقیه خاص و نمونه بود. در ادامه رسالت بوذری دست‌نوشته‌های رقیه را خواند.
 دومین  قسمت از برنامه رمضانی «مثل ماه» با اجرای رسالت بوذری سیاستی ویژه و خاص  محسوب می‌شود. عوامل «مثل ماه» در این قسمت مراسم آشتی‌کنان بین سه طایفه را فراهم کرده بودند.
 با وساطت دستگاه قضائی استان هرمزگان درگیری ۷۰ ساله میان سه طایفه از شهرستان‌های سیریک و بشاگرد در ویژه‌برنامه تلویزیونی مثل ماه پایان یافت و این سه طایفه صلح و سازش کردند.
مقدم زاده یکی از مهمانان هم اظهار کرد: ۷۵ سال دعوای طایفه‌ها ادامه داشته است؛ البته این سوءتفاهم‌ها
 در تمام دنیا وجود دارد. ولی جهالت‌های ما در دوره‌ای بیشتر بود و زمانی به خاطر دعوایی که پیش آمد 
در دو درگیری ۱۴ نفر کشته شدند. وی افزود: بعدازاین اتفاق همه سکوت می‌کنند؛ تا این‌که در سال ۹۹ جوانان می‌خواستند آتش زیر خاکستر را دوباره شعله‌ور کنند که خبر به من رسید. بعد از ۷۵ سال بزرگان طایفه‌ها تصمیم گرفتند که در ماه مبارک رمضان در برنامه 
«مثل ماه» اختلافات خود را کنار بگذارند و دست دوستی به یکدیگر بدهند.
آشتیانی(تهیه کننده) درباره این برنامه گفت : برنامه درباره قصه‌های مردمی و تلخی‌هایی است که منجر به شیرینی می‌شود و امسال دوباره پویش آزادی زندانیان را داریم و سعی داریم با حمایت مردم به آزادی زندانیان کمک کنیم. مهمانان شب گذشته «مثل ماه» اهالی بشاگرد استان هرمزگان بودند و طی آن نماینده سه طایفه اختلافات را از نگاه خودشان روایت کردند. آقای خورشیدی گفت: من متولد سال ۴۹ هستم و قبل از تولد من هم طایفه‌ها باهم مشکل داشتند و در جوانی من هم این کدورت‌ها بود.
 تقدیر از دلاوران کادر پزشکی
محمدرضا قناد  ۲۸ فروردین مهمان برنامه «مثل ماه» در شبکه سه سیما و با اجرای رسالت بوذری شد و از داستان همسر باردار خود در شرایط کرونایی سخن گفت. وی ابتدای این برنامه که در بازه زمانی قبل از افطار از شبکه سه پخش می‌شود، بیان کرد: بهمن‌ماه سال گذشته همسر باردارم پس از ابتلا به کرونا از ترس رفتن به بیمارستان در خانه بستری شد و من به همراه دختر کوچکم در خانه از او مراقبت می‌کردیم. پس از چند روز حال همسرم رو به وخامت گذاشت، اما همچنان از رفتن به بیمارستان امتناع می‌کرد و ما ناچارا او را به بیمارستان بردیم. باوجوداین‌که بیمارستان تخت خالی نداشت به دلیل افت اکسیژن همسرم و شرایط ویژه او را بستری کرده و علی‌رغم مخالفتی که همسرم داشت او را راضی کردم که به بخش مراقبت‌های ویژه منتقل شود.قناد با تشکر از تلاش‌های وافر پزشکان، پرستاران و کادر درمان یادآور شد: به دلیل این‌که دیر به بیمارستان مراجعه کرده و زمان طلایی را ازدست‌داده بودیم در بخش مراقبت‌های ویژه نیز حال همسرم همچنان رو به وخامت می‌رفت و من بسیار پشیمان بودم از این‌که چرا زمان را تلف‌کرده و دیر برای درمان اقدام کردیم. مهمان برنامه «مثل ماه» با روایت ماجرای لحظات سختی که در پایان مجبور به لوله‌گذاری شدند از توکل به خدا در آن لحظات سخت سخن گفت و این‌که چگونه همه‌چیز را به خدا سپرده و حتی در بدترین شرایط نیز امیدوار بوده است و حتی کارش به‌جایی رسیده که از پزشکان خواسته در صورت نیاز تنها جان مادر را نجات دهند.کلانتری پزشک معالج این مادر باردار در ادامه برنامه با اشاره به لحظات سخت و خستگی‌شان پس از چند روز مداوم کاری یادآور شد: ما در آن شرایط مجبور به لوله‌گذاری شده بودیم، اما حتی کادر درمان و پرستاران به دلیل وابستگی عاطفی که پیش‌آمده بود از من می‌خواستند این کار را نکنم و من با تماس و ارتباطی که با دیگر پزشکان و همکاران خود داشتم از آن‌ها خواسته بودم که ضمن دعا، نظرات خود را در خصوص این شرایط ویژه به ما اعلام کرده و به‌نوعی با ما همکاری کنند.
وی همچنین اظهار کرد: به‌نوعی همه قطع امید کرده بودیم و اتفاق بدی که افتاد این بود که زمانی که خواستیم بیمار را به دستگاه وصل کنیم متوجه شدیم که فشار دستگاه پايین است، یعنی بیمار را بی‌هوش و لوله‌گذاری کرده بودیم، اما فشار اکسیژن دستگاه پايین بود و هر کاری می‌کردیم این کار عملی نمی‌شد، لذا مجبور شدیم به مدت ۲۵ دقیقه اکسیژن دستی انجام دهیم که دو بار فشار اکسیژن بیمار بسیار پايين و حتی صفر شد و ما در این شرایط هیچ امیدی به زنده‌بودن جنین و حتی مادر نداشتیم، اما به لطف پروردگار امروز هم مادر و هم جنین سلامت هستند. 
در پایان برنامه نیز مادر به جمع مهمانان اضافه شد و با تشکر از کادر درمان، پرستاران و به‌ویژه دکتر کلانتری عنوان کرد: پس‌ازاین حادثه دیگر مادیات اصلا برای ما ارزش نداشته و قدر زندگی، لحظات و عزیزان را بیشتر می‌دانیم. رسالت بوذری مجری برنامه نیز در پایان با اشاره به اتفاقی که در زمینه واکسیناسیون پاکبانان آبادانی افتاد، یادآور شد: جالب است که باوجود چنین اتفاقاتی که شاهد هستیم، اوضاع چنین شده است که سهمیه واکسن یک گروه پرخطر را یکسری از آقایان می‌زنند و این از عجایب روزگار ماست.
 شگفتی «مثل ماه»   آزادی زندانی
برنامه «مثل ماه» میزبان داود آقازاده بود و او ماجرای متفاوت زندگی‌اش را برای مخاطبان تعریف کرد. آقازاده گفت: بعد از سربازی به تهران آمدم تا بتوانم کارم را در شرکتی به‌عنوان کارگر روزمزد شروع کنم. البته من از قبل هم کارکرده بودم و استقلال مالی خودم را داشتم. وی ادامه داد: ازلحاظ مالی خانواده خوبی داشتم اما خودم همیشه دنبال درآمد مستقل بودم. 
سال ۷۱ اولین درآمد روزمزد من  ۷۰۰ تومان بود و اما به‌مرور به‌صورت دائم در شرکت مشغول شدم. البته مدیر انبار به خاطر عملکرد خوبم کارهای دفتر انبار را به من سپرد. توانستم با پس‌انداز مالی خودم در ملارد شهریار خانه‌ای بسازم. آقازاده عنوان کرد: در همان مهروموم‌ها با همسرم در شرکت آشنا شدم و ازدواج کردم. بعد از مدتی خانه خود را فروختم و با چند نفر از دوستانم به سمت ساخت‌وساز رفتم. به خاطر بچه‌دار شدن همسرم خودش را بازخرید کرد؛ اما به خاطر علاقه به کار  بعد از مدتی یک مؤسسه اقتصادی را راه‌اندازی کرد. خودم  کارهای حسابداری شرکت را انجام می‌دادم. اما زندگی این خانواده به خاطر یک اشتباه در محاسبات تغییر می‌کند و داود آقازاده راهی زندان می‌شود!«مثل‌ماه» برخلاف سال گذشته یک شروع متفاوت در محتواسازی داشته  و با توجه به تنوع مضامین روند موفق‌تری را نسبت به سال گذشته در پیش خواهد داشت.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.