طرح «جایگزین» نسخه نجات‌بخش جنگل‌ها نیست | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 41993
  پرینتخانه » اجتماعی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۲۹ فروردین ۱۴۰۰ - ۳:۰۶ | 217 بازدید |
«رحیم ملک نیا» عضو هیئت‌علمی دانشگاه لرستان:

طرح «جایگزین» نسخه نجات‌بخش جنگل‌ها نیست

«رحیم ملک نیا» متخصص جنگلداری و عضو هیئت‌علمی دانشگاه لرستان نه اعتقادی به قانون «تنفس» دارد و نه طرح جایگزین را می‌پذیرد و انتشار نقطه‌نظر او با این هدف انجام گرفته تا صداهای مختلف بتوانند نظریه کارشناسی خود را ارائه کنند و به این واسطه ما نیز در پیگیری سوژه «قانون تنفس» یک‌سویه عمل نکرده‌ایم.
طرح «جایگزین» نسخه نجات‌بخش جنگل‌ها نیست

گروه اجتماعی
«رحیم ملک نیا» متخصص جنگلداری و عضو هیئت‌علمی دانشگاه لرستان نه اعتقادی به قانون «تنفس» دارد و نه طرح جایگزین را می‌پذیرد و انتشار نقطه‌نظر او با این هدف انجام گرفته تا صداهای مختلف بتوانند نظریه کارشناسی خود را ارائه کنند و به این واسطه ما نیز در پیگیری سوژه «قانون تنفس» یک‌سویه عمل نکرده‌ایم. هرچند «ملک نیا» «تنفس» را بیشتر به یک طرح شبیه می‌داند تا قانون. او در گفت‌وگو با «رسالت» تأکید می‌کند: «نمی‌توانیم از تنفس تحت عنوان طرح یاد کنیم و آنچه ما به‌عنوان مدیریت بر جنگل می‌شناسیم، خیلی متفاوت است و هر طرحی دارای اهداف مشخصی بوده و روش‌هایی برای پایش و رسیدن به آن اهداف ترسیم می‌شود که ما این‌ها را در «تنفس» مشاهده نمی‌کنیم، برهمین اساس در این چند سال که از توقف و بهره‌برداری گذشته، مدیریت جنگل‌های ما دچار سردرگمی شده، یعنی نه طرح‌ها و برنامه‌های حفاظتی در دستور کار بوده و نه طرح‌ها و برنامه‌ها به سبک و سیاق سابق انجام پذیرفته. درواقع یک رهاشدگی را در جنگل‌های شمال می‌بینیم که متأسفانه این رهاشدگی باعث شده اتفاقات دیگری رخ بدهد و عملیات پرورش جنگل متوقف شود و یا تغییر کاربری‌ها و تخریب‌ها گسترش پیدا کند، مثل عدم تأمین چوب برای صنایع و مشکل تحریم و واردات هم مزید بر علت شده و با افزایش قیمت چوب، قاچاق گسترده‌تر و قاچاق چوب برای افراد به‌صرفه شده و این رهاشدگی براثر ضعف سازمان جنگل‌ها اتفاق افتاده و در دهه‌هایی که این سازمان طرح جنگلداری را اجرایی کرده، اگر روش‌ها را اصلاح و پایش می‌کرد تا ببیند وضعیت به کدام سمت می‌رود و این ضعف‌ها و ایرادات در طرح‌های سابق را به‌مرور برطرف می‌کرد، امروز به این نقطه نمی‌رسیدیم که برای نجات جنگل، آن را رها کنیم.» 
 هر طرحی بدون در نظر گرفتن مؤلفه‌های اجتماعی و محیط زیستی، محکوم‌به شکست است
او با اشاره به طرح جایگزین می‌گوید: «نسخه نهایی این طرح هنوز رونمایی نشده و چندین بار نسخه‌هایی از آن به‌صورت غیررسمی منتشر شد و مسئولینی که در حال تدوین آن بودند، سخنانی مطرح کردند اما در این طرح هم موارد تازه‌ای مشاهده نمی‌کنیم، البته گفته‌شده نقشه‌ها به‌صورت جزئی‌تر تهیه شود و یا یکسری اطلاعات و داده‌ها که خیلی قابل‌درک نیست که چه لزومی برای تهیه طرح جنگلداری دارد جمع‌آوری شده، اما در مورد جلوگیری از تغییر کاربری یا قاچاق، این موضوع اراده‌ای فراتر از سازمان جنگل‌ها را می‌طلبد و نهادها و سازمان‌های مختلفی مسئول این قضیه هستند که بدون طرح یا با طرح جنگلداری از این مسائل ممانعت کنند. اگر ویلاسازی در جنگل‌های محدوده طرح اتفاق نیفتد، آیا در جنگل‌های خارج از محدوده طرح اتفاقی نمی‌افتد؟ یا جنگل‌هایی که در حواشی محدوده روستاها هستند و تغییر کاربری‌های مختلف و چرای دام را می‌بینیم که حتی با طرح جنگلداری سابق حل‌نشده و در حال حاضر هم تصور نمی‌کنم با طرح جایگزین قابل‌حل باشد، چون توان و اراده‌ای فراتر از توان و اراده سازمان جنگل‌ها می‌خواهد و در اینجا مسائل حقوقی و اقتصادی مطرح است. در مورد عدم کامیابی طرح تنفس هم باید گفت که ما باید در مورد مدیریت پایدار جنگل یا توسعه در مفهوم کلان‌تر صحبت کنیم و ناگزیریم که سه مؤلفه اقتصاد و مسائل اجتماعی و محیط زیستی را در کنار یکدیگر درنظر بگیریم، یعنی نمی‌توانیم طرحی بنویسیم و آن را به‌صورت فراگیر برای کل محدوده شمال اجرایی کنیم. می‌توانیم در برخی نقاط از اقتصاد صرف‌نظر کرده و درآمدهای دیگر را به دلیل مؤلفه اکولوژیک به این نقطه اختصاص بدهیم ولی برای دو میلیون هکتار جنگل نمی‌توانیم اقتصاد را نادیده بگیریم، آن‌هم در کشوری با شرایط اقتصادی ما که با تحریم و مشکلات درآمدی روبه‌رو هستیم. بنابراین هر طرحی که هرکدام از این مؤلفه‌ها را لحاظ نکند، بدون شک شکست می‌خورد، یعنی چه مؤلفه اقتصادی را در مقیاس کلان در نظر نگیریم (عدم بهره‌برداری از جنگل) و چه طرحی که بخواهد مؤلفه‌های اجتماعی و محیط زیستی را نادیده بگیرد و روی مسائل درآمدی تمرکز کند، محکوم ‌به شکست است؛ مگر این‌که مؤلفه اقتصادی را در مورد بخش‌هایی از جنگل‌های شمال به دلیل اهمیت خاص اکولوژیکی، نادیده بگیریم و هزینه آن را از منابع درآمدی دیگری تأمین کنیم.» 
ملک نیا در بیان علت عدم کامیانی «تنفس» و ارتباط آن با مخالفت سازمان جنگل‌ها می‌گوید: «یکی از دلایلش ممکن است همین باشد چون بدنه سازمان جنگل‌ها و بخشی از بدنه دانشگاهی و متخصصان ما در مراکز پژوهشی با ایده تنفس مخالف بودند و درحال حاضر هم می‌بینیم که بسیار پافشاری می‌کنند که سریع‌تر طرحی تهیه و ایرادات رفع شود  و این مسائل حتما در شکست طرح تنفس نقش داشته ولی مسائل دیگری هم هست. تصور می‌کنم این مسئله به فقدان دانش هم برمی‌گردد. چه در بخش اجرا و چه در بخش دانشگاه باید این را بپذیریم که ما همگام و همپا با مفاهیم مدیریت پایدار جنگل در جهان پیش نرفته‌ایم و متأسفانه نتوانسته‌ایم طرح‌ها و دیدگاه‌هایمان را به‌روز کنیم و به‌یکباره تحت تأثیر فشارهای خارج از سازمان، طرح و ایده‌ای بر سازمان جنگل‌ها مسلط می‌شود که بخش اعظمی از نیروهای این سازمان با آن مخالف هستند. اگرچه این موضوع نقش داشته اما همه علل ناکامی طرح تنفس را نمی‌توان در همین یک عامل خلاصه کرد و ضعف دانش و اراده برای به‌کارگیری این دانش مدرن روز و همان‌طور نبود منابع مالی و منابع سخت‌افزاری در این‌که ما نتوانیم به طرح جایگزین برسیم، مؤثر بودند.»  
 نمی‌توان بهره‌برداری چوبی از جنگل‌ها را به صفر رساند
این عضو هیئت‌علمی دانشگاه لرستان در پاسخ به این سؤال که بهره‌برداری از جنگل آسان‌ترین روش برای سود است و چگونه می‌توان وابستگی برداشت از جنگل‌های کشور را محدود کرد، بیان می‌کند: «این موضوع جای بحث دارد که ساده‌ترین راه درآمد، برداشت چوب است. فکر نمی‌کنم این‌طور باشد. ما در جنگلداری قبل از این‌که حتی مفهوم توسعه پایدار مطرح باشد، مفهوم استمرار تولید و محصول پایدار را از چندین قرن قبل داشته‌ایم و بسیاری از متخصصان در طول قرن‌های مختلف روی این موضوع کار کرده و روش‌های مختلف را بررسی کرده‌اند تا ما بتوانیم این درآمد اقتصادی را همیشه حفظ کنیم و در یک سطح ثابت نگه داریم، پس خیلی ساده نیست که بخواهیم فکر کنیم برداشت چوب راحت‌ترین منبع درآمد است، درآمدهای غیرالواری می‌تواند فشار بر برداشت چوب را کم کند اما هیچ‌گاه نمی‌توانیم برداشت چوب از جنگل را قطع کنیم، چون ما نسبت به دهه شصت با رشد جمعیت روبه‌رو هستیم. در دهه شصت جمعیت تقریبا ۵۰ درصد افزایش پیدا کرده، در کنار این افزایش جمعیت، رشد مصرف و مصرف‌گرایی به‌صورت تصاعدی افزایش‌یافته و هرقدر هم تکنولوژی پیشرفت کند و کالاهای جایگزین چوب در اختیار ما قرار گیرد، ما این امکان را نخواهیم داشت که از بهره‌برداری چوب صنعتی و الواری از جنگل‌های شمال بی‌نیاز شویم. این را می‌توان در حدی تعدیل و ملاحظات محیط‌زیستی را بیشتر مدنظر داشته باشیم و بخشی از این نیاز را از روش‌های مختلف تأمین کنیم اما عدم بهره‌برداری از جنگل‌ها واقع‌بینانه نیست و ما چنین شرایطی را نخواهیم داشت. بنابراین نمی‌توان بهره‌برداری را به صفر رساند، چون گستره‌ای وسیع است و وسعت جنگل‌های شمال، ۲ میلیون هکتار است و تقاضا برای چوب در بازار وجود دارد و با محدودیت عرضه روبه‌رو هستیم و ناخودآگاه اگر به‌صورت رسمی یا قانونی از محل طرح‌های جنگلداری بخشی از چوب را تأمین نکنیم به‌صورت قاچاق یا در بازار غیررسمی تأمین می‌شود. از سوی دیگر با طرح جنگلداری با اولویت برداشت و طرح جنگلداری با اولویت حفاظت تفاوت چشمگیری در حفاظت از جنگل‌های شمال رخ نمی‌دهد، به دلیل این‌که حتی در زمانی که طرح‌های جنگلداری سابق را داشتیم کل عرصه شمال تحت پوشش طرح‌های جنگلداری نبود و حتی اگر طرح جایگزین را هم تهیه کنیم، باز امکان این‌که مجموعه جنگل‌های شمال حفاظتی شود وجود ندارد و حتی در حفاظت صرف از آن‌ها هم نمی‌توانیم همه عوامل تخریب را حذف کنیم. اگر بخواهیم مقایسه کنیم که نتیجه بگیریم آیا برداشت چوب یا حفاظت صرف می‌تواند باعث جلوگیری از تمام تخریب‌ها بشود، می‌توانیم به زاگرس نگاه کنیم. زاگرس دارای  جنگل‌هایی  است  بدون پتانسیل تولید چوب صنعتی و از این نظر با شمال کشور متفاوت هستند ولی می‌بینیم که در طی دهه‌های گذشته چقدر تغییر کاربری صورت گرفته و سوای کاهش کمی سطح جنگل‌ها ازنظر کیفی جنگل‌های زاگرس تحت‌فشارهای دیگر مثل چرای دام و چوب سوخت و گردشگری بی‌رویه چه تخریب‌هایی را به این عرصه تحمیل کرده‌ایم و همین‌طور گسترش زراعت در این جنگل‌ها را می‌توانیم با اولویت‌ها و وزن‌های مختلف در شمال کشور هم ببینیم. به‌عنوان نمونه چرای دام خودش عاملی است که حیات جنگل را به خطر می‌اندازد و اگر در بهره‌برداری از چوب، آن بهره‌بردار یا مدیرجنگل مجبور باشد برای تداوم بهره‌برداری به فکر استمرار و تجدید نسل جنگل بیفتد، چرای دام، تجدید نسل یا استمرار حیات جنگل را با خطر مواجه می‌کند. در کنار این موضوع، هجوم ویلاسازی یا تغییر کاربری‌های مختلف و حتی گردشگری بی‌ضابطه و بی رابطه می‌تواند برای شمال کشور خطراتی را ایجاد کند که چه با طرح جنگلداری و چه بدون آن و چه با طرح حفاظتی و چه با طرح بهره‌برداری این خطرات وجود خواهد داشت. تصور می‌کنم یک طرح جامع، فراتر از قدرت و اراده سازمان جنگل‌ها باید وجود داشته باشد و اثرات عوامل تخریب را از اجتماعی تا اقتصادی کم بکند و طرح‌های توسعه‌ای که در مناطق مختلف اتفاق می‌افتد، حتی اگر طرح جنگلداری هم وجود داشته باشد، چه حفاظتی و چه طرح‌هایی که بهره‌برداری چوب در اولویتشان است، در برابر اراده‌ای که فراتر است از سازمان جنگل‌ها و منابع طبیعی کشورمان تسلیم می‌شوند و اراده‌ای در سطح ملی می‌خواهد که منابع جنگلی‌مان را بتوانیم به‌صورت پایدار مدیریت کنیم و در این پایداری باید، هم مسائل اکولوژیک و هم مسائل اجتماعی و اقتصادی در نظر گرفته شود.»  

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.