انحصارگرایی؛ ذات مدیریت استعماری‌ غرب | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 41867
  پرینتخانه » اجتماعی, بین الملل, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۲۶ فروردین ۱۴۰۰ - ۶:۳۵ | 206 بازدید |
دلایل عدم صلاحیت آمریکا در اداره فضای مجازی جهان بررسی شد

انحصارگرایی؛ ذات مدیریت استعماری‌ غرب

فضای مجازی امروز به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی بشر تبدیل‌شده است تا جایی که بسیاری از اندیشمندان، ارزشی برابر با زیست حقیقی برای آن قائل هستند و آن را در امتداد زندگی حقیقی می‌دانند. انسان از لحظه هبوط دریافت که برای زندگی در این کره خاکی نیاز به تعامل با سایر همنوعان خود، جانداران و طبیعت دارد
انحصارگرایی؛ ذات مدیریت استعماری‌ غرب

علی پژوهش
فضای مجازی امروز به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های زندگی بشر تبدیل‌شده است تا جایی که بسیاری از اندیشمندان، ارزشی برابر با زیست حقیقی برای آن قائل هستند و آن را در امتداد زندگی حقیقی می‌دانند. انسان از لحظه هبوط دریافت که برای زندگی در این کره خاکی نیاز به تعامل با سایر همنوعان خود، جانداران و طبیعت دارد. به همین جهت جوامع مدنی را پایه‌گذاری کرد. تولد این جوامع او را متوجه این حقیقت نمود که برای ادامه حیات در این کره خاکی نیاز به وضع قواعد ساختاریافته است. بنابراین قوانین وضع شدند تا زیست حقیقی بشر مدیریت شوند، امروز که فضای مجازی بعدی جدید از زندگی بشر را تشکیل داده است، وضع قوانین باید به این فضا نیز تسری یابد تا امکان مدیریت صحیح این فضا فراهم شود، لزوم درک صحیح از واژه مدیریت فضای مجازی و ملزومات آن سبب شد تا با سلمان کونانی، عضو هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی در این زمینه گفت‌وگو کنیم.
منظور از مدیریت فضای مجازی چیست؟ 
فضای مجازی امروز بدل به واقعیتی انکار ناشدنی در زندگی بشر شده است. زمانی که از مدیریت فضای مجازی و منضبط کردن آن صحبت می‌کنیم، مقصود ما فراتر از تعاریف کلیشه‌ای است، در حقیقت به دنبال شناخت فلسفه و منطقی هستیم که ارکان فضای مجازی بر پایه آن‌ها بناشده است. شناخت این فلسفه، تعریف رسالت و تعریف کاربری متناسب با فرهنگ و ارزش‌های ملی ما
 مؤلفه‌هایی هستند که ما در مدیریت فضای مجازی دنبال می‌کنیم. بنابراین منظور از طرح واژه «مدیریت فضای مجازی»، همسوسازی واقعیت‌های این فضا با هنجارهای دینی و اجتماعی ما برای دسترسی به همه مواهب فضای مجازی فارغ از آسیب‌های احتمالی است.
بعد از بیانات مقام معظم رهبری در نوروز ۱۴۰۰
 در خصوص «مدیریت فضای مجازی» برخی رسانه‌های فارسی‌زبان، تلاش کردند تا بیانات ایشان را محدود به مسدودسازی معنا کنند، نظر شما چیست؟ آیا مدیریت فضای مجازی در غرب صنعتی، محدود به مسدودسازی است که این رسانه‌ها تلاش داشتند، بیانات رهبری را این‌گونه تعبیر کنند؟
مسدودسازی پدیده جدیدی در فضای مجازی جهان نيست و بسیاری از کشورها تاکنون برای اعمال حاکمیت از آن استفاده کردند، اما در مقایسه با سایر ابزارهای مدیریت فضای مجازی به‌مراتب کارایی و محاسن کمتری دارد و معتقدم قطعا رهبری سطحی بسیار بالاتر از معنا را همچون گذشته دنبال می‌کردند، برخی از مصادیق مدیریت فضای مجازی بدون مسدودسازی را برای طرح صحیح این مبحث عرض می‌کنم، برای مثال در ایالات‌متحده آمریکا که بسیاری از کشورها اجاره‌نشین او در اینترنت هستند قوانین متعددی در حوزه اعمال حاکمیت بر فضای مجازی پیش‌بینی‌شده است.
کنگره و سنای آمریکا بر اساس قوانین مصوب سال ۲۰۱۲ خود به رئیس‌جمهور این کشور اجازه دادند که در مقاطع حساس برابر تشخیص خود حتی به‌طور کامل دسترسی کاربران به شبکه وب را قطع یا محدود کند. جالب است که مردم این کشور بعد از تصویب این قانون، اعتراضی نکردند، تصور می‌کنم حتی برای چنین مسئله‌ای آمادگی نیز داشتند بنابراین
 به نظر من رهبری به دنبال آسیب‌شناسی این فضا هستند.معتقدم اهمال‌کاری مسئولین اجرایی حوزه ارتباطات
 عامل اصلی لجام‌گسیختگی فعلی فضای مجازی در کشور است .به ضرس قاطع می‌گویم که بیانات رهبر معظم انقلاب بسیار دقیق است و رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران با شانتاژهای رسانه‌ای خود، امکان تحت‌الشعاع قرار دادن بیانات ایشان را ندارند. بار دیگر باید این نکته را متذکر شوم که هیچ کشوری نسبت به مدیریت فضای مجازی سرزمین خود، بی‌تفاوت نیست.کشور آمریکا در همین خصوص
 اینترنت دوگانه را در اختیار شهروندان خود قرار داده تا کاربران با سنین مختلف به محتوای یکسانی دسترسی نداشته باشند. دولت فدرال تا اندازه‌ای به مسئله حاکمیت مجازی اهمیت می‌دهد که اگر برای ارکان قضائی و اجرایی آمریکا محرز شود، خانواده‌ای عامدانه محتوای غیر مناسب در اختیار کودکی قرار داده‌اند، حاکمیت امکان سلب حضانت فرزند در معرض خطر را دارد. قوانینی مانند برنامه حمایت از کودکان آنلاین، قانون دسترسی به اینترنت پاک و قانون منضبط سازی اینترنت در مدارس هوشمند آمریکا ازجمله قوانینی هستند که تصریح می‌کنند اگر والدین به کودک خود دسترسی غیرمجاز در فضای مجازی بدهند، دولت فدرال امکان سلب حضانت فرزند آن‌ها را خواهد داشت.
 در همین راستا شورایاری‌های ایالات‌متحده قوانینی را اجاره می‌کنند که بر اساس آن کاربران فضای مجازی، پیش از حضور  در این فضا ملزم به احراز هویت اولیه از طریق ثبت چهره هستند، رفتاری که خلاف حقوق بشر است اما در کشورهایی مانند آمریکا به‌سادگی انجام می‌شود.
 ملاک تشخیص سرپرست فاقد صلاحیت در آمریکا چیست؟
جالب است که بدانید ایالات‌متحده و کره جنوبی  کشورهایی هستند که شهروندان آن‌ها برای استفاده از فضای مجازی نیاز به کد ملی دیجیتال دارند، کدی که فقط با استفاده از آن می‌تواند وارد این فضا شوند و البته ابزاری است که دولت به‌وسیله آن، امکان تحت نظارت قرار دادن کلیه فعالیت‌های سایبری کاربر را دارد، بالعکس کشور ما  که حتی مشخص نیست، شخصی که از این فضا استفاده می‌کند، چه جنسیتی دارد! بسیاری از کاربران آمریکایی پیش از استفاده از فضای وب باید چهره‌نگاری شوند
 این امر به‌خصوص در مورد کودکان و نوجوانان با جدیت بیشتری دنبال می‌شود. رمزنگاری و تحلیل محتوای آنلاین از دیگر ابزار اعمال حاکمیت بر فضای مجازی هستند که ایالات‌متحده از آن‌ها استفاده می‌کند. بنابراین برای احراز این مسئله، ابتدا سیستم‌های هوشمند گزارش تخلف را به شورایاری ایالت ارسال می‌کند، آن‌ها نیز پس از بررسی گزارش تخلف، در صورت احراز تخلف فرآیند سلب حضانت را دنبال خواهند کرد.
 برخی از مصادیق روش‌های اعمال مدیریت بر فضای مجازی در غرب را مطرح بفرمايید؟
فرانسه یکی از کشورهایی است که راهکارهای متعددی را برای اعمال مدیریت بر فضای مجازی خود به کار می‌گیرد
برای مثال «طرح مدیریت بازی‌های رایانه‌ای» یکی از ابزارهای این کشور برای اعمال مدیریت در این فضاست. فعالان فرهنگی کشور فرانسه اگر بخواهند انيمیشنی تولید کنند‌، باید از بالاترین مرجع دولتی کشور مجوز بگیرند و آن‌ها را مجاب کند که اثرش با شعائر فرهنگی این کشور همخوانی دارد. سیاست‌گذاران فرانسوی به این نتیجه رسیدند که بازی‌های رایانه‌ای اثر بسیار زیادی بر فرهنگ شهروندان این کشور دارند یا افکار عمومی ایران بداند که در کشوری مانند ایالات‌متحده، هیچ شخصی نمی‌تواند
پیش از دریافت پروانه فعالیت الکترونیکی یک‌میلیون دنبال کننده اینستاگرامی، تلگرامی یا در هر شبکه اجتماعی دیگری داشته باشد، پروانه الکترونیکی فعالیت، هنگام نصب از کاربر دریافت می‌شود، وقتی در زمان نصب دکمه «قبول دارم» را می‌فشرد، در حقیقت این کاربر پذیرفته است، هرزمان دولت فدرال به این جمع‌بندی رسید که فعالیت‌های او خلاف موازین قانونی، سیاسی، اجتماعی و اخلاقی این کشور است، بدون هیچ مشکلی او را بایکوت کند! هر فردی که در آمریکا از این بستر استفاده می‌کند
پیش از ورود به شبکه‌ها و پیام‌رسان‌های اجتماعی پذیرفته است که مسئولیت جزايی و مدنی تمام فعالیتش متوجه خود او هست، استثنایی نیز برای شمول دایره‌قانون وجود ندارد حتی سلبریتی‌ها ملزم هستند که نقشه سایبری این کشور را محترم شمارند. نکته که عرض کردم در خصوص سخنرانی‌های مجازی و حقیقی نیز صدق می‌کند.جالب است، آمریکا با تمام سختگیری‌هایی که در خصوص زیست سایبری شهروندان خود دارد، بی‌محابا به جغرافیای سایبری کشورهای دیگر ازجمله ایران تعدی می‌کند
پذیرفتنی نیست که سرمایه‌گذاران یک پلتفرم آمریکایی که سابقه جنایت جنگی در قاره‌آفریقا دارند، پس از گذشت ۱۰ سال از سرمایه‌گذاری بر روی یک پیام‌رسان نوین آن را صرفا برای رضایت کاربر در اختیار عموم قرار داده باشند! متأسفانه برخی بی‌توجه به این مسائل در حال مطرح کردن محصولات آمریکا با عناوینی مانند مجمع نخبگانی در جغرافیای سایبری کشور هستند، به اعتقاد بنده تا مادامی‌که مسئول ما به پیام‌رسان و شبکه اجتماعی غیربومی رغبت و تعصب دارد، امکان مدیریت این فضا برای وی فراهم نخواهد شد، چطور می‌خواهد مردم را قانع کند که از محصولات بومی این حوزه استفاده کنند، درحالی‌که خود عامل به سخنانش نیست!
 آیا نهادهای ناظر سایبری در کشورهای اروپایی یا آمریکایی به کشوری مانند ایران که در تقابل اندیشه با آن‌هاست، اجازه می‌دهند که با تولید و راه‌اندازی یک پیام‌رسان یا شبکه اجتماعی انگلیسی‌زبان وارد مرزهای جغرافیای سایبری آن‌ها شود؟
معتقدم که  مسدودسازی و محدود کردن محتوای انقلابی، مانند آنچه درباره صفحه شبکه تلویزیونی «پرس تی‌ وی» شاهد بودیم، نازل‌ترین سطح عصبانیت کشورهای حامی امپریالیسم جهانی در مواجهه با گفتمان انقلابی است بنابراین باید اذعان کرد که آن‌ها اجازه بسط گفتمانی غیر از پارادایم فکری خود را در فضای کشور خود نمی‌دهند، اما این یک رفتار دور از انتظار نیست و به‌طور طبیعی اندیشه لیبرالیسم مخالف بسط گفتمان انقلابی و اسلامی در سطح جهان است. این‌که بپذیریم دلیل سانسور پیام انقلاب توسط آن‌ها در احترام به حقوق بشر و امثال آن خلاصه می‌شود، طنزی خنده‌دار است.راهکار مقابله مؤثر با این تهدیدات مجازی، اعمال محدودیت نسبت به شبکه‌های مجازی آمریکایی است. بسیاری از کشورها در سطح جهان محدودیت‌های جدی نسبت به شبکه‌های مجازی آمریکایی و مالکان صهیونیست تبار آن‌ها وضع کردند که اتفاقا جهت حفظ امنیت سایبر آن‌ها نیز مؤثر بوده است، جمهوری اسلامی ایران نیز این امکان را داشت که با ابزار قانون، صراحتا این پیام را به آن‌ها بدهد که نمی‌توانند بدون رعایت ضوابط کشور ما وارد جغرافیای سایبری ایران شوند.جالب است که بدانید آمریکا برای ایجاد دسترسی به پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام بیش از۴۰ مورد پروتکل اجرایی دارد که کاربر باید آن‌ها را رعایت کند، یکی از این محدودیت‌ها عدم امکان دسترسی افراد دیپورت شده از آمریکا یا افرادی که اعتبار گذرنامه آن‌ها کمتر از یک سال است به این شبکه‌های مجازی است همچنین کاربرانی که قصد استفاده از شبکه‌ها و پیام‌رسان‌های اجتماعی را دارند، باید فاقد هرگونه سوءسابقه‌قضائی در حوزه جرائم سایبری باشند. اگر فردی سابقه محکومیت در خصوص جرائم فضای مجازی داشته باشد، حاکمیت خدماتی به او ارائه نخواهد داد، به طورکل قوانین استفاده از این ابزارها در ایالات‌متحده، ازجمله «قانون مسئولیت مدنی ناشی از عضویت در شبکه‌های اجتماعی» به حدی گسترده است که برای بسیاری از کاربران استفاده از امکانات آن در اولویت قرار ندارد.
شما در صحبت‌های خود از اعمال محدودیت بر اینترنت آمریکایی توسط برخی از کشورها سخن گفتید چه محدودیت‌هایی و توسط چه کشورهای بر اینترنت آمریکا اعمال‌شده است؟
بارزترین مثال آن کشور چین است، این کشور به‌موازات استفاده از اینترنت آمریکایی، شبکه ملی وب خود را نیز گسترش داد. چین به شرطی داده‌های آمریکایی را در اینترنت ملی خود به اشتراک می‌گذارد که در وهله اول مطابق با موازین قانونی این کشور باشد، در مرحله بعد 
در خصوص تبادل آن اطلاعات قرارداد همکاری مشترک داشته باشد، این کشور تا حدی قائل به رعایت این چارچوب است که حتی ارائه اطلاعات علمی و دانشگاهی منوط به دریافت داده‌های علمی متقابل از کشور طرف قرارداد می‌کند. معتقدم در هم آوردی سایبری ما نیز باید مانند چین ایالات‌متحده را به چالش بکشیم و اجازه تعدی به مرزهای سایبری خود را ندهیم.در خاتمه باید به این نکته اشاره کنم که معتقدم مشکل فضای مجازی صرفامحدود به اطلاعات ورودی نمی‌شود که فقط با محدود کردن جریان ورود اطلاعات مرتفع شود، برای دستیابی به این مهم، سیاست‌گذاری ما باید مبتنی بر ارزش‌های فرهنگی ایرانی اسلامی باشد، جامعه شناسان کشور باید به جراحی اجتماعی جامعه بپردازند، ما نباید با معترضان به آرمان‌های خود مسامحه کنیم، باید باارزش‌های ایرانی و اسلامی خود زندگی نمايیم، به‌طورقطع می‌گویم که اگر ما به‌درستی اندیشه خود را در افکار عمومی جهانی تشریح کنیم به دلیل ذات الهی آن، موردپذیرش فطرت‌های پاک قرار خواهد گرفت، قطعا جمهوری اسلامی با تکیه با آرمان‌های متعالی خود امکان ساخت تمدن نوین اسلامی را خواهد داشت.

نویسنده : علی پژوهش |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.