منشور دشمن‌شناسي | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 3371
  پرینتخانه » سرمقاله, یادداشت تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۹۸ - ۰:۲۷ | 555 بازدید |

منشور دشمن‌شناسي

عصر روز گذشته، رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان، در پاسخ به سؤال يکي از ناطقان در مورد انتساب تصويب برجام به رهبري فرمودند: «شما چشم و گوش داريد و همه‌چيز را مي‌بينيد.»
منشور دشمن‌شناسي

سيد محمد بحرينيان – جانشين سردبير
عصر روز گذشته، رهبر معظم انقلاب در ديدار با دانشجويان، در پاسخ به سؤال يکي از ناطقان در مورد انتساب تصويب برجام به رهبري فرمودند: «شما چشم و گوش داريد و همه‌چيز را مي‌بينيد. نامه‌اي که درباره‌ برجام نوشته شد و شرايطي که ذکر شده که در اين صورت تصويب مي شود را ببينيد. منتها اگر اين شرايط اجرا نشده، وظيفه‌ رهبري اين نيست که وارد بشود. نظر ما اين است که رهبري وارد کار اجرايي نشود، مگر جايي که به حرکت کل انقلاب ضربه مي زند. اما آن‌طور که برجام عمل شد، من خيلي اعتقادي نداشتم و بارها هم به رئيس‌جمهور و وزير خارجه گفتيم و تذکر داديم.»
اما اشاره مقام معظم رهبري به کدام نامه است؟ در فاصله آغاز مذاکرات ايران و ۶ کشور تا رسيدن برجام به فازهاي پاياني، يعني از سال ۹۲ تا ۹۴، رئيس جمهور محترم چندين نامه خطاب به مقام معظم رهبري نوشته اند که در رسانه ها هم انعکاس يافته است. شايد مهم ترين و جامع ترين نوشته حسن روحاني در تشريح برجام، نامه اي باشد که دي ماه ۹۴ و پس از اجراي رسمي برجام خطاب به مقام معظم رهبري در ۱۱ بند نگاشته است. «تداوم غني سازي در مسيري تکامل يافته، تبديل رآکتور اراک به يک رآکتور تحقيقاتي مدرن و پيشرفته، افزايش ذخاير راهبردي اورانيوم، فروش اورانيوم غني شده و آب سنگين توليدي و تبديل شدن به يکي از صادرکنندگان اين حوزه و گشوده شدن باب همکاري هاي هسته اي» از موارد ذکر شده در بندهاي ۲ تا ۶ نامه ذکر شده است.
حال وضعيت امروز چيست؟ قلب رآکتور اراک با بتن پر شده و از باب همکاري هاي هسته اي خبري نيست. غير از آن، متن نامه رسمي حسن روحاني، در مقايسه با شرايط امروز به هيچ وجه صادقانه به نظر نمي رسد. در بند پنجم، با افتخار از قرار گرفتن نام ايران در زمره معدود صادرکنندگان اورانيوم غني شده و آب سنگين سخن رفته، حال آن که امروز معلوم شده اين صادرات نه تنها دستاورد نبوده، بلکه از سر اجبار و براي پايين نگه داشتن سقف موجودي اورانيوم غني شده و آب سنگين در داخل کشور بوده است، چنان که در اقدام ماه گذشته دولت و در پاسخ به خروج آمريکا از برجام و تعلل اروپا در راه اندازي ساز و کار مالي جايگزين، شوراي عالي امنيت ملي اعلام کرده ديگر اورانيوم غني شده و آب سنگين را صادر نخواهد کرد.
جالب است! هم وقتي که چون در برجام به آن تن داده بوديم و صادر
مي‌کرديم، دولت با افتخار از آن ياد مي کرد و هم حالا که ديگر از ما نمي خرند يا نمي خواهيم آب سنگين و اورانيوم غني شده را از ايران خارج کنيم، دولت محترم اين کار را نشان اقتدار خود مي داند.
اما عجيب تر از همه، بند نهم نامه حسن روحانيست: «تحريم‌هاي اقتصادي و مالي مربوط به هسته‌اي شوراي امنيت، اتحاديه اروپا و ايالات متحده آمريکا در حوزه‌هاي گوناگون همچون نقل‌وانتقالات مالي، فعاليت‌هاي بانکي، سوئيفت، سرمايه‌گذاري، خدمات بيمه، اعتبارات صادراتي، نفت، گاز، پتروشيمي، حمل‌ونقل، کشتيراني، بنادر، تجارت طلا و ساير فلزات، خودرو و هواپيما برداشته شد و به اين ترتيب زمينه لازم براي حضور توانمند ايران در اقتصاد جهاني، استفاده از فرصت‌هاي بازار صادراتي و دسترسي به بازار سرمايه بين‌المللي فراهم گرديد.»
در شرايط فعلي، حتي خوش بين ترين ها به برجام و غرب زده ترين افراد هم با بازخواني نامه روحاني، دچار ترديد مي شوند که آيا اين نوشته، اساسا در ارتباط با برجام نوشته شده است. مقام معظم رهبري از همان ابتدا هم مرتبا تاکيد مي‌کردند که به دولت بدعهد آمريکا و مذاکره با او خوش بين نيستند.
اما هدف از اين بازخواني چيست؟ امروز اگر کسي باور کند برجام و مذاکره با آمريکا گره اي از مشکلات اقتصادي کشور گشوده، قطعا جاهل است، اگر کسي بگويد برجام و مذاکره با آمريکا سايه جنگ را از سر کشور دور کرده، احتمالا خائن است. اما اين دو به اين معني نيست که برجام هيچ دستاوردي نداشته است. برجام و مسائل مرتبط با آن، منشور بزرگ آمريکاشناسي و دشمن شناسي براي نسل هاي بعدي انقلاب اسلامي است، آن ها که دوران حمله طبس و کودتاي نوژه و جنگ تحميلي را درک نکرده اند و از ناو وينسنس، تنها خاطره اي دردناک خوانده اند، آنان که سرگذشت نقش هميشگي آمريکا در فشار به مردم ايران را نمي دانند و به ياد ندارند که روزي رئيس جمهور اهل مذاکره آمريکا يعني اوباما، با صراحت گفت «ممکن است به ايران حمله اتمي کنيم». نسل هاي بعدي ممکن است از ياد ببرند که روزي مقام آمريکايي مي گفت
«دروغ و نيرنگ بخشي از DNA ايرانيان است» اما مسلما از ياد نخواهند برد که پنج سال مذاکره با امريکا در قالب برجام، تنش زدايي، ديپلماسي لبخند، قدم زدن وزير خارجه ما با وزير خارجه آمريکا و تماس تلفني روحاني و اوباما، جز خسارت، چيز ديگري نداشت. ممکن است بعدها کسي در ايران يادش نيايد که ترامپ، از پايان رسمي ايران سخن مي گفت يا وزير دفاع آمريکا مي گفت مي خواهد ايران را از ريشه بکند، اما مطمئنا کسي از ياد نخواهد برد که ما تا جايي در مذاکرات، مواضع طرف مقابل را پذيرفتيم و فعاليت هايمان را تعليق کرديم که حتي برخي از دانشمندان و فعالان حوزه هسته اي ما در معرض بيکاري قرار گرفتند و طرف خارجي به طعنه گفت حاضر است براي افراد بيکار شده هسته اي ايران شغل فراهم کند، اما با وجود اين همه کوتاه آمدن، باز هم هيچ نتيجه اي نگرفتيم. آري، دفتر برجام مشحون از عبرت هاست و بايد براي نسل هاي بعد، به شيوه هاي گوناگون روايت شود.

نویسنده : سيد محمد بحرينيان |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.