در اين بازي بزدل مي‌بازد | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 2722
  پرینتخانه » سرمقاله, یادداشت تاریخ انتشار : ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۱ |

در اين بازي بزدل مي‌بازد

شايد بارها، صحنه دوئل دو گانگستر را در فيلم هاي قديمي آمريکايي ديده باشيد. دو نفر، با فاصله از هم، در چشمان هم خيره مي شوند و سعي مي کنند با حرکات چشم و دست و گردن، طرف مقابل را مرعوب کنند.
در اين بازي بزدل مي‌بازد

شايد بارها، صحنه دوئل دو گانگستر را در فيلم هاي قديمي آمريکايي ديده باشيد. دو نفر، با فاصله از هم، در چشمان هم خيره مي شوند و سعي مي کنند با حرکات چشم و دست و گردن، طرف مقابل را مرعوب کنند. معمولا در دوئل، طرفي که بي پرواتر و نترس تر است برنده مي شود و حريف را از پا در مي آورد و آن طرفي که ترس و دلشوره، توان تصميم گيري به‌هنگام را از او گرفته، مغلوب مي شود. مشابه اين دوئل، پديده اي به نام بازي بزدل است. در اين بازي، دو خودروسوار، از روبه‌روي هم، با سرعت به سمت هم مي‌رانند تا اصطلاحا شاخ به شاخ شوند. آن راننده اي که زودتر مي ترسد و فرمان را مي چرخاند تا از برخورد با طرف مقابل جلوگيري شود، بازنده بازي است. دقيقا همين بازي احمقانه که در اصطلاح نظريه بازي ها و در علوم استراتژيک به آن «chicken game» مي گويند، چکيده سياست خارجي دولت آمريکا در عصر ترامپ است.
ترامپ، شديدا نگران نحوه مقابله ايران با سياست‌هاي افزايش فشار آمريکا بر ايران است، اما از خود چهره اي قلدر و اصطلاحا بي کله به نمايش گذاشته است تا به طرف ايراني بفهماند اگر فرمان را نپيچاني و مسيرت را تغيير ندهي برخورد حتمي است. واقعيت اين نيست که دستگاه عظيم و پيچيده و چند لايه سياست خارجي آمريکا، در دستان چند جنگ طلب بي کله قرار گرفته است و دولت آمريکا، شجاعت بي منطق و حماقت را جايگزين محاسبات سياسي کرده است، سياست سازان و لايه هاي زيرين دولت آمريکا
در دوره فعلي همانقدر محاسبه گرند که در دوره اوباما و بوش و کلينتون بودند، اما پس از سال ها که با امتحان سياست هاي
مختلف، نتوانسته اند چالش ايران را مهار کنند، محاسبه و سياست‌شان بر اين قرار گرفته که با نمايشي قلدرمآبانه طرف هاي مقابل يعني روسيه، چين، ايران و هر قدرتي که مزاحم هژموني جهاني آمريکا محسوب مي شود را طوري بترسانند که آن ها با دستان خود، مسيرشان را تغيير دهند و به دست خود مهار شوند. براي چنين نمايشي هم چهره هايي
مانند بولتون و پمپئو را روي صحنه آورده اند که به حماقت و جنگ طلبي مشهورند. در برابر چنين سياستي چه بايد کرد؟ پاسخ ساده است، بايد هيچ يک از تهديدهاي ترامپ را جدي نگرفت. شخصا بر اين باورم که اگر احتمال جنگ نظامي در دوره اوباماي ضدجنگ، کمي وجود داشت، در وضعيت فعلي همان قدر هم وجود ندارد.
ممکن است بپرسيد اگر ما فرمان را نچرخانديم و طرف مقابل هم نچرخاند و کار به برخورد جدي رسيد چه؟ در پاسخ بايد گفت که چنين چيزي تقريبا محال است. واشنگتن، با توجه به پهن بودن دست و پايش در منطقه و شدت آسيب پذيري نيروهاي خود و متحدانش، از برخورد بيشتر هراس دارد. ترامپ اصلا به دنبال برخورد نيست، بلکه در حال اجراي سياست بازي بزدل است. نشانه ها هم متعددند. او ابتدا از برجام خارج نمي شد، بلکه هر سه ماه يک بار آن را تمديد و در عين حال تهديد مي کرد که بعد از اين تمديد نخواهد کرد. پس از آن هم، تنها شاهد سياست هاي غوغاسالارانه و ماجراجويانه دولت ترامپ همچون قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمان هاي تروريستي هستيم. او اگر واقعا توان يا قصد اقدام جدي نظامي داشته باشد، حتما آن را از پيش نمايان نخواهد کرد تا در وقت مورد نظر، با استفاده از اصل غافلگيري، هجوم موثرتري داشته باشد، در حالي که با فشار و تهديد و فرياد، تنها سعي مي کند حريف را طوري بترساند که خود از عرصه نزاع بگريزد و مسيرش را تغيير دهد.
چند روزي است که رسانه ها، مواضع محکم و قابل تحسين مسئولان سياست خارجي دولت را در دو حوزه منتشر مي کنند. اول آن که قرار است پاسخ متقابل ايران به خروج آمريکا از برجام که همين روزها به سالگرد خود مي رسد، اجرا شود. ثانيا طرف هاي اروپايي بايد بدانند که بيش از اين نمي توانند با تعويق راه اندازي ساز و کار ويژه مالي که قرار است جايگزين برجام شود، ايران را معطل کنند.

نویسنده : سيد محمد بحرينيان |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.