چند ليتر حرف حساب | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 12423
  پرینتخانه » سرمقاله, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۵ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۴ | 166 بازدید |

چند ليتر حرف حساب

صرف‌نظر از آن‌که افزايش ۳ برابري نرخ بنزين صرفا تصميم دولت بوده يا نه، پذيرش يک فرض، بسي مهم است براي نيل به نتايج بعدي! بياييم فرض کنيم بنا به هر علت، بنزين ليتري ۳۰۰۰ توماني نياز ضروري کشور بوده و در حکم جراحي درست اقتصادي که مي‌توان درد امروزش را به علاج فردايش بخشيد!
چند ليتر حرف حساب

|حسين قدياني|
صرف‌نظر از آن‌که افزايش ۳ برابري نرخ بنزين صرفا تصميم دولت بوده يا نه، پذيرش يک فرض، بسي مهم است براي نيل به نتايج بعدي! بياييم فرض کنيم بنا به هر علت، بنزين ليتري ۳۰۰۰ توماني نياز ضروري کشور بوده و در حکم جراحي درست اقتصادي که مي‌توان درد امروزش را به علاج فردايش بخشيد! واقعيت آن است که به شهادت اين همه اعتراض، مسئولين هرگز نتوانسته‌اند ضرورت اين مهم را براي افکار عمومي جا بيندازند! اينجا مي‌توان قدر يک کتاب، هم از ضعف روابط عمومي‌ها نوشت، هم از نارسايي رسانه‌ها! ضعف ديگر ارتباط بعضا عقيم مسئولين با مردم به‌خصوص در مواجهات اقتصادي است! اگر آقايان نتوانند منطق يک تصميم را براي مردم روشن کنند، همين مي‌شود که اين روزها تماشا مي‌کنيم! اين از بنزين ليتري ۳۰۰۰ تومان هم بدتر است! اين‌که مردم را نتوانيم بابت حرکتي درست قانع کنيم! اين يعني گسل! شکاف! و زنگ خطري بزرگ که؛ ميان دست‌اندرکاران و آحاد ملت، فاصله‌اي از جنس عدم تفاهم وجود دارد! گويي نه حرف مردم به گوش بالادستي‌ها مي‌رسد و نه سخن مسئولين به گوش ملت! از اين هم بدتر آيا چيزي را مي‌توان متصور شد؟! حال بياييم و از دالان فرض ابتداي متن خارج شويم! قرائن نشان مي‌دهد که اوضاع معيشتي جامعه ابدا کشش “اصلاح شوک‌آور قيمت سوخت” را ندارد! آيا واقعا نمي‌شد عوض آن‌که چند پله را باهم بپريم، پله‌پله حرکت مي‌کرديم؟! شگفتا! دفعات پيش که اصلاح قيمت سوخت را پلکاني انجام داديم، هم به پست آشوب خورديم، هم به پست تورم؛ الآن چه توقعي داريم واقعاً؟! آيا توهم زده‌ايم که با دستور، قيمت‌ها افزايش پيدا نمي‌کند؟! يعني نمي‌دانيم کجا داريم زندگي مي‌کنيم؟! جماعتي از دولت‌مردان اين روزها براي توجيه شوک خود، مدام ادعا مي‌کنند؛ “چون فلان عدد چشم‌گير از جامعه، ماشين و يا حتي موتور ندارند، اين حتي در کوتاه‌مدت، تصميمي به نفع محرومان است!” حال آن‌که اقشار محروم ولو آن‌که روستايي باشند، اقلا يک وانت را دارند! در شهرها که غالبا هر خانه يک ماشين را دارد! آن‌که ندارد، عمدتا اين‌گونه است که سرپرست خانواده نيست! پس عمده‌ فشار بنزين ۳۰۰۰ توماني از قضا روي همين قشر محروم است که خيلي‌هاي‌شان با همين ماشين يا موتور کسب روزي مي‌کنند! حمايت معيشتي، عادلانه هم توزيع شود، باز ياراي تقابل با بنزين ۳۰۰۰ توماني را ندارد! خوب است جيب خرد مردم را لحاظ کنيم و در تصميم کلان خود! انصافا در کدام اتاق فکر، حرف‌مان را مي‌پزيم و نظرمان را مي‌پذیریم که متوقعيم مردم درک‌مان کنند؟!

نویسنده : حسين قدياني |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.