پيش پای بزرگ‌ترها بايستيد نه مقابلشان! | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 12230
  پرینتخانه » سرمقاله, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۴ | 301 بازدید |

پيش پای بزرگ‌ترها بايستيد نه مقابلشان!

منظومه آيات، روايات و کلام بزرگان را که مي‌بينيم، مملو از تکريم و احترام به بزرگ‌ترهاست. سيره اهل‌بيت (ع) هم مؤيد توجه به جايگاه و حرمت معمرين و سالخوردگان است؛ حتي در امور معيشتي و اقتصادي؛ تا جايي که ازکارافتادگان، سهم و مستمري از بيت‌المال داشتند.
پيش پای بزرگ‌ترها بايستيد نه مقابلشان!

|مسعود پيرهادي – سردبير|
منظومه آيات، روايات و کلام بزرگان را که مي‌بينيم، مملو از تکريم و احترام به بزرگ‌ترهاست. سيره اهل‌بيت (ع) هم مؤيد توجه به جايگاه و حرمت معمرين و سالخوردگان است؛ حتي در امور معيشتي و اقتصادي؛ تا جايي که ازکارافتادگان، سهم و مستمري از بيت‌المال داشتند.
در دنياي امروز و حتي غرب، بازنشستگان و سالخوردگان از امکانات ويژه‌اي برخوردارند؛ چراکه به تجربه دريافته‌اند يک زن يا مرد کهن‌سال، به‌مراتب مخارج بالاتري به‌واسطه عائله گسترده‌تر، کهولت سن و بيماري‌هايي که طبيعتا عارض مي‌شود، تفريح و سفرهايي که براي گذران اوقات فراغت و بازنشستگي اين افراد لازم است و بسياري از عوامل ديگر خواهند داشت؛ فلذا دولت‌ها سعي مي‌کنند با ارائه تسهيلات و در اختيار قرار دادن امکانات خاص به اين افراد آسيب‌پذير، در راستاي تکريم و حفظ حرمت بازنشستگان و سالمندان گام بردارند.
از سوي ديگر، سالمندي و بازنشستگي، پايان طبيعي دوره کاري و بخشي از زندگي هر کارمند و کارگزار جامعه است، به همين جهت، اگر زحمتکشان جامعه در پايان دوره کاري خود تکريم نشوند، نه‌تنها ظلم به خودشان و خانواده‌هاي آن‌هاست، بلکه باعث دلسردي عموم کارمندان و کارگراني مي‌شود که دوره بازنشستگي خود را انتظار مي‌کشند.
گزارش‌هايي که از ميزان دريافتي بازنشستگان مجموعه‌هاي مختلف کشوري و لشکري به‌دست‌آمده، نشان از بي‌توجهي به اين قشر عظيم است. افرادي که پس از ۳۰ سال خدمت در جاي‌جاي اين کشور، توقع يک آرامش نسبي در کنار خانواده و احيانا عروس‌ها، دامادها و نوه‌ها دارند، اما بايد کار را از سر بگيرند چون مي‌دانند با حقوق بازنشستگي، نشستن خطاست ولو ديگر رمق چنداني براي برخاستن نداشته باشند، اما حقوق بازنشستگي، چرخ زندگي‌شان را نمي‌چرخاند. جبر روزگار، به آن‌ها اجازه استراحت نمي‌دهد؛ مي‌دانند که بايد بيشتر کار کنند؛ بيشتر از همه آن ۳۰ سال خدمت؛ تا خرج خودشان، همسرشان و فرزندانشان را بپردازند، فرزنداني که يا دم بخت‌اند و نياز به هزينه‌هاي مسکن و عروسي و جهيزيه دارند، يا به خانه بخت رفته‌اند و با نوه‌ها، گاه‌وبيگاه ياد پدربزرگ و مادربزرگ مي‌کنند.
طنز تلخ ماجراي بازنشستگان مثل فرهنگيان است؛ بعضي مسئولان مي‌گويند چون تعدادشان زياد است، نمي‌شود برايشان کاري کرد و بودجه نداريم و از خود نمي‌پرسند مگر يک انسان چقدر و تا چه سني مي‌تواند کار کند. نکته‌اي که باعث شده نگارنده بارها موضوعاتي مثل بازنشستگان يا جانبازان را با مناسبت يا بي‌مناسبت يادآوري کنم و از آلامشان بنويسم، آن است که اين دو گروه شريف، در دوران اوج جواني و توانمندي، خود را کاملا وقف اين کشور کردند و براي امنيت و پيشرفت کشور، به بهاي از دست دادن سلامتي و عمر خود هر کاري کردند و اين حقشان نيست که حالا مورد بي‌توجهي و بي‌مهري باشند و کرامتشان حفظ نشود، به‌ويژه آن‌که جانبازان و سالمندان، نور چشم ما هستند و معلوم نيست آفتاب وجودشان تا چه زمان‌بر افق زندگي ما بتابد.

نویسنده : مسعود پيرهادي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.