پياده تا عرش! | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 11064
  پرینتخانه » سرمقاله, یادداشت تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۸ - ۰:۱۱ | 362 بازدید |

پياده تا عرش!

مردم جهان اين روزها نظاره‌گر پياده‌روي ميليون‌ها عاشق امام حسين (ع) و اصحاب كربلا هستند. دوربين‌هاي جهان از يك زوايه پاييني پاهاي كساني را نشان مي‌دهند كه نه بر زمين بلكه بر پر ملائكه در عرش سير مي‌كنند.
پياده تا عرش!

|محمدكاظم انبارلويي|
مردم جهان اين روزها نظاره‌گر پياده‌روي ميليون‌ها عاشق امام حسين (ع) و اصحاب كربلا هستند. دوربين‌هاي جهان از يك زوايه پاييني پاهاي كساني را نشان مي‌دهند كه نه بر زمين بلكه بر پر ملائكه در عرش سير مي‌كنند.
دوربين‌ها پاهايي را به تصوير مي‌كشند كه محكم، استوار و مصمم برداشته مي‌شوند. آنها گام‌هاي زنان، مردان، پيران و جوانان و حتي كودكاني را به تصوير مي‌كشند كه به «عدالت» و «آزادي» و «ايثار» و «برادري» و «صلح» و «همزيستي» با طعم فرهنگ اهل بيت پيامبر (ص) مي‌انديشند.
ميليون‌ها انسان در مسير راهپيمايي نجف تا كربلا و نيز راه‌هاي منتهي به كربلا راه افتاده‌اند تا روح معنويت را به جهان خشكيده از معنا هديه كنند و پيام‌آور فلاح و رستگاري باشند.
جهان در اين مسير با يك طوفان روح و معنا روبه‌رو است. هيچ قلم و بياني توان روايت شگفتي اين طوفان را ندارد. جهان در اين مسير به تفسير و تحليلي از «عشق»، «عشق‌بازي»، «عشق‌ورزي» و ظهور يك ايمان الهي نشسته است.
جهان شگفتا نه به چشم خود مي‌بيند كه چگونه ايمان و نگاهباني از گوهر دين توسط امام حسين (ع) و اصحاب او پس از گذشت قرن‌ها به عصر و نسل و جامعه ما منتقل مي‌شود و در رگ‌هاي جامعه ديني ما مي‌جوشد.
پديده اربعين يك پديده بي‌نظير، بي‌بديل و از نشانه‌هاي اراده خدا نصرت انقلاب اسلامي در جهان است.
ما در اين پديده با جان جان جان انسان‌ها و ارتفاع امواج خروشان روح آنها روبه‌رو هستيم كه مدام بر ساحل «عقل» و پهناي «عاطفه» انساني مي‌كوبد.
احرار و آزادگان جهان از هر قوم و قبيله، هر مذهب و نژاد و از هر ديني در اين راهپيمايي گرد آمده‌اند تا بگويند؛
اي عاشقان اي عاشقان امروز ماييم و شما
افتاده در غرقابه‌اي تا خود كه داند آشنا
آنها آمده‌اند تا در غرقابه روح و هستي خود شنا كنند و خود را به دست امواج اين طوفان بسپرند. در وسط معركه اين طوفان فرياد بر ‌آورند؛
اي شيخ! ما را غوطه ده پاي آب ما را غوطه ده
اي موسي عمران بيا، بر آب دريا زن عصا

​​​​​​​آنها آمده‌اند تا فرياد زنند؛
كربلا، كربلا، ما داريم مي‌آييم!
آنها آمدند تا در ساحل خونين حريت و آزادي كربلاي سال ۶۰ هجري قدم زنند و بگويند ما آزادي را در «رهايي از نفس» مي‌دانيم نه؛ «رهايي نفس»!
اربعين يك عرصه عظيم صحرايي و بياباني و جاده‌اي براي حضور مؤمنانه در «جهاد اكبر» است. حزب‌الله لبنان، حشدالشعبي عراق، انصارالله يمن، جهاد اسلامي فلسطين و … سربازگيري براي حضور در «جهاد اصغر» را در اين بيابان و صحرا و جاده انجام داده‌اند.
مدافعين حرم سير و سلوك روحي خود را در همين راهپيمايي اربعين به كمال رساندند.
راهپيمايي اربعين يعني پياده‌روي در عرش الهي با نگاهي نو به هستي، به تاريخ، به روابط انسان‌ها و بالاخره به روابط انسان با خودش با آرمان‌هايش!
راهپيمايي اربعين يعني مروري نو به فلسفه هستي و پديداري انسان در روي زمين و تعريف جديدي از نسبت اين دو با هم!
راهپيمايي اربعين يعني گفت‌‌وگويي نو براي كشف حقايق هستي آن‌هم بدون زبان و گردش صدا در دهان!
اربعين يعني حركت در مرز هوشياري و مستي به نيت تماشاي همه زيبايي‌هاي هستي! همان زيبايي كه حضرت زينب سلام الله عليها در دربار يزيد در تفسير كوتاه از حادثه كربلا فرمود؛ «من چيزي جز زيبايي نديدم»! هم او بود كه بر سر يزيد فرياد كشيد؛ «به خدا قسم نمي‌تواني ياد ما را محو كني»! ما در آستانه ظهور بصيرت جهاني به بركت اربعين هستيم.
در حال و هواي هوشياري نمي‌توان اوصاف مستي را به زبان آورد و در حال مستي هم نمي‌توان هوشيارانه سخن گفت!
براي همين است كه راهپيمايي اربعين به روايت و زبان هنر هفتم يعني، «نور»، «صدا»، «تصوير» و «حركت»!
ساربانا! اشتران بين، سر به سر قطار مست!
مير مست و خواجه مست و يار مست، اغيار مست
باغبانا! رعد مطرب، ابر ساقي گشت و شد
باغ مست و راغ مست و غنچه مست و خار مست
آسمانا! چند گردي، گردش عنصر ببين
آب مست و باد مست و خاك مست،‌اسرار مست
رو تو جباري رها كن، خاك شو تا بنگري
ذره ذره خاك را، از خالق جبار مست
ساقيا باده يكي كن، چند باشد عربده؟
دوستان ز اقرار مست و دشمنان ز انكار مست!
اربعين يعني تمام قد به تماشاي «عقل سرخ» ايستادن! به همين دليل مي‌توان پياده تا عرش رفت و به تماشاي همه زيبايي‌هاي هستي و همان كه خداوند هنگام فرمان سجده بر آدم به فرشتگان فرمود؛ « من چيزي را مي‌دانم كه شما نمي‌دانيد» ياد سهراب سپهري صياد چيره دست لحظه‌ها و واژه‌ها به خير اين‌روزها سالروز ميلاد اوست. اي كاش او زنده بود و روايتي از پديده اربعين را براي عصر و نسل ما از زاويه ذهن نازك و نكته‌بين خود بيان مي‌كرد. كسي كه مدعي بود مي‌تواند؛ چشم‌‌ها را با خورشيد، دل‌ها را با عشق، سايه‌ها را با آب و شاخه‌ها را با باد گره زند. كسي كه پنجره‌ها را رو به تجلي باز مي‌ديد و مي‌دانست خانه دوست كجاست.
اي كاش فردوسي زنده بود و عظمت و شكوه اين حماسه جاويد را مي‌سرود!

نویسنده : محمدكاظم انبارلويي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.