اقتصاد نفتی، متهم ردیف اول عدم پیشرفت اقتصادی | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 8359
  پرینتخانه » اقتصادی تاریخ انتشار : ۰۶ شهریور ۱۳۹۸ - ۸:۵۹ | 248 بازدید |
دلایل رشد اقتصادی کشورهای جنوب شرقی آسیا در گفت‌وگوی تفصیلی «رسالت» با رئیس سابق اتاق بازرگانی ایران

اقتصاد نفتی، متهم ردیف اول عدم پیشرفت اقتصادی

عملکرد موفق کشورهاي آسيايي مانند ژاپن، چين، کره جنوبي، مالزي و‌ سنگاپور، همواره سؤال ايجاد کرده است که چشم بادامي‌ها باوجود دشمني‌هاي کشورهاي غربي چه‌طور توانستند به پيشرفتي دست پيدا کنند که توليداتشان تا ميز رئيس‌جمهور آمريکا در کاخ سفيد رسيده است.
اقتصاد نفتی، متهم ردیف اول عدم پیشرفت اقتصادی

|حانيه مسجودي|
عملکرد موفق کشورهاي آسيايي مانند ژاپن، چين، کره جنوبي، مالزي و‌ سنگاپور، همواره سؤال ايجاد کرده است که چشم بادامي‌ها باوجود دشمني‌هاي کشورهاي غربي چه‌طور توانستند به پيشرفتي دست پيدا کنند که توليداتشان تا ميز رئيس‌جمهور آمريکا در کاخ سفيد رسيده است.
يکي از این نمونه‌هاي موفق سنگاپور است. کشوري در جنوب شرق آسيا که از هيچ شروع کرد و حتي مسيري سخت‌ و پيچيده‌تر از ژاپن بعد از حادثه هيروشيما داشت، اين کشور نه معدني داشت و نه نفتي، نه زميني براي کشاورزي و نه نيروي تحصيل‌کرده و نه شهرتي. در واقع هيچ نداشت. جزيره‌اي که منبع درآمد خاصي نداشت و از هيچ‌گونه منابع طبيعي برخوردار نبود بيش از ۴۰ درصد از مردمش معتاد و ۵۰ درصد سواد نداشتند. اما اکنون اين کشور، جزو سه کشور برتر بالاترين درآمد سرانه در جهان است و قدرتمندترين گذرنامه دنيا را دارد و ۹۰ درصد مردمش صاحب‌خانه هستند. اما چگونه؟

«روزنامه رسالت» براي بررسي عملکرد کشورهاي موفق آسيايي در اين زمينه با محسن جلال‌پور، نايب‌رئيس دوره هفتم و رئيس سابق دوره هشتم اتاق بازرگاني صنايع، معادن و کشاورزي ايران به گفت‌وگو پرداخت.
او معتقد است يکي از دلايل عدم پيشرفت ايران در مقايسه با کشورهاي آسيايي منابع فراوان طبيعي است و به همين دليل ما از تلاش و مديريت راهبردي دست کشيده‌ايم، اما غافل از اين‌که اين منابع هم درحال اتمام است.
رئيس سابق اتاق بازرگاني ايران گفت‌وگو را با اشاره به مسير رشد سنگاپور از ۶۰ سال گذشته که روزي حتي انگليس به دليل مشکلات فراوان از استعمار آن دست کشيد، آغاز کرد.
محسن جلال‌پور در گفت‌وگو با «رسالت» مي‌گويد: «مشکل ما اين است که منابع زيادي داريم و اتکايمان به منابع طبيعي، ثروت‌هاي خدادادي زيرزميني است، يک مثال بسيار ساده درمورد پيشرفت کشورهاي آسيايي در شرايط سخت، کشور سنگاپور است. نزديک به ۶۰ سال پيش سنگاپور تنها مستعمره‌ انگليس بود که انگليسي‌ها بدون جنگ و درگيري و هيچ‌گونه درخواستي آن‌ها را از خودشان جدا کردند و به آن استقلال دادند و به‌راحتي پايشان را از خاک آن‌ها بيرون کشيدند.»
او ادامه مي‌دهد: «زماني که انگليس به سنگاپور اعلام کرد شما مستعمره ما نيستيد و ديگر نه شما به ما حقي داريد و نه ما به شما، مردم سنگاپور در گرفتاري و سردرگمي بودند تا اين‌که مالزي پذيرفت اين کشور به‌عنوان يکي از ايالت‌هايش به آنجا بپيوندد، مالزيايي‌ها دو سال سنگاپور را مديريت کردند اما بعد از دو سال به اين نتيجه رسيدند که سنگاپور جز فقر و ناهنجاري اجتماعي و مشکلات متعددي که به مالزي سرايت مي‌کند هيچ آورده‌اي ندارد، بنابراين آن‌ها هم پايشان را از اين کشور کنار کشيدند.»
جلال‌پور افزود: «يک روز در سنگاپور با پيرمردي ۷۶ ساله صحبت مي‌کردم و مي‌گفت:« آن شبي که مالزي اعلام کرد ديگر سنگاپور را به رسميت نمي‌شناسيم و ديگر جزيي از ما نيست يادم هست، آن زمان مردم در خيابان‌ها گريه مي‌کردند که ما ديگر هيچ اميد و آينده‌اي نداريم، اما لي‌کوآن‌يو با رهبري زمخت اما موثرش به‌عنوان ناجي سنگاپور ۵۰ سال کشور را اداره کرد و با همان نداشته‌ها و عدم ظرفيت‌ها طي ۵۰ سال اين کشور ويرانه را به سنگاپور امروزي تبديل کرد.»
رئيس سابق اتاق بازرگاني ايران بابيان اين‌که اقدامات ما در ۵۰ سال اخير کاملا برعکس سنگاپور بوده است، مي‌گويد: «زماني‌که خاطرات و کارهاي او را مي‌بينيم متوجه ‌مي‌شويم تمام آنچه در سنگاپور انجام‌شده درست برعکس کارهايي است که ما در اين ۴۰ الي ۵۰ سال اخير انجام داده‌ايم. و اين يعني ما تمام اتکايمان به منابع و ثروت زيرزميني و بودجه کشور است و روز به ‌روز دولت را بزرگ‌تر و حاکميت را گسترده‌تر و دخالت‌ها و حضور دولت را بيشتر مي‌کنيم.»
*ناجي سنگاپور بعد از ايجاد دولتي چابک
او گفت: «اما ناجي سنگاپور مي‌گويد براي نجات کشور دولتي کوچک اما چابک و بسيار کارا برقرار کردم ،اما از طرف ديگر رفاه مردم را با امکان حضور سرمايه‌گذاران و فعالان اقتصادي افزايش دادم.»
اين فعال اقتصادي دليل رشد سنگاپور را مراوده با تمام دنيا و ايجاد ظرفيت دانست و يادآورشد: « لي‌کوآن‌يو مي‌گفت با همه کشورها مذاکره کردم و به آن‌ها گفتم هرچه در کشورتان ازنظر توليد پرهزينه تمام مي‌شود را ما باقيمت پايين‌تر و شرايط بهتر توليد مي‌کنيم يا راهکار عملي‌تري به شما ارائه مي‌دهيم، بنابراين بخش عمده‌اي از پيشرفت سنگاپور به دليل کشورهايي بود که از اين امکان استفاده و سرمايه‌گذاري کردند و با نيروي کار عظيم و بدون دغدغه به‌مرور توليد بالا رفت و شرايط کشور براي رفاه و اشتغال مردم بهتر شد.»
* پيچ دموکراسي در سنگاپور، بعد از رشد اقتصادي و افزايش سطح فرهنگ آزاد شد
جلال‌پور گفت: «هم‌زمان با پيشرفت اقتصادي، کم‌کم پيچ آزادي و دموکراسي را بازتر کردند و اجازه دادند مردم در شرايط بهتري انتخابات انجام دهند و در فعاليت‌هاي سياسي حضورداشته باشند، اين اتفاق زماني افتاد که با رشد اقتصادي سطح فرهنگ و زندگي مردم هم بالا رفت، درنهايت اکنون مي‌بينيم اين کشور با ۳ مزيت اصلي به يکي از کشورهاي آباد آسيا تبديل‌شده است.»
او با شرح دلايل رشد اقتصادي سنگاپور، افزود: «پيشرفت سنگاپور ۳ مرحله دارد؛ نخست اين‌که سنگاپور به دليل همان تشکيلات و شرايطي که درفضا کسب‌وکار ايجاد کرده بود چندين سال در دنيا اول مي‌شود، دوم اين‌که بندر اصلي منطقه مي‌شود يعني از بندر خود که تنها مزيتش بوده استفاده مي‌کند و يک پايگاه قوي اقتصادي ايجاد مي‌کند، سوم اينکه به مرکز مالي منطقه تبديل مي‌شود و بسياري از معاملات منطقه به دليل ماليات‌ها، عدم سختگيري‌ها و شفافيت بدون نگراني از حاکميت و دولت، آنجا صورت مي‌گيرد و اين‌گونه امنيتي ايجاد مي‌شود که سنگاپور صدها ميليارد ذخيره ارزي پيدا مي‌کند. اينجاست که ديگر پشتيباني کامل را براي آينده خوب مردمش دارد.»
*گراني ۲۰درصدي نفت در دهه ۵۰؛ باعث افزايش واردات کاذب
تحليلگر مسائل اقتصادي بابيان رويه اقتصادي ايران از دهه ۵۰ و رشد يک‌باره قيمت نفت در آن سال‌ها، مي‌گويد: «از دهه ۵۰ يعني اوايل سال‌‌هاي ۵۲ و ۵۳ به‌يک‌باره نفت ۱۰ الي ۲۰ برابر گران مي‌شود و سود نفتي ما سر به فلک مي‌کشد، به‌طورمثال اگر پيش‌ازاين بشکه‌اي ۱۰ دلار مي‌فروختيم ۷ دلارش هزينه استخراج بود و ۳ دلار درآمد اصلي. اما در اين سال‌‌ها نفت به‌يک‌باره تا ۴۰ الي ۵۰ دلار افزايش پيدا مي‌کند و مابه‌‌التفاوت درآمدي همه تبديل به سود مي‌شود و آن ۳ دلار درآمد کشور از فروش نفت يک‌دفعه ۲۰ درصد افزايش پيدا مي‌کند.»
او افزود:‌ «اما ما اين پول را به رفاه نسبي و کاذب واردات اختصاص مي‌دهيم و شرکت‌هايي که جزء صادرکنندگان معتبر منطقه بودند بخش صادراتشان را مي‌بندند و وارداتشان را باز مي‌کنند و مي‌گويند با اين شرايط بهتر است پول ما تبديل به ريال شود.»
* انقلاب صنعتي دهه ۴۰ به دليل افزايش سود نفتي منتفي شد
رئيس سابق اتاق ايران انقلاب صنعتي دهه ۴۰ را به دليل وابسته شدن به درآمد نفت منتفي خواند و ادامه داد: «درنهايت انقلابي هم که در دهه ۴۰ و اوايل دهه ۵۰ براي صنعتي شدن داشتيم به يک جريان منتفي شده و ايستايي تبديل و همين به حرکت ما به سمت هزينه ارز حاصل از منابع نفتي براي پرورش يک دولت بزرگ و چاق منجر مي‌شود. تا درنتيجه مشکلات و مسائل بسيار و بروکراسي‌هاي پيچيده و فراوان به وجود آيد.»
جلال‌پور گفت: «در اين زمان به سمتي مي‌رويم که کشورمان در اقتصاد به رتبه‌هاي سه‌رقمي و پايين فضاي کسب‌وکار تنزل پيدا مي‌کند و اين‌گونه است که نداشتن هيچ‌گونه برنامه و استراتژي براي توسعه همراه با استفاده از اين منابع، به معضل و مشکل تبديل شدند.»
اين فعال اقتصادي با اشاره به اين‌که مشکلاتي که آمريکا و غرب براي آسيا به وجود آورده فقط براي ايران نيست و همه کشورها با آن درگيرند، اظهار داشت: «مشکلات غرب و آمريکا با توسعه اقتصادي کشورها امري بسيار بديهي و اجتناب‌ناپذير است و اين مسئله با تمام دنياست، زماني ما مي‌توانيم دليل عدم پيشرفت را مشکلات غرب با کشورمان بهانه کنيم که فقط کشور ما با آن مواجه بود، اگر مي‌گفتيم کشورهاي غربي و اروپايي در آسيا صرفا با جمهوري اسلامي مقابله دارند مسئله‌اي جداگانه بود.»
* جنگ اقتصادي غربي‌ها در آسيا همگاني و براي همه سخت است
او معتقد است اگر جنگ اقتصادي همگاني است براي همه سخت است نه‌فقط ايران، گفت: «اما آن‌ها با چين و ژاپن هم همين مسائل را دارند، بنابراين زماني که اين رقابت، جنگ‌ودعوا همگاني است اگر سخت باشد براي همه سخت است و اگر آسان باشد براي همه آسان است.
اين کارشناس ابراز کرد: «البته اين‌که ما نتوانستيم در عرصه بين‌الملل رقابت‌مان را تنظيم کنيم و نگراني‌هاي جدي براي مراودات بين‌المللي کشورمان داريم، بيشتر در فشار هستيم و بخشي از اين به‌اشتباه بودن سياست‌هاي بين‌المللي ما بازمي‌گردد.»
رئيس سابق اتاق ايران ضمن اشاره به جنگ تعرفه‌اي چين و آمريکا و سياست‌ها بين‌المللي چيني‌ها، بيان داشت: «اين‌طور نيست که آمريکا و غرب با ديگران مشکل‌دارند و با ما ندارند، يا با ما دارند و با آن‌ها ندارند، همان‌طور که آن‌ها اين نگاه خودخواهانه را به ما دارند چندين برابر به چين‌دارند و نگران‌اند که چين به يک ابرقدرت اقتصادي تبديل شود، اما چين در سياست‌‌گذاري‌هاي بين‌الملل محدوديتي ندارد، ضمن اينکه رعايت تعرفه و توجه به ابرقدرت شدن را مي‌کند، مراوده خود را با دنيا و حتي همان آمريکا هم دارد و آن را قطع نمي‌کند، اين‌گونه ارتباطات آن‌ها قطع نمي‌شود.»
جلال پور بابيان اين‌که گره‌هاي روابط بين‌الملل مشکل اصلي اقتصاد نيست مشکل رقابت نکردن ما با اقتصادهاي جهان است، گفت: «جداي از تصميم مصوب شده در نظام، ممکن است به دليل سياست‌خارجي که اتخاذ کرديم کمي گرفتاري‌مان بيشتر باشد اما مسئله اصلي ما اين موضوعات نيست، مسئله اين است که ما در عرصه رقابتي قرارداريم که همه دنيا رو به پيشرفت هستند و مي‌خواهند به مردمشان رفاه بيشتري دهند بنابراين بايد بپذيريم که ما هم بايد با کمربندهاي محکم و با اطمينان‌ حرکت کنيم.»

نویسنده : حانيه مسجودي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.