مشهد الرضا آرام بخش شیفتگان اهل بیت عصمت وطهارت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 5787
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۲ تیر ۱۳۹۸ - ۸:۳۷ | 147 بازدید |

مشهد الرضا آرام بخش شیفتگان اهل بیت عصمت وطهارت

دهه پر خیر وبرکت کرامت که چند سالی است فضای ملکوتی کشور را معطر به عطر ولایت اهل بیت عصمت وطهارت نموده بر شیفتگان در عرصه ادب به خاندان پیامبر اعظم (ص)تهنیت باد.
مشهد الرضا آرام بخش شیفتگان اهل بیت عصمت وطهارت

|جواد سعید تهرانی|
دهه پر خیر وبرکت کرامت که چند سالی است فضای ملکوتی کشور را معطر به عطر ولایت اهل بیت عصمت وطهارت نموده بر شیفتگان در عرصه ادب به خاندان پیامبر اعظم (ص)تهنیت باد.
امام هشتم شیعیان،حضرت علی بن موسی الرضا(ع) که ما ایرانیان افتخار میزبانی مرقد شریف ومطهر آن حضرت را داریم در مدت بیست سال امامت پر فراز ونشیب با کیاست ودرایت ویژه امامت همچون ناخدای مقتدر، کشتی اسلام را در اقیانوس طوفان‌زده دوره عباسیان سفاک، هدایت ونگهبانی نمود و اجازه نداد رفتار خشن وسبعانه حاکمان وقت موجب کمرنگ شدن نور اسلام شده به معارف اسلام خصوصا معارف شیعه که توسط ائمه طاهرین وپیروان صدیقشان دست به‌دست وسینه به سینه منتقل شده بود آسیب جدی وارد شود.،هرچند عباسیان، اصحاب وانصار اهل بیت را بی‌رحمانه می کشتند یا تبعید می نمودند تا آنجا که امام هفتم شیعیان را بار ها از زندانی به زندان دیگر منتقل وسرانجام به شهادت رساندند.
خلاصه زندگی آن حضرت
امام ا بو الحسن علی بن موسی الرضا بر اساس روایات مشهور در یازدهم ذیقعده سال ۱۴۸ هجری در مدینه متولد شدند پدرشان امام موسی بن جعفر(ع) ومادرشان معروف به “نجمه”بودند که پس از رحلت پدر بزرگوارشان بر اساس فرمان الهی ووصایای پیامبر اسلام واجداد گرامشان به‌مقام امامت وولایت نائل آمدند .
ده سال اول امامت‌شان مصادف با حکومت جبارانه هارون عباسی وپنج سال بعد همزمان با حاکمیت محمد امین فرزند هارون بود که با کشته شدن امین بقیه دوره امامت حضرت رضا(ع)با خلافت مامون عباسی تقارن یافت. امامت آن حضرت از سال ۱۸۳هجری شروع و بعد از گذشت ۲۰ سال درسال ۲۰۳ هجری بر اساس مستندات روایی وتاریخی به‌دست مامون عباسی مسموم وبه درجه شهادت نائل گردیدند.
امام رضا(ع) وهارون
امام رضا(ع)درزمان حکمیت هارون در مدینه زندگی می کردند، اگر چه عوامل خشن وخرابکارهارون هر گونه تحرک سیاسی واجتمایی را از حضرت سلب کرده بود غالب اوقات ایشان صرف عبادت وپاسخگویی به سوالات مردم می شد رفتارشان با مردم موید این نکته بود که برتری ایشان بر دیگران مرتبط با تقوایشان است نه عوامل موروثی وخانوادگی.ُدر خبر ها آمده که شخصی به ایشان گفت در روی زمین کسی از جهت پدر از تو شریف تر نیست آن حضرت به وی فرمود تقوای پدرم اورا شرافت بخشید واطاعت از فرمان خدا بزرگشان کرد.
آن حضرت از لحاظ سجایای اخلاقی در قله فروتنی وخوش رفتاری با مردم بود هرگز کسی ندید که امام رضا در برخورد با مردم به کسی تندی وبی احترامی کند یا سخن کسی را قطع نماید هرگز دیده نشد که آن حضرت با غلامان خشن صحبت کند سر سفره او کوچک وبزرگ وحتی غلامان سیاه با ایشان هم غذا می شدند وقتی پیشنهاد می شد که اجازه دهند سفره جداگانه ای برای غلامان بگسترانند می فرمود:
“خداوند تبارک وتعالی یکی، پدر یکی، مادر یکی ومزد هر کس بسته به اعمال اوست”
ایشان فرموده اند سه دسته روایت در مورد ما اهل بیت جعل شده است :
۱-روایات افراطی وغلو آمیز
۲-روایات تحقیرآمیز وخرد کننده
۳-روایاتی که به‌ما نسبت توهین به دیگران داده اند
فرموده اند من قسمتی از وقت روزانه رادر مسجد می گذرانم تا هر کس شبهه ای وسوالی دارد ویا علیه ما تحریک شده مراجعه کند ومشکلش را مطرح نماید .
امام رضا(ع) چه کسانی راتایید می کند؟
۱-کسی که عملکرد روزانه خود راکنترل می کند.
۲-کسی که در همه احوال از خدا واهمه دارد.
۳-کسی که با نگاهی کاوشگرانه به زندگی واطراف خود می نگرد.
۴-کسی که از مرحله بصیرت عبور کرده به مرحله فهم وکمال نائل آمده است.
۵-کسی که از مرتبه فهم وکمال بالاتر رفته در آسمان دانش وفضیلت همواره در پرواز است.
یکی از شاگردان حضرت از امام درمورد جایگاه امامت سوال کرد امام فرمود:
“مبنای کار خدادر جهان عدل وعدالت واعتدال است وامام نماد عدالت در جامعه می باشد “
که اشاره به رهبری معصوم در جهان دارد ویا جانشین معصوم که اصرار بر گناه نداشته باشد.
توصیه ایشان به اصحابشان این بود که با مخاطب خود مطابق استعدادش برخورد کنید هر گز کسی را به‌خاطر کج فهمی یا مسائل دیگر سرزنش نکنید هرکس در مورد ما اهل بیت غلو کند از ما نیست ودر هیچ شرایطی با اوهمکاری وهمراهی نداشته باشید.
ولایت عهدی امام رضا(ع)
بعد از کشته شدن امین واقتدار روز افزون مامون بر جهان اسلام، مامون با آگاهی که از جایگاه علمی واجتماعی آن حضرت در مدینه داشت تصمیم گرفت آن حضرت را به ایران دعوت نموده واز این رهگذر مقام ولایت‌عهدی را بر ایشان تحمیل نماید تا بتواند رفتار سیاسی واجتماعی حضرت را تحت کنترل داشته باشد ونیز تحرکات سیاسی پراکنده در جهان اسلام را که علیه حکومت عباسیان بوجود آمده بود به خاموشی بکشاند. وقتی حضرت به ایران آمدند ودر خراسان به عنوان ولیعهد بساط زندگی را پهن کردند پایگاه علمی ومعنوی جهان اسلام از مدینه به خراسان منتقل شدوعصر مامون در تاریخ اسلام عصر طلایی نام گرفت .

​​​​​​​اوج اقتدار علمي:
در زماني که امام در ايران حضور داشتند مامون جلسات مناظره بين آن حضرت ومتوليان اديان ديگر وصاحبان فکر وانديشه برقرار مي نمود ودر همه جلسات بدون استثناءحضرت درخشش بيشتري پيدا مي کرد.
تداوم جلسات مناظره موجب شد آوازه موقعيت علمي حضرت در سراسر امپراطوري عظيم اسلامي آن روزگسترش يافته دانشمندان اسلامي وغير اسلامي به کانون علم وقدرت ايران گرايش پيداکنند .
آشکار شدن عقايد شيعه:
يکي ازنکات جالب زمان امامت امام هشتم (ع)اين بود که افکار وعقايد شيعه از مرحله پنهاني (تقيه)بيرون آمدبطوري که آن حضرت وبه تبعيت ايشا ن سايرين آشکارا معارف اهل بيت راتبليغ مي کردند وگروه هاي متشکل شيعه هم از پوشش تقيه خارج شده وفعاليت هاي خودرا آشکارا انجام مي دادند.
چگونگي استقبال ايرانيان ازحضرت رضا(ع)
از فراز هاي حساس وجالب زندگي نامه وامامت حضرت رضا پذيرش درخواست مامون ومهاجرت به ايران است که مورد استقبال عظيم مردم ايران قرار گرفت وعلت آن اين بودکه مردم ايران از همان نيمه اول قرن اول هجري با شور و
جا ذبه اي خاص ودور از بازي هاي سياسي ولايت اهل بيت را پذيرفتند وبراي
آل علي مامن وپناهگاه بودند.
حضور حضرت رضا(ع) در ايران اين پايگاه را از لحاظ علمي ومعنوي عمق ووسعت بخشيد واز آن زمان تا کنون ايران به عنوان تنها کشور اسلامي با اعتقاد به اصل امامت وولايت مرکز فرهنگ تشيع ومعارف اهل بيت است.
حضور امام در ايران ومزار شريفشان در خراسان ومرقد خواهر بزرگوارشان در قم نقش عمده اي دررشد اين جايگاه داشته است.
تبيين جايگاه امامت:
امام رضا(ع)وقتي در مرو خراسان استقرار پيدا کردند با خبر شدند که در سطح جامعه تفکراتي عليه امامت تبليغ شده وعده اي از مردم دچار شبهه افکني شده اند. امام لازم ديدند مسئله امامت را براي مردم تبيين وبد ين وسيله جلو افکار مسموم دشمنان را بگيرند. دراين ارتباط به يکي از يارانشان آموزش هايي دادند تا در محافل گوناگون مطرح نمايد در بخشي از آن چنين فرمودند:
«مگر مردم مقام ومنزلت امامت رادر ميان امت مي دانند تا روا باشد که به اختيار وانتخاب خود شان واگذار شود همانا امامت قدرش والاتروشانش بزرگ تر ومنزلتش عالي تر ومکانش رفيع تر وعمقش بيشتر از آنست که مردم با عقل خود به آن برسند يا به آرائشان آن را دريابندويا با انتخاب خود امامي منصوب کنند؟
امام آن فرد کاملي است که در عصر خود در تمام روي زمين دومي ندارد اين مظهر ليس کمثله شيءاست وقتي همتا ندارد در دسترس کسي نيست تا شناخته شود همان طور که ستارگان در دسترس بشر نيست اوج مقام رهبري هم در دست بشرعادي نيست لذا عقول مردم قادر نيست مقام امامت را بشناسد تااورا نصب کند.»
ولايتعهدي مشروط:
امام رضا (ع)مقام ولايتعهدي رابه اين شرط پذيرفتند که هيچ گونه دخالتي در امور سياسي کشور وعزل ونصب ها نداشته باشند مامون اگرچه با اين سياست موفق شد موقتا قيام هاي علويين را خاموش کند اما اين که انتظار داشت از حمايت معنوي آن حضرت در جهت تقويت پايه هاي حکومت برخوردار شود موفق نبود. دشمنان اسلام هم که در قالب عوامل حکومت عباسي با مامون در ارتباط بودند دست از کينه توزي بر نمي داشتندوهمواره جايگاه رفيع امامت رابه عنوان يک تهديد منعکس مي کر دند.
تحولات علمي درزمان امام رضا(ع)
در بين ائمه شيعه ، چهار نفر از آنان توفيق نشر اسلام وگسترش فرهنگ نبوي (ص)نصيبشان شده که عبارتند از امام علي،امام باقر،امام صادق وامام رضا صلوات الله عليهم، اگرچه هر کدام از ائمه معصومين تا آنجا که شرايط اجازه مي داده است در گسترش فرهنگ اسلام تلاش مي نموده انداما شرايط براي اين چهار امام بيش از بقيه فراهم بوده است.
امام عل بن موسي از بدو امامتشان در مدينه که همزمان با جاه طلبي ها وارعاب مخالفان خصوصا اهل بيت عصمت وطهارت وپيروان آنان توسط هارون بود نسبت به اشاعه فرهنگ نبوي(ص)وتبيين معارف شيعه کوشا بودند وبه همين جهت توده مردم آن حضرت را به‌عنوان دانشمند اهل بيت مي شناختند وشبهات ديني ومشکلات عقيدتي خود رانزد ايشان مطرح مي کردند در کوتاه مدت مدينه به عنوان کانون نشر معارف اسلامي در اذهان مردم جا ي گرفت ودانش پژوهان از هر سو روانه مدينه شدند .
با مهاجرت امام به ايران ،خراسان مهد علم ومعنويت جهان اسلام شد وباسرعت اين آوازه جهاني گرديد ولذا در تاريخ اسلام عصر مامون عصر طلايي نام گرفت .
انتشارات علمي منسوب به امام رضا(ع):
از کتب منسوب به آن حضرت، کتاب فقه الرضا وديگري الرساله الذهبيه في الطب يا طب الرضا ميباشد. حضرت رضا مطالب فراواني از لحاظ اعتقادي، فلسفي، علمي بيا ن نموده اند که شاگردان آن حضرت آن ها را جمع آوري و به‌صورت جزوه ورساله ارائه مي نمودند.
مناظرات حضرت با صاحبان فکر وانديشه از ملل مختلف که جزئيات آن در تاريخ ثبت شده بخش عظيمي از افاضات علمي ايشان محسوب مي شود. برخي از محدثان تعداد پاسخ هاي آن حضرت رادر زمينه هاي مختلف از ۱۵۰۰۰تا۱۸۰۰۰مطرح کرده اند که بسياري از آن ها در ارتباط با افکار وارداتي عليه مکتب اسلام همچون عقايد مانوي، مجوسي، مزدکي، ثنويت و….مي باشد.
مامون امام رامي آزمايد:
اباصلت نديم حضرت مي گويدمامون در قصرش ازحضرت رضا سوال کرد اينکه شيعه عقيده دارد«علي قسيم الجنه والنار» امام علي (ع) تقسيم کننده بهشت وجهنم است چه توجيهي دارد؟ حضرت فرمود:اي مامون! ايا شما از پدرانتان از عبدالله بن عباس نقل نمي کنيد که گفته شنيدم که رسول الله فرمود حب علي ايمان وبغضه کفر دوستي باعلي، ايمان ودشمني با او کفراست مامون گفت آري شنيده ام حضرت فرمود:پس هر کسي علي را دوست داشته باشد به بهشت مي رودوهر کسي او را دشمن داشته باشد به جهنم مي رود با اين توصيف علي تقسيم کننده بهشت وجهنم خواهد بود.مامون گفت يا ابا الحسن! خدا مرا پس از تو لحظه اي زنده نگذارد شهادت مي دهم که تو وارث علم رسول خدا مي باشي.
حضرت رضا (ع)يکي از يارانش را مي آزمايد:امام به يکي از يارانشان فرمودند ايا در اين مدت که که در کلاس درس ما شرکت مي کردي چيزي فرا گرفته اي؟ عرض کرد من چند نکته را فرا گرفته ام که در زندگي بکار مي بند م. حضرت فرمود
مي‌تواني توضيح دهي؟ در جواب گفت:
۱-اولين درسي که گرفتم اين بود که ديدم هر چه را دوست بداريم بالاخره ما را رها مي کند بايد بگذاريم وبگذريم آنچه ماندني است عبادت خالص براي خدا ومحبت به مردم است که همواره همراه ما خواهد بود .
۲-مشاهده کردم هر کسي در زندگي به چيزي افتخار مي کند ثروت،قدرت، مقام، علم، هنر، اما ديدم خداوند تقوا را براي انسان مايه افتخار معرفي کرده وفرموده «ان اکرمکم عندالله اتقيکم»مفتخر ترين شما نزد خدا با تقواترين شما مي باشد.
۳-مشاهده کردم عموما مردم دنبال لذت هستند وچندان به حلال وحرامش کاري ندارند وديدم همه لذت هاي دنيا موقت است در حالي که خداوند مردم را به لذت واقعي ودائمي دعوت مي کند فهميدم که لذت هاي زود گذر دنيا ما را به لذت هاي الهي نمي رساند لذا از هوي وهوس در زندگي فاصله گرفتم.
۴-ديدم مردم نسبت به هم حسادت مي ورزند که چرا خدا به ديگري آن نعمت را داد اما از من دريغ کرد درحالي که ندانسته به کار خدا اعتراض دارم زيرا خداوند تقسيم کننده روزي است به هر که هرچه اراده کند مي دهد ولذا تصميم گرفتم هر چه را دوست دارم از خدا درخواست کنم هرآنچه مصلحتم باشد خدا به‌من خواهد داد به همين جهت حسادت را از زندگيم دور کردم .

نویسنده : جواد سعید تهرانی |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.