جوانان به میدان بیایند | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 5216
  پرینتخانه » اسلایدر, سیاسی تاریخ انتشار : ۱۱ تیر ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۶ | 322 بازدید |
محمدرضا باهنر در گفت‌وگو با رسالت:

جوانان به میدان بیایند

محمدرضا باهنر، دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و نایب رئیس سابق مجلس شوراي اسلامی، آن قدر تجربه دارد و به واسطه هفت دوره نمایندگی مجلس، به حدی مشکلات کشور را از نزدیک لمس کرده که گفت و گو با او در وقت محدود ناقص بماند.
جوانان به میدان بیایند

| حانيه مسجودي|
محمدرضا باهنر، دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و نایب رئیس سابق مجلس شوراي اسلامی، آن قدر تجربه دارد و به واسطه هفت دوره نمایندگی مجلس، به حدی مشکلات کشور را از نزدیک لمس کرده که گفت و گو با او در وقت محدود ناقص بماند. او از سه دولت قبل و نقص نظام پارلمانی و تحزب کشور گفت و سخنانش را با‌ آرزوی کناره گیری کسانی به پایان برد که آن قدر به پست ها چسبیده اند که فقط ملک الموت می تواند ملت را از دستشان نجات دهد. متن گفت و گوی رسالت با محمدرضا باهنر خواندنی است.
*شنيده شده شما، ناطق نوري و علي لاريجاني و جامعه روحانيت مبارز مي‌خواهيد خط خود را از اصولگرايي جدا کنيد؛ آيا اين موضوع صحت دارد؟
«اين مباحث معمولا نزديکي انتخابات مطرح مي‌شود و بيشتر هم شايعاتي‌ براي متزلزل کردن جبهه انقلاب است، ما در حزب‌هاي اصولگرا و هم اصلاح طلب مشکل اساسي داريم ، به اين دليل که حزب جامع، کامل و فراگير نداريم و به انتخابات که نزديک مي‌شويم صحبت و بحث در اين موراد افزايش پيدا مي‌کند، ما هدف و چشم اندازمان رسيدن به صددرصد است اما هميشه موفق نمي‌شويم اغلب به ۸۰،‌ ۹۰ و برخي مواقع ۷۰ يا ۶۰ درصد مي‌رسيم، اما در اين بين رفقا تلاش مي کنند که به هدف نرسيم.تا آن جايي که من اطلاع دارم آقاي ناطق نوري با اصرار و خواهش ما درنهايت مي‌گويند من احساس تکليف مي‌کنم اما عالم سياست نيستم و نظر سياسي او بروز پيدا نمي‌کند و اين که برخي مي‌گويند احتمال حضور لاريجاني در انتخابات رياست جمهوري وجود دارد طبيعي است، زيرا او يک رجل سياسي و فعال است.»
«اگر بخواهيم اصولگراها را در يک طيف درنظر بگيريم، از نظرات و عقيده هاي تند و تيز و خالص تا نظرات معتدل و برخي بسيار محافظه‌کار وجود دارد، من هميشه اين مثل را زدم که اگر طيف اصولگرايي را يک ستون صدمتري ببينيد اگر به ۱۰ نفر اول بگوييد برويد و يک کلاه بياوريد مي‌روند سر مي‌آورند،
۱۰ نفر آخر هم حاضرند در يک شب تاريک و آهسته در گوش ما بگويند ما اصولگرا هستيم اما به کسي نگوييد ما زن و بچه داريم ! مهم اين است که بايد اين دو سر طيف را به هم نزديک کرد، حال بعضي مقداري عجول هستند و مي‌گويند چرا آنقدر براي هماهنگ کردن زحمت مي‌کشيد صفوف اول و آخر را کنار بگذاريد و وسطي‌ها را دريابيد، اما با اين روش تعداد افراد کاهش پيدا مي‌کند، در انتخابات و رقابت سياسي، عدد حرف جدي را مي‌زند مصلحت نيست به راحتي عده‌اي را از دست بدهيم، با اين حال رساندن اين طيف‌ها به يکديگر مقداري مشکل است. اگر کسي که وسط مي ايستد و مي‌خواهد مديريت کند تنها يک اقدام کند و صف اولي‌ها به او مي‌گويند عجب مدير ليبرالي است و آخري‌ها هم مي‌گويند عجب انسان تندرويي است، درصورتي که يک اقدام بيشتر نکرده است اما هرکس از پنجره نگاه خود به اين عمل نگاه مي‌کند، بنابراين، اين مسئله مي‌تواند شايع شود و تندروها بگويند باهنر مي‌خواهد خطش را جدا ‌کند و فلان کار را کند و صف آخري‌ها مي‌گويند اين هم که به تندروها پيوست و ديگر به درد نمي‌خورد، اين مشکلات وجود دارد،‌ اما پاسخ يک کلمه‌اي من اين است که مانند ديگر انتخابات ما تلاشمان را مي‌کنيم تا به وحدت حداکثري برسيم.»
*مي‌خواهيد ميانه کار را بگيريد.
«البته حضرت آيت الله مهدوي کني هم مي‌گفتند اين وحدت ما، وحدت فلسفي نيست بلکه ما مي‌خواهيم يک ائتلاف به‌وجود آوريم .ممکن است تندروها در اين ائتلاف مواضع خودشان را داشته باشند و کندها هم مواضع خودشان را، اما مي‌خواهيم به شکلي مشترک کار کنيم،‌ درحال حاضر چشم اندازمان وحدت حداکثري است.»
*آيا در انتخابات پيش رو اين اتفاق مي‌افتد؟
«ابتداي صحبتم عرض کردم،‌ اما اين‌که آيا اين اتفاق مي‌افتد يا خير؟ بله، به طورمثال درجريان انتخابات ۹۶ رياست جمهوري با اين‌که برنده نشديم اما به وحدت رسيديم و درنهايت ۴۰ درصد راي متراکم را جمع کرديم، درحالي که در انتخابات ۹۲ اينطور نشد، ۴ راي ۱۰ يا ۱۲ درصدي به‌دست آورديم، نبايد اين نقطه از ديدگاه شما سياه و سفيد باشد بلکه اين يک طيف است.»
*باز هم شنيده‌ها حاکي از اين است که شما علاقه داريد علي لاريجاني براي انتخابات رياست جمهوري شرکت کند،‌ آيا اين را تاييد مي‌کنيد؟
«به نظر من در انتخابات رياست جمهوري دو يا سه نقد جدي وجود دارد، متاسفانه علي‌رغم اين که رسانه‌ها در اين زمينه خوب کار و تلاش مي‌کنند اما انتخابات رياست جمهوري درکشور ما به يک انتخابات هيجاني تبديل شده است. يعني اگر اين سه رئيس‌جمهور اخير را درنظر بگيريد آقاي خاتمي، ‌احمدي‌نژاد و حسن روحاني،‌ شايد تا ۵ ماه پيش از انتخابات اصلا کسي فکرنمي‌کرد اين‌ها رئيس‌جمهور شوند.
بعد از منتخب شدن خاتمي براي تبريک رفتيم و گفتم کابينه‌ات چيست و مي‌خواهي چکار کني؟ خنديد و گفت من اصلا تصور نمي‌کردم رئيس‌جمهور شوم که فکر کابينه و برنامه‌اي داشته باشم.
احمدي نژاد هم که خودش الهام گرفته بود، اما حال جداي از اين موضوعات تا اسفند ماه قبل ازانتخابات حتي در استان‌ها کسي حاضر نبود ستاد انتخاباتي به او بدهد اما يک دفعه راي آورد و رئيس‌جمهور شد.
روحاني هم اگر چند مسئله اتفاق نيفتاده بود انتخاب نمي‌شد، اگر مرحوم هاشمي‌رفسنجاني به عنوان کانديدا
رد صلاحيت نمي‌شد، اگر عارف با اصرار کنار نمي‌رفت، اگر دوستان ما به جاي ۴ نفر يک نفر را معرفي کردند و درنهايت اگر هرکدام از اين اتفاقات نمي‌افتاد روحاني رئيس‌جمهور نمي‌شد، او ۳۰۰ يا ۴۰۰ هزار بيش از حد نصاب راي آورده بود، ابر و باد و مه و خورشيد و فلک جمع شدند تا روحاني رئيس‌جمهور شد. عملکرد رسانه ملي زمان انتخابات قوي مي‌شود و مناظره‌هايي مي‌گذارد و شايد هم ۸۰ درصد از مردم اين مناظره‌ها را مي‌بينند، من در اين باره حرفي زدم اما برخي مي‌گويند چرا مي‌گويي؛ به نظر من اگر شوراي نگهبان مقداري در نظارت‌هايش کوتاه بيايد در مناظره‌ها مي‌دانيد چه کسي برنده مي‌شود؟ يک نمايش‌گردان(شومن) برنده مي‌شود، يعني هرکس که بتواند طرف مقابل را لوله و رکب بزند برنده است، به طور مثال بگويد راستي شما آن روز در فلان مکان گازانبري برخورد کرديد، کافي است در صحبت‌هايش به برخورد گازانبري اشاره کند و به يک باره يک ميليون راي جابه‌جا مي‌شود، يا بگويد آقا شما برو بچه‌ها و خانواده‌ات را جمع کن و با اين توهين ها راي جمع مي‌کند و تمام !
برخي از لاريجاني به عنوان کانديداي رياست جمهوري بعدي ياد مي‌کنند، من هم موافقم و به شدت فکر مي‌کنم لاريجاني مي‌تواند رئيس‌جمهور خوبي باشد، اما اين که آيا زمينه راي دارد يا خير،‌ به زمين مي‌خورد و خرابش مي‌کنند يا نه، هنوز قضاوت زودي است. درحال حاضر بايد انتخابات مجلس را بگذرانيم تا ببينيم در آينده چه اتفاقاتي مي‌افتد.»
*نظر شما در مورد جوانگرايي و ورود نسل جديد به عرصه سياسي کشور چيست؟
«ما در جوانگرايي و درجا زدن بر مديران پير، متاسفانه افراط و تفريط داريم، من همواره مثال مي‌زنم که نيروهاي مسلح را درنظر بگيريد زماني که کسي مي‌خواهد امير يا سردار شود ابتدا بايد ستوان، سروان، سرگرد و سرهنگ شود بعد اگر کار مهمي کرده بود به درجه اميري مي‌رسد،‌ اگر بنا باشد يک جوان متدين و پاک اما کم تجربه را از روز اول سرکار بياوريم و بگوييم شما بچه خوبي هستي برو امير و سردار شو درست نيست، اين کار افراط و تفريط محسوب مي‌شود. پله‌هاي ترقي بايد يکي پس از ديگري طي شوند . گاهي ممکن است به صورت استثنا نيروهاي مسلح بگويند جايگاه سرهنگي خالي است اما چون نيرو نداريم يک سرگرد در اين جايگاه مي‌گذاريم اما هيچ وقت سروان را در اين جايگاه نمي‌گذارند.اشکال ما اين بوده که نيروهاي پشت سر خودمان را بالا نکشانديم و تربيت نکرديم، وزير شدن جاي آزمون و خطا نيست که ما جواني کم تجربه سرکار بگذاريم ببينيم چه مي‌شود، حتي نمايندگي و استانداري هم پست مهمي است، البته کسي که متدين و هوش بالا و هنر خوبي داشته باشد مي‌تواند اين پله‌ها را سريع‌تر طي کند اما بايد اين پله‌ها را بالا برود، البته اگر يک مديريت سطح بالا باشد استعداد جوانان را زودتر شناسايي مي‌کند ، بعضي از کشورها هستند که مديرانشان را از دبستان کشف مي‌کنند که آيا اين شخص مي‌تواند در آينده پزشک ماهر، مهندس زبردست يا مسئولي شود؟»
«جوانگرايي يک فرايند است ک بايد طي شود، اما يک شرط هم دارد، متاسفانه نسل ما آنقدر به اين پست‌ها چسبيده که فقط ملک‌الموت بايد ملت را نجات دهد، قبل از ملک الموت حاضر نيستند به هيچ قيمتي کنار بروند و اين هم توصيه ما به هم‌رديف‌هاي خودمان است که راه ها را باز کنيد ان شاالله جوانان به ميدان بيايند.»
* به نظر شما اين عرصه و فرايند آماده شده؟
«درحال حرکت و راه‌اندازي است اما اين يک فرايند طولاني است و از يک جهت بايد نيروهاي بالا، جانشينان خودشان را پرورش و اختيار دهند و موقعيت و مسئوليت به آ‌ن‌ها بدهند تا براي رده‌هاي بالاتر آماده شوند.»

نویسنده : حانيه مسجودي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.