آبخيزداري پشت سد | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 3150
  پرینتخانه » اجتماعی, اسلایدر تاریخ انتشار : ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۸:۵۲ | 361 بازدید |
رسالت در گفت‌وگو با كارشناسان، وضعيت مديريت آب را بررسي مي‌کند؛

آبخيزداري پشت سد

امسال «19 برابر سال قبل و 3 برابر ميانگين 50 ساله اخير کشور» باران باريد. حالا برخي تصور مي کنند سايه بحران آب ديگر بر سر اين سرزمين سنگيني نمي کند اما قرار نيست بارش بيشتر، شرايط را بهتر کرده و مقدار آب‌هاي تجديدپذير را افزايش دهد بنابراين نگراني ها همچنان پابرجاست. آن هم در بزنگاهي که به اذعان برخي کنشگران محيط زيست، تفکرسازه اي مغلوب واقع شده و نتوانسته به حفظ و ذخيره صحيح آب بينجامد.
آبخيزداري پشت سد

مرضيه صاحبي
امسال «۱۹ برابر سال قبل و ۳ برابر ميانگين ۵۰ ساله اخير کشور» باران باريد. حالا برخي تصور مي کنند سايه بحران آب ديگر بر سر اين سرزمين سنگيني نمي کند اما قرار نيست بارش بيشتر، شرايط را بهتر کرده و مقدار آب‌هاي تجديدپذير را افزايش دهد بنابراين نگراني ها همچنان پابرجاست. آن هم در بزنگاهي که به اذعان برخي کنشگران محيط زيست، تفکرسازه اي مغلوب واقع شده و نتوانسته به حفظ و ذخيره صحيح آب بينجامد.
اگرچه بارش‌هاي اخير در جاي‌جاي ايران، اين احساس را در ميان بسياري از شهروندان و مديران ايجاد کرده است که دوران سخت خشکسالي به پايان رسيده و ديگر «آب» يک بحران نيست اما تا مادامي که ساختار مديريت منابع آب زيرزميني و سطحي تغيير نکند و يا به تعبير ديگر گفتمان حکمراني آب پايدار نشود، حتي با وجود افزايش نسبي بارندگي، اتفاق مثبتي رخ نخواهد داد. در همين حال برخي صاحب نظران از سوء مديريت ها سخن مي گويند. اينکه سدسازي ها به جاي مديريت به هدررفت آب منجر شده است و با سدسازي هاي بي رويه و غيراصولي، اين حجم بارش ها را به جاي فرصت به تهديد بدل کرده است. اما گروهي چنين ديدگاهي را از اساس مردود اعلام کرده و معتقدند، به دليل سوء مديريت حجم زيادي از مخازن سدها انباشته از رسوبات است. پيش از اين پرفسور پرويز کردواني، پدر کويرشناسي ايران در گفت‌وگو با ما تاکيد کرده بود: «اگر بارندگي شديد بوده و ادامه داشته باشد، از سطح سد سرريز
مي کند، بنابراين ناچار مي شوند دريچه هاي بالاي سد را باز کنند. از سوي ديگر بايد سد را شستشو بدهند تا قادر باشد آب بيشتري در خود جاي بدهد، سد کرج ۱۰۰ متر ارتفاع دارد و بيش از نصف آن گل است. سد دز ۲۰۲ متر است و حدود ۹۰ مترش گل است. چرا هر سال سدها را شست‌و‌شوي هيدروليکي نداده اند تا ميليون ها متر مکعب آب را در خودش نگه دارد؟ همين سد لتيان که ساخته اند، ۱۰ سال است که باز نکرده اند.» اما اين بحث دامنه دار است و تقريبا هريک از موافقان و مخالفان دلايلي براي صحت ادعاي خود مطرح کرده اند. چيت چيان، وزير اسبق نيرو در واکنش به اين مسئله گفته است: «مخالفان سدسازي ديدگاهي صحيح نسبت به مسائل واقعي جامعه ندارند؛ آنها ديدگاهي رمانتيک دارند، در حالي که ما در کشور با مسائلي واقعي روبرو هستيم.” “از کساني که فکر مي کنند سدسازي با توسعه کشور هماهنگ نيست يک سوال ساده بپرسيد؛ اگر پنج سد لار، لتيان، ماملو، کرج و طالقان نبودند، آب شرب شهر تهران، شهرهاي اطراف تهران و همچنين آب شرب کرج را چگونه تامين مي کرديم؟» و در مقابل معاون وقت وزير جهاد کشاورزي دولت نهم اذعان کرده است: «اغلب سدهاي كنوني ما، عملاً به تشتك‌هاي تبخير تبديل شده‌اند و فقط آب و پول كشور را به هدر مي‌دهند؛ چرا كه نه تمهيدات مديريتي لازم در اراضي بالادست را ديده‌اند و نه شبكه‌هاي پايين‌دست راه‌اندازي شده است.» طي ۶ دهه گذشته تعداد سدهاي کشور به ۶۴۷ واحد رسيده است، توجه ساختار مديريتي به سدسازي و صرف بودجه‌هاي کلان براي اين مسئله، عملا بازدهي نداشته است. براين اساس مدافعان آبخيزداري معتقدند مطابق تحقيقات و يافته هاي علمي، اجراي عمليات آبخيزداري و آبخوانداري مي تواند در حفظ منابع پايه آب و تغديه سفره هاي آبهاي زير زميني موثر باشد.
اکنون پرسش اين است که از منظر تخصصي سد خوب است يا بد و اساسا آبخيزداري بهتر است يا سدسازي و ديگر اينکه چرا بارش هاي گسترده باران به درستي مديريت نشده است، کدام شيوه را بايد اتخاذ کرد.
فعالان محيط زيست در مقام پاسخ برآمده اند، آنان سدها را همانند «حساب جاري» مي دانند و در عين حال افزايش ذخيره آبخوان‌ها را راهکاري براي رفع کمبود آب و پس‌اندازي براي آيندگان توصيف کرده و بر اين باورند که سدسازي در زمره طرح‌هاي عمراني است که مسئولان مي توانند آن را افتتاح کرده و مانور رسانه اي بدهند اما طرح هاي آبخيزداري و آبخوان داري اين قابليت را ندارد.
حجت ميان آبادي، پژوهشگر ديپلماسي آب و استاد دانشکده کشاورزي دانشگاه تربيت مدرس با اشاره به دو ديدگاه آبخيزداري و سدسازي به منظور مديريت آب با ارائه تحليلي جامع از اين مسئله، در گفت‌وگو با روزنامه رسالت تاکيد مي کند: متاسفانه ما دچار افراط و تفريط هستيم. يعني يا منکر جدي هر نوع اقدام غيرسازه اي مي شويم يا نمي شويم. نمي توانيم همه چيز را سياه و سفيد ببينيم و بگوييم که تمام سدها غلط اندر غلط هستند. متاسفانه مشکل مربوط به سياستگذاري هاي کلان ماست و اساسا همه چيز را صفر و صدي مي بينيم. اين دعواهاي زرگري ما را به جايي نخواهد برد.
تفکر سازه اي در کشور ما تبعات خودش را داشته است
وي در پاسخ به اين پرسش که تعريف استفاده کردن از باران و مديريت آن چيست، اين گونه توضيح مي دهد: «آيا در چرخه طبيعت و آبي که خداوند در اختيارمان قرار داده فقط انسان است که بايد بهره برداري کند؟ درياچه، تالاب ها، دريا و ساير موجودات و جانداران حقي ندارند؟ حتما بايد طبيعت جواب بدهد تا ما متوجه رفتارمان بدمان باشيم؟ به عنوان مثال حقابه درياچه اروميه را گرفتيم، ۱۵ سال طول کشيد و طبيعت هم صبر کرد و سرانجام انتقام خود را گرفت لذا تصور هدر رفتن آبي که به درياچه مي ريزد، غلط است، ما مباحثي داريم که در رشته هاي دانشگاهي نيست، به نام «فلسفه، اخلاق آب و محيط زيست» در اين فلسفه گفته مي شود، آن معادل آبي که به دريا، درياچه و به مرداب مي ريزد، حقابه اي دارد لذا اينکه بگوييم آن آب هدر رفته و نتوانستيم کنترل کنيم اشتباه است. اين امر نمايانگر تفکر سازه اي است و تبعات خودش را داده و زاينده رود، گاو خوني و بختگان و اروميه را خشک کرده است. ما نبايد به دنبال کنترل آب باشيم بلکه بايد آن را مديريت کنيم. در مديريت يعني شما آبي داريد با ذي مدخلان متعدد در اين ذي مدخلان متعدد، انسان هم قرار دارد. لذا در بحث مديريت بايد بگوييم چه طور از اين آب به نحو درستي استفاده کنيم که هم ابعاد اقتصادي و هم ابعاد اجتماعي و زيست محيطي و فرهنگي و سياسي را ديده باشيم. آنچه در کشور مدام مطرح مي شود، نهايت ابعاد اقتصادي و در انتها مسائل زيست محيطي است. درحالي که مسئله ابعاد ديگري هم دارد و در فضاي بين الملل به شدت وجود دارد که ما به آن توجه نمي کنيم. اينکه «ما از اين آبها نتوانسته ايم»، استفاده کنيم، ماحصل آن تفکر سازه اي است و باز ده سال ديگر شاهد پاسخ طبيعت خواهيم بود. اين تفکر معتقد است که چرا آب را کنترل نکنم و به تالاب فرو بريزد.»
به باور اين پژوهشگر، سيل و خشکسالي دو پديده طبيعي اند
همان طور که تابستان و زمستان و روز و شب داريم. اين ها از چرخه هاي طبيعي طبيعت اند. بنابراين ما با سيل و خشکسالي نمي توانيم مقابله کنيم. وي با طرح اين پرسش که مگر شما مي توانيد با زمستان و تابستان مقابله کنيد؟ مي افزايد: «اگر بر پديده سيل و خشکسالي مديريت درستي حاکم باشد، به طور يقين در ميان مدت و درازمدت براي انسان و کره زمين خير و برکت خواهد داشت بنابراين مديريت سيل و خشکسالي يک پروسه است و پروژه نيست. ما بايد چندسال پيش در دوران خشکسالي بر روي پديده سيل کار مي کرديم. عده اي مطرح مي کنند به دليل عدم آمادگي، نتوانستيم از باراني که آمده به درستي براي تامين آب استفاده کنيم، متاسفانه کساني که چنين نگاهي دارند، بحث طبيعت را در نظر نمي گيرند. اين ديدگاه تبعات خودش را در کشور داشته است. اين ها سالها پيش يعني دهه ۷۰ يا ۸۰ ادعا داشتند بسياري از آبهايي که از حوزه درياچه اروميه سرچشمه مي گيرد، آب شيرين است و ما نمي توانيم مهار کنيم پس در نهايت شور شده و تبخير مي شود.
بعد به برداشت هاي مختلف و اجراي پروژه هاي آبي پرداختند تا اينکه آن حقابه و سهم درياچه اروميه داده نشد و بعد ۱۵ سال تبعات آن را ديديم و خشکيدگي درياچه اروميه به يک فاجعه ملي تبديل شد.»
ميان آبادي با اشاره به اهميت طرح هايي نظير آبخيزداري و اثرگذاري آن، مثالي را ذکر کرده و مي پرسد: «اگر شما متخصص قلب باشيد، براي تمام بيماري ها يک دارو تجويز مي کنيد؟ آبخيزداري و سدسازي هرکدام مي تواند در مديريت آب موثر باشند. اما اين را بايد در نظر داشت که چه سدي باشد. اگر کسي بگويد سد براي خوزستان و گلستان خوب يا بد است، حرف غيرعلمي زده است. مسئله ما اساسا بحث سد و غير سد نيست. مسئله ما آبخيزداري و اقدامات غيرسازه اي نيست. مسئله اين است که هر اقدامي نيازمند چند شرط کليدي است و بايد داراي ابعاد اقتصادي، اجتماعي، زيست محيطي و ابعاد حقوقي و سياسي باشد. درحالي که در کشور ما ابعاد اقتصادي و در نهايت زيست محيطي مدنظر قرار مي گيرد. به فرض شما پروژه انتقال آب از يک شهر به شهر ديگر را داريد و مي دانيد کشاورزان خط لوله را مي شکنند، اين پروژه ممکن است ابعاد اقتصادي اش خوب باشد ولي مردم و کشاورزان خط لوله را مي شکنند و اين باعث درگيري مي شود. پس ابعاد سياسي دارد. يک پروژه ممکن است پيامدهاي اجتماعي و فرهنگي غلطي داشته باشد. ما به اين مسائل در بحث مديريت آب توجه نمي کنيم.»
اين استاد دانشگاه درباره اينکه آيا بارش هاي سيل آسا توانسته به رفع خشکسالي و کم آبي امسال کمک کند، مي گويد: «ما داراي کمبود آب و داراي کميابي آب هستيم. ايران ذاتا کشور خشکي است و اين مسئله را هيچ کس نمي تواند حل کند چون طبيعت و خلقت منطقه ما همين گونه است. همان طور که هلند کشور پرآبي است. به عنوان مثال خوزستان منطقه گرم و اردبيل سردسير است. آيا کسي مي تواند اين را حل کند؟ موضوع کم آبي و خشکي هم به همين صورت است. بحث ديگر کميابي است. يعني اينکه شما آنقدر غلط اندر غلط از منابع آب استفاده مي کنيد که دچار مشکل مي شويد.»
آن طور که ميان آبادي تاکيد مي کند، «ما هنوز دخلمان به خرج مان نمي‌خواند چون توهم توسعه يافتگي داريم لذا دچار کميابي شده ايم. هرقدر هم باران ببارد بازهم فرقي نمي‌کند. درست مثل اين است که فردي، يکباره در بانک صد ميليون برنده شده و ولخرجي کند. بنابراين سياستمداران ما، به دليل همان توهم توسعه يافتگي تصور مي کنند بايد اداي غربي ها را در بياورند. اداي غربي ها را در درآوردن يعني کاشت چمن در خيابان ها و احداث صنايع به شدت پرآب همانند پتروشيمي، درحالي که اين ها مربوط به کشورهاي پرآب است. لذا بارندگي و سيل که هيچ، اگر ۵ سيل ديگر هم بيايد بازهم مشکل ما را حل نخواهد کرد چون دچار بد سياستگذاري و بد مصرفي هستيم.»برخي از صاحب نظران عدم آمادگي کشورمان در مديريت صحيح باران و ذخيره سازي آن را مسئله انحرافي دانسته و تصريح مي کنند، فقط بارندگي هاي امسال مهم نيست، آن هم در شرايطي که کشورمان در مدار خشک و نيمه خشک قرار گرفته و در حالت نرمال؛ ميانگين بارش هاي کشورمان يک سوم جهان بوده و اگر اين ميزان سه برابر هم شود، تازه به ميانگين جهاني مي رسيم. با اين وجود مي توانيم بگوييم به صورت موقت از بحران عميق پيش رو، عبور کرده ايم.
امين محمودي، کارشناس حوزه مسائل آب و کشاورزي در گفت‌وگو با روزنامه رسالت اين طور پاسخ مي دهد: «۷۵ درصد از بارندگي ما تبخير شده و به شکل هاي مختلف از کشور خارج مي شود. حالا چه به صورت رودخانه هاي مرزي و چه به صورت تبديل شدن به ابر؛ به خاطر همين تبخير بالا شايد بتوانيم ۲۵ درصد از آن ۷۵ درصد را به شکل هاي مختلف در سفره هاي زيرزميني مان ذخيره کنيم، اما چگونه؟ شکل هاي گوناگوني براي اين مسئله وجود دارد که آسان ترين و بهترين راه، آبخيزداري و آبخوان داري است به صورتي که ما در ارتفاعات و زماني که بارندگي است اين مقوله را پياده سازي کنيم تا جلوي شدت سيلاب ها گرفته شده و در نتيجه بر پاي کوه ها با آبخوان داري بتوانيم آب را به دل سفره هاي زيرزميني برده و ذخيره کنيم، در اين صورت ضمن تبخير نشدن از بروز سيلاب و خسارت به شهرها و روستاهاي اطراف رودخانه ها جلوگيري مي شود. ما در سالهاي اخير به ويژه دولت نهم و دهم و حتي دولت هاي قبل شاهد بوده ايم که خيلي از مسئولان و مردم اسم آبخيزداري را هم نمي دانستند، حدود پنج سالي است که به آبخيزداري توجه خوبي مي شود و اين هم ناشي از اقدامات دولت نيست. ناشي از اين است که بسياري از مسئولان اين مسئله را فهميدند و از طرف صندوق توسعه ملي، اندک اعتباراتي اختصاص پيدا کرد اما بازهم اين اعتبارات کافي نيست. اگر بخواهيم دچار کم آبي نشويم، بهترين راهکار اين است که آب را به داخل زمين ببريم که در وهله اول جلوي سيلاب ها گرفته شود و در وهله دوم به هنگام خشکسالي، آب در سفره هاي زيرزميني به منظور استخراج وجود داشته باشد.»
وي با طرفداراي از هر دو ديدگاه آبخيزداري و سدسازي، تاکيد مي کند: « بودجه ما بايد براي هر دو مورد هزينه شود. در سالهاي اخير مشکل اصلي مان اين بوده که به بستر حريم رودخانه ها تجاوز کرديم طبق استاندارد جهاني تمام سازه ها و اماکن و تمام بحث هاي تجاري و کشاورزي بايد سه هزار متر با بستر حريم رودخانه فاصله داشته باشند. ولي در حال حاضر بسياري از مناطق کشور به ويژه در حوزه کارون، کرخه و دز رقم اين تجاوز به ۳۰۰ متر رسيده است. اين يعني فاجعه. ما بايد با قوانين سفت و سخت جلوي آن را مي گرفتيم از طرفي آن طور که بايد و شايد به آبخيزداري توجه نکرديم و در مقابل سدهايي که نياز داشتيم، ساخته نشد، به خاطر اينکه در ابتداي دولت يازدهم و دوازدهم افرادي که ادعاهاي زيست محيطي داشتند اعمال نفوذ کرده و جلوي سدسازي را گرفتند، کمااينکه اگر سد بختياري بالادست سد دز ساخته مي شد، اندک رسوباتي که در سد دز است، پشت آن ذخيره مي شد.»
سدگتوند نمونه عالي يک سد به درد نخور
اين کارشناس در ادامه با تاکيد بر اينکه وزارت نيرو قرار بود در پلدختر سد بسازد، مي گويد: «اگر سد تنگه معشوره ساخته مي شد، هزينه آن يک پنجاهم خسارت سيل هم نبود و طبيعتا مشکلي نداشتيم. آبخيزداري جاي خودش اهميت دارد ولي کدام سازه آبخيزي مي تواند جلوي دبي آب ۶ تا ۸ هزار را بگيرد بنابراين بايد به سمت سدسازي مفيد برويم. سدگتوند نمونه عالي يک سد به درد نخور بوده که در کشور ساخته شده است. اگر سدي درست و علمي و با مطالعه ساخته شود طبيعتا خوب است اما کم خرج ترين و بهترين راه براي مديريت آب، آبخيرداري است. ما فقط هم نبايد نگاه دولتي به اين مسئله داشته باشيم. در قرن هجدهم ميلادي يعني حدود ۳۰۰ سال پيش اکثر ايالت هاي آمريکا با کمک بوميان و مردم خودشان در زمينه آبخيزداري اقدام کردند ما هم بايد در اين بحث از کمک خيرين محلي استفاده کنيم، لذا نبايد نگاهمان صرفا معطوف به دولت و صندوق توسعه ملي باشد. آبخيزداري و تمام بودجه منابع آبي کشور زيرنظر وزارت نيرو است و اين وزارتخانه به آبخيزداري بودجه نمي دهد و با سدسازي هايي که داشته نتوانسته جلوي سيلاب ها را بگيرد. طبعا اگر مديريت يکپارچه اي در سطح آب داشته باشيم، مشکل حل مي شود.»
پيش تر اشاره شد که بارش‌هاي سيل آساي امسال سبب شد تا بسياري تصور کنند، موضوعي به نام بحران آب وجود ندارد و اين امر اميد حل مشکل را در ميان برخي زنده کرد اما نکته‌اي ناديده گرفته شده است، اينکه مشکل کم آبي در ايران حاد تر از آن است که با بارش‌هاي اخير حل شود.
بيلان منفي بيش از ۳۰۰ دشت با پنج سال بارندگي هم قابل جبران نيست
تورج فتحي از کارشناسان حوزه آب در گفت و گو با روزنامه رسالت با اذعان بر اين مسئله، مي گويد: «ما نمي توانيم بگوييم بعد از بارش باران و وقوع سيل با بحران کم آبي روبه رو نيستيم. طي سه دهه اخير از منابع آب زيرزميني به صورت بي رويه بهره برداري کرديم، تقريبا نيمه شرقي کشور، سفره زيرزميني يا آبخواني نداريم که شرايط متعادل يا متعارفي داشته باشد. از استان خراسان رضوي بگيريد تا يزد و کرمان و فارس و غيره بيلان آبهاي زيرزميني در مناطق دشت منفي است و کسري بيلان داريم.»
گفته مي شود، از اواخر دهه ۶۰ و اوايل دهه ۷۰ در دشتي نظير دشت انار در استان کرمان سطح آب زيرزميني به طور متعارف بين ۱۵ تا ۲۰ متر بوده است. فتحي با بيان اين مطلب مي افزايد: «در حال حاضر سطح آب زيرزميني اين شدت بالاي ۱۲۰ متر است. بنابراين ما آبهاي زيرزميني مان را در مناطق مختلف کشور تخليه کرديم و در مقابل طي سه دهه اخير آن طور که بايد و شايد، بودجه هاي مناسبي براي اجراي طرح هاي آبخيزداري و آبخوان داري، مهار و کنترل سيلاب به‌ويژه در دشتهايي که نيازمند تغذيه آبهاي زيرزميني بودند اختصاص نداديم و از آن طرف به صورت بي رويه چه در قالب چاه هاي مجاز و داراي پروانه و چه چاه هاي غيرمجاز بدون پروانه از آبهاي زيرزميني استفاده کرديم. استفاده از آبهاي زيرزميني باعث تخليه آبخوان ها شده، به ويژه در مناطقي که در مجاورت آبهاي سطحي و تالاب ها قرار دارند، مثل تالاب پريشان. اگر چنانچه فرض را بر اين بگذاريم که هرساله دولت بودجه هاي مناسبي را براي اجراي طرح هاي حفاظتي، آبخيزداري و آبخوان داري، تغذيه مصنوعي، بهسازي قنات ها، مطلوب کردن چاه هاي غيرمجاز و اقداماتي از اين دست انجام دهد و يا بنا را بر اين بگذاريم که طي ۱۰ تا بيست سال آينده چنين اقداماتي را به جد در دستور کار داشته باشد و از نظر وضع قوانين و ضوابط و استانداردهاي مرتبط و نظارت بر اجراي اين قوانين، بودجه هاي مناسب براي اجراي طرح هاي تصويب شده، تخصيص دهد، ما مي‌توانيم اميدوار باشيم طي دو الي سه دهه آينده وضعيت آبهاي زيرزميني مان به صورت متعادل و متعارفي برگردد بنابراين نمي توانيم انتظار داشته باشيم با يک يا دو سال بارندگي و حتي ۵ سال بارندگي بيلان منفي بيش از ۳۰۰ دشت در کشور را جبران کنيم و به شرايط متعادل و متعارفي برگرديم.»
به اعتقاد فتحي، طرح هاي آبخيزداري طرح هاي صرفا يک سويه براي بهره برداري از طبيعت نيست و يک منفعت دو طرفه هم براي طبيعت و هم براي انسان ايجاد مي کند. از آنجايي که مديران و مسئولان ما طي دو سه دهه اخير نگاهشان بهره برداري از طبيعت بوده، سدسازي بيشتر مورد اقبال عمومي قرار گرفته و با اين اقدام توسعه ناپايدار ايجاد کرده اند.

نویسنده : مرضيه صاحبي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.