شناسه خبر : 2597
  پرینتخانه » اجتماعی تاریخ انتشار : ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۲۳:۳۳ | 406 بازدید |
در گفت‌و‌گوي رسالت با جامعه شناسان و رفتارشناسان بررسي شد؛

بازي بودارِ بنزيني، اعتماد را مي‌پراند!

ساعت ها در صف هاي طولاني پمپ بنزين منتظر ايستادند و بعد از تکذيب هاي چندباره مسئولان، براي ماندن در صف هاي عريض و طويل مصمم تر شدند! به قول خودشان، تجربه چندين و چندساله آنان را به اين باور قلبي رسانده است که هيچ گاه تکذيب ها را نپذيرند اما شايعه ها را با جان و دل پذيرا باشند چون به کمال دريافته اند که برخي شايعه ها مقدمه اي است براي اينکه به وقوع بپيوندد.
بازي بودارِ بنزيني، اعتماد را مي‌پراند!

ساعت ها در صف هاي طولاني پمپ بنزين منتظر ايستادند و بعد از تکذيب هاي چندباره مسئولان، براي ماندن در صف هاي عريض و طويل مصمم تر شدند! به قول خودشان، تجربه چندين و چندساله آنان را به اين باور قلبي رسانده است که هيچ گاه تکذيب ها را نپذيرند اما شايعه ها را با جان و دل پذيرا باشند چون به کمال دريافته اند که برخي شايعه ها مقدمه اي است براي اينکه به وقوع بپيوندند. اين ها از جمله نشانه هاي کاهش اعتماد در جامعه است. جامعه اي که گروهي از مردمش تصور مي کنند، مقامات مسئول، گاهي تصميماتي را اتخاذ مي کنند که برگرفته از منافع خود آنهاست و در اينجا نفع کساني که دور از کيک قدرت هستند، در نظر گرفته نمي شود. بي ترديد شيوه رفتاري دولت ها با مردم در بالا رفتن اين بي اعتمادي تأثيرگذار بوده است.
جامعه شناسان بر اين امر اتفاق نظر دارند که دولت ها بايد تصميمات خود را با مردم در ميان بگذارند و يکباره و به صورت خلق الساعه عمل نکنند، چرا که اتخاذ همين تصميمات خلق الساعه و يا دادن وعده هاي واهي به مردم و بيان اين عبارت که «نگران نباشيد. گران نمي شود!» و بعد اقدامي خلاف اين عبارت، باعث فرسايش سرمايه اجتماعي و بي اعتمادي شده است. از سوي ديگر بار رواني بنزين براي مردم ما همانند ساير اقلام مصرفي نيست. تجربه سنوات گذشته به آنها اثبات کرده، پس از گراني بنزين، ميل به صعود قيمت ها در بسياري از اقلام، کالاها و محصولات ديگر وجود دارد بنابراين وقتي زمزمه افزايش قيمت بنزين قوت مي گيرد، همانند تيرخلاصي است که به هدف اصابت مي کند زيرا اين ديدگاه به درستي در سلول هاي خاکستري ذهن تک تک افراد جامعه ريشه دوانده که «اگر بنزين گران شود يعني همه چيز گران خواهد شد.» حالا بحث بر سر اين است که چرا بار رواني اين کالا تا به اين حد گسترده بوده و ديگر اينکه چگونه است که اظهارات مسئولان مبني بر تکذيب گراني، مورد پذيرش جامعه قرار نمي گيرد؟ کجاي راه را اشتباه رفته ايم؟
پاسخ اين پرسش را بايد در صحبت هاي اسحاق جهانگيري جستجو کرد. به اعتقاد او يکي از مسائل اصلي و مهم کشور فرسايش سرمايه اجتماعي است و خسارت فرسايش سرمايه اجتماعي از سرمايه مالي بيشتر است. اين مسئله مورد تاکيد پژوهشگران و نظريه پردازان اجتماعي نيز قرار گرفته است. حال آنکه سرمايه اجتماعي در کشور ما به حال خود رها شده است. مصداق بارز آن را طي روزهاي گذشته شاهد بوده ايم. اساسا کم و کيف سهميه‌بندي و گراني بنزين مطرح نيست بلکه کيفيت اطلاع‌رساني دولت و شيوه درميان گذاشتن آن با جامعه است که مهم تلقي مي شود. مسئولان دولتي براي اجراي چنين تصميم‌هايي بايد داراي پيوست‌ رسانه‌اي باشند و به مرور مردم را در جريان نقاط قوت و ضعف تصميم خود قرار دهند اما از اين رويه رفتاري امتناع مي کنند. همين امر زمينه ساز عدم باورمندي مردم به دولت و حضور گسترده آنها در پمپ بنزين ها شده است.
عليرضا شريفي يزد به عنوان جامعه شناس در گفت‌وگو با روزنامه رسالت تاکيد مي کند که «اين اتفاق به منزله يك پديده اجتماعي است يعني نشان مي دهد جامعه ما به دلايل مختلف که مهمترين آن اقتصادي است، دچار يک نوع عطش است. بسياري مطرح مي کنند که اگر قرار است بنزين گران شود، اين صف هاي طويل براي اينکه يک باک بنزين جلو بيفتند چه فايده اي دارد؟ بي ترديد در زندگي آنان چندان نقش و تاثيري ندارد. به نظر مي آيد که جامعه احساس عقب ماندن دارد و تصور مي کند به حق و حقوق خود نرسيده به همين علت با کوچکترين مسئله اي مي خواهد در همان حد اندک به حق و حقوق خود برسد.»
وي درباره چرايي تشکيل صف هاي طولاني بنزين به رغم تکذيب دولت، چند دليل را ذکر مي کند: «دليل اول تجربه مردم است. متاسفانه در ساليان قبل با افکار عمومي بازي کرديم يعني وقتي مي خواهيم مسئله اي را جا بيندازيم، براساس نسخه اي غلط، يک نفر موضوعي را مطرح کرده و ديگري تکذيب مي کند. بعد از مدتي دوباره يکي آن را تاييد و ديگري تکذيب مي کند و اين امر موجي را در ميان مردم ايجاد مي کند که بالاخره اين تاييد و تکذيب ها کجاست تا نهايتا وقتي زمينه ذهني فراهم شد، آن اتفاق رخ مي دهد.»
رفتارشناسان تاکيد مي کنند، انحراف افکار عمومي، بدبيني و نااميدي و سلب اعتماد زمينه بروز و ظهور شايعه را فراهم
مي کند و اساسا اين مسئولان هستند که به شايعات دامن زده و اين سيگنال را به مخاطب القاء مي کنند که پس از بروز شايعه آماده وقوع آن باشند!
شريفي يزدي در ادامه توضيح مي دهد: «مردم ما ياد گرفته اند که وقتي يک اتفاق به صورت شايعه مطرح شده و بارها تاييد و تکذيب مي شود، احتمالا دوباره بازي با اذهان و زمينه سازي براي اين است که موضوع مطرح شده، تحقق يابد. مثلا در شايعات مطرح مي شود که بنزين ليتري ۲۵۰۰ و سوپر ۳ هزار تومان خواهد شد و بعد که مردم با اين ذهنيت روبه رو مي شوند، واکنش هايي را نشان داده و در صف هاي عريض و طويل جايگاه هاي سوخت مي ايستند و اگر به فرض مثال بنزين ۱۵۰۰ يا ۲ هزار تومان شد، مي گويند خدا را شکر شايعه قبلي دروغ بود. اما در اينجا بايد بر اين امر تاکيد کرد که مردم ما اين را فهميده اند و در حقيقت دست کساني که چنين بازي هايي با افکارعمومي مي کنند، تقريبا رو شده است. به همين علت مردم اعتماد نمي کنند چون هميشه خلافش را ديده اند و اين خطرناک است.
اين جامعه شناس باور دارد که علت صف هاي طولاني در پمپ بنزين بيش از آنکه اقتصادي باشد، علت اجتماعي داشته و سرمنشاء بي اعتمادي است. وي تاکيد مي کند: مردم ما در صف هاي طولاني مي ايستند اما تعداد کمي از آن ها متعلق به لايه هاي پايين جامعه هستند، آن کسي که در طبقه فقير قرار دارد، اصلا اتومبيل ندارد. مگر تعداد محدودي که پرايد قسطي دارند و با آن نان در مي آورند اما اکثرا قشر متوسط هستند. اين يک باک بنزين در زندگي آنها نقش لازم را ندارد و طبعا نبايد اينگونه ملتهب شوند بنابراين نمي توانيم بگوييم انگيزه اقتصادي مردم را پاي جايگاه هاي بنزين کشانده است بلکه همان جنبه عدم اعتماد به رفتارهاي مسئولان باعث اين امر شده است.
شريفي يزدي درباره اينکه چرا مردم نسبت به گراني ساير کالاها تا به اين حد نگران نبوده و واکنش نشان نمي دهند اما براي گراني بنزين حساسيت هاي گسترده را شاهد هستيم، اين گونه پاسخ مي دهد: بنزين يک کالاي دولتي-حکومتي بوده و انحصاري است. بخش کمي از کالاها جنبه انحصاري دارند و اگرچه مردم حساسيت دارند اما جنبه عام ندارد ولي وقتي حامل هاي انرژي اعم از گازو ئيل و بنزين گران مي شود، در عالم واقع قيمت کالاها را تا حدي بالا مي برد. در ۴۰ سال اخير و از روزي که بنزين در ايران قيمتش يک تومان بوده، همين قدر حساسيت به دنبال داشته و بار رواني ايجاد کرده است. به عبارت ديگر بهانه به دست کساني داده که در بخش خصوصي، اقتصاد دست‌شان بوده و به اين بهانه ده ها برابر قيمت گران شدن بنزين را روي کالا کشيده اند. حتي همان کالاهايي که حساسيت روي آن نيست خود به خود افزايش پيدا مي کند و قيمت کالاهاي مصرفي و چه بسا مسکن و اجاره خانه که به ظاهر هيچ ربطي به بنزين ندارد، با افزايش نرخ رو به رو مي شود و اينجاست که مردم ما به تجربه دريافته اند که هر وقت سوخت گران مي شود به تبع آن موج گراني را در همه عرصه ها شاهد خواهند بود بنابراين بخش زيادي از حساسيت ها ناشي از اين موضوع است.
در ادامه اصغر مهاجري، جامعه شناس، استاد دانشگاه و پژوهشگر مسائل اجتماعي در تحليل واکاوي تشکيل صف در پمپ بنزين به رغم تکذيب مسئولان در گفت‌وگو با روزنامه رسالت به اهميت حفظ سرمايه هاي اجتماعي اشاره کرده و بر اين باور است که «در دهه اخير جامعه ايران دچار فرسايش سرمايه اجتماعي شده است و زماني که اين سرمايه، فرسايش پيدا مي کند، اجزاي تشکيل دهنده آن هم دچار مشکلمي شود، اجزاي تشکيل دهنده سرمايه اجتماعي؛ داراي سه ضلع طلايي؛ «شفافيت»، «روابط پويا و ارگانيک» و «اعتماد» است که هر سه ضلع سرمايه اجتماعي در کشور ما در ۱۲ سال اخير بيشتر آسيب ديده منتها در چنين مواقعي، ضلع اعتماد بيشتر مشخص و نمايان است. زماني که از سرمايه اجتماعي سخن مي گوييم، منظورم فرسايش سرمايه اجتماعي افقي است چون سرمايه اجتماعي افقي معمولا بين نهادهاي مدني و اعتمادي که به آنهاست، مشخص مي شود. در دولت نهم و تدبير و اميد مردم بيشتر از عدم شفافيت و از اينکه دولت اطلاعات خودش را در ويترين شيشه اي قرار نمي دهد، ضربه ديده اند و به همين دليل هم کمتر اعتماد مي کنند.»
عليرغم اينکه دولت ها در شعارهاي خود براي رسيدن به کرسي رياست جمهوري از مشارکت مردم سخن مي گويند اما عملا مشارکت مردم در اداره کشور و بخش هاي اجرايي آن کمتر ديده مي شود. در اينجا ضلع مشارکت ها و پويايي گروه ها کمتر است و متقابلا شفافيت و اعتماد اجتماعي کمتر مي شود.
* مردم، نگران نباشيد
مهاجري درباره دامنه اين بي اعتمادي و علت وقوع آن تاکيد مي کند: «مسئولين ما مدام از بسته هاي حبابي حرف مي زدنند و مي گويند:« مردم نگران نباشيد» اما در عمل نتيجه اين نبوده و ادعاهاي آنان قابل اتکا و اطمينان آور نيست.»
تحليل ها در زمينه بار رواني گراني بنزين بسيار است و طبعا حمل و نقل در زندگي اجتماعي امروز به خصوص در کشورهايي که ميزان شهرنشيني شان بيشتر است، داراي اهميت بوده و توسعه هاي حمل و نقل محور بر اين امر اتکا دارد که ميزان توسعه يافتگي کشورها را بعد از اين بايد براساس حمل و نقل سنجيد. اين نشان مي دهد که مقوله مذکور در زندگي مردم مهم است و شريان هاي حياتي جامعه از معيشتي تا بخش هاي حساس صنعتي جامعه مديون اين حوزه است. بنزين يکي از عناصر حمل و نقل است که مي تواند در تمامي شريان هاي زندگي يک جامعه جاري شده و آن جامعه را تحت تاثير قرار بدهد.
براين اساس مهاجري اذعان مي کند: «بنزين بيش از اينکه بار رواني داشته باشد، بار واقعي دارد. منتها بخش هاي پنهان گراني را هم اين امر آشکار و هويدا مي کند از اين جهت لمس فهم عامه مردم بيشتر از حوزه هاي ديگري است که گران مي شود يعني تا ارزي به نام دلار گران شده و خودش را در بخش هاي مختلف زندگي مردم هويدا کند، يک زمان و فاصله اي را طي مي کند ولي حوزه انرژي و سوخت بلافصل است و مستقيما تحت تاثير قرار مي دهد و گستره آن هم وسيع است، به دليل همان اهميتي که حوزه انرژي و سوخت در بخش حمل و نقل و بخش هاي ديگر جامعه دارد به خصوص جوامعي که در حال توسعه هستند.»
وي ادامه مي دهد: «برخلاف ديدگاه برخي صاحب نظران، دولتمردان و کارشناسان رسانه هاي جمعي از جمله تلويزيون؛ بخشي از مردم در حامل هاي انرژي و به خصوص بنزين از رانت استفاده نمي کنند. اکثريت مردم با اين حوزه رابطه مستقيم دارند يعني ميانگين برخورداري آنها به خصوص در شهرهاي متوسط و کوچک از اتومبيل به صورت ميانگين زياد است. دوم اکثريت مردم تحت تاثير حمل و نقل قرار مي گيرند يعني اگر مردم اتومبيل و موتور سيکلت هم نداشته باشند حتما از حمل نقل عمومي استفاده مي کنند بنابراين هم مستقيم و هم غيرمستقيم پهنه و دامنه تاثير حوزه هاي حمل و نقل و حوزه هايي که با انرژي مرتبط هستند با زندگي مردم بيشتر است، حتي يک کشاورز که در عرصه توليد فعاليت دارد، اگر بخواهد از گازوئيل در زندگي اقتصادي خودش بهره ببرد، به سختي به حامل انرژي دسترسي دارد حال آنکه به شدت به آن نياز دارد، يعني هيچ کشاورزي را نمي توانيد پيدا کنيد که براي انجام فرآيند کاشت، داشت و برداشت خودش از حامل هاي انرژي استفاده مستقيم نبرد. يا هيچ توليد کننده اي در حوزه هاي صنعتي را نمي توانيد از اين امربرا کنيد. تمام کارخانه ها به انحاي مختلف از حامل هاي انرژي و تجديدناپذير بهره مند هستند. در زندگي عاميانه هم به همين صورت است. يعني هم گستره آن در زندگي بيشتر است و هم تاثيرپذيري مستقيم و غيرمستقيم وجود دارد لذا اين گزارش ها و تحليل هاي کاذب که بعضي ها از رانت حامل هاي انرژي استفاده مي کنند، واقعي نيست و اظهارنظر دولتمردان نيز همين طور است.»
*تاثير افزايش حامل هاي انرژي بر زندگي مردم
مهاجري با اشاره به اينکه تاثير حامل هاي انرژي به خصوص تجديدناپذير از بنزين و گازوئيل تا نفت سفيد بسيار جدي و فراگير است، تاکيد مي کند: «پژوهش هاي ما بر روي فرآيند گراني انرژي در طول چند دهه اخير نشان مي دهد که هميشه برخورد دولتمردان و حاميانشان با اين حوزه واقعي نبوده و مدام مي گويند افزايش قيمت بنزين تاثيري روي زندگي مردم ندارد، اين ادبيات کليشه اي است. تکرار ادبيات کليشه اي و احساسي و هيجاني در ارتباط با شاخص ها و متغيرهاي اقتصادي سرسوزني تاثيري ندارد چون ما با دنياي واقعي رو به رو هستيم که در آن محاسبه دو ضربدر دو مساوي است با چهار بنابراين دولتمردان ما بايد با هوشمندي با اين مقوله برخورد کنند و يا منتظر پيامدهاي جدي آن در عرصه تورم باشند که پيش بيني مي شود، تورم جدي را بر جامعه تحميل کند.»
علي بهره مند هم از جمله اساتيد دانشگاه و جامعه شناسي است که بر بي اعتمادي مردم به اظهارات مسئولان تاکيد دارد و در گفت‌وگو با روزنامه رسالت عنوان مي کند: «مطابق پژوهش هايي که ۷ سال پيش صورت گرفته ميزان اعتماد مردم به مسئولان درصد زيادي کاهش يافته است. مادر آسيب هاي اجتماعي در يک کشور، عدم اطمينان و اعتماد است. ببينيد ما در اينجا از اعتياد و دزدي صحبت نمي کنيم از عدم اعتماد مي گوييم. مقامات دولتي مدام سخناني را مي گويند که بعد نمي توانند بر سر همان سخن خود ايستادگي کنند. مدتي قبل اعلام کردند هرکس کارت سوخت ندارد، کارت را دريافت کند و بعد اعلام کردند که مي خواهند بنزين را گران کنند. اصل اول صداقت است و اينکه مسئولان ما دقيقا بدانند که چه کاري مي خواهند انجام دهند.»
پيش از اين هم مطرح شد که مسئولان امر براي ترويج يک اقدام ابتدا به شايعه سازي روي مي آورند. در کتاب روان شناسي شايعه، بيان شده است: «شايعه يک موضوع خاصّ گمانيِ بدون وجود ملاک هاي اطمينان بخش رسيدگي است، که معمولاً به صورت شفاهي، از فردي به فرد ديگر انتقال
مي يابد.» برهمين اساس پژوهشگران اجتماعي و رفتارشناسان معتقدند: سرمايه هاي اجتماعي هنگامي دچار بي اعتمادي مي شوند که مي بينند شايعات بعد از مدت کوتاهي به واقعيت تبديل مي شوند.
بهره مند با تاييد اين مسئله مي گويد: «در کشور ما يک سياست غلط حاکميت دارد و آن شايعه سازي است. يعني پيش از اينکه بخواهند کالايي را گران کنند، از افزايش قيمت آن سخن مي گويند تا گوش مردم اين را بشنود و برايشان عادي شود، يعني ابتدا شايعه مي کنند که بنزين ۲۵۰۰ تومان مي شود بعد قيمت آن را ۱۵۰۰ تومان مي کنند تا مردم خوشحال شوند و بگويند چه خوب که ۲۵۰۰ يا ۳ هزارتومان نشد. از طرفي وضع اقتصادي مردم خوب نيست و براي ۵۰ ليتر که ۵۰ هزار تومان مي شود يک ساعت در صف پمپ بنزين مي ايستند درحالي که ارزش کارشان بيشتر از ۵۰ هزار تومان است اما تورم گسترده است و حاضرند يک باک بنزين جلو بيفتند. از طرفي مردم ما اين تجربه را دارند که وقتي مسئولان مي گويند همه چيز مرتب است و قرار نيست چيزي گران شود، يعني اتفاقا قرار است گران شود.»
وي با اشاره به اينکه دولت همواره گفته است اگر بنزين گران شود در وضع زندگي مردم تغيير چنداني حاصل نمي شود، اظهار مي کند: «اين حرف اشتباهي است. بنزين که گران شود همه چيز به نسبت آن چندبرابر مي شود و کرايه وسايل حمل و نقل عمومي افزايش پيدا کرده و مواد سوختي کارخانه ها گران مي شود. يعني اگر به فرض بنزين هزار تومان گران شود، ساير کالاها دوبرابر خواهد شد. فراموش نکنيم که بنزين در اين کشور پايه مخارج مردم است، هنوز چيزي نشده ۲۰ درصد کرايه حمل و نقل عمومي را گران کرده اند.»

نویسنده : مرضيه صاحبي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.