شناسه خبر : 2409
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۸:۰۰ | 383 بازدید |

آري! امضاي رؤساي جمهور آمريکا اعتبار ندارد

حنيف غفاري «محمد جواد ظريف» وزير امور خارجه کشورمان در مصاحبه با شبکه «فاکس نيوز» تأکيد کرده است :” پيام اقدامات دولت «دونالد ترامپ» رئيس‌جمهور آمريکا اين است که «آمريکا قابل اتکا نيست، شايد او به “آمريکا در وهله نخست” اعتقاد داشته باشد، اما در يک محيط جهاني ناامن، آمريکا نمي‌تواند در وهله نخست باشد. […]

آري! امضاي رؤساي جمهور آمريکا اعتبار ندارد

حنيف غفاري
«محمد جواد ظريف» وزير امور خارجه کشورمان در مصاحبه با شبکه «فاکس نيوز» تأکيد کرده است :” پيام اقدامات دولت «دونالد ترامپ» رئيس‌جمهور آمريکا اين است که «آمريکا قابل اتکا نيست، شايد او به “آمريکا در وهله نخست” اعتقاد داشته باشد، اما در يک محيط جهاني ناامن، آمريکا نمي‌تواند در وهله نخست باشد. همه ما بايد در يک محيط جهاني که امن است، با هم کار کنيم و شما تنها زماني مي‌توانيد در يک محيط امن جهاني زندگي کنيد که با احترام به امضاي خود، به خود احترام بگذاريد.”
در خصوص اظهارات وزير امور خارجه کشورمان نکاتي وجود دارد که نمي توان به سادگي از کنار آنها گذشت :
۱-بي اعتباري قول و امضاي مقامات آمريکايي، منحصر به دونالد ترامپ رئيس جمهور فعلي ايالات متحده نيست. همگان به ياد دارند که متعاقب امضاي توافق هسته اي ميان ايران و اعضاي ۱+۵، باراک اوباما به وزارت خزانه داري خود دستور داد تا با اعمال نفوذ و لابي هايپشت پرده، مانع از عادي سازي روابط بانکي با ايران شود. اين اقدام به معناي نقض ماده ۲۹ برجام بود. تنها تفاوت ترامپ و اوباما، در صراحت و رفتار اين دو است! ترامپ رسما از توافق هسته اي ميان ايران و اعضاي ۱+۵ خارج شد و اوباما، اين اقدام را به صورت غير رسمي صورت داد.
۲-چنين قاعده اي در خصوص رئيس جمهور بعدي ايالات متحده آمريکا نيز صدق مي کند. در اين ميان کم‌ترين اهميتي ندارد که برني سندرز و جو بايدن راهي کاخ سفيد شوند يا مجددا ترامپ در راس معادلات سياسي و اجرايي آمريکا باقي بماند! در هر دو وضعيت، کمترين احتمالي براي پايبندي مقامات کاخ سفيد نسبت به تعهدات خود وجود ندارد. چنانچه ترامپ در پروژه “خروج از برجام” بي اعتباري امضاي مقامات آمريکايي و بي تعهدي آنها را نشان داد، دولت بعدي آمريکا ( به فرض آنکه دولتي دموکرات باشد ) نيز در پروژه صوري “بازگشت به برجام” نيز چنين اقدامي را صورت خواهد داد.
۳-عقلانيت سياسي و درايت راهبردي ما اقتضا مي کند که هر گونه پديده سياسي و اقتصادي که ايالات متحده مولد آن بوده يا در شکل دهي آن نقش داشته است را به مثابه “ثوابت ” سياست خارجي خود در نظرنگيريم.(حتي نگاه تاکتيکي و مقطعي ما نسبت به اين پديده ها نيز داراي حدود و ثغوري است که در آينده راجع به آن سخن خواهيم گفت). متاسفانه چنين اشتباه بزرگي در قبال برجام رخ داد و توافق هسته اي ميان ايران و عضاي ۱+۵ به نقطه ثقل حوزه اقتصاد و سياست خارجي کشورمان تبديل شد. همين مسئله سبب شد تا با خروج ايالات متحده از برجام و اخم و لبخند مقامات غربي، اين نقطه ثقل جا به جا شده و در نتيجه، متعلقات آن نيز در وضعيتي بي ثبات قرار گيرد.تکيه بر ظرفيت‌هاي قابل تغيير ( از جمله هر پديده اي که امضا و تعهدات مقامات آمريکايي پاي آنها باشد ) نه تنها خطايي تاکتيکي، بلکه خطايي استراتژيک و راهبردي محسوب مي شود و هزينه هاي آن براي اقتصاد و سياست خارجي کشور بسيار سنگين خواهد بود. اين تجربه تلخ را در قبال برجام و حوادث پس از انعقاد توافق هسته اي آموختيم.بديهي است که از اين لحظه ، ديگر جايي براي ريسک پذيري و آزمون و خطا از سوي ما وجود ندارد.

نویسنده : حنيف غفاري |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.