نگاه نو به بعثت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 19375
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین ۱۳۹۹ - ۸:۳۱ | 140 بازدید |
تحليل سخنرانی نوروزی مقام معظم رهبری در سال 99

نگاه نو به بعثت

مبعث روز بسيار باعظمتي است؛ اهميت مبعث را بايد بفهميم، بدانيم. مبعث پيغمبر اسلام حادثه‌ و واقعه‌اي است که خداوند متعال از پيغمبران ديگر نسبت به اين واقعه ميثاق گرفته است، تعهد گرفته است.
نگاه نو به بعثت

| حميدرضا ترقي |                                                                                                                                                 

قسمت اول 
 مبعث روز بسيار باعظمتي است؛ اهميت مبعث را بايد بفهميم، بدانيم. مبعث پيغمبر اسلام حادثه‌ و واقعه‌اي است که خداوند متعال از پيغمبران ديگر نسبت به اين واقعه ميثاق گرفته است، تعهد گرفته است. مقام معظم رهبري ۳/۱/۹۹
ميثاق پيامبران با دين محمد (ص)
 وَ اِذ اَخَذَ اللهُ‌ ميثاقَ‌ النَّبِيّينَ لَما ءاتَيتُکُم مِن ‌کِتبٍ‌ وَ حِکمَةٍ ثُمَّ جاءَکُم رَسولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُم ‌لَتُؤمِنُنَّ بِه! وَ لَتَنصُرُنَّه؛
( سوره‌ آل عمران، بخشي از آيه‌ ۸۱) طبق اين آيه‌ شريفه، خداي متعال از پيامبران بزرگ طول تاريس تعهد گرفته است که به پيغمبر اسلام که مثل امروزي مبعوث مي شود، هم ايمان بياورند   و  هم او را ياري کنند.
مفهوم ايمان به پيامبر اسلام (ص)
پيامبر اسلام (ص) انسان کامل و خاتم انبياي  الهي است که واجد همه مزاياي مشترک انبياي پيشين است. قرآن کريم برخي از خصوصيت‌ها را ويژه ايشان قرار داده که انبياي ديگر فاقد آن بوده‌اند و تا روز قيامت کسي به اين ويژگي‌ها متصف نخواهد شد. اوصاف و احکامي‌که اختصاص به پيامبر (ص)
دارد به دو دسته تقسيم مي‌شوند: يک دسته اوصاف و احکامي است که بر اختصاص بودن آن‌ها ميان مفسران اتفاق نظر است؛ مانند: ازدواج‌هاي پيامبر (مِهري و غير مِهري)، وجوب نماز شب، مکتوب بودن نام پيامبر اسلام(ص) در عهدين، اول‌المسلمين بودن، اعطاي کوثر، خاتميت و شخصيت جهاني و اعطاي مفصل. دسته ديگر اوصاف و احکامي‌هستند که در اختصاص داشتن آن‌ها به پيامبر گرامي اسلام (ص) ميان مفسران اختلاف است؛ مانند: علو مرتبه، عبد مطلق بودن، اسوه بودن، تجليل در خطاب و منت بودن بعثت ايشان بر مؤمنان. اين‌ موارد، تمام خصوصيت‌هاي پيامبر اسلام(ص) نيستند، بلکه ويژگي‌هاي اختصاصي ديگري نيز وجود دارند که به گواهي قرآن ساير انبياي الهي اين اوصاف و احکام را ندارند.
پيام‌‌هاي اين آيه
 ۱-در مديريت الهي، لازمه‏ سپردن مسئوليت‏ ها، گرفتن پيمان است. «اخذ اللّه ميثاق النبيين.»
 ۲- هر جا کار سخت است، پيمان گرفتن لازم است. دست برداشتن از آیين و سنت موجود و ايمان و حمايت از شخص نوظهور، ساده نيست. لذا خداوند ميثاق مي‏گيرد. «اخذ اللّه ميثاق…»
۳- آمدن پيامبر خاتم قطعي است، لذا از همه‏ انبيا پيمان گرفته شده، نه بعضي از آن‌ها. 
«ميثاق النبيين… جائکم رسول.»
۴-جريان نبوت، مايه‏ وحدت است، نه اسباب تفرقه و انشعاب. «رسول مصدّق لما معکم لتؤمننّ به.»
۵- انبيا داراي هدفي مشترک هستند. لذا پيامبران قبلي، آمدن انبياي بعدي را بشارت مي‏ دادند و نسبت به آنان پيمان ايمان و نصرت دارند و پيامبران بعدي، انبياي قبل را تصديق مي‏کردند. 
«مصدّق لما معکم لتؤمننّ.»
۶- قديمي ‏ها، جديدي‏ ها را تحويل بگيرند، آن‌ها را به مردم معرفي کنند و زمينه‏ رشد بعدي‏ ها را فراهم آورند. «لتؤمننّ… لتنصرنّه.»
۷- ايمان به تنهايي کفايت نمي‏ کند، بلکه حمايت نيز لازم است. «لتومنن به ولتنصرنه.»
۸- در ميان انبيا، سلسله مراتب است و خاتم‏ النبيين اشرف آن‌هاست، زيرا همه‏ انبيا بايد مؤمن به او و حامي او باشند. «لتؤمننّ به و لتنصرنّه.»
۹- وقتي انبياي پيشين موظف به ايمان و حمايت از پيامبر اسلام هستند، پس پيروان آن‌ها نيز بايد به او ايمان آورده و از او اطاعت کنند. «لتؤمننّ به و لتنصرنّه.»
۱۰- حمايتي ارزشمند است که از ايمان سرچشمه گرفته باشد. «لتؤمننّ به ولتنصرنّه.»
۱۱- مهم، داشتن روح تسليم و پذيرفتن حق است، چه بسا در عمل، شرايط لازم به وجود نيايد. انبياي قبل، زمان پيامبر اسلام را درک نکردند، ولي اين روحيه را داشتند. «لتؤمننّ به ولتنصرنّه.»
مفهوم حمايت و ياري  ديگر پيامبران
همان‌طور که پيامبران و امت‌هاي بعد موظف  هستند نسبت به پيامبران گذشته و آيين آن‌ها احترام بگذارند و اصول آن‌ها را محترم بشمرند پيامبران و امت‌هاي پيشين نيز نسبت به پيامبران بعد از خود چنين وظيفه اي داشته اند، در آيات قرآن کرارا  اشاره به وحدت هدف پيغمبران خدا شده است و اين آيه نمونه زنده‌اي از آن است . فراموش نکنيم که «ميثاق » در اصل از ماده «وثوق » یعني به بعضي اطمينان و اعتماد گرفته شده است به همين دليل به پيمان‌هاي مؤکد که مايه اطمينان است ميثاق گفته 
مي شود. البته گرفتن پيمان از پيامبران همراه با گرفتن پيمان از پيروان آن‌ها ست و موضوع پيمان اين بود که اگر پيامبري بيايد که دعوت او هماهنگ با دعوت آنان باشد و نشانه هاي او با آنچه در کتب آسماني آن‌ها آمده موافق باشد (و به اين ترتيب حقانيت او ثابت گردد) بايد نه تنها به او ايمان بياورند بلکه به 
ياري اش برخيزند. سپس براي تأکيد مي افزايد: خداوند به آن‌ها فرمود: آيا اقرار به اين موضوع داريد؟ 
و پيمان مؤکد مرا بر آن گرفتيد؟ گفتند: آري اقرار داريم. فرمود: بر اين پيمان گواه باشيد و من هم با شما گواهم
 (قال ءاقررتم و اخذتم علي ذلکم اصري قالوااقررنا قال فاشهدوا و انا معکم من الشاهدين.
وجوب حمايت اديان الهي از اسلام
امام صادق (عليه السلام)- حبيب‌سجستاني گويد: از امام باقر (عليه السلام) درباره‌ اين آيه :وَ إِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّه سؤال کردم که چگونه موسي (عليه السلام) به عيسي (عليه السلام) ايمان مي‌آورد و او را ياري مي‌کند درحالي‌که او را درک نکرده است؟ و چگونه عيسي (عليه السلام) به محمد (صلي الله عليه و آله) ايمان مي‌آورد و ياري‌اش مي‌کند درحالي‌که او را درک نکرده است؟»فرمود: «اي حبيب! آيات زيادي از قرآن دور انداخته شده و در آن اضافه نشده (بي اعتنايي به تفسير واقعي قرآن و ننوشتن تأويل الهي آن و بسنده کردن به ظواهر آن و يا تفسير به رأي قرآن است) مگر حروفي که در آن حروف هم نويسندگان دچار خطا شدند و مردان نيز دچار اشتباه شدند و اين يکي از موارد اشتباه است؛ پس آن را اين‌گونه بخوان: وَ إِذْ أَخَذَ اللهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ لَما آتَيْتُکُمْ مِنْ کِتابٍ وَ حِکْمَةٍ ثُمَّ جاءَکُمْ رَسُولٌ مُصَدِّقٌ لِما مَعَکُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَ لَتَنْصُرُنَّه. خداوند اين آيه را اين‌گونه نازل کرد. اي حبيب! به خدا سوگند هيچ امتي از امت‌هايي که قبل از موسي (عليه السلام) بودند، به آن پيماني که خداوند از آن‌ها – براي هر پيامبري که بعد از پيامبر آن امت برانگيخته – گرفت وفا نکردند و امتي که موسي (عليه السلام) به‌سويشان آمد زماني که موسي (عليه السلام) نزدشان آمد او را تکذيب کردند و به او ايمان نياوردند و براي آنچه که آمده بود ياري‌اش نکردند مگر تعداد اندکي از آن‌ها و امت عيسي (عليه السلام)، محمد (صلي الله عليه و آله) را تکذيب کردند و به او ايمان نياوردند و هنگامي‌که به‌سويشان آمد ياري‌اش نکردند مگر تعداد اندکي از آن‌ها و اين امت انکار کرد ميثاق روزي را که رسول‌خدا (صلي الله عليه و آله) از آن امت براي علي‌بن‌ابي‌طالب (عليه السلام) گرفت و در آن روز او را روبه‌روي مردم بلند کرد و به امامت آن‌ها نصب نمود و در زمان حياتش آن‌ها را به‌سوي ولايت و اطاعت علي (عليه السلام) فراخواند و با اين کار آن‌ها را بر خودشان گواه قرار داد؛ پس کدام پيمان محکم‌تر از سخن رسول‌خدا (صلي الله عليه و آله) درباره‌ علي‌بن‌ابي‌طالب (عليه السلام) است. قسم به خدا! به آن وفا نکردند بلکه انکار کردند و تکذيب کردند.
تفسير اهل بيت عليهم السلام ج۲، ص۶۵۶
 بحارالأنوار، ج۱۵، ص۱۷۹/ العياشي، ج۱، ص۱۸۰/ نورالثقلين
ديدگاه محي الدين ابن عربي
با ظهور پيامبر اسلام (ص) در عالم ناسوت، نبوت باطني محمدمصطفي(ص) ظاهر شد و شرايع پيشين منسوخ شدند. از اين رو همه انبياي پيشين، نواب و اوليا و حاکمان نيابتي پيامبر اسلام بوده اند. اعتبار آن شرايع نيز اگرچه در ظاهر منسوب به پيامبران پيشين بوده، ليکن در باطن، اعتبارشان به اعتبار شريعت محمد (ص) بود و در حقيقت آن‌ها دين محمد (ص) را ترويج مي‌کردند. 
(ابن عربي، فتوحات،ج ۲، تهران، خواجوي، ص۱۷۴)‌
 محي الدين مي‌نويسد: «اگر انبيا و پيامبران در زمان حاضر در قيد حيات بودند، همگي زير لواي شرع محمدي قرار داشتند.» 
(ابن عربي، فتوحات مکيه، ج ۱، ص ۱۳۵ و ۲۴۳) 
شيخ اکبر در باب نسخ شرايع پيشين مي‌نويسد:«بدون ترديد عيسي(ع) پيامبر است. در آخرالزمان حاکميت دارد و به دادگري و عدالت حکم مي‌کند. ليکن او طبق شريعت من حکم مي کند، نـه طبق شريعت ديگر و نـه آن شريعت که بني اسرائيل خدا را طبق آن پرستش مي‌کردند.»
 (فتوحات، ج ۱، بيروت، ص ۱۳۵ و ۱۴۳، ج۲، تهران، ۱۷۴) 
او مي‌نويسد: «محمد (ص) به جهت عموميت شريعتش، باب اصلي است و ديگر پيامبران نايبان او هستند. پس او به اذن سرور خود و کسي که او را فرستاده آنچه را بخواهد تثبيت مي‌کند و هر چه را نخواهد نسخ مي‌کند. چه بسا افراد ناآگاه که مي‌گويند موسي(ع) مثل محمد(ص) شرع مستقل داشته است. در حالي که محمد(ص) فرمود: اگر موسي(ع) زنده بود چاره اي نداشت جز اين که از شريعت من پيروي کند.»
 (فتوحات، ج ۱، بيروت، ص ۲۴۳، ج۲، تهران، ۱۷۴ )
ضرورت حمايت پيروان پيامبران  از انقلاب اسلامي
من مي‌خواهم عرض بکنم اين همان نسخه‌اي است که امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) به اين نسخه عمل کرد؛ عينا نسخه‌ بعثت پيغمبر است؛ معارف همان معارفي است که پيغمبر، آن‌ها را از جانب خداي متعال به مردم ابلاغ کردند؛ ارزش‌ها همان‌ها ست؛ احکام هم همان‌هاست و حرکت به سمت تحقق اين احکام، احتياج داشت به يک ايمان قوي، به يک همت بلند، به يک دل «متوکل علي الله»؛ همه‌ اين‌ها در امام جمع بود و ايشان اقدام کرد، خداي متعال هم کمک کرد و اين حرکت انجام گرفت. البته امام مي‌دانستند که ايمان اسلامي در اعماق جان و ارتکاز ملت ايران خيلي رسوخ دارد، مردم مؤمني هستند؛ که حالا خود اين، بحث جداگانه‌اي دارد و کاملا اثبات‌شده است که مردم ايران، هم آن روز و هم امروز، علي‌رغم برخي از ظواهر، قدرت ايماني‌شان و رسوخ ايمان در دل‌هايشان خيلي زياد است؛ يکي از خصوصيات ملت ما بحمدالله اين است. 
   مقام معظم رهبري. ۳/۱/۹۹.
وقتي پيامبران ديگر الهي ميثاقنامه امضا کرده اند که به پيامبر بعدي خود ايمان آورده و از او حمايت کنند و اين ميثاق از جانب پيروانشان در حضور فرشتگان به خداوند داده شده بنابراين پيروان اين پيامبران بايد به محض ظهور پيامبر جديد به او ايمان آورده و با او بيعت کرده و از او حمايت کنند .
اين ايمان و حمايت توسط پيامبر اسلام به حضرت علي (ع) و يازده امام بعد از او منتقل گرديده و در دوران غيبت اين رسالت به نايبان عام امام عصر (عج) و امام خميني رسيده است و امام خميني به تعبير مقام معظم رهبري همان بعثت را با همان محتوا دوباره زنده و احيا کرده اند . بنابر اين طبق اين مستندات و قرآن کريم طرفداران واقعي  مسيحيت و يهوديت وديگر اديان الهي بايد از انقلاب اسلامي حمايت  کنند تا به ميثاق رهبران خود عمل کرده باشند .
وحدت اديان الهي از نظر قرآن
قرآن بر وحدت اديان الهي در گوهر دين و آموزه هاي اساسي آن تأكيد مي كند؛ زيرا تورات، انجيل و قرآن از آغاز و انجام انسان و جهان سخن گفته اند و دنيا را پلي براي رسيدن به زندگي جاودانه آخرت مي دانند. قرآن از يك سو همه اديان و پيامبران الهي و كتاب هاي ايشان را يكي مي داند و از سوي ديگر پيام و كتاب خويش را فصل الخطاب همه آن ها معرفي مي كند.
قرآن با برشمردن فهرست كامل پيامبران ابراهيمي و دو پيامبر بزرگ يهود و مسيحيت، اعلام مي دارد كه هر مسلماني بايد همچنان كه به خداوند و قرآن ايمان دارد، به آموزه هاي آنان نيز ايمان داشته باشد.اين سخن به معناي برافراشتن پرچم وحدت ميان همه اديان ابراهيمي يا سامي است كه امروزه سه دين بزرگ جهان ـ يهود، مسيحيت و اسلام ـ را تشكيل مي دهند.
خداوند، محورهاي وحدت ميان اديان الهي را به شكل بسيار زيبا و وحدت آفريني در قرآن ترسيم مي كند:
۱ ـ وحدت آفريننده (توحيد): خداي واحدي كه بخشنده و مهربان است و آفريننده همه انسان ها به شمار مي رود.
۲ ـ وحدت رسولان الهي: هيچ گونه تفاوت اساسي و بنيادين ميان مجموعه بزرگ رسولان الهي نيست و همه آنان براي يك هدف و پيام آمده اند،هرچند اختلاف مراتب داشته باشند.
۳ ـ وحدت كتاب هاي آسماني: سه كتاب بزرگ الهي ـ تورات ،انجيل و قرآن ـ آن گونه كه نازل 
شده اند، در يك رديف و در كنار هم قرار دارندو پيام وحياني آن ها واحد است.
در پرتو اين محورهاي وحدت آفرين، اسلام خود را مصدق و مبين اديان پيشين مي داند. از اين رو قرآن رابطه خود را با اديان پيشين حفظ مي كند و آموزه هاي خود را در تداوم آموزه هاي كتاب هاي پيشين مي داند و براي تورات و انجيل، جايگاه ويژه اي قائل است.

نویسنده : حمیدرضا ترقی |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.