تقي‌زاده‌هاي جديد به‌دنبال نفوذ در لايه‌هاي بالاي حاکميت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 1747
  پرینتخانه » سیاسی تاریخ انتشار : ۱۸ فروردین ۱۳۹۸ - ۲۲:۴۱ | 440 بازدید |
در گفت‌وگوي رسالت با حسين نجابت مطرح شد

تقي‌زاده‌هاي جديد به‌دنبال نفوذ در لايه‌هاي بالاي حاکميت

حسين نجابت، نماينده پيشين مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و فعال سياسي اصولگرا درباره تقي زاده هاي جديد معتقد است: اين طيف از افراد تلاش دارند در لايه هاي بالاي حاکميت نفوذ کنند و کارهاي کشور را به‌دست بگيرند.
تقي‌زاده‌هاي جديد به‌دنبال نفوذ در لايه‌هاي بالاي حاکميت

حسين نجابت، نماينده پيشين مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و فعال سياسي اصولگرا درباره تقي زاده هاي جديد معتقد است: اين طيف از افراد تلاش دارند در لايه هاي بالاي حاکميت نفوذ کنند و کارهاي کشور را به‌دست بگيرند.
وي افزود : اين تفكر مي خواهد اين فکر را عملي کند که ما خودمان ناتوانيم و بهترين راه اين است که سرمايه و فناوري خارجي بيايد تا مشكلات كشور حل شود و شعارشان هم عمدتا اين است که ما طرفدار صلح هستيم و با کسي جنگ نداريم.
نجابت در ادامه با اشاره به اينکه مطابق تعبير مقام معظم رهبري برخي رسانه ها و افراد نمي خواهند متوجه باطن شرارت آميز دولت هاي ظاهرالصلاحي همچون انگليس و فرانسه شوند گفت: از زمان شکل‌گيري جمهوري اسلامي، دوقطبي هايي که در دنيا بود، نظير حوزه سرمايه داري و سوسياليسم به تدريج با حوزه سرمايه داري و اسلام خواهي و معنويت خواهي جايگزين شدند. علت آن هم وقوع انقلاب و جمهوري اسلامي بود. آنگاه چه در داخل و چه عمدتا در خارج کشور تلاش شد تا گرايش به غرب و به اصطلاح غرب‌زدگي در اشکال جديدي خودنمايي کند، بنابراين در تمامي عالم يک جريان غرب گرايي، اما نه يک غرب جغرافيايي، بلکه غرب ايدئولوژيک و غرب به مفهوم سرمايه داري و ليبراليسم، با جبهه اي قوي شکل گرفت و تلاش شد تا اين جبهه دائما تغذيه شود.
وي مي افزايد: متاسفانه چه در ميان دانشگاه هاي ما و چه در مجامع علمي و روشنفکران ما اين غرب گرايي تقويت شد و هرچيزي که از مظاهر غرب گرايي بود مورد ستايش قرار گرفت. براين اساس هر مسئله اي که رنگ معنويت و دين داشت و حتي گاهي رنگ ملي داشت، تضعيف شد. هنوز هم اين مسئله وجود دارد و تا اين تابو نشکند و انديشمندان و دانشگاهيان ما و حتي مردم عادي متوجه عمق فساد نظام سرمايه داري و ليبراليسم نشوند، اين جنگ ادامه دارد. اين جنگ مثل جنگ فقر و غنا است، اما از آن اصيل تر و پردامنه تر، جنگ بين معنويت خواهي و به شکل خاص آن اسلام خواهي در برابر مکتب مادي و غرب گرايي است.
اين فعال سياسي اصولگرا تصريح كرد: مظاهري که امروز در غرب وجود دارد و ثمره فرهنگ غرب است، خود را در قالب همجنس گرايي و بي اعتبار شدن خانواده و شکستن فطرت هاي انساني و ظلم به معناي ظلم سازماني و فساد به معناي فساد سازماني نشان مي دهد. آن وقت عده اي در داخل کشور چون بعضي از اين مسائل در داخل کشور وجود دارد، تلاش دارند بگويند اين ها به خاطر جمهوري اسلامي است. در صورتي که اين ها واقعا ثمرات آن فرهنگ است. البته در جامعه ما هم رسوخ دارد و تا وقتي که انديشه تمايل به غرب و تمايل به دنياپرستي فروکش نکند، وجود خواهد داشت. حال در پرتو اين تحليل، عده اي واقعا نمي خواهند باور کنند که غرب فاسد است. اين مظالمي که در دنيا هست، در اثر دوري از معنويت و فطرت انساني و در واقع دوري از اسلام است. برهمين اساس رهبري هم دائما نسبت به اين مسئله روشنگري مي کنند و سنگر به سنگر اين ايده و عقيده را جلو مي برند.
به گفته نجابت اين امر در دنيا طرفداراني دارد و عمده طرفدارانش در جمهوري اسلامي هستند، بنابراين اين يک جنگ رسمي، جدي، همه جانبه و در همه سطوح و همه موضوعات است. انتهاي آن هم مي شود، جنگ دو تمدن که برمبناي تفکر جمهوري اسلامي و براساس رهنمودهاي امام راحل و رهبري است. البته مطابق آن نويدي که مباحث ديني به ما داده، پيروزي با جبهه اسلام و حاکميت تمدن اسلامي بر جهان است. به‌نظرم هرچقدر اين خط را تبيين کنيم در زودتر رسيدن به آن نقطه آرماني کمک کرده ايم.
وي با اشاره به تقي زاده هاي جديد و جريان روشنفکري عنوان مي کند: اين کلمه روشنفکري از ادبيات و فرهنگ غرب به عاريه گرفته شده و از سوي ديگر اين روشنفکرها بعد از جريان هاي قرون وسطي در اروپا پيدا شده اند، اما در ادبيات ما هم جايگاهي پيدا کرده است. به هرحال اين طور تلقي مي شود که روشنفکرها، پيشروهاي جامعه هستند و آنگاه وقتي اين روشنفکرها هدف را گم مي کنند و خودشان دچار انحراف مي شوند کل جامعه هم دچار انحراف مي شود. بخشي از جامعه ما مبتلا به اين گرفتاري است. وقتي مثال تقي زاده را مي زنند آن جمله معروف تقي زاده که از سرتا به پاي ما بايد غربي شود، براي اين ها معيار و الگو مي شود. شما نگاه کنيد ديگر ما از کمک به مستضعفين عالم صحبت مي کنيم در آن اشکال ايجاد مي کنند، درباره پياده شدن احکام
مي گوييم، در آن اشکال ايجاد مي کنند، از کمک به کالاي داخلي صحبت مي کنيم در آن ايجاد اشکال کرده و به انحاي مختلف با خودباختگي شروع مي کنند به تحقير محصولات داخلي. بنابراين آن دو جريان که اشاره کردم و گفتم طرفداراني دارند، طبيعتا طرفدارهاي حاکم شدن فرهنگ غرب و رهبرانشان همين تقي زاده هاي زمان حال ما هستند. اين ها به دنبال آن ايده جهاني سازي و جهاني شدن براساس تفکر غرب بوده و عزت را در اين مي دانند و در واقع پرچمي که بلند مي کنند، همين است. آنها مي گويند بايد به غرب بپيونديم تا رستگار شويم. چه در حوزه سياسي چه اقتصادي و چه فرهنگي.
وي درباره خسارت هايي که تقي زاده هاي جديد به کشور وارد کرده و مي کنند، مي گويد: اين خيلي روشن است. اين ها سعي مي کنند در لايه هاي بالاي حاکميت نفوذ کنند و کارهاي کشور را به‌دست بگيرند و اين فکر را عملي کنند که ما خودمان ناتوانيم و بهترين راه اين است که سرمايه و فناوري خارجي بيايد و شعارهايشان عمدتا اين است که ما طرفدار صلح هستيم و با کسي جنگ نداريم. از اين حرف‌هاي عوام پسند هم مي زنند. اين ها بزرگ‌ترين لطمه اي که به کار مي زنند، کند کردن آن حرکتي است که در انتهايش پيروزي اسلام و فرهنگ اسلام و تمدن اسلامي است. ضربه هاي ديگر آنها هم خيلي واضح است. در هر مقطعي که اقدام اصلاح طلبانه و درستي صورت بگيرد، اين ها مانع هستند، يعني اگر بخواهيم به طرف احکام اسلامي و ديني برويم، با تحليل ها و قلم و بيان خود مانع مي شوند. اگر بخواهيم در حوزه قانون گذاري با فطرت ها و نيازهاي انساني وارد شويم، باز مقابله مي کنند در واقع اين ها در همه جا مانع آن حرکت عظيم هستند.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.