جنگ رسانه، گرمابخش جنگ سرد | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 16856
  پرینتخانه » فرهنگی تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۸ - ۹:۰۹ | 303 بازدید |
بررسی روش‌های گوناگون جنگ رسانه‌ای علیه ایران؛

جنگ رسانه، گرمابخش جنگ سرد

جنگ رسانه‌ای به دو دسته‌ رسانه‌های خبری و رسانه‌های تصویری ، سرگرمی تفکیک می‌شوند. که هر دسته با شیوه مخصوص به خود، اهداف جنگ را پیش می‌برند.
جنگ رسانه، گرمابخش جنگ سرد

جنگ رسانه‌ای به دو دسته‌ رسانه‌های خبری و رسانه‌های تصویری ، سرگرمی تفکیک می‌شوند. که هر دسته با شیوه مخصوص به خود، اهداف جنگ را پیش می‌برند. یکی از مهم‌ترین بخش‌های رسانه تصویری،سرگرمی سینماست که یک ابراز ارتباط‌جمعی محسوب می‌شود. آمریکا و صهیونیست بسیار سریع به تأثیر سینما و اهمیت آن در استفاده تبلیغاتی و جنگ پی بردند و برای کنترل این ابزار تلاش بسیاری کردند.
«رسالت» در تحلیل استفاده از رسانه‌های سرگرمی،تصویری در پیشبرد اهداف جنگ، با سید بشیر حسینی، کارشناس و پژوهشگر حوزه رسانه و سعید رضاییان، کارشناس حوزه رسانه به گفت‌وگو پرداخت.
*آمریکا در هالیوود از خود ابرقهرمان می‌سازد تا ضعف خود را پنهان کند
سید بشیر حسینی، کارشناس و پژوهشگر حوزه رسانه و عضو هیئت‌علمی دانشگاه صداوسیما، در مورد روش‌های جنگ رسانه‌ای به «رسالت» گفت: «آمریکا در حال حاضر بیشترین دسترسی را به رسانه‌های بزرگ و جهانشمول دارد و هالیوود یک نمونه بارز آن است. یکی از مهم‌ترین اصول هالیوود در پیشبرد اهداف جنگی آمریکا، تکنیک
دوقطبی سازی است. در این تکنیک دو عنصر من و دیگری وجود دارد که بین این دو تمایز قائل شده است. بر این اساس آمریکا برای خود یک هویت ایجابی و چهره مثبت و برای دیگری نیز دشمن عنصر اول را به تصویر کشیده است.»
وی افزود: «یک شعار معروف هالیوود the other such as enemy است. در این تکنیک و دوگانه «من و دشمن»، آمریکا تلاش می‌کند تا از خود قهرمان و از فرد مقابل خود ضدقهرمان بسازد. این قهرمان و ضدقهرمان سازی طیف‌های گوناگونی دارد. آمریکا در این مسیر یا از خود ابرقهرمانی می‌سازد با قدرت‌های فرازمینی، قهرمانی باقدرت های زمینی یا قهرمانی معمولی و خاکستری در لباس مردم عادی که زندگی متعارفی دارند اما در برهه‌ای از زمان عملکردهای قهرمانانه‌ای از خود بروز می‌دهند.»
این کارشناس ادامه داد: «در مقابل تمام گروه‌های قهرمان ساخته آمریکا، طیف ابر دشمن، دشمن معمولی و دشمن خاکستری قرار دارد. بر مبنای این سیاست، اگر نزاع بین آمریکا و کشور مقابلش چشمگیر باشد، رسانه خود را در قالب ابرقهرمان و ابر دشمن طراحی می‌کنند و به همین ترتیب برای تمام طیف‌ها. این صنعت تا زمانی برای آمریکا ارزش دارد که هویت خود را در تقابل دیده و عنصر «دیگری»برای ایفای نقش دشمن آن و پیشبرد اهدافشان وجود داشته باشد.»
حسینی ضمن تأکید بر روحیه‌ سلطه‌طلب آمریکا گفت: «اگر کشورهایی با اهداف و دیدگاه همسو با آمریکا که در اصطلاح دوست او محسوب می‌شوند نیز در این جریان حضورداشته باشند، بازهم نگاه استکبار گرایانه و از بالا به پایین آمریکا باعث می‌شود تا قهرمان و دشمن خاکستری را به تصویر بکشد. می‌توان گفت هیچ زمانی در فضای تصویرسازی آمریکا شریکی برای آن وجود نداشته است و اگر رژیم غاصب اسرائیل را هم در این فضا وارد کند بازهم آن را در وجود خود حل می‌کند. یعنی خود را بی هماورد و در موضع بالاتر به تصویر می‌کشد.»وی ادامه داد: «آمریکا در مناسبت‌های مختلف تاریخی، کشورها و قومیت‌های مختلف را طبقه‌بندی کرده و بر مبنای سیاست‌های خود علیه آن کشورها، شروع به تولیدات رسانه‌ای می‌کند برای مثال فضای رسانه‌ای آن بعد از انقلاب اسلامی همواره از نوع تقابل شدید و در طیف ابرقهرمان و دشمن طراحی‌شده است و درزمانی دیگر با کشورهایی مانند شوروی سابق، آلمان و در یک‌زمان با اعراب نیز همین عملکرد را داشت.» وی افزود: «همچنین با کشورهایی مانند چین و ژاپن رویکرد میانه و قهرمان_دشمن و با کشورهایی مانند کانادا، بریتانیا و انگلیس از طریق جنگ دشمن خاکستری اهداف خود را پیش برده است. آمریکا بر این اساس و موضع خود نسبت به کشور مقابل، متناسب با آن‌ها برنامه‌ریزی و فیلم، بازی‌های کامپیوتری و در فضای مجازی بازتولیدهایی را داشته است.»
*آمریکا منجی جهان، دشمن بشر
این کارشناس حوزه رسانه، در مورد چهره به تصویر کشیده شده آمریکا در رسانه این‌چنین گفت: «آمریکا همواره خودش را در موضع منجی و قهرمان و طرف مقابل را در موضع شر و باطل قرار داده است. گویی آمریکایی‌ها تنها موجوداتی می باشند که به فکر توسعه و رشد جهان هستند و هر آن‌کس که مقابل آن قرار دارد علیه جهان است و بر این اساس آمریکا قهرمانی است که می خواهد جهان را نجات دهد. گاهی این تصویرسازی به حدی اغراق‌آمیز می‌شود که دشمن را به موجود فرازمینی تبدیل می‌کند و خود هم ابرقهرمان آن قصه می‌شود.»
وی تأکید کرد: «یکی از راه‌های رقابت رؤسای جمهور آمریکا، دیده شدن در رسانه است. این موضوع که کدام‌یک از آن‌ها نمایش‌های موفق رسانه‌ای از خود عرضه کنند در مقبولیت چهره سیاسی آن‌ها تأثیرگذار است. بنابراین در تحلیل رفتار رئیس‌جمهور آمریکا با رؤسای آمریکا این تفاوت وجود دارد که بین کنش نمایش و حقیقت خودشان مرز وجود دارد. بر این اساس بسیاری از حرکت‌ها، حرف‌ها و برخوردهای آن‌ها طراحی‌شده و نمایشی بوده است. »
سید بشیر حسینی در آخر نسبت به واکنش ترامپ پس از حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا تأکید کرد: «ترامپ با ۲۰ ساعت تأخیر نسبت به حمله موشکی ایران به پایگاه‌های نظامی آمریکا واکنش نشان داد. او نزدیک به یک شبانه‌روز، اتاق فکر آمریکا را مشغول کرده تا با سبکی نمایش آلود در مقابل دوربین‌ها بگوید هیچ سرباز آمریکایی صدمه‌ای ندیده است. همچنین هدف دیگر ترامپ از ایجاد این جنگ ذهنی و موج رسانه‌ای؛ چهره‌سازی برای خودش به‌عنوان یک ابرقهرمان بود تا در انتخابات آینده آمریکا شکست نخورد.»
*فریب؛ بازی حساب‌شده دشمن
همچنین سعید رضاییان، پژوهشگر حوزه رسانه در مورد جنگ‌هایی که ایران با آن مواجه است، ابراز کرد: «کشور ماتحت چندین مدل جنگ با آمریکا قرار دارد، اولین آن‌ها جنگ اطلاعاتی است که در اتفاقات اخیر منطقه به‌وضوح دیده شد. جنگ اقتصادی دومین جنگ است و تابه‌حال عملکرد دشمن در این مسئله، با مطرح کردن موضوعاتی چون FATF و مواضع ضد ایرانی پیش می‌رود. آن‌ها در ابتدا شاهرگ‌های اقتصادی ما را با تحریم نشانه گرفته و اکنون نیز درصدد هستند تا بامسائلی مانند FATF در حوزه مدیریت و دور زدن تحریم‌ها شناسایی کنند و بی‌شک این‌یک بازی حساب‌شده است.»این پژوهشگر ادامه داد: «جنگ رسانه‌ای نیز از دیگر نمونه‌های حملات دشمنان است و راهبرد‌ آن‌ها در این جنگ استفاده از شبکه‌های اجتماعی است و مهم‌ترین نکته‌ای که این فضاهای مجازی دارند، بمباران اطلاعاتی است که راهبردهایشان را موفق می‌کند و فعالیت شبکه‌های معاند را پیش می‌برد. مهم‌ترین راهبرد دشمن در جنگ رسانه‌ای، بمباران اطلاعات است و این بمباران اطلاعاتی اجازه تفکر به افراد را نمی‌دهد.»رضاییان افزود: «دریچه فکر به دلیل دیتاهای بسیار زیاد بسته می‌شود، تفاوت زیادی بین تفکر و خواندن وجود دارد و ورود اطلاعاتی با حجم بزرگ و به‌صورت ناگهانی، دریچه تفکر افراد را می‌بندد و هرچقدر سرعت و حجم اطلاعات ورودی بیشتر باشد اثر آن قوی‌تر خواهد بود. برای مثال شخصی یک حادثه را با هزاران تحلیل می‌بیند و نمی‌تواند تشخیص دهد کدام غلط و کدام درست است و همین امر مردم را سطحی‌نگر می‌کند.»وی در مورد سیاست‌های این جنگ رسانه‌ای گفت: «شبکه‌هایی مانند BBC راست و دروغ را باهم ترکیب و درنهایت دروغ خود را به خورد مخاطب می‌دهند. مخاطب با این کار نمی‌تواند فکر کند تا به عمق مطلب پی ببرد و به همین دلیل آن دروغ را باور می‌کند. آمریکا در کنار دیگر ابزارش درراه اندازی این جنگ رسانه‌ای از هالیوود نیز استفاده می‌کند.»
این کارشناس تصریح کرد:‌‌‌ «آمریکا از خود تصویری اغراق‌آمیز و پوشالی می‌سازد. برای مثال برای حوزه نظامی آمریکا طوری فیلم می‌سازد که قدرتمندترین به نظر برسند و این پیام را به جهان القا کند که می‌تواند با دو موشک هم یک کشوری را نابود کند. آن‌ها در این حوزه به‌قدری قوی عمل کرده و دروغ‌ها را در ذهن مردم جای‌داده‌اند که حتی وزیر امور خارجه ما نیز در یک دانشگاه می‌گوید آمریکا می‌تواند با فشردن یک دکمه، کشوری را نابود کند.»
*شکست هیمنه استکبار
رضاییان تصریح کرد: «بااین‌حال ما تصویر قدرتی که آمریکا از خود نشان می‌داد را شکستیم اما به دلیل ضعف رسانه‌ای که داریم نتوانستیم آن‌طور که باید این را به جهان نشان دهیم و بگوییم آن ابرقدرت پوشالی نابودشده است. استفاده دیگر آمریکا و صهیونیست از هالیوود این است که در مورد یک موضوع به‌قدری فیلم می‌سازند و پمپاژ رسانه‌ای می‌کنند که جهانیان می‌گویند مگر می‌شود واقعیت نباشد و این‌همه فیلم بسازند؟ مانند کشتن یهودیان در جنگ جهانی دوم. ذهن مخاطب را درگیر می‌کنند و به مخاطب در مورد یک نکته، هزاران اطلاعات درست و غلط می‌دهند.» وی افزود: «موضوع دیگر انگاره سازی است که دشمن در این روش واقعیت را به‌گونه‌ای دیگر نشان می‌دهد و با ابراز و قدرتی که در رسانه دارند دشمنشان را آن‌طور که می‌خواهند در باور مخاطب می‌سازند و برای آن واقعیت سازی
می‌کنند و پس از انگاره سازی برای مخاطب واقعیت سازی می‌کنند. برای مثال در جنگ ۲۰۰۳ عراق فیلمی ساختند تا بگویند ایران سلاح شیمیایی دارد و تصویر ذهنی برای مردم دنیا بسازند که این کشور ضد حقوق بشر است. هدف آن‌ها این است که اگر روزی اقدام نظامی علیه ایران کردند مردم کشور خودشان و به‌ویژه مردم جهان جلوی این اقدام را نگیرند و از آن مهم‌تر همراهی‌شان نیز کنند.»رضاییان در آخر با تأکید بر هدف اسلام‌ستیزی در این جنگ ابراز کرد: «روش دیگر هالیوود در جنگ رسانه‌ای با مسلمانان این است که در تمام فیلم‌ها، تروریست یک انسان با چهره‌ای شرقی یا در بیشتر موارد یک فرد عرب است و این تفکر را به جهان القا می‌کند که مسلمانان تروریست هستند. بر اساس اینکه آمریکا سبک رسانه‌ی خود را به‌عنوان سبک رسانه‌ای برتر تبلیغ می‌کند به اذهان عمومی نفوذ کرده و تمام اهداف خود را به سرانجام می‌رساند. شعار دشمن این است که اگر خواهان پیشرفت و رشد در جهان هستید باید شبیه ما باشید در غیر این صورت شما در نقطه مقابل هستید.»

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.