وضعیت هلال، «احمر» است! | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 15721
  پرینتخانه » اجتماعی, ویژه تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۸ - ۰:۵۲ | 247 بازدید |
«رسالت» مصائب سیل جنوب شرق کشور و بدون متولی ماندن بزرگ‌ترین نهاد امدادی کشور را واکاوی می‌کند؛

وضعیت هلال، «احمر» است!

سوگواري‌ها و حوادث ملي، مجال نمي‌دهند؛ شتابان از راه مي‌رسند و حواس آدم‌ها را به خود جلب مي‌کنند.
وضعیت هلال، «احمر» است!
‌|گروه اجتماعي- مرضيه صاحبي‌|
سوگواري‌ها و حوادث ملي، مجال نمي‌دهند؛ شتابان از راه مي‌رسند و حواس آدم‌ها را به خود جلب مي‌کنند. حالا همه مي‌دانند، آب از سر سيستاني‌ها گذشته و هلال‌احمر، نفر اول ندارد. با اين‌همه، سوي انتقاد افکار عمومي متوجه تقليل سرعت عمل حين وقوع بحران به‌منظور مقابله با رخداد و آمادگي سريع براي آغاز عمليات پس از بروز حادثه است، هرچند به تجربه ثابت شده، همين که آفتاب از پس ابرهاي تيره سر بزند، از ياد مي‌بريم، باران سيل‌آساي ديگري مي‌بارد و مصائبي عظيم‌تر را بر گُرده اين سرزمين پهناور تحميل مي‌کند!
گفته مي‌شود جامعه‌ ما در حصر حوادث طبيعي است و توان رويارويي با اين حجم از بحران‌خيزي را ندارد. شايد کم‌تواني پيشگيرانه با اين رخدادها، مديريت بحران‌هاي طبيعي و کاهش خسارت‌هاي آن را در ايران به يک امر ناممکن بدل کرده است. تکرار حوادث پياپي و غافلگيري مدام، روزبه‌روز از اعتماد عمومي براي کاهش آسيب‌ها مي کاهد.
ايران همچون ساير نقاط جهان، سرزميني خطرخيز است و تقريبا همه‌ استان‌هايش، در معرض دائمي بروز مخاطرات هستند. ازاين‌رو، مدير مقابله با مخاطرات هر استان، چشم و چراغ ديده‌باني و برنامه‌ريزي براي ايستادگي در برابر بحران‌ها و کاهش پيامدها‌ي احتمالي است و همه اين موارد را همانند تکه‌هاي پازل در کنار هلال‌احمري قرار مي‌دهيم که فرمانده اي ندارد، پيش‌تر روزنامه «رسالت» هشدار داده بود، هر آن احتمال دارد، بحراني به وقوع بپيوندد و نبود متولي در مصدر ساختمان صلح، ما را بيش از گذشته، در مقابل سوانح طبيعي تسليم مي‌سازد، اما گوش شنوايي نبود. حال به دور از تحليل‌هاي ارائه‌شده پيرامون اين مسئله، بايد تصريح کرد، به هنگام بروز حوادث و مخاطرات، ‌جامعه‌ آسيب‌ديده از نظر فيزيکي، رواني و اجتماعي به‌شدت آسيب‌پذير مي‌شود، و با وجود افزايش حس همدلي و ياريگري در بين گروه‌هاي آسيب‌ديده، اما شکنندگي و آسيب‌پذيري سرمايه‌ اجتماعي و اعتماد عمومي نسبت به دستگاه‌هاي دولتي کاهش مي‌يابد و انجام اقدامات افراد ناآشنا با منطقه مي‌تواند خسارت‌هاي جبران‌‌ناپذير ثانوي، چه در بعد رواني و چه در بعد اجتماعي، ايجاد کند. علاوه بر اين ناآشنايي به شرايط اقليمي و محيطي منطقه مي‌تواند آسيب‌هاي جدي بر پيکره‌ فيزيکي و سازه‌اي جامعه‌ آسيب‌ديده يا در حال آسيب به‌وجود آورد. مديريت مخاطرات يک علم است و آن‌گونه که مکرر در کشور رخ مي‌دهد، به تلاش براي فرونشاندن حادثه و جبران خسارت‌ها و جلوگيري از بحراني شدن حوادث، وقتي در يک‌قدمي تبديل به فاجعه هستند، مديريت بحران گفته نمي‌شود و با اينکه چنين مباحثي به شيوه‌هاي گوناگون مطرح شده، بازهم رويکرد غيرحرفه‌اي و غيرعلمي به مخاطرات، موجب شده تا ايران از کشوري «پرمخاطره و قابل مديريت»، به کشوري گرفتار در چنبره‌ بحران‌ها، بحران‌خيز و «مدام در حال غافلگيري» تبديل شود و اصطلاحا غافلگيري در مديريت بحران ما امري ذاتي است، در اين بلبشوي طبيعي، جاي خالي متولي در رأس جمعيت را کجاي دلمان بگذاريم؟
دوستي به شوخي مي‌گفت، بهتر است تماسي با رئيس دولت برقرار کنيم و ضمن يادآوري اين نکته، تأکيد کنيم، سيستان را آب برد…. پس از گذشت روزها از وقوع سيل و تا لحظه نگارش اين گزارش، هنوز ۱۶ محور اصلي در اين استان و بيش از ۵۰۰ روستا در محاصره آب است و راه‌هاي ارتباطي‌ به‌کلي قطع است.
وضعيت آن‌قدر قرمز هست که در پي مشکلات پديد آمده از بارندگي‌هاي شديد در سيستان و بلوچستان و برخي نقاط جنوب شرقي کشور،حضرت آيت‌الله خامنه‌اي طي پيامي دستگاه‌هاي دولتي و مجموعه‌هاي مردمي را به ياري هرچه بيشتر مردم عزيز آن مناطق فراخواندند و تأکيد کردند، «بارندگي درجنوب شرقي کشور که به آب‌گرفتگي مشکل‌ساز براي مردم و در مواردي ويرانگر و خسارت‌بار انجاميده است، ايجاب مي‌کند که در کنار خدمات‌رساني قابل تقديري که تاکنون صورت گرفته است، دستگاه‌هاي دولتي و مجموعه‌هاي مردمي هر چه بيشتر به ياري مردم عزيز آن سامان شتافته از وقوع خسارت‌هاي بيشتر جلوگيري نمايند.»
* آيا به رئيس‌جمهور گفتند كه هلال‌احمر رئيس ندارد
«محمد باسط درازهي»، نماينده مردم سراوان در مجلس شوراي اسلامي هم در جلسه علني با تذکر شفاهي نسبت به عدم توجه به استان سيستان و بلوچستان به‌خصوص در مواقعي كه مشكلاتي ايجاد مي‌شود، ابراز نارضايتي کرده و پرسيده: اين اتفاق به چه دليل است؟ ۵۰۰ روستا و شهر و شهرستان به هيچ راهي دسترسي ندارند و خيلي از روستاهاي سيستان و بلوچستان زير آب رفتند و امكانات محلي پاسخگوي اين مشكلات نيست. دولت بايد موضوع را پيگيري كند و به مشكل مردم در ايام سيل و خسارت توجه شود. اما سوي ديگر ماجرا برکناري رئيس جمعيت و عدم ارائه دستورالعمل واحد براي هلال‌احمر استان‌هاي مختلف است و اين امر روند كمك‌رساني را مختل کرده و ناهماهنگي‌ها سبب شده، برخي نمايندگان مردم از جمله عليرضا سليمي، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي با طعنه و کنايه، خطاب به رئيس‌جمهور عنوان کند، سيستان و بلوچستان را آب گرفته و مردم دچار مشكل شده‌اند؛ هلال‌احمر به داد مردم برسد؛ آيا به رئيس‌جمهور گفتند كه هلال‌احمر رئيس ندارد؟
شايد بعد از اين اتفاق نامبارک، رئيس دولت به خود بيايد و کليد ساختمان صلح را به دست اهلش بسپارد اما درهرحال، حکايت همان آب‌رفته‌اي است که هيچ‌گاه به جوي بازنمي‌گردد، آن‌هم بعد از خسارت‌هاي فراواني که مردمان سيستان متحمل شده‌اند. طبعا وسعت حادثه هرلحظه گسترده‌تر مي‌شود، سيستاني‌ها هم صف گاز دارند و هم صف نفت، حالا غم اين باران بي‌وقفه را چه کنند؟ مي‌گويند، امدادگران کاري از دستشان برنمي‌آيد، بالگردها محدودند، راه‌ها مسدود و خسارت‌ها فراوان است. وخامت اوضاع به گوش همه رسيده اما فقدان هماهنگي در مديريت حوادث طبيعي و اينکه هرکسي يک گوشه کار را بگيرد تا فعلا مشکل حل بشود و حادثه «جمع بشود»، نه‌تنها مدبرانه و خردمندانه نيست، بلکه آسيب‌هاي جبران‌ناپذير اين شيوه مديريتي امکان دارد تا سال‌ها در جامعه‌ آسيب‌ديده باقي بماند و از همه مهم‌تر به اعتماد عمومي نسبت به چگونگي مديريت ملي حوادث طبيعي صدمه بزند.
يکي از مهم‌ترين اقدامات در مديريت بحران سيل، جانمايي مناطقي است که احتمال سيل در آن‌ها مي‌رود. تهيه نقشه‌هايي براي شناسايي نقاط ضعف سيستم دفاعي و مشخص کردن مناطق آسيب‌پذير، اقدامي پيشگيرانه محسوب مي‌شود که درنهايت بايد به تعريف پروژه‌هاي جديد در سطح ملي منتهي شود.
سيستم‌هاي هشدار زودهنگام از ديگر اقدامات مديريت بحران است. اساس سيستم هشدار مؤثر، شناسايي زودهنگام و تعيين حجم سيلي است که انسان‌ها در معرض آن هستند. اين سيستم‌ها بدون پيش‌بيني دقيق و مطالعات جامع آماري نمي‌توانند تأثير چشمگيري در کاهش خسارات داشته باشند. در مقياس محلي هم اين سيستم‌ها به بازرسي دوره‌اي و بهبود عملکرد نياز دارند تا در صورت بروز حادثه آمادگي لازم را براي تصميم‌گيري، پشتيباني و حفاظت از خطر سيلاب داشته باشند.
مهندسان هيدروليک، راه مقابله با مشکلات سيل را در مطالعات هيدرولوژيک، طراحي سيستم‌هاي تخليه و سازه‌هاي مقاوم در برابر گسترش سيلاب‌ مي‌دانند. از سوي ديگر با توجه به موقعيت جغرافيايي ايران، احياي پوشش‌هاي گياهي و توجه به تراکم گياهان، جلوگيري از تغيير کاربري بي‌رويه زمين‌ها، جلگه‌ها و جنگل‌ها به زمين‌هاي کشاورزي، جلوگيري از احداث بزرگراه‌ها، جاده‌ها و مسيرهاي ريلي که باعث به هم خوردن اکوسيستم منطقه‌اي مي‌شوند بايد در تصميم‌هاي کلان و منطقه‌اي لحاظ شوند.
همچنين بايد در نظر داشت که هيچ راه‌حل فني براي مهار سيلاب کاملا ايمن نيست. حتي اگر سيستم هميشه جواب داده باشد، ممکن است به دليل خرابي احتمالي يا سيل‌هاي نادر با حجمي بيش از ظرفيت پيش‌بيني شده ناکارآمد شود. بنابراين آمادگي کامل مديران و استفاده از جديدترين فناوري در پيش‌بيني و مهار سيل از مهم‌ترين محورهاي مديريت بحران بوده که ايران فاقد آن است و رئيس سازمان مديريت بحران، اسماعيل نجار، صراحتا و با اعتماد به نفس کامل از عدم آمادگي مديريت بحران براي مقابله با اين سيل، سخن گفته و البته محض دلگرمي تأکيد کرده است، به‌محض پيش‌بيني وقوع سيلاب و از چندين روز قبل هشدارهاي ملي و محلي در اين زمينه صادر شده است.
او در تشريح آخرين وضعيت مناطق سيل‌زده در سيستان و بلوچستان مباحث متعددي را مطرح کرده، از اينکه سيلاب در حال فروكش كردن است و كارهاي امدادي سرعت بيشتري گرفته و با توجه به اينكه به دليل وضعيت جوي امكان پرواز بالگردها وجود نداشته از روز گذشته ۳ فروند بالگرد در سيستان و بلوچستان به پرواز درآمده‌ و امور مربوط به امدادرساني را با سرعت بيشتري انجام داده‌اند. نجار به قطعي برق در ۱۳۰ روستا و جريان آب در ۱۰۰ روستاي استان سيستان و بلوچستان اشاره کرده و افزوده است: حدود ۲ هزار نفر نيز در سيلاب گرفتار بودند كه عمليات رهاسازي آنان انجام شده است.
*سيل، اندک دارايي‌ مردم فقير را برد
سيستاني‌ها مي‌گويند، «سيل خانه‌هاي خشتي و کپرها را برد. همان يک گوسفند و گوساله لاغري که از مرگ واقعي نجاتمان مي‌داد را با خودش برد. ظرف و ظروف‌ها و رخت و لباس‌ها را. همان اندک دارايي‌هاي مردم فقير را برد. کساني بودند که در طول يک سال و نيم گذشته يک جفت کفش پاره مي‌پوشيدند؛ هم در سرما هم در گرما. سيل همان کفش را هم با خودش برده.»
هلال‌احمر براي کمک هليکوپترهايش را بسيج کرده و يک هليکوپتر هلال‌احمر بيش از شانزده کودک را که به يک درخت آويزان شده بودند، درحالي‌که آب داشت به بچه‌ها مي‌رسيد، نجات داد.شماري از افراد محلي اورکي دشتياري در محاصره آب‌هاي خروشان سيل گير افتاده بودند. خبري از امدادرسان‌ها يا هيلکوپترهاي امدادي نبود. مردم از چابهار يک قايق صيادي آوردند و گرفتارشده‌ها را نجات دادند درحالي‌که تعدادي از آن‌ها زنان و کودکان خردسال بودند. منابع محلي مي‌گويند، در جريان سيل اخير قريب به چهل هزار خانه روستايي تخريب شده است. «احتمالا منظورشان کپرها و آلونک‌هاي افراد روستايي است.» همه خانه‌ها زيرآب‌اند و رودخانه اجساد چند فرد مفقودشده را پس داده است.
در منطقه زرآباد و کنارک بالاي هر درختي که نگاه مي‌کردي يکي دو نفر آويزان بودند. «حالا تصورش را بکنيد يک فردي که در طول چند روز امکان آشپزي نداشته و غذاي کافي نخورده و بي‌بنيه است و لباس کافي هم ندارد، زير بارش باران و سوز سرما تا چه مدت مي‌تواند در شرايط آويزان مانده به درخت‌ها دوام بياورد؟»
«محمد بلوچ‌زاده»، بخشدار مرکزي نيکشهر در صفحه توئيتري‌‌اش به يک مورد از اين خسارت‌هاي ويرانگر اشاره مي‌کند. اينکه تمام دارايي مردم فقير و محروم روستاي «هنزم زيردان» در نيکشهر چهار عدد بز بوده است که بر اساس گزارش‌هاي دريافتي همين چهار رأس بز را سيل بلعيده است و دام‌ها بيمه نبودند تا خسارتشان جبران شود.
پيش‌تر فرماندار شهرستان ايرانشهر گفته بود: براي مواجهه با سيلاب احتمالي در آماده‌باش کامل به سر مي‌بريم. سؤال اينجاست که در صورت آمادگي، چرا مردم در چمبره سيل مفقود يا آواره شده‌اند؟
*ته‌مانده اعتماد عمومي به دولت هم از ميان رفت
بالطبع با وجود پيشرفت‌هاي مهندسي در چند دهه گذشته، سيل همچنان يکي از خطرناک‌ترين تهديدها به شمار مي‌رود و شدت آسيب‌هاي آن در پنجاه سال گذشته روبه افزايش بوده است. خطر سيلاب فقط مادي نيست و با ميزان آسيب‌پذيري اجتماعي و بحران اقتصادي جمعيت آسيب‌ديده در ارتباط مستقيم است. وقتي سيل آسيب مادي و اجتماعي توأمان داشته باشد بدل به بحران و تهديد مي‌شود و در اين‌ مواقع بايد هلال‌احمر و فرمانده اي وجود داشته باشد تا در زمان وقوع حوادث طبيعي به کمک مردمي بشتابد که در چنبره بحران گرفتار آمده‌اند و آلام از زمين و آسمان بر سرشان مي‌بارد. مي‌گويند، هرچه هست زير سر دولت است، گويا پاستورنشينان مي‌خواهند به هر طريق ممکن، علي‌اصغر پيوندي را به جمعيت بازگردانند و ازاين‌رو، استعفايش را هنوز نپذيرفته‌اند! حالا همه به اين باور مشترک رسيده‌اند که هلال‌احمر خودش نياز به منجي دارد و براثر تعلل در انتخاب رئيس براي مجموعه‌اي که با جان آدم‌ها سروکار دارد، همان ته‌مانده اعتماد عمومي به دولت هم از ميان رفته است.
* مشکل کمبود تجهيزات و اقلام اوليه امدادي در انبارها
احمد صادقي از کارشناسان مديريت بحران، در گفت‌وگو با «رسالت» مثل همه ما، انگشت نشانه‌اش را به‌سوي هلال‌احمري نشانه مي‌گيرد که مهم‌ترين دستگاه پاسخ‌دهنده در حوزه امداد و نجات است. او عنوان مي‌کند که فاقد رئيس بودن اين مجموعه و بلاتکليفي فعلي، تأثيرات بسزايي در بحث پاسخگويي به نيازها مي‌گذارد و در اين قضيه، دولت کوتاهي کرده است و در حال حاضر، پس از وقوع بحران سيل، شاهد عدم فرماندهي واحد و هماهنگي هستيم که همواره بر آن تأکيد کرده‌ايم.او هشدار مي‌دهد، جمعيت هلال‌احمر به دليل نداشتن رئيس و عدم جذب اعتبارات با مشکل کمبود تجهيزات و اقلام اوليه امدادي در انبارها روبه‌روست، اين مسئله بايد جدي گرفته شود و دولت به هر ترتيب، تکليف رياست اين مجموعه را مشخص کند و اعتبارات لازم را اختصاص بدهد تا انبارهاي جمعيت خالي نباشد چرا که در اين شرايط، هرچقدر هم بدنه هلال‌احمر براي امدادرساني کوشش کنند، بازهم مشکلات بر سر جاي خود باقي خواهند بود.
اين صاحب‌نظر در حوزه مديريت بحران در ادامه سخنانش به بحث پرحاشيه غافلگيري اشاره دارد و البته در بيان علل اين مسئله، از عدم دغدغه‌مندي مسئولان نسبت به مديريت بحران و يا نداشتن علم و دانش کافي در اين زمينه، سخن مي‌گويد. به باور صادقي، کسي که به‌عنوان فرماندار يا استاندار مشخص مي‌شود و مسئول مديريت بحران يک استان است بايد دغدغه لازم را داشته باشد، وقتي دغدغه‌اي ندارد يعني علمي براي مقابله با بحران هم در چنته نداشته و نمي‌داند فرآيند هشدار به چه صورت است و اين ماجرا در دوره‌هاي مختلف به‌طور مکرر تکرار مي‌شود، ضمن اينکه دولت به‌شدت ناکارآمد شده و مصداق آن عدم رسيدن به يک مديريت بحران قوي است؛ حال آنکه ايران، از جمله کشورهاي بلاخيز دنيا است و از اين منظر، در رتبه ۳ تا ۵ قرار دارد، بنابراين لازم است در اين زمينه وقت کافي بگذاريم و اعتبارات لازم را اختصاص دهيم. در اينجا بحث تربيت نيروهاي متخصص بسيار اهميت دارد اما متأسفانه به دليل ناکارآمدي و بي‌انگيزگي و بي‌حالي مديران، چرخه حوادث طبيعي هر بار دامنه گسترده‌تري پيدا مي‌کند.
او به تشريح اين مسئله مي‌پردازد، که برخي مواقع بايد براساس پيش‌بيني‌ها، اعلام وضعيت کرد که آيا اين وضعيت، عادي يا در حال اضطرار است، در اين زمينه، دستگاه‌هاي هشداردهنده مثل سازمان هواشناسي و وزارت نيرو مطابق قانون بايد هشدار بدهند و اين مسئله به مجموعه‌هاي بالادستي سازمان‌هاي عملياتي نظير مديريت بحران اعلام شود، «البته شرايط ما در سيستم‌هاي هشدار مناسب است و داراي امکان پيش‌بيني تغييرات جوي هستيم و مي‌توانيم از قبل، پيش‌بيني‌ها را بررسي و تحليل کنيم و با توجه به هشدارهايي که سازمان هواشناسي در حوزه تغييرات اقليم مي‌دهد، آمادگي نسبي را براي دستگاه‌ها ايجاد کنيم. البته سيستم مديريت بحران در حوزه استان‌ها از اين اتفاق غفلت کرده‌اند يعني استانداري سيستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان يا آن‌هايي که درگير کار شده‌اند، استاندارهايشان بايد پاسخگو باشند. روز گذشته مصاحبه زنده تلويزيوني را از استاندار کرمان ديدم که از او سؤال شد، سازمان هواشناسي چه مسئله‌اي را اعلام کرده بود، به‌راحتي پاسخ داد، حضور ذهن ندارم! اين نشان مي‌دهد، براي استاندار کرمان به‌عنوان رئيس مديريت بحران اين استان، اصلا اهميتي نداشت که چه اتفاقي در کرمان رخ مي‌دهد تا براي دستگاه‌ها اعلام آمادگي کند. در اينجا هر سه استان مطرح در سيل بايد پاسخ بدهند که چرا اعلام وضعيت نکرده‌اند و سيستم‌هاي هشدار را جدي نگرفته‌اند و چرا آماده‌باش‌هاي از پيش تعيين‌شده را به دسته عملياتي اعلام نکرده‌اند.»عباس تقي زاده، مدير گروه سلامت در حوادث و بلايا و عضو هيئت‌علمي دانشگاه علوم پزشکي تهران، تمايلي ندارد که اظهارنظري درباره هلال‌احمر داشته باشد، اما در عين حال به« رسالت» مي‌گويد: «بعد از سيل فروردين‌ماه، اقدامات اجرايي چنداني انجام نشده و در ساختار مديريت بحران کشور، هماهنگي بهتري انجام نگرفته است. عدم تقويت ساختار مديريت بحران در کنار نخريدن تجهيزات خاص، مشکلات را بيشتر کرده و در حال حاضر مهم‌ترين مسئله سيستان، امداد و نجات است.»او تأکيد مي‌کند، «سيستان و بلوچستان، بسيار گسترده است و کل عمليات امداد از طريق زاهدان انجام مي‌شود و آن‌ها درخواست داشتند که حداقل يک پايگاه بزرگ در جنوب سيستان و بلوچستان قرار بگيرد. از طرفي توزيع منابع بايد به‌صورت غيرمتمرکز انجام شود تا بتوانيم امدادرساني بهتري داشته باشيم، بحث هماهنگي بين دستگاه‌ها ضروري بوده و اين قابل‌قبول نيست بگويند بارش يک‌ساله، يک روز اتفاق افتاده و به همين دليل نتوانستيم بحران را مديريت کنيم، اين امر بستگي به آمادگي دارد، تجربه حادثه باعث مي‌شود که ميزان آمادگي بالا برود، طبعا اين‌گونه سيل‌ها کمتر در کشور اتفاق افتاده، بيشترين سيل و تلفات ناشي از آن در منطقه آذربايجان شرقي و گلستان بوده و در مناطق جنوبي کمتر شاهد اين موضوع بوده‌ايم و در حال حاضر هشدارها بسيار جدي است، باتوجه به تغييرات اقليمي که عمدتا در جنوب کشور از خوزستان و بوشهر و هرمزگان تا سيستان و بلوچستان و کرمان، اتفاق افتاده، بايد براي اين مسئله تدابيري انديشيد.»
نویسنده : گروه اجتماعي- مرضيه صاحبي‌ |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.