مظلوميت شهدا در«لحظه گرگ و ميش» | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 1444
  پرینتخانه » فرهنگی تاریخ انتشار : ۲۶ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۲:۱۹ | 569 بازدید |
جبار آذين، منتقد سينما و تلويزيون در گفت‌وگو با رسالت مطرح کرد؛

مظلوميت شهدا در«لحظه گرگ و ميش»

کارگردان سريال لحظه گرگ و ميش با تابوشکني و زدودن برخي باورهاي ديني و فرهنگي جامعه و بي حرمتي به خانواده شهدا توليد سريال‌هايي از اين دست را رواج داده است.
مظلوميت شهدا در«لحظه گرگ و ميش»

کارگردان سريال لحظه گرگ و ميش با تابوشکني و زدودن برخي باورهاي ديني و فرهنگي جامعه و بي حرمتي به خانواده شهدا توليد سريال‌هايي از اين دست را رواج داده است.
جبار آذين، منتقد سينما و تلويزيون در گفت و گو با خبرنگار فرهنگي روزنامه رسالت درباره محتوا و مسائل فني سريال لحظه گرگ و ميش به کارگرداني همايون اسعديان گفت: سريال. خانوادگي و اجتماعي لحظه گرگ و ميش گرچه از منظر هنري نسبت به سريال‌هاي متوسط تلويزيون مقبول تر و پرمخاطب تر بود و در مجموع خوب به اجرا و نمايش در آمده بود اما از چند ناحيه دچار ضعف هايي بود که لطمه اساسي به محتواي اين سريال وارد کرد.
وي درباره ضعف هاي اين سريال که پخش آن به تازگي از شبکه سه سيما به پايان رسيده است اظهار کرد: داستان اين سريال بر اساس زندگي خانواده يک دکتر شهيد و برادر جانباز تعريف شده بود و مهمترين مشکل آن همين مسئله محوري است چرا که ما در اين سريال هيچ‌گونه ويژگي از شهيد و شهادت، اسير و اسارت، جانباز و جانبازي نديديم. در واقع مسائل معنوي که جايگاه بايسته و شايسته در فرهنگ ايراني و اسلامي دارد متاسفانه در اين سريال به صورت ابزار مورد استفاده قرار گرفته بود و موضوع هاي عاشقانه مضمون اصلي آن بود.
اين منتقد سينما و تلويزيون نمايش چنين مضمون هايي از سريال‌هاي تلويزيوني را بسيار بد دانست و افزود: صدا و سيما با هزينه مردم و با حضور هنرمندان توانمند با شعار خدمت به فرهنگ جامعه اجازه توليد سريال هايي مي دهد که به نوعي تبليغ عشق هاي مجازي را انجام مي دهد.
آذين با بيان اينکه سريال لحظه گرگ و ميش در استفاده ابزاري از مفاهيم مقدس و قابل باور در جامعه اسلامي لطمه بزرگي به جبهه و جنگ وارد کرده است، گفت: نويسنده و کارگردان اين سريال مي توانستند با توجه عميق و دقيق تر و پژوهش کامل تر از مفاهيم ايماني، عقيدتي و دستاوردها و عوارض جنگ تحميلي داستان خود را بسيار قوي تر شکل داده و مسائل خانوادگي را در چارچوب اين موارد مطرح کنند اما متاسفانه اين مسائل صرفا به صورت ابزار در اختيار عوامل سريال بوده است.
وي اظهار کرد: با توجه به پيشينه اي که از کارگردان اين مجموعه در سينما و تلويزيون سراغ داريم او در جهت تابوشکني در برخي مسائل و باورهاي مذهبي و ايراني حرکت کرده است. ما در اين سريال شاهد رخدادهايي براي يک خانواده شهيد هستيم که کارگردان، آگاهانه با ورود به مسائل نه چندان بر مدار اخلاق خواسته است نظر جامعه را به نوعي تحت الشعاع رويدادهاي سريال قرار دهد. در اين سريال شاهد روابطي بين شخصيت ها هستيم که با محوريت عشق هايي که از نظر شرعي داراي مقبوليت نيستند شکل مي گيرد، در واقع اغلب روابط اين سريال به همين گونه نمايش داده مي شوند.
اين منتقد سينما و تلويزيون ادامه داد: ما شاهد لحظه هايي در اين سريال هستيم که باحذف صرفا يک نما از هم آغوشي به ظاهر فرزند و مادر و خواهر و برادر حکايت دارد که در هيچ سريالي سراغ نداريم که ارتباط شخصيت ها بدينگونه نزديک به هم تصوير شود.
آذين تأکيد کرد: کارگردان اين سريال قصد داشته است با تابوشکني و زدودن برخي باور هاي ديني و فرهنگي جامعه، توليد سريال هايي از اين دست را در تلويزيون ترويج کند که از نگاه مسئولان تلويزيون هم پنهان مانده و اين خدشه بزرگي در پرونده توليد سازمان صدا و سيماست.
وي در ادامه گفت: يکي از مسائلي که کارگردان اين سريال در تابوشکني از آن استفاده کرده است رابطه هاي عاشقانه و به اصطلاح دوستانه ميان جنس هاي مخالف پيش از هرگونه پيوند زناشويي يا پس از آن است. در واقع نويسنده و کارگردان اين مجموعه با هوشمندي کاذب براي رواج مسائل دوستي ميان پسرها و دخترها و زنها و مردها بدون هيچگونه اشاره به مسائل اجتماعي، اخلاقي، ديني و حتي قانوني در جاي‌جاي سريال گنجانده است. ارتباط‌هاي بين ياسمن و حامد پيش و پس از اسارت حامد، ارتباط نامعقول ياسمن با سروش پس از جدايي از او و حتي نوع ارتباط سوگند با کيوان در همين راستا قابل ارزيابي است که هيچ يک از اين روابط شرعي و عرفي نيستند و متاسفانه با نمايش چنين روابطي به جايگاه خانواده معظم شهدا بي حرمتي شده است.
آذين با اشاره به کشدار شدن برخي حوادث و ايجاد حواشي فرعي زائد اين سريال گفت: کشدار شدن نکته مهمي بود که اين سريال را از نگاه مقبول تماشاگر تلويزيون دچار کم حوصلگي کند، برخي از ماجراها مانند حواشي درباره شخصيت سوگند و و ياسمن مي توانست اتفاق نيفتد چون هيچ جايگاه مناسبي در ساختار داستاني و هنري اين سريال نداشت. با ورود شخصيت حامد پس از دوران اسارت سريال مي توانست خاتمه يابد اما با طول دادن ماجراهاي مختلف ياسمن، سوگند، سروش، محمد، حامد و پروانه مسائلي رخ داد که هيچ کمکي به روند مضمون اصلي داستان نکرد.
وي اظهار کرد: يکي ديگر از عوامل و عناصري که باعث دافعه مخاطبان سريال لحظه گرگ و ميش شد وجود تغيير زمان ها بود که به درستي در سريال تعريف نشده بود. گرچه سعي شده بود با فضاسازي ضعيف و گريم ضعيف‌تر قصه پيش برود اما مخاطبان سريال به خوبي و درستي تشخيص مي دادند اين شخصيت ها با گذر زمان بايد با تغييرات عميق اجتماعي و خانوادگي و مناسبت ها و حتي تيپ و چهره بازيگر بازگو و پرداخته شود اما به هيچ يک از اين موارد توجه نشده بود.
آذين گفت: به ظاهر براي سازندگان سريال مهم نبوده است که مخاطب ممکن است به موارد ذکر شده واکنش نشان بدهد اما مخاطب به درستي متوجه مي شود بازيگر بعد از يک يا دو دهه تغيير مي کند به همين دليل برخي سکانس ها ضعيف تر يا قوي تر بودند که موجب نمايش جوان تر يا پيرتر شدن چهره هنرمند و دافعه مخاطب مي شد.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.