وقتی دل زمین خالی می‌شود! | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 12907
  پرینتخانه » اجتماعی تاریخ انتشار : ۰۶ آذر ۱۳۹۸ - ۸:۵۵ | 284 بازدید |
«رسالت» پدیده فرونشست زمین را تبیین می‌کند؛

وقتی دل زمین خالی می‌شود!

مي دانم حوصله اين حرف‌ها را نداريد، دستکم بعد از آن جمعه دلگير و آوار گراني بنزين بر سر مبارکتان، ديگر نمي خواهيد از مصيبت هاي زيست محيطي بشنويد، اما باور کنيد،« فرونشست زمين» با کسي شوخي ندارد و اتفاقا به قدر همان بنزين که همه ما، سنگ اش را به سينه مي زنيم، پديده اي فرا جدي‌است
وقتی دل زمین خالی می‌شود!

|مرضيه صاحبي- دبيرگروه اجتماعي|
مي دانم حوصله اين حرف‌ها را نداريد، دستکم بعد از آن جمعه دلگير و آوار گراني بنزين بر سر مبارکتان، ديگر نمي خواهيد از مصيبت هاي زيست محيطي بشنويد، اما باور کنيد،« فرونشست زمين» با کسي شوخي ندارد و اتفاقا به قدر همان بنزين که همه ما، سنگ اش را به سينه مي زنيم، پديده اي فرا جدي‌است و هدف از طرح آن، شوآف رسانه اي نيست.
شايد در بدو امر، فرونشست زمين، عنواني ويتريني به نظر بيايد اما ساده نباشيد، در بطن اين عبارتِ خشک و عبوس، بحراني عظيم نهفته است، بحراني که مدام بيخ گوشمان يادآوري مي کند اگر نجنبيم، خيلي زود دير مي شود و خواب را از چشم ساکنان اين سرزمين مي ربايد. فرقي نمي کند ساکن شمال باشيد يا جنوب، شرق يا غرب….به تعبيري نو، سرطاني خاموش است که مي تواند آرام و پيش‌رونده، تمام پهنه اين جغرافيا را نه خيلي دور که خيلي نزديک، ذره ذره به مرز ويراني بکشاند!  مطالعات استادان دانشگاه هاي تهران و تربيت مدرس، حاوي آمارهايي است که تن مان را مثل بيد مي لرزاند: روزانه يك ميلي متر و سالانه ۳۶ سانتي متر زمين در تهران نشست مي‌كند و از اين رو، مدال بالاترين فرونشست زمين در جهان، برازنده ماست. البته اين برازند‌گي انحصاري نيست و حداقل تحقيقات و بررسي هاي علمي مويد اين نکته است که ايالت نيومكزيكو با ۳۲ سانتي‌متر فرونشست بالاترين رکورد را به نام خود ثبت کرده و ايران در فاصله سال‌هاي ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ به ترتيب با ۳۶ و ۵۴ سانتي‌متر فرونشست، رکورددار اين ماجرا بوده و هنوز هيچ کشوري به گرد پاي ما نرسيده و در اينجاست که بايد به حال خودمان گريه کنيم، از اين نظر که پديده هاي طبيعي برايمان شوخي و خنده است و کسي جدي‌اش نمي‌گيرد!
البته قريب دو سال پيش، احمد‌صادقي، رئيس سازمان پيشگيري و مديريت بحران تهران، تمام باورهاي آماري ما را زيرسؤال برد و تأکيد کرد، رقم ۳۶ سانتي‎متري فرونشست از مدل مفهومي ايجاد شده بر پايه داده‎هاي كتابخانه‎اي و ميداني براي بازه زماني بين سال‎هاي ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰ برآورد شده و براساس تصاوير ماهواره‎اي سازمان زمين شناسي، حداكثر ميزان فرونشست زمين در دشت تهران آن هم در فواصل سال‎هاي ۲۰۰۴تا ۲۰۱۰ يعني طي ۶ سال، از ۱۱ سانتي‎متر به ۱۴ سانتي‎متر در سال افزايش يافته است.
وي که در گفت و گو با روزنامه ايران سخن مي گفت، با صراحت نرخ حداكثر فرونشست سالانه در سال‎هاي ۲۰۱۴، ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ را به ترتيب ۱۰/۵، ۱۲ و ۱۳ سانتي‎متر عنوان کرده بود و در عين حال بنا به روايت او، بيشترين ميزان فرونشست زمين در جهان مربوط به مكزيكوسيتي، با ۳۰ سانتي‎متر در سال گزارش شده است.
*فرونشست چيست؟
براساس تعريف انستيتو زمين شناسي، «پديده فرونشست زمين شامل فروريزش يا نشست رو به پايين سطح زمين است که مي تواند جابه جايي افقي اندکي هم داشته باشد. حرکت از نظر شدت، وسعت و ميزان مناطق درگير محدود نيست و فرونشست مي تواند بر اثر پديده هاي طبيعي زمين شناختي مانند انحلال، ذوب يخ ها، حرکات آرام پوسته و خروج گدازه از پوسته جامد زمين يا فعاليت هاي انساني نظير معدنکاري، برداشت آب هاي زيرزميني يا نفت ايجاد شود.» با اين حال، افت شديد سطح آب‌هاي زير زميني، حاصلِ برداشت هاي بي رويه ، به عنوان محوري ترين علت فرونشست زمين در ايران ذکر مي شود.
تقريبا دو سوم كل دشت هاي كشور، با کليد واژه اي قرمز به نام «ممنوعه» توصيف مي شود و اين شرح پريشان حالي دشت‌هاي سرزميني است که ميزان تراز منفي آبخوان هايش به بيش از دو متر در سال مي رسد و ديگر حتي با تزريق آب هم نمي توان، گوشه اي از اين زمين مرده را احيا کرد. عبارتي هست که مي گويد: «اگر به ديگران با دو چشم مي نگريم، به خودمان و خطاهايمان با چهار چشم بنگريم» با اتکا بر اين جمله و فارغ از قياس هاي جهاني بايد تصريح کرد که بخش هاي وسيعي از استان هاي تهران، قزوين، مركزي، اصفهان، فارس، كرمان، بخش شمالي سيستان و بلوچستان، بخش هاي شمالي هرمزگان و قسمت‌هاي عمده اي از خراسان هاي رضوي، شمالي، جنوبي و همدان، رتبه بحراني ترين وضعيت را از آن خود کرده اند و استان فارس كه تقريبا تمام تالاب ها و درياچه هايش قدم به حجله مرگ گذاشته اند، بيشترين نشست زمين را تجربه کرده و طبق گزارش سال ۱۳۹۵ سازمان زمين شناسي، پديده فرونشست در فاصله بين دشت فسا و جهرم به ۵۴ سانتي‌متر در سال مي رسد. با اين وصف همچنان شيره جان زمين با حفر چاه‌هاي مجاز و غيرمجاز مکيده مي‌شود و پيگيري شيوه هاي مردود به عدم تعادل ميان تغذيه و برداشت از سفره هاي آب زير زميني منجر مي شود و آفت چنين رويه اي، همان فرونشستي است که بارها بر آن تأکيد کرده ايم.
*از فرونشست تا فروريزش
آمارها فراوان است و تشخيص ارقام سره از ناسره براي يافتن شمار چاه‌هاي غيرمجاز آسان نيست اما معمولا گفته مي شود، «حدود ۴۷۰ هزار حلقه چاه مجاز و حدود ۳۲۰ هزار حلقه چاه غيرمجاز در کشور وجود دارد و کل برداشت آب به صورت مجاز، ۴۹ ميليارد مترمکعب و به صورت غيرمجاز ۷/۳ ميليارد مترمکعب است.» برخي از کنشگران محيط زيست، معتقدند در خوشبينانه ترين حالت ممکن، ۷۸ درصد از منابع آب زيرزميني در ايران رو به نابودي است و با تداوم اين اقدام نامبارک، سرنوشت محتوم سرزمين مان، گرفتاري در برزخ بي آبي و فرونشستي است که پيش تر حرف اش را پيش کشيديم.
اما نکته ظريفي که در اينجا قابليت پرداختن دارد، تفاوت ميان فرونشست و فروريزش است. فرونشست زمين با حفره ها و فروچاله هايي که گاهي سر از خيابان‌ها در مي‌آورد و خودرويي يا رهگذري را به کام خود مي کشد، متفاوت است، هرچند نمي‌توان نقش فرونشست‌ها را در ايجاد همين حفره‌ها ناديده گرفت، البته در اينجا بحث «فروريزش» هم مطرح مي‌شود.
خاطرم هست، پيش تر از دکتر احمد آل ياسين، پژوهشگر محيط زيست در ايران و آمريکا که نويسنده‌ کتاب «بحران آب» است، همين سؤال را پرسيدم، گفتم آقاي دکتر، هميشه تصورم اين بوده که دو پديده مذکور، يکسان اند و اين مسئله در گفته هاي کارشناسان هم مشهود است. او پاسخ داد: فرو نشست مطابق تعريف يونسکو همان فرو ريزش قائم است و تخليه آب‌هاي زير زميني يکي از علل فرونشست زمين است. علل ديگر فرونشست عبارتند از حفاري معادن زير زميني، احداث تونل هاي خطوط مترو؛ تراکم لايه هاي زمين؛ خروج گدازه‌هاي آتش فشان؛ زلزله و نظاير آنها.
اما با تکيه بر مطالعات علمي دکتر امير شمشکي از پژوهشگران حوزه زمين شناسي، فروريزش ها همان فرونشست‌ها هستند اما تفاوت محتوايي دارد و بسياري از مسئولين و کارشناسان به آن توجه نمي کنند. او در طرح ديدگاه خود به «رسالت»، مي گويد: «مطابق تعاريف، به هر نوع پايين رفتن سطح زمين که مولفه حرکت افقي در برابر عمودي، ناچيز باشد، فرونشست مي گويند و در مجموع فروريزش ها يکي از انواع فرونشست ها هستند اما آنچه در مبحث آب زيرزميني مطرح شده و از آن، تحت عنوان خاک متراکم تعبير مي شود، مکانيسمي است که خاک‌هاي ريزدانه، به خاطر وزن لايه هاي بالايي، بخشي از فضاي مفيد خود را از دست مي دهند و نتيجه اين است که در سطح زمين از چند ميلي متر تا چند سانتي متر و گاه چندمتر، سطح زمين، پايين مي رود، به اين امر، فرونشست ناحيه اي مي گويند و معمولا در سطح وسيعي از رسوبات آبرفتي صورت مي گيرد.
منتها فروريزش ها انواع طبيعي و غيرطبيعي و انسان ساز دارند. در تهران جنس خاک از قسمت هاي ميانه شهر به سمت بالا عموما دانه درشت بوده و ترکيب قالب، شن و ماسه است. در برخي مکان ها، مثل تپه هاي عباس آباد، آبرفت ها حالت دانه درشت داشته و به طور ذاتي استعداد فرونشست ندارند اما بخش عمده اي از آنچه در سطح شهر تهران، به عنوان فروريزش شناخته شده و به آن فرونشست مي گويند، مربوط به فعاليت هاي مترو بوده و بخش ديگر با ريزش ديواره قنوات ارتباط دارد و از آنجايي که قنات‌ها مورد محافظت و نگهداري قرار نمي گيرند و خاکشان هم مستعد است، ريزش کرده و نام آن را هم فرونشست مي گذارند. بنابراين تاحدودي خلط مبحث صورت مي گيرد.»
محمدجواد بلورچي، سخنگوي سابق سازمان زمين شناسي معتقد است: «فرونشست و فروريزش دو پديده متفاوت اند و حتي علت رخداد اين دو با يکديگر تفاوت دارد. او در گفت گو با «رسالت» علت يکسان دانستن اين دو پديده را مشترک بودن واژگان «فرو» مي داند، «اين شباهت باعث يکسان فرض کردن اين دو پديده شده است. فروچاله هايي که به ويژه در شهر تهران ايجاد مي شود، عمدتا در اثر ريزش سقف مترو يا ريزش سقف قنات و فضاي زيرزميني است. اساسا مهم‌ترين عامل فرونشست، برداشت آب زيرزميني است و برخلاف تصور رايج گودبرداري و حفاري ها تأثيري بر وقوع اين پديده ندارد. به عنوان مثال معدن شن خليج و معادن شني در مخروطه افکنه ها
و دشت‌هاي کشور و جايي که بايد آب به آبخوان نفوذ کند، شن و ماسه را مي فروشند تا ساختمان بسازند، اين بزرگترين خيانت است، زيرا دهانه آبخوان را مسدود مي کنند درحالي که آب از طريق شن و ماسه بايد وارد آبخوان بشود.»
علي بيت اللهي از متخصصان زلزله شناسي و خطرپذيري بر اين باور است که «سازه‌هاي زيرسطحي نظير مترو، گودبرداري‌هاي عميق و … جزء مواردي است که سبب فروريزش زمين مي‌شود.»
او در تحليل تفاوت ميان فروريزش و فرونشست به «رسالت» مي گويد: تمام دشت‌هاي کشور و برخي از شهرهاي ما با دو پديده طبيعي مواجه شده که جزء مخاطرات جديد تلقي مي شود و بهتر است اين دو پديده را از يکديگر تفکيک کرد، چون معمولا برخي مديران و رسانه ها اين پديده ها را يکسان در نظر مي گيرند، اول پديده فرونشست است و ديگري فروريزش زمين. اگر خاطرتان باشد در منطقه شهران، محدوده کوچکي ريزش کرد و لوله گاز آتش گرفت و اين آتش، ۵۰ متر شعله ور شد و بحراني را ايجاد کرد. اما اين حادثه، نقطه اي و ناگهاني بود و يا در مناطقي از تهران، اتومبيلي به زيرزمين سقوط مي کند
و همه اين عوامل براثر فرو ريزش زمين است اما فرونشست يک امر قطعي و تدريجي است و اغلب در زمين هايي که حالت دشت و همواره داشته، اتفاق مي افتد بنابراين درباره دو مقوله مجزا سخن مي گوييم که فروريزش در اثر حفره هايي ناشي از جريانات آب زيرزميني در قنات ها و رگ آبهاست و يا در اثر دستکاري‌هاي انسان مثل گودبرداري ها و احداث مترو که جلوي حرکت طبيعي آب‌هاي زيرزميني را مي گيرد.
او در توضيح بيشتر به آب شستگي و تشکيل حفراتي که در زيرسطح ايجاد مي شود، اشاره دارد، اين حفرات به تدريج در اثر ارتعاشات محيطي به سطح زمين مي آيند و در يک نقطه و يا مسير خاص، به يکباره دچار ريزش مي شود، البته ابعاد ريزش محدود بوده و به قطر ۱۰ تا ۲۰ متر است، حتي امکان دارد در محيط هاي شهري منجر به آسيب ها و حتي تلفات جاني هم بشود. مصداق آن در شهر تهران است که چنين پديده اي را به فراواني شاهد بوده ايم و در شهران حوالي خط مترو در خيابان پيامبر که دو خودرو ناگهان داخل يک گودال عميق افتادند و در خيابان مولوي و ميدان قيام، روبه روي بيمارستان اکبرآبادي، مي توان اين فروريزش هاي ناگهاني را در سطح شهر تهران مشاهده کرد که علت اغلب آنها، قنات‌هاي زيرسطحي، رگ هاي آب زيرزميني و يا آب شستگي ها، گودبرداري ها و احداث مترو است.
اما در مورد فرونشست ماجرا اين گونه نيست و در اثر افت سطح آب زيرزميني در مناطق دشتي کشور به وقوع مي پيوندد و وقتي آب پايين تر مي رود، لايه ها و دانه هاي خاک که در بالاي سطح آب قرار دارند، در اثر وزن لايه هاي فوقاني به هم فشرده شده و سطح زمين به تدريج پايين تر مي رود.
مطابق گفته هاي بيت اللهي، در مناطق جنوب و جنوب غربي تهران از جمله مناطق ۱۶، ۱۷، ۱۸ و ۱۹ و بخشي از مناطق ۱۰ به سمت جنوب غرب پايتخت و خارج از حوزه شهرستان به سمت دشت شهريار، در ابعادي به طول ۶۰ کيلومتر در ۳۰ کيلومتر، در حال فرونشست تدريجي است اما اين رقم در سمت جنوب غربي تهران، سالانه حدود ۲۴ سانتي متر است. يعني در ابعادي وسيع، به طوري که با نگاه ما هيچ چيز قابل مشاهده نيست اما زمين پايين مي رود و جاده ها و ساختمان ها،
لوله هاي گاز و نفت، دکل هاي برق و همه مستحدثاتي که در سطح زمين وجود دارد، براثر فرونشست، دچار خمش يا ترک خوردگي، شکاف در پايه پل ها و سطح آسفالت ها مي شود و اين مسئله در نقاط مختلف از جنوب تهران تا ساير مناطق مثل اصفهان، شيراز، کرمان، مشهد و تبريز هم قابل مشاهده است بنابراين فرونشست يک امر تدريجي است و سالانه ۲۰ تا ۲۴ سانت فرونشست اتفاق مي افتد که شايد رقم کمي به نظر بيايد اما به اين نکته توجه کنيد که همين عدد در طول ۱۰ سال، ۲/۵ متر خواهد بود.
براثر فرونشست علاوه بر تخريب و ترک ساختمان ها و ابنيه ها، زمين هاي کشاورزي هم به دليل فشردگي لايه هاي خاک، ديگر نمي توانند آب زيرزميني خود را بازيابي کنند، خلل و فرج خاک گرفته شده و سطح زمين نفوذناپذير مي شود و آب‌هاي سطحي ديگر امکان نفوذ پيدا نکرده و در سطح زمين جاري خواهد شد، چنين مسئله اي باعث مي شود مواد مغذي خاک شسته شده و زمين هاي حاصلخيز، کويري شوند.
مطابق تحليل علمي و تخصصي «بيت اللهي»، فراگيري پديده فرونشست در ۳۰۰ دشت کشور و اقصي نقاط ايران، قابل کتمان نيست، از خراسان رضوي، کرمان و تهران بگيريد تا اشتهارد و شهرهاي مرکزي ايران، سمنان و استان‌هايي که تغذيه آب کمي دارند و حتي در نگرشي جامع تر، تمام دشت‌هايي که در اين سرزمين، داراي آب هستند به فرونشست دچار شده و اين پديده باتوجه به ميزان برداشت آب‌هاي زيرزميني مي تواند
متفاوت باشد و برآوردهاي علمي حکايت از آن دارد که وضعيت کشور ما از حد بحراني فراتر رفته و اگر در مورد اصلاح روش‌هاي آبياري کشاورزي که عمده ترين بخش مصرف آب زيرزميني را تشکيل مي دهند، تدبيري انديشيده نشود، تداوم وضعيت قرمز، به غايت خطرناک خواهد بود و اگر تغذيه سفره هاي آب زيرزميني به روش‌هاي مصنوعي انجام نشود، به يک سرزمين برهوت و لم يزرع تبديل مي شويم. هم اکنون مزارع کشاورزان در محدوده معين آباد ورامين در اثر فرونشست زمين، دچار شکاف هاي خطرناکي شده و زمين را که آبياري مي کنند، آب به داخل شکاف ها مي رود و از نظر کشت محصول دچار مشکل مي شوند. اين متخصص و پژوهشگر يادآوري مي کند: اگر در کشيدن آب زيرزميني از طريق چاه ها افراط کنيم، سطح آب پايين تر مي رود و وقتي چنين روندي تداوم يابد، دانه هاي خاک درهم فشرده مي شوند، درست مثل ميوه اي که آبش را بيرون بکشيد و مچاله شود، زمين نيز به همين صورت است و سطح آن پايين تر مي رود. بنابراين تنها راهکار اين است که مصرف ما به حد تغذيه سفره آب زيرزميني باشد، يعني به همان حدي که آب بر اثر بارندگي و برف به زيرزمين نفوذ مي کند، همان مقدار هم اگر مصرف کنيم، بيلان آب منفي نمي شود. اما به عنوان مثال در استان تهران، ۵۰ هزار حلقه چاه داريم و بالغ بر ۳۰ هزار چاه غيرمجاز که اين ها بي رحمانه، آب را از زيرزمين بيرون مي کشند. به دليل کمبود بارندگي ها و مصرف بسيار بالاي ما، اين تعادل از بين رفته و وقتي اين گونه است، سطح آب در زيرزمين پايين مي رود و به تبع آن سطح زمين هم پايين مي رود. ما در هيچ کشوري چنين نرخي از فرونشست را سراغ نداريم.
او به منظور تأييد گفته هاي خويش، با ذکر مثالي مي گويد: فرونشست زير ۴ سانتي متر در کشورهاي اروپايي، بحراني تلقي مي شود اما در کشور ما اين رقم ۲۴ سانتي متر است، البته چنين پديده اي در کشور آمريکا و ساير مناطق جهان هم وجود دارد اما با اصلاح روش‌هاي کشاورزي و آبياري، مديريت منابع و کاهش مصرف آب‌هاي زيرزميني، آن را تا حد زيادي تعديل کرده و از روش‌هاي تغذيه مصنوعي آب‌هاي زيرزميني بهره گرفته اند.
در کشورهايي که کمبود منابع آب دارند، اين آب‌ها را به زيرزمين هدايت مي کنند ونام اين روش، تغذيه مصنوعي آب‌هاي زيرزميني است، يعني وقتي فصل کشت و زرع نيست و بارندگي زياد است، آب را به سمت درياها و کوير و باتلاق هاي نمکي مي برند و با اين کار، سفره هاي آب زيرزميني، تغذيه شده و باعث عدم افت آب‌هاي زيرزميني خواهد شد و طبعا فرونشست هم اتفاق نمي افتد.
«بيت اللهي» با بياني ساده تأکيد مي کند: فرونشست زمين در جايي اتفاق مي افتد که لايه هاي سطحي زمين خشک هستند. ساليان پيش در دشت فامنين همدان، سطح آب هشت متري بود يعني اگر از سطح زمين چاه مي زديم، در فاصله هشت متري به آب مي رسيديم، اما در حال حاضر سطح آب به صد متري رسيده و اين يعني، آب دشت بزرگ فامنين همدان در آستانه تمام شدن است. در اين صورت سطح زمين خشک تر خواهد شد به اين دليل که در معرض آفتاب قرار دارد، براثر اين خشکيدگي، زمين دچار شکاف و ترک مي شود و نمونه هايي از آن در اشتهارد، ورامين و سمنان و اطراف تهران قابل مشاهده است. شکاف‌هايي که ايجاد مي شود، بر اثر نفوذ و آب شستگي، حفرات بسيار خطرناکي ايجاد مي کند بنابراين در چنين زمين هايي که فرونشست اتفاق افتاده، امکان فروريزش زمين هم وجود دارد و علاوه بر اين در مسير جاده ها، لوله ها و خط راه آهن وتأسيسات صنعتي و حتي در مسير دکل هاي برق، شکاف ها گسترش پيدا کرده، بنابراين ممکن است، در اثر فرونشست، شکاف‌هايي ايجاد شده و به تبع آن، فروريزش هايي هم ايجاد بشود.
*پيامدهاي فرونشست
وقتي فرونشست اتفاق مي افتد، خلل و فرج خاک روي هم فشرده مي شود و در طول زمان به حالت لايه سيماني در مي آيد، لايه اي که متراکم شده و آنگاه آب به داخل اين خاکنمي تواند نفوذ کند و روي سطح زمين، جريان آب جاري شده و مواد مغذي سطح زمين را با خود مي برد و زمين حالت حاصلخيزي خود را از دست مي دهد و به يک کوير تبديل مي شود، اصطلاحا در چنين وضعيتي، مي گوييم دشت‌هاي ما مي ميرند که در اينجا صحبت از دشت‌هاي ۲۰۰ تا ۳۰۰ کيلومتري است، ظاهرا بالغ بر ۶۰۰ دشت در کشور وجود دارد که تمام امرار و معاش کشاورزان از طريق اين زمين ها تأمين مي شود و از طرفي، خميدگي و شکستگي ريل راه آهن و لوله هاي
گاز و ترک خوردگي ساختمان ها، از ديگر پيامدهاي فرونشست است.
محمدجواد بلورچي، محوري ترين پيامد را نابودي آبخوان‌ها و از بين رفتن زندگي و اجبار براي مهاجرت مي داند. «بالغ بر ۶۰ درصد آب کشور، از طريق آب زيرزميني برداشت مي شود و با اين رويه غيرمنطقي، قطره آبي وجود نخواهد داشت بنابراين همين امروز بايد برداشت از آبخوان هاي آب رفتي را متوقف کرد. اگر امروز چنين اقدامي انجام شود، شايد تا ۱۵ سال ديگر فرونشست در دشت هاي کشور به تدريج کاهش يابد. بي ترديد وضعيت ما در اين زمينه فوق بحراني است و طنز تلخ ماجرا اينجاست که برايمان مهم نيست. فرونشست فقط در آبخوان آب رفتي اتفاق مي افتد، يعني همين ۲۰۰ تا ۳۰۰ متر، چاهي که حفر کرده ايم و بيش از ۷۰۰ تا ۸۰۰ حلقه چاه که بهره برداري مجاز و غيرمجاز مي کنند، اين ها بايد تعطيل شود. کشور ما پتانسيل کشاورزي هم اگر دارد، به صورت ديمي است، همچنين سدساختن در کشوري که بيش از سه برابر ميانگين جهاني، تبخير دارد، حماقت محض است. از سوي ديگر، تمام دشت‌هايي که انسان در آن زندگي مي کند، بحراني است يعني از ۶۰۹ دشتي که در کشور است، بيش از ۴۵۰ مورد بحراني بوده و خوشبختانه در مابقي دشت ها، انساني زندگي نمي کند.»
پس از بررسي هاي علمي دريافتيم که بايد آب پاکي را روي دست همه کساني بريزيم که به نوعي مسبب اين بحران بوده اند.
طي ساليان گذشته بيش از ۱۱۰ ميليارد متر مکعب بيشتر از آبخوان‌ها برداشت شده، بدون اينکه فرصت جايگزيني داده شود و حفر چند صد هزار چاه عميق بدون مجوز و کف شکني چاه‌هاي موجود؛ سبب تخليه منابع با ارزش آب‌هاي زير زميني شده و در برداشت آب رعايت چرخه هيدرولوژيک و تجديد پذيري آبخوان ها صورت نپذيرفته است. منبع آب‌هاي زير زميني به تاراج رفته و به توصيه هاي دلسوزانه متخصصين توجه نشده. عدم اجراي طرح آمايش سرزمين و رعايت تناسب در اسکان جمعيت؛ انتخاب صنايع مناسب اقليم کشور؛ جانمايي صنايع در نزديکي منابع آب؛ افزايش راندمان بهره برداري آب؛ افزايش بهره وري درصدي در برخي سامانه هاي آبي؛ ترويج فرهنگ ۰۱آب در کشاورزي؛ کاهش تلفات صرفه جويي جملگي سبب تشديد بحران و سرانجام ورشکستگي آب در کشور است که پيامد آن فرونشست است و اين پديده، زيان از دست دادن فضاي ذخيره آبخوان ها؛ فرو نشست ابنيه و زيرساخت هاي واقع در حوزه نشست زمين؛ تلفات جاني و خسارات مالي را به همراه دارد.
امير شمشکي، معتقد است؛ فرونشست زمين پيامدهاي گسترده اي دارد و به اذعان او بعضي از فروچاله هاي همدان و استان فارس در لحظه ريزش، قطري حدود ۳۰ تا ۴۰ متر داشته و در عمق، ۱۰۰ تا ۵۰ متري اتفاق افتاده و از اين نظر، شانس با ما يار بوده است، از اين منظر که اگر چنين ريزشي در زير يک نيروگاه و بيمارستان و يا مرکز جمعيتي رخ بدهد، به فاجعه اي ملي تبديل مي شود. ولي تاکنون در زمين هاي کشاورزي چنين رويدادهاي خطرناکي به وقوع پيوسته و تلفات و خسارت انساني هم نداشته اما برخي از اين زمين ها به مراکز جمعيتي و مراکز خيلي مهم نزديک هستند. از طرفي، معضل ديگري که در زمينه فرونشست ناحيه اي ناشي از برداشت آب وجود دارد، متراکم شدن خاک است که خاک پتانسيل ذخيره سازي خودش را از دست مي دهد، يعني عملا بخش عمده اي از آبخوان هاي ما، برگشت ناپذير است. به هرحال اين تغييراتي هم که در سطح زمين به شکل غيرعادي شکل مي گيرد، آن توازن توپوگرافي و مسائلي که به سطح زمين برمي گردد را به هم مي زند. در واقع وقتي فرونشست اتفاق مي افتد، خاک هاي مسئله دار تشديد شده و اگر اين خاک‌ها در يکسري سازه هاي مهم مثل راه آهن، فرودگاه ها و پالايشگاه و سازه هايي که از طول زيادي برخوردار هستند مثل خطوط لوله انتقال، استفاده شود، اين سازه ها در معرض آسيب قرار مي گيرند و در مناطق کشاورزي، لوله جداره چاه‌ها له شده و يا بيرون زدگي پيدا مي کند و دائما شرکت‌هاي حفاري در حال حفر چاه هاي جديد و اصلاح لوله هستند و با جمع بندي اين مسائل در مي يابيم، خسارت‌هاي بسيار بالايي را از نظر اقتصادي به ما تحميل مي کند.
مطابق بررسي هاي اين پژوهشگر، فرونشست در محدوده شهري اتفاق نمي افتد، مگر در حاشيه بعضي شهرها. بنابراين عموما در محدوده دشت‌ها به ويژه مناطق کشاورزي، چنين پديده اي رخ مي دهد. از سوي ديگر همه مناطق مستعد فرونشست نيست.
البته ناگفته نماند که فرونشست انواع و اقسامي دارد و فرونشست ناحيه اي حاصل برداشت آب زيرزميني است و آنچه در سطح دنيا و از جمله ايران، مناطق گسترده تري را درگير کرده، فرونشستي است که در دشت‌هاي آبرفتي و لايه هاي ريزدانه، به علت پايين رفتن شديد آب‌زيرزميني اتفاق افتاده و در اين صورت، بخش عمده اي از سطح کشور، آبرفتي نيست، يعني شامل سنگ و يا آبرفت هاي دانه درشت مثل شن و ماسه بوده که اين ها مستعد ايجاد فرونشست نيستند و امروز بزرگترين معضل در اکثر دشت‌هاي مهم و پراهميت کشور، افت سطح آب هاي زيرزميني است و بعيد به نظر مي رسد که ما منطقه اي گسترده به لحاظ کشاورزي، صنعت، نيروگاه و سازه هاي مهم داشته باشيم و بعد در چنين دشتي فرونشست اتفاق نيفتاده باشد.
* فرونشست تا نزديکي و حاشيه فرودگاه مهرآباد رسيده؟
شاهد مثال آن، دشت مشهد، قزوين، نيشابور و اصفهان است، به وِيژه اصفهان که بزرگ‌ترين محدوده به هم پيوسته فرونشست را دارد و اگر بخواهيم اين ديدگاه را در نظر بگيريم شايد دشت رفسنجان و بخش کوچکي از مناطق جنوب غربي تهران درگير اين قضيه باشند وگرنه اکثرا در محدوده زمين هاي کشاورزي چنين اتفاقي به وقوع مي پيوندد. بخش عمده اي از دشت ورامين به ويژه قسمت جنوبي اين دشت و حاشيه لبه شمالي يعني حد فاصل شهر ورامين تا پيشوا، اين مسئله مي تواند نگران کننده باشد.
محمدجواد بلورچي، سخنگوي سابق سازمان زمين‌شناسي کشور بر اين تحليل تکيه دارد که شهر تهران فرونشست پذير نيست، چرا که بر روي سنگ هاي قلوه و شن و ماسه قرار گرفته؛ اين سنگ‌ها از خيابان انقلاب به پايين ريزدانه شده و مناطق ۱۷، ۱۸، ۱۹ و ۲۰ و چند شهر اطراف تهران مثل شهريار درگير اين پديده هستند.
پيش تر در نشست تخصصي کاهش خطرپذيري پديده فرونشست ناشي از تغييرات آب زيرزميني در شهر تهران گفته شد: «فرونشست تا نزديکي و حاشيه فرودگاه مهرآباد رسيده است و مناطق ۱۱ ،۱۲، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰ و ۱۰ را تهديد مي‌کند. ما در اين محدوده ۲۵ کيلومتر خط مترو، ۲۳۰۰ کيلومتر راه و ۲۱ دهانه پل داريم. ۴۴ پمپ بنزين و دو انبار بزرگ نفتي.» اما بلورچي مخالفت خود را با اينکه حاشيه فرودگاه مهرآباد در حال فرونشست است، ابراز مي دارد زيرا به اذعان او، اين محدوده بر روي درشت دانه ها قرار گرفته اما فرودگاه امام با اين پديده روبه روست.
حال بايد ديد آنان که مسئول اند و کاري از دستشان برمي آيد، چقدر اين حرف‌ها را جدي مي گيرند و براي مقابله با بحران فرونشست از جان و دل مايه مي گذارند…..

نویسنده : مرضيه صاحبي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.