دست‌به‌دامان باد | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 12857
  پرینتخانه » اجتماعی, ویژه تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۹۸ - ۹:۰۳ | 303 بازدید |
«رسالت» سیاست شهرداری در مقابله با آلودگی هوا را بررسی می‌کند؛

دست‌به‌دامان باد

حالا که هوا پس است، شايد بهتر باشد جاي مردان سياست در شوراي شهر، درخت بنشانيم تا هوا کمي تازه شود. تهران نفس ندارد و اين بسي ناجوانمردانه است، به هنگام هجوم آلاينده‌ها که نفس‌ها در سينه حبس و چشم‌ها از شدت سرخي به کاسه خون مي‌ماند، آنان دست به دامان وزيدن باد و باريدن باران‌اند!
دست‌به‌دامان باد

|مرضيه صاحبي- دبير گروه اجتماعي|
حالا که هوا پس است، شايد بهتر باشد جاي مردان سياست در شوراي شهر، درخت بنشانيم تا هوا کمي تازه شود. تهران نفس ندارد و اين بسي ناجوانمردانه است، به هنگام هجوم آلاينده‌ها که نفس‌ها در سينه حبس و چشم‌ها از شدت سرخي به کاسه خون مي‌ماند، آنان دست به دامان وزيدن باد و باريدن باران‌اند! مبادا خيال کنيد اين نگرشي طنز آلود به اصل ماجراست، خير اين‌گونه نيست. اتفاقا علامت سؤال بزرگ و بدقواره‌اي در پس ذهن‌مان کاشته شده: آيا پس از رشد روز‌افزون بيماران قلبي و ريوي و مرگ‌وميرهاي ناشي از آلاينده‌هاي موجود در هوا، آن جاني بالفطره که دستش به خون آدم‌هاي زيادي آلوده شده، «باد» است؟ بادي که گاهي به راست مي‌وزد و گاهي به چپ و گاهي اصلا نمي‌وزد و با هر نوزيدن، شماري از جمعيت ۱۳ ميليوني اين کلانشهر را به سوي پرتگاه مرگ هول مي‌دهد؟ البته اين قتلي شبه عمد و تدريجي است….
حتما شنيده ايد، طي روزهاي گذشته با تشديد آلاينده ها، شهردار در انتظار وزيدن باد بود اما انگار باد و باران و برف در اقدامي هماهنگ، دست به يکي کرده بودند تا تير شهردار به سنگ بخورد و از قضا خورد، در واقع سر و کله آلودگي چند روز بعد پيدا شد و ميخ خودش را با جسارت هرچه تمام، بر زمين و آسمان کوباند. حال باور کنيم که اين پيشاني نوشت تهران است و کاري از مديريت انساني برنمي آيد؟ يا با تکيه بر اين اصل محوري که سکان مديريت شهري و شوراي پنجم، در قد و قامتِ پستي تشريفاتي و سياسي است، همچنان سرخوشانه به حيات خود در شهر هزار توي خاكستري ادامه بدهيم و انفعال شوراي پنجم را که برآمده از راي مردم است، بپذيريم؟ آيا آنان نبايد پاسخگوي افکار عمومي باشند؟
* هفتگي يک ايرباس غول پيکر در شهرمان سقوط مي کند
«ما امروز در تهراني زندگي مي کنيم که هفته اي ۵۰۰ نفر به خاطر آلودگي هوا کشته مي‌شوند. در حقيقت گويا هفتگي يک ايرباس غول پيکر در شهرمان سقوط مي کند و عين خيالمان نيست.» اين عبارت، گفته هاي مجيد فراهاني از اعضاي فعلي شوراي شهر تهران است که دو سال پيش با اشاره به آمار مرگ و مير در اثر آلودگي هوا تصريح کرد: «در سال ٨٤ بيش از ۱۰ هزار نفر جان دادند و در سال ٩٥ اين عدد به دوبرابر رسيد و همچنان در حال ابراز نظر هستيم.» آنگاه همين شورا در اقدامي حيرت انگيز که بايد در کتاب رکوردهاي گينس ثبت شود، براي کاهش ترافيک در مناطق مرکزي شهر طرحي را ارائه کرد تا مقررات عبور و مرور در محدوده طرح ترافيک و زوج يا فرد تغيير کند. بر اين اساس تردد همه خودروها در اين ۲ محدوده به شرط پرداخت عوارض آزاد خواهد بود.
با اين طرح، ديگر هيچ خودرويي براي ورود به محدوده زوج و فرد با ممنوعيت روبه رو نخواهد شد و حتي ممنوعيت ۳ روزه خودروها براي ورود به اين محدوده برداشته مي شود و بر اين اساس، در همچنان برپاشنه عدم استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومي مي چرخد و تعداد خودروهاي عبوري در محدوده زوج و فرد چند برابر تعداد فعلي مي شود و هنگامي که تعداد خودروها چند برابر شود، ميزان آلودگي و ترافيک هم مضاعف خواهد شد. البته ناگفته نماند که درآمد شهرداري از محل طرح ترافيک هم چندين برابر مي شود بنابراين زوج يا فرد بودن پلاک خودرو، ديگر معيار تردد در محدوده طرح نيست. باشگاه خبرنگاران جوان در اين باره نوشته است: «تردد در اين محدوده که به حلقه دوم ترافيکي شهر تهران شهرت يافته، بر مبناي سهميه‌اي است که در هر فصل به ميزان ۲۰ روز به هر خودرو تعلق مي‌گيرد و قابل انتقال به فصل و يا خودروي ديگر نيست و شهروندان براي تردد در روز بيستم به بعد بايد هزينه عوارض تردد پرداخت کنند.» پرواضح است که دود تصميمات اين چنيني در چشم مردم خواهد رفت و اين گريز از قانون براي شهروندان در جهت ورود به محدوده طرح هاي ترافيک به منزله ايجاد درآمدهاي بلاوجه ديگر و تشديد آلودگي و تعرض به سلامت و حقوق شهروندان است.
البته انباشت آلودگي فقط گريبان تهراني ها را نگرفته، بلکه سال‌هاست حجم آلاينده ها در شهرهاي اصفهان، تبريز، مشهد و اراک در آن حد افزايش يافت كه متوليان شهر، ناچار به تعطيلي مراكزي همچون مدارس و دانشگاه و ادارات شدند كه مي توانست در كاهش آلودگي هوا اندك تاثيري داشته باشد اما روي سخن ما با تهران است و شوراي شهر که با بي تدبيري، بهترين برگ برنده خود را از دست داده. منظورم مقابله ثمربخش با آلاينده هاست، برگ برنده اي كه مي توانست در ميان داعيه هاي پرشماري كه در اين يک سال و ۹ ماه، تعداد معدودي از آنها هم به واقعيت نپيوسته، گل اقدامات اين شورا باشد. کنترل آلودگي هوا از جمله وعده هاي شوراي اصلاح طلبان بود و در مدت حيات خود كه امروز ۲ سال و چندماه به پايان عمرشان باقي مانده، كمترين اقدامات را براي تحقق اين شعار انجام داده اند.
سال گذشته بود که پيروز حناچي بعد از صدور حکم اش، با دوچرخه منزل تا محل کارش را رکاب زد تا در مقام حمايت از کمپين «سه‌شنبه‌هاي بدون خودرو» برآيد و در اقدامي ديگر، با مترو به محل کار خود رفت. اين رفتار، موجي از اظهارنظرهاي موافق و مخالف را برانگيخت تا آنجا که غلامحسين کرباسچي، شهردار پيشين تهران در صفحه اينستاگرام خود با انتشار تصويري از حناچي از او خواست «بجاي سوارشدن بر دوچرخه با ماشين به سرکارش برود وتلاش کند که صد‌ها واگن معطل مانده به خطوط مترو ملحق شوند که صد‌ها هزار مسافر مترو معطل نمانند و هزاران اتومبيل کمتر بيرون بيايند.»
*ناوگان از نفس افتاده حمل و نقل عمومي
حمل‌ونقل عمومي قوي، گسترده، سريع و کارآمد مي تواند درصد بالايي از مالکان خودروهاي شخصي را به سمت خود جذب کند و سايه سنگين اين حجم از آلودگي بي سابقه در فصل پاييز را از سرمان کم کند، پيروز حناچي پيش تر بر سهم ۷۰ درصدي خودروها در آلودگي هواي تهران اشاره اي گذرا داشته و بنابر اظهارات او و آمارهاي ارائه شده، ۴۰ درصد آلاينده ها مربوط به خودروهاي شخصي است برهمين اساس مدتي قبل، به صورت نمادين تلاش کرد براي دوچرخه سواري الگوسازي کند، اما آيا بهتر نيست، فکري به حال ناوگان خسته و از نفس افتاده حمل و نقل عمومي بکنند؟ ناوگان پير و فرسوده که سال‌هاست به سن بازنشستگي رسيده‌ و اگر قرار بود برمبناي استانداردها عمل بکنيم، عمر مفيد و استاندارد هر اتوبوس ۸ سال بود. گرچه مطابق گفته هاي حسن رسولي، عضو شوراي شهر، آلودگي هواي تهران پديده تک‌وجهي نيست و يک دستگاه هم متولي آن نيست و قانونگذار فراتر از شهرداري و شوراي شهر، استانداري را به‌عنوان مرجع در سطح استان تعيين کرده است اما به قول منتقدان، مديريت شهري در تهران، منفعل و حزبي عمل کرده و مبتلا به درگيري هاي قومي است، وگرنه مثل روز روشن است که نزديک به ۳۰ تا ۴۰ درصد اتوبوس هاي ما فرسوده اند و اين ناوگان به منبعي آلوده ساز تبديل شده، اين آمارها از آسمان نيامده اند و ارائه آنها نياز به طرح ديدگاه ها و نظريه هاي تخصصي و کارشناسي هم ندارد، اين ها مشتي از نمونه خروارهايي است که هزاران بار تکرار شده و از سوي ديگر، نبايد اين پرسش را از نظر دور داشت، اينکه مسئول نوسازي اين ناوگان فرسوده کيست؟ حتي همسويي شهرداري با دولت هم نتوانست به دريافت مطالبات اين مجموعه از دولت بينجامد تا آنجا که حسن رسولي درباره توسعه حمل‌ونقل
مي گويد: «حمل و نقل ريلي و افزايش اتوبوس‌، کل مسئوليت قانوني تامين ارز ناوگان مترو، تاسيسات و تجهيزات آن و اتوبوسراني و پرداخت يک‌سوم يارانه بليت مترو و اتوبوسراني جزء وظايف قانوني دولت است که ظرف سال جاري هيچ اقدامي در اين حوزه صورت نگرفته است که ما در شورا و هم شهرداري درحال پيگيري هستيم و با توجه به شرايط خاص کشور اين‌گونه تصميم‌گيري‌هاي مهم در راهروهاي بخش‌هاي مختلف دولت بلاتکليف مانده است. اختيار ال‌سي بازکردن و اختيار واردات تجهيزات ناوگان مترو به هيچ‌وجه در دست شهرداري نيست و شهرداري يک دستگاه خدماتي و ذي‌نفع است و درحقيقت مسئوليت راهبري اين سيستم را برعهده دارد و براساس قانون تامين اتوبوس‌ و تامين ناوگان مترو جزء وظايف دولت است.»
*لطفا نفس عميق نکشيد!
اين اظهارات همچنان بر شائبه سياست زدگي شوراي فعلي، مهر تاييد مي زند. فارغ از رقابت‌ها و نگرش‌هاي سياسي، هنگامي که شورا با تأييد مجاري قانوني بر سر کار مي آيد بايد تمام توان و همت خود را به‌کار گيرد اما چنين عملي در اقدامات شوراي پنجم مشهود نبوده است، مردم تهران، نفس ندارند و امروز و فرداست که آقاي شهردار در تازه ترين اظهارات خود، راهکاري طلايي ارائه کرده و به مردم بگويد، به هنگام حضور در خيابان، نفس عميق نکشيد تا آلودگي ريه هايتان را از کار نيندازد و از هستي ساقط تان نکند!
ما مي دانيم آلودگي هوا مسئله‌اي جهاني است، اما در ساير کشورها، نسخه هاي درست و درماني به منظور مقابله با اين بحران طراحي شده و حاصل اجراي چنين راهکارهايي، بهبود کيفيت هوا بوده است. در جايي خواندم که مکزيکوسيتي، در کنترل آلودگي هوا پيشرو و موفق بوده و از جمله برنامه هاي اجرا شده در اين کشور، برنامه بلند مدت ارائه خدمات حمل و نقل عمومي بر محور توسعه مترو، ايجاد خطوط اتوبوسراني تندرو، استفاده از اتوبوس هايي با حداکثر ظرفيت و حداقل آلايندگي، نه تنها ترافيک را کاهش داده، بلکه ساليانه ۸۰هزار تن از ميزان آلاينده دي اکسيد کربن اين شهر نيز کاسته است. در اين شهر همچنين طرح دوچرخه همگاني از طريق ساخت ۲۱ کيلومتر مسير ويژه دوچرخه سواري در سال ۲۰۰۹ به عنوان يکي ديگر از برنامه هاي
مکزيکوسيتي اجرا شد.» يا «در سارايوو پايتخت بوسني و هرزگوين، مسئولان به شهروندان توصيه کرده‌اند تا از خودروهايشان کمتر استفاده کنند و از آنها خواسته اند تا در ساعت صبح کمتر از خانه خارج بشوند.» (منبع: ايمنا)
ما چه کرده ايم؟ تقريبا هيچ کاري انجام نداده ايم و صرفا در انتظار وزيدن باد بر سر جاي خود نشسته ايم.
آمارها نشان مي دهد، «تهران از ابتداي امسال ۲۵ روز هواي پاک، ۱۸۳ روز هواي سالم و ۳۸ روز هواي ناسالم براي گروه‌هاي حساس و يک روز هواي ناسالم براي همه افراد» را تجربه کرده است.
بلاترديد هواي ناسالم تهرانِ رها شده و ضعف و عدم کارآيي مديريت شهري از سر و روي پايتخت مي بارد. ترکيب غيرتخصصي بسياري از اعضاي شورا و عدم رعايت صلاحيت ها و تخصص هاي لازم در عرصه مديريت شهري، مرگ رو به تزايد مردم و شهروندان و آسيب هاي وارده به سلامت جسم و روان آنها در اثر استنشاق هواي چرک و کثيف را به همراه داشته است.
ابوالفضل قناعتي، عضو پيشين شوراي شهر تهران، شهردار را مقصر نمي داند و آنطور که از محتواي کلام اش در گفت‌و گو با «رسالت» برمي آيد، بايد حناچي را تبرئه کرد و شوراي شهر را به باد انتقاد گرفت که چطور چنين فردي را به عنوان مديرشهري انتخاب کرده که به اندازه يک کشور نياز به خدمت رساني و رسيدگي دارد. کسي که تجربه فعاليت اجرايي در مقياس کلانشهر تهران را ندارد.
او در ادامه اظهاراتش يادآوري مي کند: «شوراي پنجم بايد فردي کارآمد و با تجربه را در راس امور قرار مي داد، فردي که در اين حوزه سوابق درخشاني داشته باشد اما سياسي کاري و نگرش جرياني اين شورا بر همگان مسجل بوده و حاصل چنين رويه باطلي، انتخاب شهرداري است که به هنگام طرح پرسش در زمينه آلودگي، پاسخ ابتدايي و کودکانه مي دهد، اينکه باد بوزد و تهراني ها را از شر آلاينده ها رها کند! از طرفي به رغم اينکه دولت بايد ۵۰ درصد هزينه ها را برعهده بگيرد، اينگونه عمل نکرده، علت هم مشخص است. دولت روحاني مخالف جريان فکري شهردار اسبق بود و احمدي نژاد هم به همان نسبت کمکي به مجموعه شهرداري نداشت، حال آنکه قرار بود در بحث هدفمندي يارانه ها، ۵۰ درصد هزينه هاي ساخت مترو و ۸۲/۵ درصد خريد اتوبوس از محل فروش بنزين و يا فرآورده هاي نفتي در اختيار شهرداري‌ها گذاشته شود اما هم احمدي نژاد و هم روحاني خلف وعده کردند و قاليباف با تجربه و توانمندي خود، فعاليت هاي بسيار خوبي را انجام داد و يک تنه با ظرفيت درآمدي تهران، خط ۳ را به اتمام رساند و خط ۶ و ۷ هم بالاي ۹۰ درصد قابل بهره برداري بود بنابراين شهردار اسبق با دست خالي عمل کرد، ما اگر بخواهيم در شهر تهران، هواي خوبي داشته باشيم بايد به مردم بگوييم شما از وسايل حمل و نقل شخصي استفاده نکنيد، چرا که بسترهاي استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومي فراهم شده، در واقع قاليباف با نوع عملکرد خود به دنبال استفاده کمتر شهروندان از اتومبيل هاي شخصي بود.»
عضو پيشين شوراي شهر تهران در ادامه اظهاراتش مي گويد: عليرغم اينکه روحاني و احمدي نژاد با قاليباف زاويه فکري داشتند اما عملا هر دو دولت، هيچ گونه امکاناتي را در اختيارش نمي گذاشتند و او برمبناي توانمندي هاي خودش حرکت کرد. ما اگر مي خواهيم در تهران هواي خوب داشته باشيم و بتوانيم نفس بکشيم بايد به دنبال تحقق شعار قاليباف باشيم، او تاکيد کرد، در هر ۳۰۰ متر از منازل مسکوني شهروندان تهران بايد حمل و نقل عمومي را توسعه داد، اين امر در رفع آلاينده ها، تاثير شايان توجهي دارد به عنوان مثال، وقتي من نوعي از منزل خود خارج مي شوم، بعد از طي کردن ۳۰۰ متر به اتوبوس و يا مترو دسترسي داشته باشم، اين طرح و شعار شهردار پيشين، پيشرفت هايي داشت و اگر اين شعار با پشتيباني و تعهدي که دولت نسبت به شهر دارد در تهران محقق شود، وضعيت متفاوت خواهد بود و لازمه اين اقدام، فعال شدن همه خطوط و تامين واگن هاي مورد نياز است. ما در حال حاضر با کمبود هزار واگن روبه رو هستيم و اتوبوسراني نيازمند توسعه و خريد ۹ تا ۱۰ هزار دستگاه اتوبوس است، اين موارد سبب خواهد شد، در صورت افتتاح کامل خط ۶ و ۷ حدود ۳ ميليون سفري که امروز با مترو انجام مي شود به ۷ ميليون سفر افزايش يافته و ۶۰ تا ۷۰ درصد از شهروندان تهران را با حمل و نقل عمومي جابه جا کنيم.»
قناعتي بر اين موضوع، صحه مي گذارد که امروز به علت حضور افراد سياست زده در شوراي شهر که عدم کارآمدي خود را توجيه شرايط جوي مي دانند، وضعيت هوا افتضاح شده، خاطرم هست در زمان مديريت قاليباف بر شهر، او از دولت روحاني درخواست کرد در جلسات هيئت دولت حضور داشته باشد و مشکلات مردم تهران را به گوش دولت برساند اما حسن روحاني به خاطر مسائل سياسي و تعصبات بي جاي سياسي، شهردار تهران را ناديده گرفت و ۴ سال نگذاشت، قاليباف در جلسات هيئت دولت حضور داشته باشد، امروز با آمدن حناچي، به دليل هم سويي و هم فکري دولت و شهرداري، مديريت شهري در قبال طرح مشکلات تهران سکوت مي کند و فقط در برابر سخنان رئيس جمهور، سر تاييد تکان مي دهد طبعا اگر فردي نظير قاليباف مي توانست در جلسات هيئت دولت حضور داشته باشد، حق مردم را از رئيس جمهور مي گرفت و آقايان هم مي دانستند اگر او در جلسات حضور پيدا کند، حق مردم تهران را مي گيرد.
او تاکيد مي کند: «حناچي، منفعل عمل کرده و اقدامات نماديني که به منظور ترويج استفاده از ناوگان حمل و نقل عمومي، انجام داده، حرکت هاي پوپوليستي و به نوعي عوام فريبي است. منظورم دوچرخه سواري و تردد است. شايد ايشان تهران را به طور کلي نمي شناسند، فرض کنيم عده اي از شهروندان سوار دوچرخه شوند و بخواهند از شهر ري به شمال تهران بروند، اين ها صبح ساعت چند بايد از خواب بيدار شوند و در سرما و تاريکي زمستان خود را به محل کارشان برسانند؟ بله آقاي شهردار مي تواند حدود نيم ساعت به صورت نمادين سوار دوچرخه شود، اما يک کارمند يا کارگر، چطوري مي تواند در هواي سرد و سوزناک پاييز و زمستان خودش را از شرق به غرب تهران برساند؟ آيا محل سکونت و فعاليت شغلي شهروندان تهران، در يک محدوده است؟ اصلا همه اين موارد به کنار، چرا طرح ترافيک را مي فروشند؟ اين ها مرتبا مي گويند ما امکانات و بودجه نداريم اما اين موضوع، از اساس باطل است، چون مي توانستند از دولت بگيرند و اگر نگرفته اند دال بر ناتواني خودشان است، پس چنين بهانه باطلي، نمي تواند اقدامات غلط آنان در زمينه برداشتن طرح زوج و فرد و پولي کردن طرح ترافيک اصلي را توجيه کند.»
امروز آنان که صاحب خودروهاي گران قيمت و راننده شخصي و خانوادگي و بعضاً، ضد گلوله و داراي سيستم هاي تهويه مناسب و مدرن در خودروهاي شخصي هستند به راحتي، بهاي طرح ترافيک را مي پردازند و عده اي که ناتوان از پرداخت وجه نقدند، جسم و جان خود را هر لحظه و ثانيه بر کف گذاشته و در اين هواي ناپاک و ويرانگر، با وسايل حمل و نقل عمومي فرسوده تردد مي کنند، اين است عدالت اصلاح طلبانه!
مجتبي شاکري از ديگر اعضاي شوراي شهر، اين مسئله را زير ذره بين نقد مي برد، او که در گفت و گو با «رسالت» سخن مي گويد، بر اين مسئله اذعان دارد که طرح هاي محدوديت آوري مثل طرح ترافيک و فروش مجوزها، مسئله آلودگي هوا را تشديد و به درآمد شهرداري کمک مي کند، به جاي اقدامات اين چنيني و متوسل شدن به باد و باران بايد کاري براي اين کلانشهر کرد، آلودگي همه را خفه کرده است.
*مصوباتي که مسکوت ماند!
شاکري در ادامه سخنانش تاکيد مي کند: «ما در شوراي چهارم، مصوباتي داشتيم و دولت موظف است خودروهاي هيبريدي و موتور سيکلت هاي برقي وارد کند تا جلوي توليد آلودگي گرفته شود اما اين مصوبات مسکوت باقي ماند و البته شهردار به طور مستقل نمي تواند در اين زمينه ورود داشته باشد از طرفي، بدهي انباشته اي که دولت ها به شهرداري داشتند، در آن زمان ۱۴ هزار ميليارد تومان بود، اين مبلغ را پرداخت نکردند و يا ترابري شهري و ناوگان فرسوده، بازسازي نشد و بلاتکليف باقي ماند، در اين دوره به دليل هم سو و هم فکر بودن شهرداري و دولت انتظار مي رفت، اقداماتي انجام شود که نشد بنابراين کارنامه شوراي پنجم و مديريت شهري، انفعال را نشان مي دهد.
او با بيان اينکه بايد با فکري خلاقانه و نوآورانه، مسئله رفع آلودگي هوا به سامان برسد چرا که موضوع آلاينده هاي موجود در هوا نگران کننده است، مي گويد: ما در دوره چهارم گزارش‌هايي داشتيم که سونامي سکته و سرطان بسيار بالاست و شهرداري بايد تدابيري بينديشد البته اين امر مسئوليت را از دولت سلب نمي کند، چرا که منشاء توليد آلودگي، دستگاه ها و خودروهايي هستند که توليد آنها زيرنظر دولت صورت مي گيرد و مجلس هم نتوانسته دولت را ترغیب کند تا جلوي آلودگي ناشي از سوخت ناقص خودروها يا سوخت هاي غيراستاندارد را بگيرد و از سوي ديگر شهرداري سعي دارد اقدامات نماديني همچون دوچرخه سواري را به منظور کنترل آلاينده ها انجام دهد اما مردم مي خواهند ببينند که روند اين حرکت‌هاي نمادين در رفتار، قوانين و تصميم سازي‌هاي شهرداري و شوراي شهر کجا ديده مي شود؟ چهار دوره قبل تر مصوباتي در اين حوزه وجود داشته، امروز بايد اين مصوبات اجرا مي شد، کجا رفت و چرا عملياتي نشد؟ لذا حرکت هاي نمادين به تنهايي کارساز نيست و بايد در عمل براي رفع آلودگي اقدام کرد.
اين عضو پيشين شوراي شهر تهران از وجود۶هزار و ۲۰۰ اتوبوس فعال در تهران خبر مي دهد که حدود چهارهزار دستگاه فرسوده هستند و اين آمار و ارقام هشدارهاي جدي براي مديريت شهري تهران است.
پيش تر محمد رستگاري، معاون پايش و نظارت محيط زيست، در گفت و گو با وطن امروز، مهم‌ترين علت نشر ذرات سمي در هوا را تردد انبوه خودروهاي فرسوده همچنين وجود خودروهايي که عمر بالايي دارند، ذکر کرده و عنوان کرده بود: «اگر بخواهيم آلودگي هوا در کلانشهرها کاهش يابد، بايد با حرکت در مسير تکنولوژي‌هاي مدرن و نوين و به کارگيري آخرين استانداردهاي روز دنيا تغييراتي در ساخت خودروها و موتوسيکلت‌ها ايجاد و نيز اقدامي جدي در جمع‌آوري خودرو‌هاي فرسوده انجام شود.»
* بازيگر اصلي آلودگي، خودروهاي متحرک
او در گفت و گو با «رسالت» هم تاکيد مي کند: «بازيگر اصلي آلودگي، خودروهاي متحرک هستند و اگر بخواهيم سهم حمل و نقل عمومي را افزايش داده و به همان نسبت استفاده از وسائط نقليه شخصي را کاهش دهيم، نيازمند توسعه ناوگان حمل و نقل عمومي هستيم، براساس قانون بايد حدود ۷۵ درصد حمل و نقل ما عمومي باشد اما در حال حاضر به ۶۰ درصد هم نمي رسد به ويژه اينکه ۳۰ درصد حمل و نقل بايد از طريق مترو انجام شود که اين عدد هم خيلي کمتر است و از برنامه عقب هستيم اما فرسودگي ناوگان حمل و نقل عمومي هم وضعيت آلودگي را بغرنج تر کرده، اتوبوس‌هاي ما بالغ بر ۱۰ سال عمر کرده‌اند و از سوي ديگر نظارت دقيقي بر توليد خودرو متناسب با استانداردهاي روز دنيا و توليد سوخت صورت نگرفته است.»
به گفته او، همواره با آغاز مهر، دغدغه آلودگي هوا تقويت مي شود و اين حجم از آلاينده ها که امسال مشکلاتي را براي شهروندان ايجاد کرده، در سنوات گذشته هم وجود داشته، البته در سال ۹۷ کيفيت هوا بهتر بود که بخشي از آن به علت پارامترهاي اقليمي بود، در واقع امسال نسبت به سال گذشته، تعداد روزهاي ناسالم افزايش پيدا کرده و بسته به پارامترهاي هواشناسي شدت آن کم و زياد مي شود.

نویسنده : مرضيه صاحبي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.