از صحن انقلاب به ميدان انقلاب | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 12853
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۵ آذر ۱۳۹۸ - ۸:۳۵ | 444 بازدید |

از صحن انقلاب به ميدان انقلاب

روز خوبي بود برايم امروز پاييزي؛ دوشنبه ۴ آذرماه ۹۸ که هم صداي حاج‌کاظم انبارلويي را شنيدم و هم صداي صفارهرندي را که تماس با اين دومي در حالي حاصل شد که داشت پل کالج را پياده مي‌رفت سمت ميدان انقلاب! من البته مشهدم هنوز! صداي قلم مرا و بل‌که ضربان قلب مرا از صحن انقلاب مي‌شنويد!
از صحن انقلاب به ميدان انقلاب

|حسين قدياني|
روز خوبي بود برايم امروز پاييزي؛ دوشنبه ۴ آذرماه ۹۸ که هم صداي حاج‌کاظم انبارلويي را شنيدم و هم صداي صفارهرندي را که تماس با اين دومي در حالي حاصل شد که داشت پل کالج را پياده مي‌رفت سمت ميدان انقلاب! من البته مشهدم هنوز! صداي قلم مرا و بل‌که ضربان قلب مرا از صحن انقلاب مي‌شنويد! به شوخي به استاد گفتم: «من گوشي را مي‌گيرم سمت بارگاه سلطان، شما به رضاي جان و جهان، سلام کن و شما گوشي را بگير سمت ميدان پر خاطره تا نديده فرياد بزنم؛ اين همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده!»عاشقي بسته به ادا و اطوار نيست که! مجنون با دلش جلو مي‌آيد! بدون گوشي هم گوش مي‌کند امام رئوف نجواي آدمي را! تو بگذار پيرزن پنجره‌فولاد با همان زبان آذري که يحتمل از گردنه‌حيران آمده، مدام بگويد؛ «اي ضامن جيران!» فارسي و عربي و ترکي، تنها در يک جمله و فقط با سه کلمه! بي‌خود نيست که آن‌روز نوشتم؛ «رضا امام عاشقان است!»
در اين سن و سال، ببين چه چادرسفيد گل‌داري هم پوشيده! کأنه عروس است! و مگر نيست؟! لعنت به دشمني که قد اين ملت را خميده مي‌خواهد! و ايران را ناامن مي‌خواهد! هزاري هم شاکي و بي‌اعصاب از اين دولت و آن مجلس باشيم، حساب انقلاب و رهبر انقلاب جداست! انقلاب صحن ماست، ميدان ماست؛ مشهد و تهران ندارد! تنهايش نمي‌گذاريم! ما مردم، کي تنها گذاشتيم حضرت سيدعلي را که اين دومي‌اش باشد؟! ۲۳ مرداد ۷۸ خالي کرديم صحنه را يا ۹ دي هشتاد و اشک؟! پيمان ما با اين مرد، همان عهد پدران ما با خميني است! ما پوست‌کلفتان روزگاريم! ترامپ مانده هنوز ما را بشناسد! BBC خبر مرگ ملکه‌ شيطان‌پرست را حتما روزي مخابره خواهد کرد اما برگ اين انقلاب در هيچ خزاني بر زمين نخواهد افتاد! از دوست هم نادوستي ببينيم، باز تار و پود چفيه حضرت‌آقا، محرم و مرهم دل زخم‌خورده‌ ما مجانين کوي انقلاب است! جوري اين سيد جليل‌القدر حکيم را دوست داريم که اگر بر فرض محال، ضدانقلاب هم شويم، هرگز ضد رهبر انقلاب نمي‌شويم! جمله اشکال دارد، نشدني است، ديوانه‌طور است! بله، همين‌طور است! شما ببخشاييد! شده‌ام عين اين کبوتر سفيد روي سقاخانه که عين فرفره دارد روي سرش مي‌چرخد! آخر خودم صحن انقلابم و دلم ميدان انقلاب است! البته با امام رضا! آفتابي که اگر هوا ابري هم باشد، باز مستقيم و بي‌واسطه مي‌تابد! نديدي گنبد طلايي‌اش را در روزهاي باراني؟! نديدي که با آن‌همه عظمت، خورشيدش را آورده پايين ابرهاي فتنه، نزديک زمين؟! براي دل ماست ديگر! آري! انقلاب ما نور از شمس‌الشموس دارد! جانم به اين آفتاب خراساني…

نویسنده : حسين قدياني |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.