صداقت و سلامت جوامع غربی! | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 12301
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۳ آبان ۱۳۹۸ - ۳:۰۰ | 279 بازدید |

صداقت و سلامت جوامع غربی!

غيبت، تهمت و دروغگويي رفتارهاي مذموم و ناپسندي هستند که آيات و روايات متعددي در مذمت آن آمده است و از نظر اسلام اين اعمال در رديف گناهان کبيره قرار دارد، از نگاه اجتماعي نيز، اين سه مورد به‌ويژه دروغگويي جزء پليدترين و کثيف‌ترين اعمالي محسوب مي‌شوند که ممکن است کسي مرتکب آن شود.
صداقت و سلامت جوامع غربی!

| احمدرضا هدايتي|
غيبت، تهمت و دروغگويي رفتارهاي مذموم و ناپسندي هستند که آيات و روايات متعددي در مذمت آن آمده است و از نظر اسلام اين اعمال در رديف گناهان کبيره قرار دارد، از نگاه اجتماعي نيز، اين سه مورد به‌ويژه دروغگويي جزء پليدترين و کثيف‌ترين اعمالي محسوب مي‌شوند که ممکن است کسي مرتکب آن شود.
اما حتما در جريان تعاملات روزمره، اين عبارت به‌گوش شما هم خورده ‌که «مردم غرب دروغ نمي‌گويند»، قوانين و مقررات و يا نظم و انضباط و نظافت و به عبارت ديگر، حقوق اجتماعي را رعايت مي‌کنند و خلاصه اين‌که اسلامي‌تر از ما رفتار مي‌کنند و به خاطر همين رفتارهاي خداپسندانه، اکنون در ناز و نعمت به‌سر مي‌برند.
القاي اين باور تا جايي مؤثر بوده که گروهي از عوام‌الناس نيز در مواجهه با اين‌گونه افاضات روشنفکر مأبانه، بلافاصله اين جمله معروفِ منسوب به سيد جمال‌الدين اسدآبادي که مي‌گويد؛ «به غرب رفتم اسلام ديدم ولي مسلمان نديدم و به مشرق برگشتم اسلام نديدم، ولي مسلمان ديدم» را به عنوان شاهد مطلب ارائه مي‌کنند.
البته برخي مي‌گويند: اين جمله از محمد عبده است، نه از اسدآبادي، اما صرف‌نظر از اين‌که اين جمله از کيست، يا اصلا واقعيت دارد يه خير، بايد ديد که گوينده، اين جمله را کِي (چه زماني)، کجا، در برخورد باچه موضوعي و با چه منظوري و خطاب به چه کسي بيان کرده است.
با اين‌حال معمولا نه‌تنها اين سؤالات هرگز مطرح نمي‌شود، بلکه هيچ‌کس نمي‌پرسد که اگر دنياي غرب به آن حد از فضائل اخلاقي و رفتاري که گفته مي‌شود، رسيده است، چرا بخش عمده عمر شخصيت‌هايي مانند همين سيد بزرگوار صرف مبارزه با دُوَل اروپايي و به‌خصوص کشوري مانند انگليس شده است و يا چرا مردم اين کشورها هرازگاهي متعرض وضعيت موجود مي‌شوند.
اما واقعيت چيست؟ قبل از پاسخ به اين سؤال، ذکر اين نکته ضروري است که طرح موضوعات ذيل به معناي انکار وجود اين ناهنجارها در جوامع اسلامي و يا کتمان مطلق رعايت صداقت در غرب نيست، بکه هدف بيان واقعيت‌هايي است که معمولاً با القائات يک‌طرفه رسانه‌هاي غربي و افراد به‌ظاهر روشنفکر وابسته و يا دلبسته به آنها و نيز افراد کم‌اطلاع، مورد غفلت افکار عمومي جامعه قرار مي‌گيرد.
چرا زمينه دروغگويي و بروز ساير ناهنجاري‌هاي رفتاري در غرب کمتر است:
قبل از هر چيز بايد گفت؛ اين ادعا که جهان غرب به‌طور مطلق عاري از ناهنجاري‌هاي رفتاري مثل دروغ و غيبت و تهمت و امثال آن مي‌باشد، کذب محض است، اما اين‌که در برخي از کشورهاي اروپايي زمينه‌هاي بروز اين‌گونه ناهنجاري‌ها کمتر وجود دارد، واقعيتي است که در ادامه به برخي از علل آن اشاره خواهد شد.
در غرب بسياري از ارزش‌ها بي‌ارزش هستند: شايد اين مطلب نامرتبط و غيرقابل ‌قبول به‌نظر برسد، اما واقعيت اين است که در جوامع غربي برخي ارزش‌ها چنان بي‌ارزش شده است که فرد تاجرمسلکي مانند، ترامپ که توليدکننده فيلم‌هاي مستهجن است، مي‌تواند بدون توسل به دروغ و انکار اقدامات کثيفش، کانديداي رياست جمهوري شده و در رقابت‌ها موفق شود و در ديگر کشورهاي غربي مثل فرانسه نيز، رفتارهايي مانند زنبارگي و روابط خارج از عرف افراد، مانع حضورشان در هيچ مقامي حتي رياست جمهوري نمي‌شود.
اين مفهوم بدان معناست که در غرب پاکدامني و عفت رنگ باخته و نياز نيست افراد ناهنجاري‌هاي رفتاري خود مانند؛ شرابخواري، اعتياد، فساد جنسي و بي‌ديني يا ارتباطشان با صهيونيست‌ها را کتمان کنند، البته در برخي از کشورها گاهي افراد مجبورند براي پنهان کردن خيانت به همسر، به رفتار منافقانه و دروغ متوسل شوند.
به تعبير ديگر چون ازيک‌سو بسياري از ارزش‌هاي اخلاقي مرسوم در کشورهاي شرقي و به‌خصوص ارزش‌هاي متداول در جهان اسلام، در غرب بي‌معنا و فاقد ارزش شده‌اند و از سوي ديگر سيستم‌هاي کنترلي امکان تخلف در بسياري از امور را از آنها سلب نموده است، لذا مجبور نيستند براي تطهير خود يا ادعاي برخورداري از ارزش‌هاي الهي و انساني، همانند برخي از مردم ساير کشورها، به دروغ و فريبکاري و دورزدن قانون متوسل شوند.
​​​​​​​بيان اين نکته به هيچ وجه به معناي نفي ارزش‌ها و يا تأييد رفتار کساني که براي اثبات خود به استفاده از روش‌هاي نامتعارف متوسل مي‌شوند نيست، بلکه بيانگر اين حقيقت است که وجود ارزش‌هاي متعدد، همانقدر که مي‌تواند در رشد و تعالي جوامع مؤثر واقع شود، در صورت کم‌توجهي به مقوله تعليم و تربيت و فرهنگ‌سازي اصولي، مي‌تواند براي افراد سست ايمان و غيرمتعهد، زمينه بروز رفتارهاي نامطلوب را فراهم نمايد.
شفافيت سيستمي در بسياري از امور برقرار است: در همه جوامع (با نسبت‌هاي متفاوت)، افراد منافق، زالوصفت و فرصت‌طلب غيرقانوني وجود دارند، اما برخي از کشورها براي مبارزه با اين افراد فقط به فرهنگ‌سازي (عمدتا ناقص) اکتفا کرده‌اند و برخي از ديگر کشورها، به‌خصوص کشورهاي غربي براي کنترل ناهنجاري‌هاي رفتاري و اخلاقي افراد جامعه، بر استفاده از ابزار مادي يا ضابطه‌گذاري و استفاده از روش‌هاي کنترلي متمرکز شده‌اند و همين مسئله سبب شده تا حدود زيادي امکان تخلف و ارتکاب جرم از افراد جامعه سلب شود.
به عبارت ديگر استفاده بهينه از نرم‌افزارها و سيستم‌هاي الکترونيکي هوشمند، يکي ديگر از شگردهاي مفيدي است که دنياي غرب براي جلوگيري از بروز ناهنجاري‌هاي رفتاري و اخلاقي افراد جامعه مورد توجه قرار داده است، در واقع بهره گرفتن از اين شيوه سبب شده تا ضمن ايجاد شفافيت در بسياري از امور از جمله؛ روابط اداري مثل صدور مجوزها، فرآيند اجراي پروژه‌هاي مختلف، تبادلات تجاري يا معاملات مالي و اقتصادي، امکان تخلف، دروغگويي و دور زدن قانون از بين برود.
به عبارت ديگر، در فعاليت‌هاي اقتصادي از همان ابتدايِ کار، نوع، مبلغ، زمان، مکان، شرايط و ساير اطلاعات معاملات تجاري و مالي مشخص مي‌شود و حتي فعاليت‌هاي اداري نيز به طور دقيق و با استفاده از سيستم‌هاي هوشمند در چارچوب روش‌هايي کاملا منطقي و اصولي ثبت و ضبط مي‌شود و عوارض، ماليات‌ها نيز بر همين اساس اخذ و پيگيري‌ها هم در همين چارچوب انجام مي‌شود و لذا افراد جامعه اگر هم بخواهند، نمي‌توانند براي فرار از پرداخت ماليات و عوارض يا دور زدن قوانين و مقررات دروغ بگويند.
قوانين و مقررات هدفمند و بازدارنده پيش‌بيني شده است: يکي ديگر از نقاط مثبت جوامع غربي و به‌ويژه اروپايي، تنظيم و تصويب قوانيني است که خطوط قرمز را به درستي و متناسب با فرهنگ جامعه، براي شهروندان مشخص نموده و خلأ قانوني چنداني در آن ديده نمي‌شود.
البته کشور انگليس فاقد قانون اساسي است و قانونگذاري در حيطه اختيارات ملکه قرار دارد که البته در برخي از موارد به ساير دستگاه‌ها يا افراد تفويض شده است، اما در هر حال سيستم کنترلي به شکلي طراحي شده که همه مردم مجبور به اجراي قوانين و مقرات وضع شده هستند.
متأسفانه اين مسئله (قانونگذاري و ضابطه‌گذاري دقيق) در بسياري از ديگر کشورها از جمله در کشور ما به‌رغم وجود مراجع متعدد قانونگذاري، به علل مختلف مثل کم‌کاري و ناتواني برخي از مسئولين، سنگ‌اندازي برخي از افراد و شايد هم به دليل تعدد همين مراکز، همچنان لاينحل مانده و لذا اين وضعيت، خواسته يا ناخواسته زمينه بروز ناهنجاري‌هاي مذکور را فراهم نموده است.
سيستم کنترلي و نظارتي قوي طراحي و تعبيه شده است: وجود سيستم‌هاي کنترلي و نظارتي پيشرفته و دقيق را بايد يکي از دلايل اصلي کاهش ناهنجاري‌هاي رفتاري و اخلاقي در غرب دانست.
به‌عنوان مثال، براي کنترل جمعيت۵۴/۳۱۶/۶۰۰ نفري انگليس، هم‌ اکنون بيش از ۶ ميليون دوربين مداربسته در سرتاسر بريتانيا از خيابان‌ها و وسايل نقليه عمومي گرفته تا فاضلاب‌هاي شهري و حتي مزارع دامداري و ديگر اماکن نصب شده است.
از اين تعداد حدود ۵۰۰ هزار دوربين فقط در لندن نصب شده است، (به‌طور ميانگين به ازاي هر ۹ نفر يک دوربين کنترلي در انگليس وجود دارد)، طبق ادعاي «سازمان مطالعات انساني» آمريکا، هم‌اکنون ۲۴۵ ميليون دوربين نظارتي (انواع مختلف) در سرتاسر جهان نصب است که انگليس با سهم «۲۰ درصدي» در رتبه اول قرار دارد. اين در حالي است که اين کشور فقط يک درصد جمعيت جهان را شامل مي‌شود.
علاوه براين؛ سيستم‌هاي ماهواره‌اي، بالگردها، پهپادها و نيروهاي امنيتي و اطلاعاتي نيز دائما در حال رصد کردن حرکات شهروندان يا مسافرين و مهاجرين هستند.، سيستم‌هاي شنود و کنترل از طريق تلفن خانگي يا تلفن همراه و يا ابزاري مانند، اينترنت و دستگاه‌هاي GPS که تقريبا روي تمام وسايل نقليه نصب شده است نيز، به اين سيستم کنترلي کمک مي‌کنند.
اگرچه تعداد دوربين‌هاي کنترلي نصب شده در ساير کشورهاي اروپايي در اين حد نيست، اما استفاده از ساير روش‌هاي مورداشاره، در اين کشورها نيز با شدت، دقت و گستردگي بيشتري مورد توجه قرار گرفته است و باعث شده تا جامعه با مشکلات کمتري در اين زمينه (ناهنجاري‌هاي رفتاري) مواجه شود.
برخي از هنجارهاي اجتماعي نهادينه شده است: مجموعه اقدامات به‌عمل آمده در غرب نوعي فرهنگ‌سازي است که به نهادينه‌سازي وضعيت موجود منجر گشته و خواسته يا ناخواسته در برخي از موضوعات شرايط نسبتاً مطلوبي را برقرار نموده که البته مبتني بر استفاده از قوه قهريه و ابزار و روش‌هاي بازدارنده است.
به همين دليل مي‌توان مدعي شد که شرايط فعليِ ايجاد شده در غرب، عمق و اصالت ندارد و درست به همين دليل است که اين کشورها در مواجهه با مشکلاتي مانند؛ گراني، بيکاري، تورم و يا وقايع اجتماعي يا حوادث طبيعي غيرمترقبه که سيستم کنترلي تضعيف مي‌شود، دچار هرج و مرج مي‌شوند و مردم به خيابان‌ها مي‌ريزند و حتي به غارت و چپاول اموال عمومي مبادرت مي‌نمايند.
بنابراين بار ديگر اين سوالات مطرح مي‌شود که اگر مردم غرب خوش‌کردار و عاري از اين ناهنجاري‌ها و هستند، پس علت استفاده از اين همه سيستم کنترلي، نظارتي و امنيتي چيست؟ در چنين شرايطي (کنترل و نظارت دقيق) چه تعداد از افراد جامعه جرئت پيدا مي‌کنند که مرتکب تخلف يا رفتار نامتعارف شوند؟ اصولاً آيا در کشورهايي که مسئولانشان با دروغ و نيرنگ و فريبکاري کشورهايشان را اداره مي‌کنند و کشورهاي ديگر را استثمار مي‌کنند، مردم مي‌توانند از اين ناهنجاري‌ها مبرا باشند؟ آيا بدون توسل به دروغ امکان داشت بتوانند چنين شرايطي را براي خود فراهم نمايند؟
واقعيت چيست؟
با توجه به توضيحات فوق، در غرب همه چيز آن‌گونه نيست که به نمايش گذاشته ‌مي‌شود، براي مثال بايد به خبرسازي و دروغ‌پراکني رسانه‌هاي غربي، دروغگويي‌هاي مسئولين غربي در موارد مختلف بين‌المللي مثل؛ برجام يا وجود سلاح‌هاي کشتار جمعي در عراق و ليبي اشاره کرد.
امروز بسياري از جوامع اروپايي گرفتار معضلاتي مانند؛ پولشويي، قاچاق اسلحه، قاچاق موادمخدر و حتي قاچاق انسان و ده‌ها مشکل مشابه مي‌باشند و کارتل‌ها و تراست‌ها نيز با فريبکاري و حقه‌بازي محصولات خود را به مردم تحميل مي‌کنند و در حال مکيدن خون مردم هستند.
سياسيون براي موفقيت در رقابت‌هاي انتخاباتي به هر روش و ترفندي روي مي‌آورند و هر راست و دروغي را به خورد مردم مي‌دهند. دولتمردان موجود آنها نيز به بهانه‌هاي واهي و فريب افکار عمومي مردم داخل و خارج از کشورهايشان، همواره در حال جنگ با مردم دنيا هستند.
اکنون اين مشکل (دروغگويي) در غرب موضوع آشکاري است که در فيلم‌هاي مستند و حتي در فيلم‌هاي سينمايي که خود آنها در باب ناهنجاري‌هاي اجتماعي مانند؛ اختلاس، کلاهبرداري، حوادث جنايي و موضوعات مشابه آن توليد مي‌کنند، نيز به چشم مي‌خورد.
جان کلام اين‌که؛ در جوامع غربي اگر هم خطاي رفتاري کمتري به چشم مي‌خورد، يا ناشي از وجود سيستم‌هاي کنترلي و نظارتي قوي و استفاده از سامانه‌هاي الکترونيکي هوشمند است، يا کاملاً پنهان و در لفافه است و رسانه‌ها به گونه‌اي ديگر جلوه مي‌دهند، يا بسياري از رفتارها غيراخلاقي و غيرارزشي محسوب نمي‌شوند.
البته بيان اين موارد به مفهوم نفي ضرورت استفاده از ابزار و روش‌هاي کنترلي و نظارتي و يا استفاده از سامانه‌هاي هوشمند الکترونيکي براي کمک به شفاف‌سازي فعاليت‌ها نيست. اما براي جامعه اسلامي شرايط هنگامي مطلوب تلقي مي‌شود که فرهنگ جامعه به حدي از بلوغ رسيده باشد که جامعه بدون استفاده از اين ابزار نيز از خطر ناهنجاري‌هاي رفتاري در امان باشد.
و اين همان نکته‌اي است که متأسفانه به اندازه کافي مورد توجه قرار نگرفته و به‌خاطر کم‌کاري‌ها و ضعف سيستم آموزشي، تربيتي و فرهنگي، هنوز به‌طور کامل و مبتني بر ارزش‌هاي اسلامي محقق نشده است.

نویسنده : احمدرضا هدايتي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.