حرمت موي سپيد | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 1181
  پرینتخانه » اجتماعی تاریخ انتشار : ۲۰ اسفند ۱۳۹۷ - ۲۳:۳۵ | 653 بازدید |
گزارش رسالت از وضعيت سالمندان‌ در ‌ايران

حرمت موي سپيد

هرلحظه آهنگ رشد سالمندي در ايران شتاب مي گيرد و پيش بيني ها حکايت از آن دارد که سالمندان کشور تا سال 1430به بيش از 30 درصد مي رسند. بي ترديد اين اتفاق معادلات را براي برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران تغيير خواهد داد.
حرمت موي سپيد

هرلحظه آهنگ رشد سالمندي در ايران شتاب مي گيرد و پيش بيني ها حکايت از آن دارد که سالمندان کشور تا سال ۱۴۳۰به بيش از ۳۰ درصد مي رسند. بي ترديد اين اتفاق معادلات را براي برنامه‌ريزان و سياست‌گذاران تغيير خواهد داد. اما در اين ميان موضوع سوء‌رفتار با سالمندان در جامعه جهاني به‌ ويژه جامعه ما به عنوان پديده اي نوظهور و ناشناخته کمتر مورد تحليل و بررسي قرار گرفته است. حال آنکه مهمترين خطري که فرد سالمند را تهديد مي کند در انزوا قرار گرفتن او، طرد شدگي و خشونت هاي کلامي و فيزيکي اطرافيان است.
بارها شنيده ايم که «۲۴ ميليون از جمعيت ۸۰ ميليوني ايران تا ۳ دهه آينده سالمند خواهند شد.» بنابراين چه بخواهيم و چه نخواهيم، روزي پيري بي خبر از گرد راه مي رسد. آن وقت موهايمان سپيد مي شود. زانوها کم مي آورند. کمر خميده مي شود و ديگر انجام خيلي کارها آسان نيست. تازه بماند که ورود به اين دوران سرآغاز دردهاي روحي است، از اضطراب و تنهايي تا افسردگي و بي قراري و شايد به همين خاطرست که تحمل سالمندان براي اطرافيان با رنج و مرارت توام مي شود و گاه بي آنکه بدانند آنها را مورد آزار قرار مي دهند. البته سرمنشاء عوارض و بيماري هاي سالمندان و اختلالات خلق و خوي آنان تا حدود زيادي با تنگناي معيشتي و عدم حمايت هاي اجتماعي ارتباط دارد.
سالمندان خود را در شمار طردشدگان اجتماعي به شمار مي آورند و اين بزرگترين شکنجه و آزار روحي است که اين گروه متحمل مي شوند. ساناز وکيلي در زمره روانپزشکاني قرار دارد که سالها در حوزه سالمندان فعاليت کرده است. او به روزنامه رسالت مي گويد: سالمندان از همين طردشدگي اجتماعي آزار مي بينند. از اينکه اغلب داراي بنيه مالي محدودي بوده و فرزندان عهده دار تامين معيشت و مباحث درماني آنان هستند. بالطبع فرزندان هم به خاطر کسري بودجه و از سوي ديگر خستگي و ناتواني در نگهداري از سالمند دچار کم طاقتي مي شوند و گاهي با اهانت هاي کلامي يا خشونت هاي رفتاري موجبات رنجش فرد سالمند را فراهم مي سازند.
بي ترديد مصاديق در اين زمينه بسيار است و دراينجا به انعکاس سخنان تعداد محدودي از سالمندان آزار ديده پرداخته ايم.
«پ-ر» سالمند ۷۰ ساله اي است که حسرت روزهاي جواني را مي خورد. به قول خودش گلويش خشک مي شود و کسي نيست يک ليوان آب دستش بدهد. مي گويد: پير شديم و کسي هوايمان را ندارد. حقوق بازنشستگي همسرم بخور و نمير است. خودش هم چندسال پيش فوت کرد. خانه را فروختم و ارث پسرم را دادم. حالا زير دست اولاد افتاده ام و عروسم هرچند وقت يکبار به پسرم غر مي زند که مادرت را از خانه بيرون کن! اين همه سال زحمت کشيدم نبايد مزدم اين باشد.
«ل- م» ۶۵ ساله است. ۶ ماه پيش در يک سانحه تصادف کمرش آسيب ديده و خانه نشين شده است. پسر و دخترش از رسيدگي به او خسته شده اند و گاهي با پرخاشگري از دادن داروهايش امتناع مي کنند. «ل-م» آه مي کشد و آرزوي مرگ مي کند.
«ب-آ» بازنشسته يک شرکت خصوصي است و ۶۷ سال دارد. مي گويد: دوران سالمندي همانند دوران کودکي است. ما سالمندان همانند کودکان انتظار مهرباني، مراقبت و محبت داريم اما اطرافيان‌مان اين را درک نمي کنند و حتي جامعه نيز رفتار مناسبي با ما ندارد. وقتي اتوبوس يا مترو شلوغ است. جوان ها از روي صندلي بلند نمي شوند. گذشت آن دوران که موي سپيد حرمت داشت.
پژوهش ها نمايانگر اين واقعيت است که با تغيير سبک زندگي، سالمندان کمتر مورد احترام و تکريم قرار مي گيرند و اين امر يکي از نشانه هاي عيني آزار است و حس انزوا و طردشدگي را در ميان سالمندان تشديد مي کند. گفته مي شود پس از رفع نيازهاي مالي و پر کردن خلاء تنهايي، مسئله حمايت اجتماعي مي تواند به ارتقاء کيفيت زندگي سالمندان منجر شود. به نظر مي رسد برنامه‌ريزي اجتماعي در حيطه سالمندان و ارائه بسته‌هاي حمايتي براي گروه‌هاي آسيب‌پذير اعم از زنان سالمند بيوه، سالمندان فقير و سالمندان داراي معلوليت داراي اهميت بسياري است زيرا فقر و تنهايي و عدم حمايت هاي اجتماعي در کنار مشکلات سالمندي، اين گروه را در معرض آسيب ها و نارضايتي هاي اطرافيان قرار داده است.
سازمان ملل در مطالعات خود با در نظر گرفتن ميانگين اميد به زندگي در سطح جهان، آغاز سن سالمندي را ۶۰ سالگي عنوان کرده است و در حال حاضر ۹ درصد جمعيت ايران سالمند هستند.
سالمندان باتوجه به بيماري‌هاي متعدد جسماني و رواني قادر به دفاع از حقوق خود نيستند و ممکن است پرستاران و يا مراقبان به خاطر ناتواني و خستگي، آنها را مورد اذيت و آزار قرار دهند و اين امر چندان دور از ذهن نيست. براين اساس هر نوع عملي که منجر به آسيب جسمي، روانشناختي، اجتماعي يا مالي سالمند شده و به کاهش کيفيت زندگي او منجر شود، تحت عنوان پديده آزار سالمند تعريف خواهد شد.
تحقيقات، نمايانگر اين واقعيت تلخ است که ۸۷ درصد سالمندان حداقل يک بار آزار ديده‌اند. در پژوهشي که مازيار مولايي در رابطه با ميزان شيوع سوء‌رفتار با سالمندان در ايران طي سال‌هاي ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۴ انجام داده‌اند، اين نتيجه به دست مي‌آيد که ميزان سالمندآزاري در ايران بسيار بيشتر از ساير کشورهاست. همچنين در بين انواع آن به ترتيب سالمندآزاري عاطفي (۳۰/۷ درصد)، سالمندآزاري رواني (۲۵/۴ درصد)، غفلت از سالمندان (۲۵/۱ درصد)، سالمندآزاري مالي (۱۹/۷ درصد)، سالمندآزاري جسمي (۱۳/۱ درصد) و طردشدگي (۱۱/۷ درصد) شايع‌ترين انواع سالمندآزاري در ايران هستند.
به نظر مي رسد در تعيين سياست هاي مربوط به سالمندان و مقابله با پديده آزار جسمي و روحي اين گروه بايد به برنامه هاي مربوط به زنان سالمند توجه بيشتري شود زيرا زنان عموما نسبت به مردان سالمند مشکلات بيشتري دارند. تحقيقات انجام شده نشان مي دهد که دوران سالمندي براي زنان بسيار طولاني تر از مردان است. معمولا زنان سالمند ايراني به طور متوسط ۱۰ سال آخر عمر خود را در بيوگي مي گذرانند. زنان ايراني معمولا ۵ سال کوچکتر از همسرانشان هستند و عمدتا زنان ۵ سال از مردان بيشتر عمر مي کنند. همچنين دايره همسرگزيني براي مردان سالمند نسبت به زنان سالمند وسيع تر است. باوجود اينکه هنوز فرهنگ سپردن سالمندان به آسايشگاه هاي سالمند در ايران رايج نشده ولي داده هاي آماري نشان مي دهد که سالمندان مقيم آسايشگاه هاي تهران بزرگ ۶۷ درصد زن و ۳۳ درصد مرد هستند. (مرکز مطالعات شهر تهران) مطالعه ديگري نشان مي دهد که ۶۷ درصد مردان و ۶۳ درصد زنان سالمند که در خانواده زندگي مي کنند کيفيت مطلوبي را در زندگي خود تجربه مي کنند ولي بقيه وضعيت مطلوبي در زندگي ندارند.
همچنين وضعيت کيفيت زندگي ۵۷ درصد مردان و ۴۵ درصد زنان در خانه هاي سالمندان خصوصي نسبتا مطلوب است و بقيه در شرايط نامناسبي زندگي مي کنند.
ساير پژوهش ها حاکي از آن است که در بين مردان سالمند مورد مطالعه حدود ۹۴ درصد داراي درآمد هستند که خود و خانواده هايشان را اداره مي کنند ولي در بين زنان سالمند تنها ۴۶ درصد به نوعي درآمد دارند. درآمد مردان سالمند عمدتا از دو منبع حقوق بازنشستگي و کار آزاد است ولي زنان سالمند ۳۳ درصد از حقوق بازنشستگي، اجاره خانه يا مستمري همسر استفاده مي کنند و ۱۴ درصد از طريق کمک فرزندان تامين درآمد مي شوند و بالاخره ۵۴ درصد هيچ درآمدي ندارند. (سام آرام ۱۳۸۱) اين مسئله يعني موضوع تنگناي معيشتي و عدم استقلال مالي سالمندان در ايران به عنوان يکي از مهمترين مباحث آزار سالمندي مورد تاکيد قرار گرفته است. مطابق پژوهش هاي صورت گرفته بين ۲۵ تا ۳۰ درصد سالمندان دچار فقر مطلق اند و ۸۰ درصد به خانواده وابسته اند و ۹ درصد هيچ منبع درآمدي ندارند.
*ارتباط مستقيم فقر با پديده سالمند آزاري
محسن سلمان نژاد، رئيس دبيرخانه شوراي ملي سالمندان هم در گفت‌وگو با روزنامه رسالت به اين امر اذعان مي کند که «ميان فقر و عدم استقلال مالي با پديده سالمندآزاري ارتباط مستقيم وجود دارد. البته آنهايي که تمکن مالي هم دارند، بعضا مورد اذيت و آزار قرار مي گيرند و در واقع دچار زخم بستر مي شوند و گاهي حتي کسي نيست به دادشان برسد و يا پرستاري ندارند که داروهايشان را به موقع بدهد. ولي معمولا افرادي که تمکن مالي دارند، مي توانند پرستاري را استخدام کرده و تحت مراقبت هاي ويژه قرار بگيرند اما در طبقه فرودست جامعه؛ فقر مالي، عامل تاثيرگذاري است و پژوهش هاي مختلف هم اين را نشان داده که معيشت يک سالمند با کيفيت زندگي اش مرتبط است. ضمن اينکه افراد سالمند متمول اغلب به تفريح و مسافرت مي روند و اين امر از بروز بيماري ها و انزوا و تنهايي جلوگيري مي کند و به همان نسبت سالمند کمتر نيازمند مراقبت است.»
او در ادامه سالمندآزاري را به دو دسته آشکار و پنهان تقسيم کرده و مي افزايد: «سالمندآزاري پنهان شامل عدم احترام، بي توجهي و فراموش کردن سالمند است، از سوي ديگر در حوزه قوانين سالمندي دچار نقصان و کاستي هستيم و اين امر هم نوعي سالمندآزاري محسوب مي شود. در بسياري از کشورها اگر به معلول و سالمندي تعرض شود، مجازات فرد تعرض کننده بسيار سنگين است. بنابراين اگر قانون درستي براي اين گروه وضع شود، قاعدتا ميزان اذيت و آزار آنان کاهش مي يابد. متاسفانه سهم سالمندان از قانون بسيار محدود است. بي ترديد براي مقابله با پديده سالمندآزاري بايد قوانيني با ابعاد مختلف در حوزه معيشت، مسکن، پيوندهاي اجتماعي و درماني وضع کنيم. البته همه اين موارد در محيط دوستدار سالمند مدنظر قرار گرفته است.»
در محيط دوستدار سالمند، موضوع ارتقاء ساختارهاي اجتماعي اقتصادي مدنظر قرار مي گيرد و براين اساس قوانين موجود به گونه اي اصلاح مي شوند که بيشترين حقوق افراد سالمند و افراد خاص رعايت شده و محيط جامعه آماده پذيرش سالمندان بوده و از انزواي اجتماعي و تنهايي فردي آنان جلوگيري مي شود؛ همچنين تامين مالي در دوران بازنشستگي، بيماري و کسالت را تضمين مي کند.
مطابق ديدگاه سازمان بهداشت جهاني، شهر دوستدار سالمند شهري است که سالمندان از نظر فيزيکي و اجتماعي زندگي راحت و مستقلي در آن داشته باشند و با احساس امنيت، در جامعه مشارکت فعال داشته باشند.
به گفته سلمان نژاد «توجه به طرح محيط دوستدار سالمند از جمله نمادها و نشانه هاي حمايت اجتماعي است.» او در عين حال اين را هم مي گويد که «اگر اطرافيان به اندازه کافي به سالمند توجه نکنند و يا استقلال اقتصادي را از سالمند سلب کرده و او به حساب بانکي خود دسترسي نداشته باشد و املاکش را مسدود کنند، به نوعي او را آزار داده اند.»
«ظاهرا آمار دقيقي از اين ناهنجاري اجتماعي موجود نيست اما بررسي ها حاکي از آن است که زنان تنها تقريبا چهاربرابر مردان کشور هستند و به همان نسبت بيشتر از مردان سالمند مورد اذيت و آزار قرار مي گيرند.» سلمان نژاد با بيان اين عبارت تاکيد مي کند: امروزه به خاطر توسعه شهرنشيني، شاهد توسعه سالمندآزاري در مصاديق مختلف هستيم و خانواده ها به دليل سبک زندگي آپارتمان نشيني براي نگهداري سالمندان با دشواري هايي مواجه اند.
او مهمترين دلايل سالمند آزاري در ايران را با فقر، کمبود قوانين در کشور و بحث فرهنگي مرتبط دانسته و با اشاره به سندملي سالمندان عنوان مي کند: «اين سند يک منشور است و شامل ۶ هدف اصلي يعني ارتقاي سطح فرهنگي جامعه در خصوص پديده سالمندي، توانمندسازي سالمندان، حفظ و ارتقاي سلامت جسمي، رواني و اجتماعي سالمندان، ارتقاي سرمايه اجتماعي و حمايت‌هاي اجتماعي، توسعه زيرساخت هاي مورد نياز در امور سالمندي و امنيت مالي نظام حمايت از سالمندان است و صرفا چراغي است براي اينکه از مسير اصلي منحرف نشويم. ما براساس سند مذکور بايد به مرحله عملياتي ورود کنيم. ضمن اينکه بسياري از موضوعات سالمندي نيازمند منابع است. يعني فقط بحث فرهنگ‌سازي و الزام کردن دستگاه ها مطرح نيست.»
بي ترديد بحث سالمندآزاري تنها مختص جامعه ايران نيست. انجمن روان‌شناسي آمريکا گزارش تامل برانگيزي منتشر کرده که نشان مي دهد سالانه حدود ۲ميليون سالمند در اين کشور، تحت سوءاستفاده‌هاي مالي، روحي، جسمي و مانند آن قرار مي‌گيرند. اين آمار مربوط به افرادي است که اين رفتار را گزارش
مي کنند؛ نبايد فراموش کرد که تعداد زيادي از سالمندان رفتارهاي خشونت‌آميز يا بدرفتاري با خودشان را گزارش نمي‌دهند. آمار دقيقي در اين باره در کشور ما وجود ندارد اما اوضاع براي سالمندان، در همه جاي دنيا ممکن است خطرناک باشد. در همين باره، اسماعيل شيخي، کارشناس ارشد جامعه شناسي مي گويد: «سالمندان معمولا به دليل کاهش توانايي‌هاي جسمي و شناختي، تا حدودي به کمک ديگران وابسته هستند. اين موضوع سبب مي‌شود برخي از اطرافيان آنها که داراي ناهنجاري‌هاي شخصيتي هستند، از آسيب‌پذيري آنها سوءاستفاده کنند. متأسفانه به دليل ناتواني نسبي، سالمندان قادر به دفاع از خود نيستند و معمولا از بازگو کردن اين مطلب خودداري مي‌کنند.»
*براي مقابله با سالمند آزاري چه بايد کرد؟
دلايل مختلفي براي سالمند آزاري وجود دارد که از آن جمله مي‌توان به کمبود امکانات و مشکلات شخصيِ فرد يا افرادي که از سالمند مراقبت مي‌کنند، اشاره کرد. شناخت اين دلايل به جلوگيري از سالمند آزاري کمک مي‌کند. در صورتي که پرستار يا مراقب براي سالمند در نظر گرفته مي شود، بايد پيش از هرچيز درباره‌ پرستار خوب تحقيق کنيم. اعضاي خانواده مي‌توانند در مراقبت از سالمند کمک کنند و با مشاهده‌ هر نشانه مشکوک بر اذيت و آزار آنها موضوع را پيگيري نمايند. بايد به سالمندان آموزش داده شود که در صورت مشاهده‌ سوءرفتار بلافاصله به اعضاي خانواده اطلاع دهند و از گفتن آن خجالت نکشند.
بايد هميشه به ظاهر سالمند دقت کرد و هر گونه تغيير مانند کبودي، درد، زخم يا حتي احساس پريشاني و ترس نبايد ناديده گرفته شود.
اگر سالمند خود را تحت مراقبت مرکز پرستاري قرار مي دهيم، بايد حتما از نزديک مراقب او باشيم.
اگر خودمان يا يکي از اعضاي خانواده از سالمندان مراقبت مي‌کنيم، نسبت به او بي‌اعتنا نباشيم. اين کار سبب افسردگي، غم و اندوه و تنهايي آنها مي‌شود. انزواي سالمندي زمينه‌ بي‌توجهي و سوءاستفاده مراقبان را هم فراهم مي‌آورد. در نظر داشته باشيم که هميشه سالمندان را به فعاليت کردن تشويق کنيم. فعال بودن سالمندان سبب مي‌شود از سلامت جسمي بيشتري برخوردار باشند و اين موضوع آسيب‌پذيري آنها در برابر سالمند آزاري را کاهش مي‌دهد.
يکي از مهم‌ترين روش‌هاي سالمند آزاري به ويژه سالمنداني که از وضعيت مالي خوبي برخوردارند، سوءاستفاده مالي از آنهاست. افراد خانواده، مراقبان يا حتي دوستان و اطرافيان ممکن است با اين تصور که سالمندان ديگر نياز چنداني به پول ندارند، سعي کنند اموال آنان را به زور تصاحب کنند و براي اين کار به خشونت متوسل شوند.

نویسنده : مرضيه صاحبي- مريم رمضاني |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.