کدام انسان عاقلی به دنبال جنگ است؟ | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 11663
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۰۹ آبان ۱۳۹۸ - ۱:۱۰ | 191 بازدید |

کدام انسان عاقلی به دنبال جنگ است؟

بار ديگر در حالي در آستانه يازدهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته‌ايم که ظاهرا قرار است مجددا شگرد ترس از جنگ و شعار تعامل با جهان و موضوع نظارت استصوابي شوراي نگهبان، به ابزاري براي جمع‌آوري رأي تبديل شود و متأسفانه به‌نظر مي‌رسد، رئيس جمهور محترم نيز خواسته يا ناخواسته با اين توطئه دشمنان همنوا شده‌اند
کدام انسان عاقلی به دنبال جنگ است؟

| احمدرضا هدايتي|
بار ديگر در حالي در آستانه يازدهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته‌ايم که ظاهرا قرار است مجددا شگرد ترس از جنگ و شعار تعامل با جهان و موضوع نظارت استصوابي شوراي نگهبان، به ابزاري براي جمع‌آوري رأي تبديل شود و متأسفانه به‌نظر مي‌رسد، رئيس جمهور محترم نيز خواسته يا ناخواسته با اين توطئه دشمنان همنوا شده‌اند.
از يک‌سو نظارت استصوابي را زير سؤال مي‌برند و خواستار حضور بي‌قيد و شرط همه داوطلبين کانديداتوري (حتي منافقين) در رقابت‌هاي انتخاباتي مي‌شوند و از سوي ديگر دلسوزان انقلاب را متهم به جنگ‌طلبي با دنيا مي‌کنند و در مراسم افتتاحيه سال تحصيلي جديد دانشجويان، ضمن طرح اين سؤال که؛ «پيشرفت و آینده کشور در سايه تعامل با دنياست يا تقابل؟» مدعي مي‌شوند که؛ «يک عده مي‌گويند تعامل سازنده بايد داشت و عده‌اي ديگر عنوان مي‌کنند که بايد به سمت تقابل مستمر و دائم برويم.»
وي در ادامه خاطرنشان کرد: «يک عده مي‌گويند حل مشکلات با جهان راهي ندارد، جز قدرت‌نمايي و بايد طرف مقابل را بشکنيم. دشمن ما آنقدر خبيث است که بايد آن‌را بشکنيم و با او مقابله کنيم چراکه اينجا دوئل است، بايد بزنيم، بکشيم و کشته شويم و عده‌اي مي‌گويند اين‌طور نيست مي‌توان بسياري از مشکلات را با دنيا حل کرد.»
از آنجا که تاکنون در مورد ضرورت و اهميت نظارت استصوابي و همچنين روش‌هاي مشابهي که در اکثر کشورهاي جهان (حتي اروپا و آمريکا) در اين رابطه مورد استفاده قرار مي‌گيرد، مطالب متعدد و متنوعي از سوي صاحب‌نظران منتشر شده است، لذا در اين وجيزه قصد نداريم، به اين موضوع بپردازيم.
تنها به ذکر اين نکته بسنده مي‌کنيم که اگر نظارت استصوابي و تأييد يا رد صلاحيت‌ها، مانع پيشرفت امور محسوب مي‌شوند، چرا عملکرد اعضاء شوراهاي اسلامي که تقريبا بدون هرگونه قيد و بند در انتخابات شرکت مي‌کنند، در حد مطلوب و رضايت‌بخش نیستند و در شهري مانند تهران عمدتا به اموري مانند؛ تغيير نام خيابان‌ها و حذف عنوان شهيد از معابر و پيگيري مسائلي مانند ورود زنان به ورزشگاه‌ها محدود مي‌شود؟
اما در مورد اينکه؛ آيا پيشرفت کشور در سايه تعامل با دنياست يا در تقابل؟ بايد گفت که اولا پيشرفت واقعي در سايه توکل به خداوندو اعتماد به جوانان و حمايت از مبتکرين، مخترعين، متخصصين و دانشمندان کشور و استفاده بهينه از نيروهاي درونزا، قابل حصول است و البته در بسياري از موارد مادي و غيرمعنوي، تعامل با دنيا مي‌تواند، حرکت در اين مسير را تسريع نمايد.
در عين حال نبايد اين نکته را فراموش کنيم که، بسياري از کشورهاي پيشرو که اکنون مدعي قدرت هستند، ابتدا با استفاده از توان داخلي و عمدتا بدون اتکا به ديگران و از طريق توليد علم و دانش و محصولات متنوع صنعتي و غيرصنعتي و انواع خدمات، زمينه‌هاي وابستگي ديگران را فراهم و در ادامه به قول جنابعالي به تعامل با آنها و در واقع به استثمار آنها مبادرت نمودند.
​​​​​​​البته قرار نيست ما هم شيوه پليد آنها را در استثمار ملت‌ها برگزينيم، اما قطعا شما هم قبول داريد، تعاملي سازنده است که اولا بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت استوار باشد و ثانيا بتواند منافع کشور و مصالح مردم را در يک رابطه عادلانه، عاقلانه و محترمانه تأمين نمايد و در عصر حاضر چنين چيزي ممکن نيست، مگر اينکه کشور از نظر قدرت سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، علمي و دفاعي، در شرايط مشابه و ترجيحا در شرايط برتري‌ساز قرار داشته باشد و تمام حرف دلسوزان انقلاب نيز در همين نکته خلاصه مي‌شود.
شما همچون گذشته بر اين نکته اصرار داريد که؛ عده‌اي به دنبال جنگ و کشت و کشتار ديگران هستند، اما براساس کدام مستندي چنين ادعايي را مطرح مي‌کنيد؟ کدام انسان باوجدان و عاقلي حاضر به جنگ و کشتار همنوعان خود است، وقتي مي‌شود به شکل عادلانه و عاقلانه مشکل را برطرف کرد؟
بي‌شک اگر تعامل مبتني بر روابط منطقي، عادلانه و منافع متقابل باشد، هيچ‌کس مايل به استفاده از روش‌هاي قهرآميز نيست، اما اين امر مشروط بر آن است که شرط احترام و منافع متقابل برقرار باشد و طرف مقابل از موضع قدرت و زياده‌خواهانه وارد گفت‌وگو نشود، اما آيا واقعا در رفتار متکبرانه غربي‌ها و پيام‌هاي قلدرمآبانه آمريکا براي ارتباط با جمهوري اسلامي ايران، اين اصل برقرار است؟
بنابراين شما بگوييد که جنگ‌طلب کيست؟ آنهايي جنگ طلبند که از همان ابتداي انقلاب اسلامي شمشير را از رو بستند و به تهديد و تحريم و تخريب و ترور عليه ملت ايران اسلامي متوسل شدند و هر روز بر شدت آن افزودند يا کساني که به تجربه، ماهيت پليد جنگ‌طلبان را شناخته‌اند؟
هموطنان شما جنگ طلبند که از روي دلسوزي، تعامل منفعلانه و از موضع ضعف با گرگ‌ها را زيانبار مي‌دانند، يا کساني که در اقصي نقاط جهان پايگاه نظامي و زندان و بازداشتگاه دارند و هر روز در امور داخلي کشورهاي مختلف دخالت مي‌کنند؟
کساني که طي ۳۰۰ سال گذشته آغازگر هيچ جنگي نبوده‌اند يا کساني که مرتکب هزاران جنايت و خيانت ديگر شده‌اند و به رغم ادعاي دفاع از حقوق بشر، از گروه‌هاي تروريستي حمايت مي‌کنند و ردپاي آتش‌افروزي آنها در تمام جنگ‌ها و آشوب‌هاي چند قرن اخير در نقاط مختلف دنيا ديده مي‌شود؟
کساني که پس از گذشت صدها سال از جنايتي که در زمان هخامنشيان در حق ايرانيان مرتکب شدند، به‌جاي عذرخواهي، هر سال سالروز اين جنايت را جشن مي‌گيرند و بر خلاف قوانين بين‌المللي به اشغالگري‌ها و وحشي‌گري‌هايشان ادامه مي‌دهند، يا کساني که مخالف اين جنايتکاران هستند؟
مگر دولت خودگردان فلسطين که سال‌ها در تعامل با دشمنان بشريت بوده و راه گفت‌وگو را انتخاب کرده است، چه دستاوردي کسب کرده که اکنون شما اين‌قدر بر تعامل با دشمنان اسلام تأکيد داريد؟
مگر آمريکايي‌ها حاضر شدند اندکي و فقط اندکي در برابر خواسته کشوري مانند؛ کره شمالي کوتاه بيايند و يا شما نتيجه اعتماد، تعامل و مذاکره آمريکا با قذافي معدوم و کرنش مُرسي رئيس‌جمهور وقت مصر در برابر آمريکا را فراموش کرده‌ايد؟
قطعا حساب ملت‌ها از دولت‌ها جداست، اما شما بيشتر از همه ما مي‌دانيد که خباثت، خيانت و زياده‌خواهي‌هاي دولت‌هاي غربي و به‌خصوص آمريکايي‌ها محدود به اين موارد نمي‌شود و در آخرين نمونه، بايد به خيانت اخير آمريکايي‌ها در حق کردهاي سوريه اشاره کرد. با اين حال چگونه شما از تعامل سازنده با اين دول زياده‌خواه و متکبر سخن مي‌رانيد؟
البته رئيس جمهور محترم در جريان سخنراني اخيرشان در جمع دانشجويان در دانشگاه تهران به چند نکته مهم و کاملا درست از جمله اينکه؛ ايران هم مي‌تواند به تنهايي و بدون اتکا به ديگران پيشرفت کند و يا ضرورت تعامل دانشگاه با بخش صنعت و همچنين به لزوم مهارت‌آموزي هم اشاره کردند، که بايد به اين موارد، بر ضرورت شايسته‌سالاري، تقويت سيستم کنترل و نظارت و مهمتر از همه اين موارد، بر اصل تربيت نيروي انساني و کادرسازي تراز انقلاب اسلامي هم تأکيد مي‌کردند.
کلام آخر اينکه؛ استمرار طرح موضوعات فوق و يا موارد مشابه مانند؛ طرح همه‌پرسي در رابطه با مسائلي که رهبر معظم انقلاب به صراحت انجام آنها را مغاير با منافع کشور و مصالح جامعه اعلام نمودند و اکثريت جامعه نيز با حضورشان در صحنه‌هاي مختلف دفاع از انقلاب اسلامي (مثل انتخابات و راهپيمايي‌ها) عدم ضرورت آنها را تأييد کرده‌اند، نه‌تنها نمي‌تواند در حل مشکلات مؤثر واقع شود، بلکه دوقطبي‌سازي جامعه را در پي داشته و امنيت کشور را در معرض تهديد قرار خواهد داد.

نویسنده : احمدرضا هدايتي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.