نشانه‌های شکست غرب در دشمنی با دين آسمانی اسلام | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 10949
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۹۸ - ۸:۳۰ | 222 بازدید |

نشانه‌های شکست غرب در دشمنی با دين آسمانی اسلام

زماني نه‌چندان دور، کشور ايران در رديف ممالک گمنامي قرار داشت که مردم ساير نقاط جهان، کمتر نام آن را شنيده بودند، اما با بروز انقلاب اسلامي، بلافاصله تيتر يک خبر رسانه‌هاي جهان به انقلاب اسلامي ايران اختصاص يافت و نام اين کشور بر سر زبان‌ها افتاد
نشانه‌های شکست غرب در دشمنی با دين آسمانی اسلام

|احمدرضا هدايتي|
زماني نه‌چندان دور، کشور ايران در رديف ممالک گمنامي قرار داشت که مردم ساير نقاط جهان، کمتر نام آن را شنيده بودند، اما با بروز انقلاب اسلامي، بلافاصله تيتر يک خبر رسانه‌هاي جهان به انقلاب اسلامي ايران اختصاص يافت و نام اين کشور بر سر زبان‌ها افتاد و شايد اگر تداوم عداوت و دشمني غربي‌ها و در رأس آن، آمريکا، اروپا و رژيم اشغالگر قدس نبود، هم‌اکنون نيز مردم دنيا با نام ايران و اسلام، آشنايي چنداني نداشتند.
همان‌گونه که اشاره شد، انقلاب اسلامي ايران از همان بدو تولد مورد هجمه شديد و گسترده دستگاه تبليغاتي و رسانه‌اي غرب قرار گرفت و همين رفتار کينه‌ورزانه سبب شد تا کشور ايران و انقلاب اسلامي به موضوع اول رسانه‌هاي جهان و نامي آشنا در افکار عمومي جهان تبديل شود و در واقع همين موضع‌گيري خصمانه زمينه تفکر در مورد علت عداوت غرب با ايران و اسلام را فراهم کرد و وجدان‌هاي بيدار افراد آزاده جهان را به واکنش نسبت به آن وادار ساخت.
به‌عبارت ديگر، همين عملکرد بود که مقدمات کاوش در مورد جهان اسلام و زمينه احياي اسلام ناب محمدي (ص) را فراهم ساخت و در نهايت به نتيجه‌اي معکوس عليه جبهه کفر تبديل شد.
البته تسخير لانه جاسوسي که حضرت امام (ره) از آن به‌عنوان انقلاب دوم نام بردند و در ادامه شکست عمليات نجات جاسوسان آمريکايي در واقعه طبس، به جلب توجه بيش از پيش افکار عمومي جهان در مورد ايران و اسلام کمک شاياني کرد، ليکن هنوز ترديدها در مورد حقانيت ايران به يقين کامل تبديل نشده بود، اما تداوم دشمني‌هاي غرب، مرحله به مرحله، نتيجه ناخوشايندتري را براي غربي‌ها به همراه داشت.
به‌عنوان مثال؛ در همان ابتداي انقلاب آنها با کمک مزدوران داخلي خود، به ايجاد آشوب و اغتشاش در نقاط مختلف کشور دست زدند و غائله کومله و دموکرات در کردستان، چريک‌هاي فدايي در گنبد، خلق عرب در خوزستان و حرکت انتحاري منافقين در جنگل‌هاي شمال با محوريت آمل را راه انداختند، اما ضمن آشکار ساختن ماهيت پليد اين گروه‌ها، سرانجام با لطف خدا و کمک مردم همان مناطق، اين اقدامات به نابودي گروه‌هاي محارب و ضدانقلاب منجر شد.
با همکاري منافقين به بمب‌گذاري، تخريب و ترور متوسل شدند و به کشتار بي‌رحمانه مردم بي‌گناه و ترور هدفمند مسئولين کشور مبادرت ورزیدند و بيش از ۱۷ هزار نفر از مردم و مسئولين کشور را به شهادت رساندند، اما با ريخته شدن خون هر شهيد، بر اتحاد و انسجام اسلامي افزوده شد و مردم با ماهيت کثيف اين گروه بيش از پيش آشنا شدند و نفرت جامعه از آنها تشديد و شعار «مرگ بر منافق و مرگ بر آمريکا و استکبار» پررنگ‌تر شد.
دارایي‌ها و اموال برون مرزي ايران (در کشورهاي خودشان) را مصادره (چپاول) و جمهوري اسلامي ايران را تحريم‌ کردند، اما اين اقدام، دشمني آنها با مردم انقلابي ايران اسلامي را آشکار و علني ساخت و راه ورود و سلطه مجدد غربي‌ها به اين کشور را نيز براي هميشه مسدود کرد.
براي نجات جاسوسان خود به صحراي طبس لشکرکشي کردند و با ياري خدا بزرگترين شکست تاريخ نکبت‌بار خود را تجربه کردند، اما مردم بيش از پيش به اين باور رسيدند که دست خدا با ملت ايران است و مسئولين را نيز متوجه اين موضوع ساخت که ضمن حفظ آمادگي بيشتر براي هرگونه مواجهه احتمالي با بيگانگان، نبايد حفاظت از نقاط خالي از سکنه و کويري را مورد غفلت قرار دهند.
با همکاري يکديگر و ترغيب ساير کشورها و به‌کار گرفتن تمام ابزار و امکانات خود، به شکل نيابتي، جنگ تحميلي عراق عليه ايران را به راه انداختند، اما اين اقدام غيرانساني و ناجوانمردانه آنها، وحدت اقوام و اقشار مختلف مردم ايران را مضاعف و مستحکم نمود و به هم‌افزايي بين مردم و مسئولين منجر شد. همچنين اين تجاوزگري زمينه‌هاي خوداتکايي و خودکفايي را فراهم نمود و در نهايت با شکست دشمن و حاميان وي، به مظلومين و مستضعفين جهان ثابت کرد که در اوج مظلوميت و با دست‌خالي هم مي‌شود، با توکل به خدا در مقابل استکبار ايستاد و به پيروزي رسيد.
در مقطعي از تاريخ انقلاب (فروردين ماه سال ۷۶) ايران اسلامي را به دست داشتن در ماجراي ساختگي و تروريستي ميکونوس در برلين متهم کرده و سفراي خود را از ايران خارج کردند و انتظار داشتند که ايران با پذيرش مسئوليت کار، به حکم غيرواقعي و ناعادلانه دادگاه تن بدهد، اما در نهايت دروغشان آشکار شد و نتوانستند ادعاي خود را اثبات نمايند، لذا پس از حدود ده ماه مجبور شدند بدون کسب نتيجه و با سرافکندگي به ايران بازگردند و شکست ديگري را در عرصه سياسي متحمل شوند.
در سال‌هاي اخير نيز مجدداً توطئه بحران‌سازي و ايجاد فتنه وآشوب با سوءاستفاده از خواسته‌هاي بحق مردمي را در دستور کار قرار داده‌اند که اين اقدام آنها نيز با هوشياري مردم فهيم ايران اسلامي در عمل به جلب توجه بيش از پيش مسئولين به معيشت مردم و مهمتر از آن، به شناسايي و بازداشت يا فرار باقيمانده مزدوران و تفاله‌هاي آنها در کشور منتهي گرديد و پرده از دشمني مستمر و اقدامات خصمانه جديد آنها برداشت.
با اينکه برجام و گفت‌وگو و مذاکره با غرب رسما و در عمل هيچ نتيجه مثبتي براي ايران اسلامي در پي نداشته و از همان ابتدا زيانبار تلقي مي‌شد، اما پيش‌بيني‌ها در مورد نتايج نهايي اين مذاکرات از جمله؛ عهدشکني و غيرقابل اعتماد بودن غربي‌ها به‌ويژه آمريکايي‌ها، همدستي و در عين‌حال ناتواني اروپا در برابر زياده‌خواهي‌هاي آمريکا و نيز هدفمند بودن و تداوم دشمني غربي‌ها با دولت و مردم ايران، نکاتي نبودند که بدون کسب تجربه عملي به راحتي توسط همه افراد جامعه پذيرفته شوند و همه اين موارد به لطف خروج آمريکا از برجام و عدم واکنش مؤثر از سوي اروپا، اثبات شد و چهره واقعي دشمنان انقلاب را بيش از گذشته براي مردم آشکار ساخت.
البته نتايج منفي اين عهدشکني براي غربي‌ها و به‌ويژه آمريکايي‌ها فقط محدود به اثبات نکات ذيل نبود، بلکه جو بي‌اعتمادي نسبت به آمريکا را جهاني ساخت و انزواي سياسي آنها را ملموس‌تر نمود و در عين‌حال آنها را وادار ساخت تا توان هسته‌اي ايران را به رسميت بشناسند و با اعتراف غيررسمي به قدرت ايران و ناتواني در برخورد عملي با آن، مدت زيادي پاي ميز مذاکره با ايران مقتدر بنشينند.
تحريم‌ها توطئه ديگري است اگرچه از ابتداي انقلاب عليه ايران اسلامي شکل گرفت، اما با تشديد آن در سال‌هاي اخير، اولا ثابت کرد که غربي‌ها نه‌تنها با نظام اسلامي، بلکه با مردم ايران نيز سر دشمني دارند. ثانيا سبب شد تا گام‌هاي تکميلي ايران براي خودکفايي در موضوعات مورد تحريم با جديت و سرعت بيشتري ادامه يافته و نتايجي حاصل شود که قبلا براي بيگانگان حتي تصور آن هم محال بود.
علاوه‌ براين؛ امکان هرگونه جانبداري کساني که آمريکا را مدينه فاضله و دوست ايران معرفي مي‌کردند و نيز باقيمانده مزدوران داخلي آنها را از افراد مذکور سلب نمود.
براي اينکه در کنار مرزهاي ايران حضور پيدا کنند و به خيال خودشان حلقه محاصره انقلاب اسلامي را تنگتر کنند، مستقيما به عراق حمله کردند اما با ياري خدا، شرايط به‌گونه‌اي رقم خورد که با نابودي حزب بعث و سقوط حکومت صدام به دست دشمنان اسلام، نزديکترين و بالقوه‌ترين تهديد ايران، به نزديکترين دوست و متحد ايران تبديل شده و اسلام ناب محمدي(ص) مجددا و به شکل گسترده در اين سرزمين احياء شد.
پايگاه‌هاي نظامي خودشان را در اطراف مرزهاي ايران گسترش دادند، اما در عمل ضمن تحميل هزينه‌هاي هنگفت به مردم عمدتا فقرزده آمريکا، منافع خود را در معرض خطر اصابت موشک‌ها و آتش خشم و قهر ملت و نيروهاي مسلح ايران و بلکه جبهه مقاومت قرار دادند و به‌شدت بر آسيب‌پذيري‌هاي آنها افزوده و امکان بروز شرارت جديد، تا حدود زيادي از آنها سلب شد.
به زعم خودشان، براي انتقام و يا ترساندن مردم و مسئولين ايران، هواپيماي مسافربري‌اش را هدف قرار دادند و به‌جاي عذرخواهي، بر اين اقدام بي‌شرمانه خود افتخار کردند، اما مردم جهان فهميدند که يا آمريکايي‌ها برخلاف شعارهاي بشردوستانه‌اي که مدعي آن هستند، جان انسان‌هاي بي‌گناه برايشان هيچ‌گونه اهميتي ندارد و يا گفته‌هايشان در مورد دقت و توانايي‌هاي تجهيزاتشان اغراق‌آميز و غيرواقعي است که در هر دو صورت تضعيف موقعيت و جايگاه جهاني آنها را به دنبال داشته است.
با ايجاد گروه‌هاي تروريستي مانند؛ داعش، القاعده، طالبان و جبهه‌النصره، تلاش کردند تا جنگ جهاني ديگري را عليه جهان اسلام هدايت کنند، اما با شکست تروريست‌ها، قدرت جبهه مقاومت اسلامي و ناتواني و ناکارآمدي سيستم نظامي آنها به تصويرکشيده شد و در نهايت مجبور به خروج از منطقه شدند.
براي ورود غيرمجاز به ايران و کسب اطلاعات بيشتر، دست به دامن پهپادهاي به‌ظاهر فوق پيشرفته خود ‌شدند، اما به زمين نشاندن و هدف قرار گرفتن پرنده‌هايشان، حيثيت نداشته‌اشان را به‌طور کامل به باد فنا داد و آنها را به انکار و دروغگويي و در انتها به توجيه و التماس وادار ساخت.
نفتکش ايراني را توقيف کردند، در کمال ناباوري با اقدام مقتدرانه و متقابل ايران مواجه شدند و مجبور شدند با سرافکندگي و شرمندگي فراوان، از نفتکش ايراني رفع توقيف کنند و خفت اين ناکامي را بپذيرند.
قبل از همه اين موارد، رژیم اشغالگر قدس را تا بن دندان تجهيز نموده و با تمام توان از اقدامات اين حکومت جعلي عليه ايران اسلامي و ساير کشورهاي اسلامي حمايت کردند، اما اين مورد نيز فرجام خوشي براي آنها در پي نداشت و در ادامه باعث شد تا نقشه از نيل تا فرات اسرائيل نقش بر آب شود و صهيونيست‌ها مجبور شدند با قبول شکست‌هاي پي‌درپي از جبهه مقاومت، خود را در محدوده‌اي کوچک و در حصار ديواري که به دور خود کشيدند، زنداني کنند.
نقشه خاورميانه جديد با ماهيت غربي و آمريکايي را طراحي کردند، اما برخلاف انتظارشان اين نقشه هم نه‌فقط با شکست مواجه شد، بلکه با ماهيتي کاملا متفاوت و در قالب جبهه مقاومت اسلامي رخ نشان داد و حتي تحريم و تهديد اعضاي اين جبهه نيز نتوانست، تأثيري بر موقعيت آن بگذارد.
در حالي که دولت قبلي يمن مستعفي، فراري و منفور مردم بود و بالعکس، حکومت جديد مورد حمايت مردم قرار داشت، اما مدعيان دروغين دموکراسي غربي، نه‌تنها چشم بر جنايات عربستان و ائتلاف عربي در حمله به يمني‌هاي مظلوم و بي‌دفاع فرو بستند و حمايت سياسي، معنوي و مستشاري ايران را مورد شماتت قرار دادند، بلکه تمام قد از متجاوز حمايت و پشتيباني تسليحاتي و سياسي کردند، که اين خود به رسوايي ديگري براي مدعيان دفاع ازحقوق‌بشر تبديل شد.
اما رسوايي اين ماجرا به اين موضوع محدود نماند و با عمليات‌هاي متعدد ارتش و کميته‌هاي مردمي يمن به ويژه دو عمليات گسترده اخير آنها، نه‌تنها آسيب‌پذيري سيستم دفاعي استکبار به شکل واضحتري برملا شد، بلکه به متجاوزين نيز ثابت کرد که وعده‌هاي اربابانشان توخالي است و حتي تسليحات مدرن آمريکايي و اروپايي هم نمي‌تواند در برابر قدرت ايمان و اراده مردم، مانعي محسوب شود.
داستان عداوت و کينه‌ورزي و متقابلا ناکامي آمريکا و غرب با ايران و اسلام، داستان دنباله‌داري است که فقط به اين موارد محدود نمي‌شود و همچنان ادامه دارد، اما مهم اين است که ايستادگي و مقاومت ملت ايران سبب شده تا جبهه مقاومت در سراسر دنيا و حتي تا قلب آمريکا و اروپا امتداد يابد.
به يمن انقلاب اسلامي و به برکت بيداري ملت‌ها، اينک بسياري از مردم آزاده و عدالت‌خواه در کشورهاي مختلف جهان (از جمله برخي از مردم خود آمريکا)، با جرئت و شهامت پرچم آمريکا را به‌عنوان نماد ظلم و جنايت به آتش مي‌کشند و علنا فرياد مرگ بر آمريکا سر مي‌دهند و عدالت‌خواهي و ظلم‌ستيزي را هدف قرار داده‌اند و مهمتر اينکه بسياري از آنها خود را عضو جبهه مقاومت دانسته و آماده‌اند تا در سخت‌ترين شرايط به مبارزه با استکبار ادامه بدهند.
دستاوردهاي جبهه مقاومت در حدي بوده که هم‌اکنون دولت‌ها (حتي دولت‌هاي تحت سلطه و ضعيف در نقاط مختلف دنيا و حتي در کنار مرزهاي آمريکا) نيز بدون ترس و واهمه، از سلطه‌جويي و خباثت آمريکا و اروپا و ماهيت تجاوزگرانه و ضرورت حذف رژيم اشغالگر قدس سخن مي‌گويند.
همچنين لزوم تغيير در ساختار سازمان ملل و حتي ايجاد يک سازمان موازي را اجتناب ناپذير اعلام مي‌کنند، بر خروج دلار از چرخه تجاري و اقتصادي جهان متمرکز شده‌اند و به خود اجازه مي‌دهند تا بدون حضور و توجه به نظر آمريکايي‌ها و ساير دول استکباري، در مورد مسائل کشورهاي خودشان تصميم بگيرند.

نویسنده : احمدرضا هدايتي |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.