قلب سليم‌الضربان حسين(ع) | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 10737
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۸ - ۸:۴۰ | 193 بازدید |

قلب سليم‌الضربان حسين(ع)

راحتم با مخاطبم! من نيز يحتمل مثل خيلي‌هاي ديگر امسال نتوانم زيارت اربعين را در کربلا به‌جا بياورم و با اوضاعي که دارم، چيزي شبيه معجزه مي‌دانم
قلب سليم‌الضربان حسين(ع)

|حسين قدياني|
راحتم با مخاطبم! من نيز يحتمل مثل خيلي‌هاي ديگر امسال نتوانم زيارت اربعين را در کربلا به‌جا بياورم و با اوضاعي که دارم، چيزي شبيه معجزه مي‌دانم اگر اين سفر رؤيايي در اين روزهاي کم باقي‌مانده جور شود، لذا الساعه اجازه بدهيد حسرت تصاوير و اخبار رفقاي اعزامي به جاده عاشقي را بخورم! چند روز پيش به سردبير همين «رسالت» زنگ زدم و انکشف جناب پيرهادي در سامراي امامين عسگريين است! به دوست روزنامه‌نگار ديگري زنگ زدم که او نيز کربلا بود! بماند حالا زنگ‌ها و پيام‌ها و پيامک‌ها که فلاني! در نجف به يادت هستيم! در عمود ۴۰۰ به يادت هستيم! در ورودي شهر کربلا به يادت هستيم! در بين‌الحرمين به يادت هستيم! در جوار مضجع سقاي آب و ادب به يادت هستيم! در مقابل حرم حضرت امام حسين(ع) به يادت هستيم! خيلي ممنون و متشکر اما کار ما اي دوستان! از حسرت گذشته و به حسادت رسيده! خوشا به سعادت‌تان! ما که فعلا مشغوليم با همين دل‌تنگي! و به اينکه آقااباعبدالله از راه دور هم جواب سلام عشاقش را مي‌دهد! دل را همراه جوهر اين قلم، روانه کن سمت گنبد و بارگاه ثارالله و با دنيايي شرمندگي بگو؛ السلام عليک يا اباعبدالله! حسين جان! تو امام احرار عالمي! و براي عاشوراييان، همه جا کربلاست و هر روز عاشوراست! و آنچه زمين را مستقر و آسمان را محفوظ نگه داشته، خون مطهر توست! حتما در رگ آدم خون تو جاري بود و الا از سلاله هابيل هيچ پيامبري بيرون نمي‌آمد. حسين جان! به خدا سوگند که روح نوح تويي! و ايمان ابراهيم به مقام والاي تو بود! تويي که رسول‌الله فرمود؛ «حسين از من و من از حسينم!»
همه از حسين هستند يا حسين! اصلا بگو تمام هستي! بيچاره آنکه اصل خود را و حسين خود را فراموش کند! بيچاره يزيد! بيچاره شمر! بيچاره حرمله! و بيچاره هر آن‌کس که تو را هنوز نمي‌شناسد! يا هنوز بد مي‌شناسد! چيست نسبت اهل تحجر و خشک‌دينان، با تو اي آقاي آزادي و مولاي آزادگي که شب عاشورا بيعت يارانت را برداشتي، بلکه احدي حتي عباس و زينب با اکراه در سپاهت نباشند؟! قسم به خدا که حريت مديون هويت حق‌طلب توست که قيام براي امر به معروف و نهي از منکر کردي اما هرگز سابقه زشت فرمانده جناح دشمن را به رخش نکشيدي! و حر را از يک «اسم» به يک «رسم» بدل کردي! رسم آزادي و آزادگي! و آيين دعوت! که اگر نصراني هم هستي، باز منِ حسين، خريدار توي وهب هستم! اين نگاه کجا و دگم‌انديشي‌ها کجا؟! بي‌خود نيست که تو يا حسين! حلقه وصل اولاد آدمي! جانم به تپش قلب سليم‌الضربانت ارباب! نه! زنده‌تر از حسين، آدمي به خود نديده روزگار…

نویسنده : حسين قدياني |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.