الگوهای کلیشه‌ای | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 10732
  پرینتخانه » اجتماعی تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱۳۹۸ - ۸:۵۶ | 105 بازدید |
«رسالت» الگوپذیری جامعه از سلبریتی‌ها را بررسی می‌کند؛

الگوهای کلیشه‌ای

تصورش سخت است، اينکه افراد جامعه به سادگي هرچه تمام، ارزش‌ها و هنجارهاي ساده و کوتاه‌مدت سلبريتي‌ها را الگوي زندگي و رفتارشان قرار مي دهند از اين رو مي توان تأکيد کرد که آنان الگوي جامعه اند و نسل جوان از روي دستشان کپي برداري مي کنند
الگوهای کلیشه‌ای

مسعود شجاعي نسب |
تصورش سخت است، اينکه افراد جامعه به سادگي هرچه تمام، ارزش‌ها و هنجارهاي ساده و کوتاه‌مدت سلبريتي‌ها را الگوي زندگي و رفتارشان قرار مي دهند از اين رو مي توان تأکيد کرد که آنان الگوي جامعه اند و نسل جوان از روي دستشان کپي برداري مي کنند، اين موضوع وقتي نگران کننده مي شود که به واسطه برخي اطوارها، رفتارها و کنش‌هاي آنان، بسياري از مرزهاي اجتماعي و اخلاقي ما مخدوش مي شود.
مخاطبان، افراد معروف و اصطلاحا سلبريتي ها را فقط در فيلم‌ و سريال ها دنبال نمي‌کنند بلکه با اين افراد در صفحات مجازيشان مانند اينستاگرام يا توئيتر همراهند و گاها رفتارهايي که برخي از شخصيت هاي مشهور از خود به نمايش مي گذارند با ارزش‌هاي رايج نظام اجتماعي ما متفاوت است، حال آنکه سلبريتي‌ها بايد آگاه به ارزش‌هاي اجتماعي باشند و بدانند چشم طرفدارانشان به آنان دوخته شده و هرحرکتي که انجام دهند در سطح گسترده تقليد خواهد شد.
شايد در يک يا دو دهه قبل سخن از سبک زندگي لاکچري نبود و هر خانواده اي براساس توان و وضع درآمدي خويش، نوعي از زندگي را برمي‌گزيد اما امروزه و بعد از گسترش و توسعه وسايل ارتباط جمعي، همه دوست دارند مدل سلبريتي ها، لاکچري باشند و تکه کلام هاي خاصي را به کار ببرند و يا در هر موردي اظهارنظر کنند حتي اگر درباره موضوعي خاص، مطلع نبوده و بر روي آن اشراف نداشته باشند البته حساب سلبريتي هاي اصيل جداست.
کامل دلپسند از جمله جامعه شناسائي است که تأکيد مي کند: «تقسيم بندي چندگانه‌اي درباره‌ سلبريتي‌ها دارم. سلبريتي‌هايي که اصيل و بازيگران توانمندي هستند. سلبريتي بودن ناشي از توان و اقتداري هست که مي‌تواند هنجارفرستي باشد. سلبريتي بودن مي‌تواند ارزش به جامعه تزريق کند و فرهنگ‌هاي رايج در جامعه را تغيير بدهد. بسياري از سياسيون باسابقه، فالورهاي کمتري نسبت به يک سلبريتي در اينستاگرام دارند. اگر اين سلبريتي خانم باشد ممکن است بيشتر از ۸ يا ۹ ميليون فالور داشته باشد. لذا سلبريتي‌ها با هر عمل و کنش خود مي‌توانند هنجارفرستي کنند. قاعده اين موضوع اين است که سلبريتي‌ها آگاه به ارزش‌هاي اجتماعي باشند. سلبريتي‌ها نبايد خودشان را پيامبران اجتماعي بدانند. آنها مثل تمامي افراد زندگي عادي دارند ولي فرصت نشان دادن زندگي عادي خودشان را دارند. سلبريتي هنجارفرست کسي است که مي‌داند رفتارش مختص به خودش نيست، بلکه مختص تمامي مخاطباني است که او را دنبال مي‌کنند.»
معمولا اغلب سلبريتي هايي که در فضاي مجازي دنبال مي شوند، تصور نمي کنند رفتارهاي آنان تنها مختص به خودشان نيست، حداقل بعضي از سلبريتي‌ ها با رفتارهايي که بروز مي دهند، خودشان را سوژه عکاسان مي‌کنند و با انتشار تصاويري گاها حواشي زيادي در سطح جامعه ايجاد مي‌کنند. البته در اينجا ذکر اين نکته ضروري به نظر مي رسد که صدا و سيما به پديده بزرگ‌سازي سلبريتي‌ها دامن زده و به نوعي آنان را به عنوان الگوي جامعه معرفي کرده اند. به عنوان مثال در برنامه هاي مختلف تلويزيون از سلبريتي ها دعوت مي کنند تا در زمينه مسائل اجتماعي، سياسي و اقتصادي که هيچ تخصصي در آن ندارند صحبت کنند.
*ترويج موضوعاتي که با ارزش هاي جامعه سازگار نيست
از سوي ديگر بازيگران، فوتباليست‌ها و ديگر انسان‌هاي معروف که همواره در مقابل چشمان عموم مردم قرار دارند بايد متوجه باشند که تمام حرکات و رفتار آنان زير ذره‌بين دقيق و هوشيار مردم و به خصوص جوانان است و افراد جامعه به راحتي از آنان الگو مي‌گيرند. بيشتر جوانان جامعه ما، به خوب و بد رفتارهاي انسان‌هاي معروف نگاه نمي‌کنند بلکه به شهرت آن افراد توجه مي‌کنند و با خيال اينکه چون آنها افراد معروفي هستند، حتما رفتار و اخلاقشان نيز درست است، از اين رو به راحتي الگو مي‌گيرند.
نکته دردآور آنجاست که برخي افراد معروف و به تعبيري سلبريتي ها مي‌توانند موضوعي که با ارزش هاي جامعه ما همخواني ندارد را در جامعه عادي کنند و حتي موضوعاتي که با فرهنگ و ارزش هاي ما سازگاري دارد. انسان‌هاي سرشناس، نه تنها در مقابل دوربين و چشمان مردم مورد توجه و دقت هستند بلکه زندگي شخصي آنان نيز مي‌تواند ديگران را تحت تأثير قرار دهد، چراکه خيلي از جوانان علاقه‌ دارند تا از جزئيات زندگي افراد معروف باخبر شوند.
شايد بهتر بود، مسئولان فرهنگي و آنان که متولي اين حوزه اند، شخصيت هايي را به جامعه معرفي مي کردند که قابليت الگوپذيري را دارند، به عنوان مثال انسان‌هاي بزرگ و تاريخ ساز و شخصيت هايي که در حوزه ادبيات، فرهنگ، سياست و اقتصاد برجسته اند و خصيصه هاي نيک رفتاري دارند و اما فارغ از رفتارهاي آنان، گاهي گفتارها و عملکردهاي سياسي شان منجر به بروز مشکلاتي براي افراد جامعه مي شود، از مصاديق بارز آن، انتخابات است.
* هشتگ «من پشيمانم»
مدتي قبل در شرايطي که جناح‌هاي سياسي و افراد جامعه به اين نتيجه رسيده بودند که نبايد به پيروي از سلبريتي ها به رئيس دولت تدبير و اميد رأي مي دادند، ناگهان چند تن از سلبريتي‌ها هشتگ «من پشيمانم» را راه انداختند، حال آنکه اين نسخه خودشان بود و در ايام قبل از انتخابات مدام به اين مسئله اصرار داشتند که بايد به کانديداي موردنظرشان رأي داد، آيا بهتر نيست سلبريتي ها اين مقبوليت عمومي را به نحوي مورد استفاده قرار دهند كه منفعتي ملي را به دنبال داشته باشد؟
آيا بهتر نيست آنان به عنوان الگوهاي جامعه به جاي اظهارنظر در هر حوزه اي و ارائه راهکار در همه بخش ها و درس دادن به مردم عادي، به دنبال اصلاح رفتارهاي اجتماعي باشند و در حيطه مسائل حساس که سرنوشت همه مردم در آن دخيل است، دخالت نکنند؟
بنابراين هنرمندان و ساير افرادي که از شهرتي نسبي در ميان جامعه برخوردارند، ابزاري هستند که مي توانند کسب قدرت را براي قدرت طلبان تسهيل نمايند برهمين اساس کاوه صادقي از جمله جامعه شناساني است که به اين مسئله واکنش نشان مي دهد. او به «رسالت» مي گويد:
ما خودمان بريديم و خودمان دوختيم و اجازه داديم برخي سلبريتي ها در هر حوزه اي دخالت کرده واظهارنظر کنند. اين نقشي بود که خودمان به آنان داديم و حالا خيلي طبيعي است که به الگوي جامعه تبديل شوند. بالاخره نوجوان و جوان ما دنبال الگو
مي گردند اما سرش را که مي چرخانند با دم دستي ترين الگو روبه روش مي شوند، ما اجازه نداديم شخصيت هاي مؤثر ديده شوند، ما به آنها تريبون نداده ايم. نگذاشته ايم مردم آنها را ببينند بنابراين برخي سلبريتي ها از آب گل آلود ماهي مي گيرند و در هر حوزه اي اظهار نظر کرده و سبک زندگي شان را به نمايش مي گذارند.
*تبليغ مصرف گرايي و تجمل
او تأکيد مي کند: ما بارها شاهد بوده ايم که برخي سلبريتي ها از طريق فضاي مجازي به تبليغ يک کالاي خاص پرداخته اند و اساسا سبک زندگي مصرف گرايانه و پرتجمل را تبليغ مي کنند. به عنوان مثال وقتي يک سلبريتي عکسي با آرايش و لباسي خاص را در صفحه اينستاگرام خود به نمايش مي گذارد، ديگران ترغيب مي شوند که بدانند کدام مزون لباسش را طراحي کرده، کدام سالن زيبايي، طراحي گريمش را انجام داده، در کدام آتليه عکس گرفته و کيف و کفش و ساير لوازمش را از کجا تهيه کرده است. اين انگيزه کافي را براي نزديک شدن صاحبان اين مشاغل به جهان سلبريتي‌ها تأمين مي‌کند و بالطبع سلبريتي‌ها هم از عوايد مالي اين تبليغات استقبال مي‌کنند و هم از تجمل چندساعتي خاص و خوش‌ترکيب بودن.
اين جامعه شناس تأکيد مي کند: در حوزه مسائل سياسي و اجتماعي هم ماجرا به همين صورت است، شک نکنيد برخي سلبريتي ها عروسک خيمه شب بازي اند و از سوي کساني که در قدرت اند به تبليغ براي يک کانديداي خاص روي مي آورند و در واقع تحت سيطره و نفوذ قدرت طلبان هستند و شايد بتوان اين مسئله را مورد تأکيد قرار داد که مرجعيت آنان توسط منابع قدرت داده شده و به همين دليل است که مي گويم ما خودمان به آنها اجازه داديم سلبريتي ها الگوي جامعه باشند، منظور از ما همان کساني اند که در قدرت بوده و هرازگاهي از ظرفيت آنان براي منافع خود استفاده مي کنند.

نویسنده : مسعود شجاعي نسب |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.