کودکان قربانیان رها شده در فضای مجازی | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 40006
  پرینتخانه » اجتماعی, مطالب روزنامه, ویژه تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۹۹ - ۶:۱۹ | 615 بازدید |
الگوهای بد کودکان و نوجوانان در فضای مجازی باتوجه به فراگیر شدن کلیپ یک خواننده

کودکان قربانیان رها شده در فضای مجازی

فیلم «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی و دیالوگ معروف «سمیه نرو» شده دستمایه یک خواننده تا با الفاظ ناپسندی که به کار می برد، ولنگاری را ترویج کند و پس از مجازی شدن نظام تحصیلی و شاید دسترسی راحت تر کودکان و نوجوانان به شبکه‌های اجتماعی، دغدغه های والدین پررنگ تر شده است.
کودکان قربانیان رها شده در فضای مجازی

گروه اجتماعی 
فیلم «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی و دیالوگ معروف «سمیه نرو» شده دستمایه یک خواننده تا با الفاظ ناپسندی که به کار می برد، ولنگاری را ترویج کند و پس از مجازی شدن نظام تحصیلی و شاید دسترسی راحت تر کودکان و نوجوانان به شبکه‌های اجتماعی، دغدغه های والدین پررنگ تر شده است. دغدغه اصلی معطوف به تأثیرپذیری بالای این گروه‌های سنی است، چون موارد مبتذل در دنیای مجازی کم نیست. آخرین مورد، موزیک ویدئوی سخیف و سطحی ساسی مانکن است که آن را طبق سکانسی از فیلم «ابد و یک روز»ساخته و بیش از ۹ میلیون بازدید داشته است. هرچند انتشار آثاری مبتذل از این خواننده معلوم الحال، غیرمنتظره نیست و او بعد از کلیپ «آقامون جنتلمنه» و «اول اینستا بعد کتاب»، کلیپ«سمیه نرو» را منتشر کرده که در آن الفاظ اروتیک به کار رفته، اما باتوجه به علاقه‌مندی بسیاری از کودکان و نوجوانان به همخوانی و ساخت دابسمش باید یادآوری کرد، نوجوانی سنی است که فرد دوران بلوغ جنسی خود را نیز تجربه می‌کند و چنین محتوا و مضامینی با اشاعه فرهنگ و رفتارهای جنسی که در جوامع غربی به شکلی متفاوت ابراز می‌شوند، باعث می‌شود نوجوانان رفتارها و الگوهای فکری و رفتاری متعارضی پیدا کنند. چنین محتوایی که متأسفانه و اغلب بدون نظارت و مدیریت والدین نیز صورت می‌گیرد، باعث الگوبرداری غلط در فرد شده و ممکن است موجب شکل‌گیری انحرافات رفتاری و عاطفی شود. بنابراین آسیب‌های عاطفی و اجتماعی را در این گروه سنی افزایش خواهد داد. گرچه سیاست‌گذاری‌های ما نیز چندان مفید و مؤثر نبوده و به قول محسن مهدیان، فعال رسانه‌ای «به رکورد جهانی دو میلیون کامنت «تتلو» تعجب‌زده خیره شدیم و با ترانه مبتذل «خانم ….»‌اش متحیر ماندیم. با لایو «پسر۱۴ساله» بهت‌زده شدیم و با سرود دسته جمعی «آقامون جنتلمنه» در مدارس مبهوت ماندیم. با «تیک تاک» آشفته شدیم و این روزها مقابل «کلیپ شرم» انگشت حیرت به دهان و «کاسه چه کنم» به کف گرفتیم. گیجیم و حتی نمی‌دانیم بر سر چه کس و  کجا فریاد بکشیم. از هشتگ‌های سرگشته‌ای که نقش بادبزن جگر دارند، پیداست که کپ کرده‌ایم. فکر کردیم نقطه پایان ماجرا اعتراف «مائده هژبر» و محکومیت «سحرتبر» است و فکرنکردیم از جاهل اعتراف نمی‌گیرند و بیمار را زندان نمی‌کنند. خیال کردیم فرهنگ را هم با اقتدار امنیتی می‌توانيم سامان دهیم.» بنابراین نگرش‌های سلبی و ایجابی هم تأثیر بسزایی نداشته، آن‌قدر که «ساسی مانکن» با انتشار موزیک‌ویدئو در کنار یک بازیگر مشهور فیلم‌های مستهجن که نماد صنعت پورن است، می تواند تهدید کننده کیان خانواده ایرانی باشد. این فرد با نقض حقوق کودک و نوجوان، برای ظهور و بروز هرچه بیشتر آسیب های اجتماعی زمینه سازی می کند.
 «ساسی» مرجع و الگوی نوجوانان و کودکان ما؟
معلوم است این خواننده مبتذل به صیانت از حقوق کودکان ما نمی اندیشد اما قوانینی موجود است که از این گروه‌های سنی حراست می کند، هرچند خلأ ناشی از فقدان قوانین مناسب مرتبط با فضای مجازی که به طورصریح اعمال مجرمانه دراین حوزه را جرم انگاری کند و نیز گسترش روزافزون فضای مجازی و سوءاستفاده بزهکاران ازخلأ مزبور، امری غیرقابل انکاراست و باید به تبیین دقیق حقوق کودک در فضای مجازی پرداخت. کودک یا نوجوان به حجم گسترده ای از اطلاعات و مسائل مجاز و غیرمجاز،  به طور ارادی یا غیر ارادی، دسترسی پیدا می کند و این گروه سنی به سبب شرایط خاص عاطفی-روانی و جسمانی اهلیت کافی برای تمییز مسائل و موضوعات مختلف را از یکدیگر ندارد. کنوانسیون ها و قوانین مرتبط باکودک هم، آن‌گونه که مطلوب است، قادر نیستند به معنای واقعی کلمه حافظ حقوق کودکان باشند، بنابراین بخش محدود و مختصری از مسائل مذمومی که در شبکه های اجتماعی رخ می دهد، با اتکا به قوانین، قابلیت جرم انگاری دارند. با این مقدمه یادآوری می‌کنیم که در بستر مجازی، یک عده دخانیات و ملزوماتش را می فروشند، یک عده بساط فروش موادمخدر پهن می کنند، عده‌ای مبلغ همجنس‌گرایی می شوند و لباس‌های ناجور را حراج می‌کنند و یا لاس وگاس مجازی می سازند و قمارخانه پشت قمارخانه علم می کنند، یک عده هم فیلم و کلیپ‌های شرم‌آور را به نمایش می‌گذارند، عده‌ای صحنه‌های تجاوز و قتل را بی‌رتوش بازنشر می‌دهند و کانال‌های مثبت ۱۸ راه می‌اندازند و این محتواهای سخیف، مجموعه‌ای از آموزه‌های نوجوانان یا کودکان ما را تشکیل می‌دهد و از بد حادثه، آنان مثل نسل ما، تنها از والدین الگو نمی‌گیرند، بلکه الگوهایشان در جایی آن سوی مرزهاست، مثلا همان خواننده لس‌آنجلسی که آثارش، به شدت سخیف و غیراخلاقی است، به عنوان الگو انتخاب می شود و البته سیاست‌گذاران اجتماعی و فرهنگی ماهم در این جریان مقصر هستند و حتما باید چار‌ه اندیشی‌های لازم پیش تر از این ها صورت می پذیرفت تا امثال ساسی مانکن  به مرجع و الگوی نوجوانان و کودکان تبدیل نشوند. درست است که مسئولان در طول این سال‌ها، محتوای مناسبی برای این گروه‌های سنی تولید نکرده اند و زمینه برای سوق پیدا کردن آن‌ها به سمت محتوا‌های نامناسب فراهم‌ شده اما در همه جای دنیا مرسوم است که مضامین مختلف در برگیرنده گروه‌های سنی خاصی باشد و اگر محتوایی برای کودک و نوجوان مناسب نبود، تحت کنترل و نظارت قرار گرفته و اجازه دنبال کردن آن را نداشته باشند. اگر نهاد‌های مربوطه هم کوتاهی کنند، باز خانواده می‌تواند علاوه بر رویکرد‌های سلبی، رویکردی ایجابی پیش گرفته و سواد و فهم رسانه‌ای اعضای خود را بالا برده و میزان تأثیرپذیری آنان را از مضامین نامناسب کمتر کند. 

کودکان و نوجوانان آسیب‌پذیرترین قشر کاربران اینترنت هستند. اغلب آن‌ها بی‌تجربه، کنجکاو، احساساتی و از همه مهم‌تر تنهایند و درست به همین دلیل هدف خوبی برای کسانی هستند که می‌خواهند کودک یا نوجوان ما را به شکلی مبتذل تربیت کرده و ذائقه‌سازی کنند. 
 آشفتگی فعالان حقوق کودک از ارائه ارزش‌هایی مغایر و غیراخلاقی
کارشناسان در امور خانواده، بارها تأکید کرده‌اند که کودکان و نوجوانان باید برنامه‌هایی مناسب سن خود را تماشا کنند و این درحالی است که بسیاری از شبکه‌های ماهواره ای و فضای مجازی، برنامه خاصی برای این گروه سنی ندارند و اغلب به مسائل جنسی پرداخته می‌شود و این باعث کنجکاوی و درگیری ذهنی خواهد شد. یک سال است که مدارس به شکل حضوری دایر نیستند و فضای مجازی، بستری برای آموزش کودکان و نوجوانان است، بنابراین قابل کتمان نیست که دسترسی به محتوای نامناسب در این فضا، فراهم تر شده است. بالطبع والدین نمی توانند با ممانعت از حضور در شبکه های اجتماعی، تأثیرپذیری کودکان و نوجوانان از این برنامه‌ها را کاهش دهند اما از طرفی این گروه سنی، تأثیرپذیری بالایی دارند و با الگوهایی که انتخاب می‌کنند، همذات‌پنداری کرده و سعی در تقلید رفتارها و حرکات آن‌ها خواهند داشت؛هرچند ممکن است بسیاری از این رفتارها و حرکات بدون توجه به معنا و مفهوم آن بوده و صرفا از سرکنجکاوی رخ دهند. مثلا آهنگ تازه «ساسی‌مانکن» با آن شعر سخیف و آهنگ مبتذل که حضور یک بازیگر معروف زن فیلم‌های غیراخلاقی در این کلیپ، با واکنش‌های فراوانی همراه شده است و آشفتگی فعالان حقوق کودک از این موضوع، بیان ارزش‌ها و باورهایی است که مغایر ارزش‌ها و باورهای اجتماع است و طبیعتا تأثیرپذیری از این برنامه‌ها منجر به ایجاد گسست‌های ارزشی در کودکان و نوجوانان خواهد شد چراکه آن‌ها در محیط‌های  آموزشی جامعه خود ارزش‌ها،باورها و رفتارهایی متناسب با جامعه را آموزش می‌بینند ولی از طرف دیگر، در شبکه‌های ماهواره‌ای رفتارهای دیگری که با رفتارهای آموخته شده قبلی در تضاد هستند را می‌آموزند که این مسئله باعث سردرگمی و دوگانگی حسی و رفتاری در آن‌ها خواهد شد که البته در دوران نوجوانی شدت بیشتری دارد، اما به دلیل سهولت دسترسی به محتواهای نامناسب، چه قوانینی  برای حفاظت از کودکان و نوجوانان وجود دارد؟ 
 ابتذال و بی‌بندوباری در نقض حقوق اولیه موازین اخلاقی
«رسول کوهپایه زاده» که حقوقدان است، پیش از این‌که بخواهد قواعد و ضوابط  باهدف مراقبت از کودکان را تحلیل کند، به «رسالت» توضیح می دهد، «انتشار کلیپ مبتذل و مستهجن از فرد معلوم‌الحالی با شهرت ساسی مانکن در فضای مجازی، واکنش‌های فراوانی به دنبال داشته و همه کسانی که دغدغه دارند، اعم از هنرمندان و کارشناسان و فعالان فضای مجازی و بعضا مسئولین نسبت به این مورد اعلام موضع کردند. متأسفانه با بررسی آثار این خواننده به‌خصوص آثار اخیرش این واقعیت به‌دست می آید که ایشان جامعه هدف مخاطبین خودش را قشر نوجوان و جوان قرار داده است. مضامین و مفاهیم شعرها و آهنگ‌های ارائه شده از او، نشان دهنده انتخاب کاملا حساب شده در خصوص طیف جامعه مخاطب است. ابتذال و بی‌بندوباری در نقض حقوق اولیه موازین اخلاقی در واقع به حدی است که به هیچ عنوان اقدامات مذکور قابل توجیه نیست و همه اشخاص از طیف های گوناگون فکری و عقیدتی و با گرایش های مختلف مذهبی، سیاسی  و اجتماعی این موضوع را محکوم کرده‌اند. مطابق بند الف ماده ۳۴ کنوانسیون حقوق کودک، اقدامات متخلفانه این خواننده به لحاظ موازین قانونی بین‌المللی ممنوع بوده و به عنوان یک تخلف آشکار شناخته شده است.» 

این حقوقدان با اشاره به اقداماتی که می‌توانیم در مواجهه با آثار سخیف این خواننده انجام دهیم، می گوید: «خانواده‌ها و حقوقدانان ایرانی می توانند به دادگاه مربوطه شکایت کنند، چون این فرد کنوانسیون حقوق کودک را نقض کرده و اقداماتش مستوجب پیگیری قانونی و مجازات است. این اقدامات حتی در جوامع غربی هم که از برخی آزادی‌های نسبی برخوردار هستند، مذموم و محکوم است. اگردرکشورهای اروپایی و یا آمریکا، افراد زیر ۲۱ سال را تشویق به خوردن مشروب کنیم، بی‌تردید با ما برخورد قانونی لازم صورت می‌پذیرد و مجازات سنگینی به دنبال دارد. این خواننده در ویدئوی قبلی که سال قبل منتشر کرد و بازهم مخاطبانش به طور مشخص کودکان و نوجوانان بودند، مضامینی را القا نمود که بسیار زشت بود، مثلا این‌که قبل از خواب مشروب بخورید! فکر می‌کنم در این زمینه باید وزارت امور خارجه و دستگاه دیپلماسی ما و بخش بین الملل قوه قضائیه و نهاد حقوقی ریاست جمهوری به طور جدی این موضوع را در دستور کار قرار بدهند و از ظرفیت های حقوقی بین المللی استفاده کنند و طرح دعوا علیه نامبرده در مرجع قانونی را در کشور محل سکونت اش و یا دادگاه‌های مربوطه اروپایی تقدیم و پیگیری کنند.» 
کوهپایه زاده در ادامه با استناد به بند ۶ ماده ۱۰ قانون حمایت از حقوق اطفال و کودکان تأکید می‌کند:«این کار جرم‌انگاری شده و دارای وصف کیفری است. دادستان کل کشور و پلیس فتا و وزارت ارتباطات و اینترپل می توانند از ظرفیت های قانونی استفاده کنند و پرونده کیفری این فرد را به جریان بیندازند و موضوع را تحت موازین قانونی داخلی و بین المللی پیش ببرند، ضمن این‌که می توان غیرقانونی و غیراخلاقی بودن کلیپ های این خواننده را که در فضای مجازی در حال انتشار است، با اطلاع رسانی و برقراری ارتباط با صاحبان این برنامه ها از جمله اینستاگرام و تلگرام و سایر اپلیکیشن‌ها متذکر شد تا از پخش و گسترش آن جلوگیری شود. در کنار پیگیری‌های حقوقی و قانونی چه در بعد داخلی و چه بین المللی، به نظر می رسد موضوع دارای ابعاد امنیتی است، یعنی مراجع عالی امنیتی ذیصلاح هم بایستی موضوع را در دستور کار قرار بدهند. به این معنا که ساخت این ویدئوها و کلیپ ها با آن مفاهیم و مضامین خاص که جامعه هدف و مخاطبش هم نوجوانان هستند، نمی تواند تصادفی باشد و صرفا براساس اصل مارکتینگ و بازاریابی ارائه شده باشد؛ این موسیقی، طبق برنامه ای سازماندهی شده انتشار یافته و سازوکارش هم مشخص بوده و گروه هدفش هم از پیش تعیین شده است تا سهمگین ترین ضربات فرهنگی را به جامعه هدف یعنی نوجوان و کودک وارد بکند که ما این روزها دغدغه های فراوانی را از سوی خانواده‌ها و فعالان فرهنگی شاهد بوده‌ایم. شک نکنید که این کلیپ با استفاده از بازیگر پورن استار، آثار مخربی برجای می گذارد و هرزه‌نگاری‌ها و تشویق به ابتذال و مسائل مستهجن بسیار نگران‌کننده است. این خواننده در کلیپ قبلی هم، مضمونی را ارائه کرد تا کودک و نوجوان را از درس خواندن دور کند و تلاش کرد مطالعه و کتاب را هم امری مذموم نشان بدهد و برعکس استعمال مشروبات الکلی را تشویق کند. پشت پرده این مسائل کسانی حضور دارند که به دنبال تحقق اهداف شوم جهت تخریب نسل جوان و نوجوان ماست و قطعا این بار باید نهادهای ذی‌ربط امنیتی موضوع را به طور جدی در دستور کار قرار بدهند.» 
 ما باید به نیاز نوجوان و کودک با ارائه موسیقی درست پاسخ بدهیم/ جای خالی پیمان نامه حقوق کودک
«فاطمه قاسم زاده» در قامت فعال حقوق کودکان ضمن تأکید بر پیگیری مسئولان و اقدامات فرهنگی که باید انجام شود، بر عمل به پیمان نامه حقوق کودک که بیست و چند سال است کنار گذاشته ایم و رعایت نمی‌کنیم، اصرار دارد. او به «رسالت» می‌گوید:«این پیمان‌نامه دو پروتکل دارد. منظور از پروتکل مواردی است که به هر دلیلی در پیمان نامه ذکر نشده و به صورت مقابله نامه در پیمان نامه ذکر شده و یکی از این پروتکل ها، منع هرزه‌نگاری برای کودکان است و به این طریق هر محتوایی که موجب بدآموزی و رواج مسائل جنسی باشد، جرم است و منع قانونی دارد اما پیگیر اجرای آن نیستیم و هنگامی می‌توانیم بگوییم محتوای ارائه شده از سوی آن خواننده لس آنجلسی نقض حقوق کودک است که به اجرای این پیمان نامه وفادار باشیم. از سوی دیگر وقتی موسیقی خوب کشور خودمان که مربوط به ثمین باغچه‌بان و شعرای خودمان است را در مهدکودک ها ممنوع می کنیم، وضعیت بهتر از این نخواهد شد. وقتی این نیاز از طریق خودمان تأمین نشود، خواننده‌ای از آن سوی آب، الفاظی رکیک را تحت عنوان اثر هنری ارائه می دهد و گوش‌های کودک و نوجوان ما آماده شنیدن این مسائل است، چون به همان میزان که آنان را از شنیدن آثار غیرارزشی نهی می کنیم، محتوایی هم تولید نمی‌کنیم تا جایگزین اثر سخیف ساسی مانکن و امثال او باشد. موسیقی به مفهوم درست باید یکی از دروس اساسی آموزشی در مدارس ما باشد و این یک نیاز طبیعی است، ما باید به این نیاز پاسخ بدهیم. تأسف بارتر آنکه برنامه‌ای فرهنگی و آموزشی برای کودکان‌مان تدوین نکرده ایم و خانواده‌ها سلاحی برای فرهنگ‌سازی و آموزش در اختیار ندارند و نمی توانند به فرزندشان بگویند این موسیقی را گوش نکن و به جایش این اثر خوب را گوش بده، چون جایگزینی ارائه نکرده ایم. همچنین این والدین دغدغه و مشغله‌های بسیار بزرگتری دارند که یک مورد آن اقتصادی است و می توان این‌گونه تعبیر کرد که کودک و نوجوان ما، بی پناه و رهاست. نه سیاست‌گذاران ما برنامه ای دارند و نه والدین ما امکانات و توانی برای تربیت درست فرزند دارند. گرچه برخی از نوجوانان هوشیارند و اساسا به دنبال مسائل بی ارزش و سطحی نیستند اما ما هم باید برنامه داشته باشیم، چون برخی نوجوانان تفریح و سرگرمی ندارند و دلشان به همین آثار سطحی خوش است.»

 ساسی مانکن همه جامعه ایرانی را هدف قرار داده است
اما گفته‌های «رایحه مظفریان» از دیگر فعالان حقوق کودک، مبتنی بر فرهنگ‌سازی و اقدامات ریشه ای است. او کلامش را در گفت و گو با «رسالت» این‌گونه شروع می کند که « فضای مجازی مربوط به همه جهان است، منتها بحث بر سر فرهنگ است. شاید سایر کشورها بر مقوله فرهنگ‌سازی بیشتر متمرکزند. ضمن آنکه ساسی مانکن در آن سوی آب‌ها زندگی می کند و کسی نمی تواند نسبت به او عکس العملی نشان بدهد، یعنی نه می تواند تابع قوانین داخلی آن کشوری باشد که در آن زندگی می کند، چون تولید محتوایش مخصوص افراد آن کشوری که در آن سکونت دارد، نیست و شاکی‌ای نسبت به این فرد وجود ندارد و نه از داخل کشور می‌توان اقدامی انجام داد. بنابراین راهی نمی ماند، جز این‌که بر روی مقوله فرهنگ‌سازی کار کنیم. اگر خاطرتان باشد، دفعه قبل هم که این خواننده، کلیپ سخیف دیگری ارائه داد، اقدامی صورت نگرفت وبحث برسر آن است که کودکان ما با تعاریفی بزرگ می شوند که به شدت سطحی و مستهجن بوده و تماشای این صحنه‌ها برای کودک و نوجوان ما زود است. بسیاری از فعالان فرهنگی در جامعه تلاش می کنند تا کودکان را کتابخوان و اهل مطالعه بار بیاورند اما به یکباره یک موزیک‌ویدئو منتشر می شود و عبارت‌هایی در آن به کار می رود که بسیار زننده است. دفعه قبل هم که این خواننده کلیپی منتشر کرد، دست ما به جایی بند نبود. انعکاس واکنش‌ها در رسانه‌ها نیز باعث نشد که ساسی مانکن شعور لازم را پیدا کند. ما به عنوان فعالین حقوق کودک تلاش کرده ایم به والدین مواردی را توضیح بدهیم اما فراموش نکنیم که خانواده‌ها، وقتی در مورد مسائلی خارج از مرزهایمان هشدار می دهیم، به ما و حرف‌هایمان اعتماد نمی‌کنند و این خودش به تنهایی یک معضل است. متأسفانه تا یک حدی حرف‌ها و نصایح ما را می پذیرند و درحال حاضر هم کاری از دست والدین برنمی آید، چون کودکان و نوجوانان با دنیای بیرون در ارتباطند و اگر در حریم خانه نشنوند، بالاخره گوش‌هایشان این موزیک را در کافه‌ها و پاساژها می شنود، بنابراین محدود کردن فضای مجازی هم نمی تواند راهکار مؤثری باشد. این خواننده و بسیاری از آدم‌های مشابه، روی موارد حساس و جذابی دست می گذارند، مثلا وقتی می‌دانند آن بخش از فیلم«ابد و یک روز »و به طورکلی این فیلم، بسیار پرطرفدار بوده، روی همان نقطه دست می‌گذارند و بحث ما فراتر از کودک و نوجوان است و حتی تصور می کنم این فرد همه جامعه ایرانی را هدف قرار داده است. در این فیلم، کارگردان طبقه پایین جامعه را نشان داده که معتادند و دختری به نام سمیه به مردی افغانی فروخته می‌شود و خواننده جای سمیه، زنی پورن را قرار داده و شخصیت زن را له کرده است. چه توهینی از این بالاتر است؟ و در این فضا کودک و نوجوان ما بیشتر آسیب می بیند، برای آنکه تحلیل یک فرد بزرگسال را ندارد و از پشت‌پرده تولید این آثار خبر ندارد. حتی نمی‌داند مفهوم فیلم «ابد و یک روز» چیست و مطئنم اگر مدارس باز بود، پسرها، پشت در مدارس دخترانه، این شعر را می‌خواندند و این فاجعه است.»

 رادیو جوان باید یک ممیزی برای انتشار آثار سخیف داشته باشد/ انتشار آثار سخیف به معنای آزادی بیان نیست
مظفریان ابراز تأسف می کند از این‌که رسانه‌های آن ور آبی مثل «رادیو جوان» این آثار را پخش می کنند. به نظر می‌رسد که این رادیو باید یک ممیزی برای انتشار آثار سخیف قرار بدهد. البته برخی، فعالین فرهنگی و فعالین حقوق کودک را مقصر می دانند اما این فعالین هم تحت فشارند و ضمن این‌که دغدغه‌ها و مشغله‌های فراوان دیگری هم دارند و روی آن‌ها ذره‌بین است و خیلی تمایل ندارند به این مسائل ورود کنند. درحالی که به اعتقاد من باید به این مسائل ورود کرد.البته به عنوان یک فعال حقوق کودک، می توانیم به والدین بگوییم که در مورد این کلیپ با فرزندانشان صحبت کنند اما همه والدین که دارای سواد و اطلاعات کافی نیستند تا بتوان در این باره با آن‌ها صحبت کرد و حتی در  بسیاری از مواقع دارای سواد رسانه ای نیستند، بنابراین بهترين کار این است که چنین آثاری تولید نشود و باید به عنوان فعالین فرهنگی به رادیو جوان و سایر بخش هایی که منتشر‌کننده این آثارند نامه بنویسیم و بگوییم برای خودشان ممیزی قرار بدهند.بی تردید انتشار آثاری از این دست، به معنای آزادی بیان نیست. این آثار به بدنه جامعه ای آسیب می زند که برنامه جانبی مفرح و سرگرم کننده دیگری ندارد.» 

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.