غیرت؛ واژه‌ای به وسعت خلقت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 59051
  پرینتخانه » فرهنگی, مطالب روزنامه, ویژه تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۴۰۰ - ۶:۱۷ | 454 بازدید |
بررسی رفتار غیرتمندانه در آینه نبوت و امامت

غیرت؛ واژه‌ای به وسعت خلقت

وقتی در مورد حجاب زنان و ضرورت، سخن به میان می‌آید، با آنکه تأکید می‌شود حجاب اولا به زن اختصاص ندارد و ثانیا موجب برداشته شدن وظایف مرد در حفظ حریم زن نمی‌شود، باز گفته می‌شود چرا تنها در مورد زن‌ها سختگیری می‌کنیم؟ کسانی که درک درستی از جامعه، از زن، از خانواده، از دین و از حجاب ندارند، اعتراض می‌کنند چرا تنها این زن است که باید هزینه بدهد؟ اما واقعیت آن است که برای حفظ حریم زن و پابرجایی نهاد خانواده و استمرار وجود حیا که روح دین است، زن وظایفی بسیار کمتر از مرد بر عهده دارد.
غیرت؛ واژه‌ای به وسعت خلقت

گروه فرهنگی
وقتی در مورد حجاب زنان و ضرورت، سخن به میان می‌آید، با آنکه تأکید می‌شود حجاب اولا به زن اختصاص ندارد و ثانیا موجب برداشته شدن وظایف مرد در حفظ حریم زن نمی‌شود، باز گفته می‌شود چرا تنها در مورد زن‌ها سختگیری می‌کنیم؟ کسانی که درک درستی از جامعه، از زن، از خانواده، از دین و از حجاب ندارند، اعتراض می‌کنند چرا تنها این زن است که باید هزینه بدهد؟ اما واقعیت آن است که برای حفظ حریم زن و پابرجایی نهاد خانواده و استمرار وجود حیا که روح دین است، زن وظایفی بسیار کمتر از مرد بر عهده دارد. زن تنها باید  خود را برای نامحرمان تزئین نکند و کشش مردان را به سوی خود متوجه نسازد. اینجا، وظیفه زن تمام می‌شود و وظایف مرد آغاز. این مرد است که اولا باید بر خود کنترلی سفت و سخت داشته باشد. امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: «مَا زَنَى غَیُورٌ قَطُّ: انسان غیرتمند هرگز زنا نمى‌كند» یعنی شخصی که در مورد خانواده خود ادعای غیرت دارد اما در مورد نوامیس دیگران به خود اجازه تعرض می‌دهد؛ ادعای غیرتش لاف و دروغی بیش نیست. ثانیا وظیفه دارد از حریم بانوان اجتماع محافظت کند. یعنی اجازه ندهد مرد دیگری در وهله نخست به خانواده خودش اندک تعرضی ولو در حد یک نگاه بیندازد. در وهله بعد مردان نسبت به دیگر بانوان اجتماع نیز وظیفه دارند و در این وهله اصلا مهم نیست که بانوی مورد تعرض با حجاب باشد یا خیر و یا اصلا مسلمان باشد یا خیر! شاه‌بیت غیرت، این کلام نورانی امیرمردان علی علیه‌السلام است که می‌فرماید: «وَ لَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ كَانَ یَدْخُلُ عَلَى الْمَرْأَةِ الْمُسْلِمَةِ وَ الْأُخْرَى الْمُعَاهِدَةِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَهَا وَ قُلُبَهَا وَ قَلَائِدَهَا وَ رُعُثَهَا مَا تَمْتَنِعُ مِنْهُ إِلَّا بِالِاسْتِرْجَاعِ وَ الِاسْتِرْحَامِ ثُمَّ انْصَرَفُوا وَافِرِینَ مَا نَالَ رَجُلًا مِنْهُمْ كَلْمٌ وَ لَا أُرِیقَ لَهُمْ دَمٌ فَلَوْ أَنَّ امْرَأً مُسْلِماً مَاتَ مِنْ بَعْدِ هَذَا أَسَفاً مَا كَانَ بِهِ مَلُوماً» اطلاع یافته ام یكى از سربازان معاویه به یك زن مسلمان حمله كرده و دیگرى به زنى غیر مسلمان كه با مسلمانان هم پیمان بوده است و سپس طلاهاى او را از بدنش به‌زور بیرون آورده است و زن تنها وسیله   دفاعش التماس، خواهش و گریه و درخواست كمك بوده است. سربازان معاویه بدون رنج و زحمت و بدون ریختن یك قطره خون و زخم دیدن با دست پر بازگشته اند. اگر مرد مسلمانى از این پس از روى تأسف و غصه بمیرد سزاوار است و سرزنش نمى شود.» این رفتار امیرالمؤمنین را شاگرد آخرالزمانی او، سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی هم از خود به نمایش می‌گذارد. حاج‌قاسم در خاطرات خود که در قالب کتاب «از چیزی نمی‌ترسیدم» توسط انتشارات مؤسسه «مکتب حاج‌قاسم» به چاپ رسیده است می‌نویسد: «محرم سال ۵۵ اولین در گیری با پلیس را تجربه کردم. روز عاشورا بود که معمولا هر سال در این وقت به امامزاده سید حسین در جوپار می رفتیم. آن روز مانده بودم. برای سر زدن به دوستم فتحعلی، به هتل کسری آمده بودم. هوا گرم بود و هر دوی ما از پنجره ساختمان، پایین را نگاه می کردیم. آن طرف خیابان، در مقابل ما، شهرداری و شهربانی کرمان بود. دختر جوانی با سر برهنه و موهای کاملا بلند در پیاده رو در حال حرکت بود که در آن روزها یک امر طبیعی بود. در پیاده رو یک پاسبان شهربانی به او جسارتی کرد. این عمل زشت او در روز عاشورا، برآشفته ام کرد. بدون توجه به عواقب آن، تصمیم به برخورد با او گرفتم. پاسبان شهرداری به سمت دوستش رفت که پاسبان راهنمایی بود و در چهارراه جنب شهربانی مستقر بود. به سرعت با دوستم از پله های هتل پایین آمدم. آنقدر عصبانی بودم که عواقب این حمله برایم هیچ اهمیتی نداشت. دو پلیس مشغول گفت و گو با هم شدند. برق آسا به آنها رسیدم. با چند ضربه کاراته او را نقش بر زمین کردم. خون از بینی هایش فوران زد! پلیس راهنمایی سوت زد. چون نزدیک شهربانی بود، دو پاسبان به سمت ما دویدند. با همان سرعت فرار کردم و به ساختمان هتل پناه بردم. زیر یکی از تخت ها دراز کشیدم. تعداد زیادی پاسبان به هتل هجوم آوردند. قریب دو ساعت همه جا را گشتند! اما نتوانستند مرا پیدا کنند. بعد، از هتل خارج شدم و به سمت خانه مان حرکت کردم. زدن پاسبان شهربانی مغرورم کرده بود. حالا دیگر از چیزی نمی ترسیدم.» اینچنین کسی که در سن کودکی و نوجوانی توان دیدن یک متلک به دختری بی‌حجاب را ندارد، شایسته دفاع از حریم دختر ابوالغیرة، امیر مؤمنان است! کسی روی دختر و زن غیر مسلمان ایزدی‌مسلک حساس است، لایق دفاع از خیمه‌گاه اهل‌بیت رسول‌الله است. آیا با نگاه به سیره بزرگان دین، در نمی‌یابیم که غیرت و دفاع از زنان، نه صرفا امری دینی، که امری انسانی و فطری است؟ غیرت از ریشه «غیر» می‌آید. این رفتار مربوط به زمانی است که انسان بین خود و دیگری، مرزی می‌کشد. حتی حیوانات روی قلمروی زیست خود، غیرت دارند و اجازه نمی‌دهند حیوان دیگری وارد آن شود. انسان نیز فطرتا بر موطن خود غیرت دارد. تمام حیوانات و انسان‌ها بر فرزند خود غیرت دارند و از او در برابر دیگران مراقبت می‌کنند. پس غیرت، واژه‌ای است بسیار عام. برخی می‌خواهند غیرت را به مثابه چماقی تصویر کنند که مردان برای کنترل زنان خلق کرده‌اند! حال آنکه زن به هر نحوی که بیرون آمد، وظیفه مرد غیرتمند آن است که نگذارد کسی چپ به او نگاه کند؛ مگر آنکه زنی خودش قصد و غرض دیگری داشته باشد. ما در جامعه خود در کنار حجاب، باید بر غیرت نیز تأکید کنیم. خصوصا در سطح عمومی جامعه. 
اکنون در غرب، اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است. در فضای مجازی کلیپ‌هایی منتشر می‌شود، که به زنان آموزش می‌دهد در موقعیت‌هایی که مورد آزار فیزیکی (از قبیل دست مالیدن و چسباندن بدن و…) قرار گرفتند، چه رفتاری از خود نشان دهند. در این کلیپ‌ها، ابتدا مرد که معمولا جوان و خوش‌چهره و شوخ‌طبع است، به زن نزدیک می‌شود و مثلا در مترو کنار او می‌نشیند. بعد خیلی آرام، مثلا دستش را روی پای زن می‌گذارد. زن در اینجا رو ترش می‌کند و با اخم، خود را بی تفاوت نشان می‌دهد. بعد مرد دست او را نیز در دست می‌گیرد و آن وقت زن، با لبخندی رضایت خود را نشان می‌دهد. از کثرت این کلیپ‌ها خصوصا در پلتفرم‌های تیک‌تاک و اینستاگرام، می‌توان فهمید آزارهای فیزیکی در جاهای شلوغ، در غرب یک معضل بوده است. (اتفاقی که در کشور ما هم متأسفانه دیده می‌شود.) برای  حل این معضل، این راه حل را نشان می‌دهند و به زن می‌گویند لازم نیست حتما از خودت واکنش منفی تند نشان بدهی. لازم  نیست فریاد بزنی و اشک بریزی یا دیگران را به کمک فرابخوانی. می‌توانی دوستانه برخورد کنی و اجازه دهی مرد برای دقایقی کوتاه از تو اندکی لذت ببرد و تو نیز   همچنین! نتیجه کنار گذاشتن غیرت این است. یعنی زن باید این را بپذیرد که در جاهای شلوغ ممکن است حریم او شکسته شود و او بهتر است از این اتفاق استقبال کند. با کنار گذاشتن غیرت، زن و زیبایی‌ و جذابیت او عادی نمی‌شود؛ بلکه لذت بردن از زن عادی می‌شود. زن باید بپذیرد که حریمی ندارد و اصلا حریم، معنایی ندارد. این پذیرشی است دردناک خصوصا برای یک زن. 
ما گمان داریم که غیرت، تنها محدودسازی زنان خودمان است. اما غیرت بیش از آن، حساسیت بر رفتار مردان دیگر است. درست است که غیرتمندان همسر و ناموس خود را با آرایش‌های منحرف کننده بیرون نمی‌برند. درست است که افراد با غیرت در برابر بدحجابی و ولنگاری همسر خود، بی‌تفاوت نیستند و آنان سعی می‌کنند محیطی را برای زندگی خود انتخاب کنند که به پاکی و عفت همسرشان کمک کند. درست است که آنان مسائل ناموسی و خانوادگی خود را با دیگران مطرح نمی‌کنند و فیلم و آلبوم عکس‌های همسر و دختر خود را در اختیار دیگران قرار نمی‌دهند. انسان‌های غیرتمند نیازهای خانواده و همسر خود را 
حتی الامکان فراهم می‌کنند تا آنان مجبور نشوند وارد کوچه و بازار شوند و در معرض نامحرمان قرار گیرند. این‌ها تمام درست، اما فرد با غیرت هم باید جنبه درونی داشته باشد و بر درون خانواده نظارت کند و هم جنبه بیرونی، چنانکه همچون سپری از خانواده دفاع نماید. ازاین‌رو در  ادامه  این نوشتار  عبدالحمید فاطمی تبار به نمونه‌ای از سیره و رفتار غیرتمندان حقیقی و پیشوایان دین از پیامبران تا ائمه اشاره کرده است.
 غیرت ابراهیمی
حضرت ابراهیم علیه السلام  یکی از پیامبران صاحب شریعت و کتاب است. قداست حضرت ابراهیم به قدری است که امت اسلامی مأمور شده‌اند هم از مکانت وی پیروی کنند و هم مکان او را جایگاه نماز طواف قرار دهند. غیرتمندی یکی از صفات بارزحضرت ابراهیم است که در پاره‌ای از روایات به آن اشاره شده است از جمله این روایت نبوی که می‌فرماید: «كان أَبِی‏ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام غَیُوراً وَ أَنَا أَغْیَرُ مِنْهُ وَ جَدَعَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا یَغَارُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ‌؛  پدرم ابراهیم مرد غیرتمندی بود، ولی من غیرتمندترم و خداوند بینی مسلمانی را كه غیرت ندارد، به خاك ذلت می‌مالد.»
نقل شده است بعد از آن‌که حضرت ابراهیم علیه السلام ازآتش نمرود نجات یافت، تصمیم به هجرت از آن سرزمین را گرفت. ساره، همسر حضرت ابراهیم علیه السلام، زنی خوش صورت و باجمال بود به همین دلیل حضرت ابراهیم علیه السلام اجازه نمی‌داد که کسی همسر او را ببیند. وقتی که ابراهیم اسباب سفر را فراهم کرد، تابوتی نیز همراه خود برد تا اگر در بین راه مرد غریبه‌ای با آن‌ها برخورد کرد، ساره را در آن بیندازد تا چشم نامحرم به او نخورد.
در بین راه یکی از مأموران پادشاه قبط، وقتی که آن تابوت را در کنار ابراهیم علیه السلام دید، از او خواست که آن را باز کند ولی حضرت ابراهیم علیه السلام ممانعت می‌کرد. وقتی که ابراهیم علیه السلام مجبور شد که به اصرار آن مأمور، تابوت را باز کند، بسیار خشمگین شد و ناراحت شد. مأمور با دیدن همسر ابراهیم در تابوت، ماجرا را به پادشاه قبط بازگو کرد. پادشاه هم که جمال و صورت ساره را دید قصد تعرض به او را داشت ولی با دعای حضرت ابراهیم، دست پادشاه خشک شد.
 غیرت موسوی
وقتی حضرت موسی خواست با دختر شعیب به طرف منزلش برود، دختر شعیب علیه السلام جلوی حضرت موسی می‌آمد. حضرت موسی به او گفت تو پشت سر من بیا و به وسیله سنگ راه را به من نشان بده، زیرا ما قومی هستیم که پشت زنان را نگاه نمی‌کنند. بعد از آن، دختر نزد پدرش رفت و بسیار از موسی علیه السلام تعریف کرد. حضرت شعیب به دخترش گفت: تو نیروی بدنی موسی را به وسیله کشیدن آب از چاه دانستی، چگونه امانت‌داری او را متوجه شدی دختر در جواب پدرش گفت: همین که مرا گفت از عقب بیا و با سنگ مرا راهنمایی کن و من از گروهی هستم که به پشت زنان نگاه نمی‌کنیم، دانستم که او مردی پاکدامن است.
 غیرت محمدی در سیره و کلام رسول خدا(صلی الله علیه و آله)
اندازه غیرت رسول خدا چقدر بود؟ این سؤالی است که پاسخ آن در کلمات گهربار خود رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است. آن حضرت در وصف غیرتش فرمود: «كان أَبِی‏ إِبْرَاهِیمُ علیه السلام غَیُوراً وَ أَنَا أَغْیَرُ مِنْهُ وَ جَدَعَ اللَّهُ أَنْفَ مَنْ لَا یَغَارُ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُسْلِمِینَ‌؛ پدرم ابراهیم مرد غیرتمندی بود، ولی من غیرتمندترم و خداوند بینی مسلمانی را كه غیرت ندارد، به خاك ذلت  می‌مالد.»
روایت است که در جنگی تعدادی از مشرکین اسیر شدند که آنان همه باید اعدام می‌شدند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دستور دادند که همه آنان جز یک نفر را اعدام کنند. آن مرد مشرک با تعجب از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال کرد: چرا من را بین این همه افراد آزاد کردید؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: جبرئیل به من خبر داد که در وجود تو پنج ویژگی می‌باشد که خداوند متعال و پیغمبرش آنان را دوست دارد. یکی از آنان غیرت شدید نسبت به ناموس و خانواده‌ات می‌باشد: «أَنَّ فِیكَ خَمْسَ خِصَالٍ یُحِبُّهَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ الْغَیْرَةُ الشَّدِیدَةُ عَلَى حَرَمِكَ» هنگامی که آن مرد این سخنان را شنید جلو آمد و اسلام آورد و در رکاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) جنگید تا این که عاقبت به خاطر داشتن همین غیرت دینی از خداوند متعال مدال پر افتخار شهادت را دریافت کرد.

|
برچسب ها
,
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.