تأثیر «حمایت‌های اجتماعی» در حس شادمانی - روزنامه رسالت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 64899
  پرینتخانه » اجتماعی, مطالب روزنامه تاریخ انتشار : ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ - ۶:۰۸ | 236 بازدید |
پژوهش‌ها از عوامل مؤثر بر شادکامی ایرانی‌ها می‌گویند

تأثیر «حمایت‌های اجتماعی» در حس شادمانی

شادکامی حالتی است که با هیجان‌های مثبت و خوشایند مشخص می‌شود و دامنه آن از رضایت سطحی تا احساس خوشحالی عمیق را شامل می‌شود. شادکامی یک معیار سلامت روانی است و منافع محسوس بی‌شماری همچون افزایش سلامت جسمی، کاهش ناراحتی‌های روانی و طولانی‌شدن عمر را به همراه دارد. بسیاری از پژوهش‌های تجربی نشان داده‌اند که انسان‌های شاد، در زندگی با پیامدهای مثبتی مواجه می‌شوند. این پیامدها شامل افزایش روابط حمایت‌کننده، بهبود وضعیت سلامت روانی و جسمانی و درنتیجه طولانی‌شدن عمر است. 
تأثیر «حمایت‌های اجتماعی» در حس شادمانی

گروه اجتماعی- نادیا احمدی
شادکامی حالتی است که با هیجان‌های مثبت و خوشایند مشخص می‌شود و دامنه آن از رضایت سطحی تا احساس خوشحالی عمیق را شامل می‌شود. شادکامی یک معیار سلامت روانی است و منافع محسوس بی‌شماری همچون افزایش سلامت جسمی، کاهش ناراحتی‌های روانی و طولانی‌شدن عمر را به همراه دارد. بسیاری از پژوهش‌های تجربی نشان داده‌اند که انسان‌های شاد، در زندگی با پیامدهای مثبتی مواجه می‌شوند. این پیامدها شامل افزایش روابط حمایت‌کننده، بهبود وضعیت سلامت روانی و جسمانی و درنتیجه طولانی‌شدن عمر است. 
 چرا شادکامی مهم است؟
بدیهی است این موضوع در کشور ما نیز به‌مانند هر کشور و منطقه دیگری، حائز اهمیت است. ویژگی‌هایی که ازنظر اجتماعی ارزشمند است مثل سلامت روانی، طول عمر بیشتر، درآمد کافی و موفقیت با شادکامی رابطه مثبت دارد. نشاط فرد را برمی‌انگیزد، بر آگاهی او می‌افزاید، خلاقیت وی را تقویت می‌کند و روابط اجتماعی وی را تسهیل می‌کند. اعظم نوفرستی- عضو هیئت‌علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، معتقد است: افراد بانشاط دارای عزت نفس بالا، روابط دوستانه محکم و اعتقادات مذهبی معنادار هستند. افرادی که شاد هستند احساس امنیت بیشتری می‌کنند، آسان‌تر تصمیم می‌گیرند، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند، در فعالیت‌های سیاسی شرکت می‌کنند و نسبت به کسانی که با آن‌ها زندگی می‌کنند، بیشتر احساس رضایت دارند. همچنین، نشاط از انحرافات اجتماعی می‌کاهد، امنیت اجتماعی را افزایش می‌دهد و همبستگی اجتماعی را زیاد می‌کند و بیگانگی با جامعه را کاهش می‌دهد. درحالی‌که فقدان و کمبود آن افسردگی، بدبینی و ارزیابی منفی از رویدادها، بی‌علاقگی به اجتماع و کار، کمرنگ شدن وجدان کاری، اعتیاد به مواد مخدر، ناهنجاری‌های اجتماعی، رواج خشونت در روابط اجتماعی، طلاق، گرایش به فرهنگ بیگانه و غیرخودی و … را به بار می‌آورد. بنابراین نشاط و شادکامی نه ازاین‌جهت که یک احساس مثبت و خوشایند است، بلکه به این دلیل که یک سرمایه عمومی و اجتماعی خردمندانه بوده و منافع بسیاری برای فرد و جامعه دارد، ارزشمند است. 
شادکامی به دلیل این‌که همواره با رضایت، خوش‌بینی، امید و اعتماد همراه است، می‌تواند به‌عنوان یک تسریع‌کننده، در فرآیند توسعه یک جامعه عمل کند. بر این اساس، در بیشتر فرهنگ‌ها در سطح فردی و اجتماعی به شادکامی توجه ویژه‌ای شده است. نوفرستی که در رابطه با شادکامی، مطالعه‌ای را بر روی ۳۰ هزار دانشجو انجام داده، تأکید می‌کند: اهمیت شادکامی یا نشاط تا حدی است که امروزه درباره آن شاخص‌های ملی تهیه می‌شود و هر کشوری موظف است یک شاخص ملی شادکامی را برای جامعه خود تدوین کند.
البته انسان‌ها از همان ابتدا به دنبال این بودند که بیشترین لذت را از زندگی ببرند، بنابراین در همه فرهنگ‌ها می‌بینیم که شادکامی، حال خوب، هیجان مثبت و احساس رضایت از زندگی هدف همه مردم در همه فرهنگ‌ها بوده است و ارتباطی به فرهنگ خاص، شرایط خاص و زمان خاصی ندارد. 
 مؤلفه‌های شادکامی کدامند؟ 
شاید این پرسش به ذهن بسیاری از ما خطور کرده باشد که مؤلفه‌های شادکامی کدامند؟ دراین‌ارتباط هم اعظم نوفرستی مطالعه‌ای را به‌صورت جامع و کیفی انجام داده‌ و به چهار مؤلفه در مورد شادکامی دست‌یافته که هرکدام را به چند زیر مقوله تقسیم کرده است: در مؤلفه‌های شادکامی بحث تأمین نیازهای اولیه و رفاه به این معناست که وقتی فردی بتواند نیازهای اولیه خود را فراهم کند و رفاهی را برای خود داشته باشد می‌تواند به شادکامی دست یابد. بحث بعدی ارتباط است: کیفیت ارتباط فرد با جامعه و افراد جامعه یکی دیگر از مؤلفه‌های شادکامی است. مؤلفه دیگر هیجانات مثبت هستند، این‌که فرد چقدر احساس شادی و نشاط می‌کند. مؤلفه آخر، جهت‌گیری‌های مثبت است که این جهت‌گیری‌های مثبت شامل پیشرفت، معنویت، قناعت و رضایت همه است. این‌ها مؤلفه‌های شادکامی در ایران است. ممکن است سؤال شود که تفاوت آن با کشورهای غربی چیست. تفاوتی که ما دیدیم بحث تأمین نیازهای اولیه و رفاه است که در ایران نسبت به سایر کشورها بیشتر به آن توجه شده بود که دلیل آن به خاطر شرایط اقتصادی در کشور است، اما در مورد هیجانات مثبت با سایر کشورها مشابه است.
 در بخش جهت‌گیری معنوی و احساس معنا و هدفمندی در زندگی در کشورهای غربی هرچند به این مقولات پرداخته‌شده، ولی در کشور ما به دلیل اهمیت مذهب، مؤلفه‌های فهم شادی شناخته‌شده است. 
پژوهشگرانی که دراین‌باره مطالعه کرده‌اند، بر این باورند که مراجعه به روانپزشک راه شاد کردن خود و دیگران نیست، فقط درصد خاصی که مبتلابه اختلال افسردگی و سایر اختلالات روانی هستند؛ باید به روانپزشک مراجعه کنند، اما اگر بناست سطح شادکامی در کشور افزایش پیدا کند راه‌حل آن مراجعه به روانپزشک نیست. دو راه‌حل وجود دارد که مسئولان و مردم باید به آن توجه کنند. 
 مسئولان چقدر نقش دارند؟
در این رابطه نوفرستی- عضو هیئت‌علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی می‌گوید: وضعیت عدالت اجتماعی خوب نیست، تبعیض وجود دارد، امنیت اجتماعی نسبت به سایر موارد بهتر است. کمتر ایرانی وجود دارد که از ایرانی بودن خود شرمنده و غمگین باشد. بر اساس مطالعاتی که انجام دادیم پذیرش اجتماعی چندان مشکلی ندارد. بیشتر بحث عدالت، امنیت و شکوفایی اجتماعی است. این‌ها چیزهایی است که سیاستمداران باید به آن‌ها توجه کنند. به مردم کمک کنند تا بتوانند نیازهای اولیه مختلف مثل مسکن، خوراک و پوشاک و سلامتی را تأمین کنند. تا مردم خیالشان از این بابت راحت نباشد نمی‌توانند شادکامی را تجربه کنند. اما بخش دیگر به مردم بازمی‌گردد. یعنی باید از طریق رسانه‌ها فرهنگسازی شود یکی از این موارد که باعث شده مردم شرایط خوبی ازنظر شادکامی نداشته باشند بحث تجمل‌گرایی است. شاید خیلی از مردم ازنظر تأمین نیازهای اولیه مشکلی نداشته باشند، اما بازهم از زندگی لذت نمی‌برند. بسیاری که خوشبختی را در مادیات، خانه بزرگ‌تر و ماشین بهتر ببینند. درحالی‌که مطالعات این را نشان نمی‌دهد، آنچه باید اتفاق بیفتد این است که تجمل‌گرایی با قناعت و رضایت جایگزین شود که اگر این اتفاق نیفتد، تجمل‌گرایی چاهی است که هرگز پر نمی‌شود. پس برای نیازهای اولیه دولت باید شرایطی را فراهم کند که مردم بتوانند به آن‌ها دسترسی داشته باشند، اما بخش دوم فرهنگسازی است. بخش دیگر که به مردم مربوط می‌شود بحث ارتباطات است که با آموزش به مردم منتقل می‌شود. مثلااگر زوجین مشکل‌دارند یا پدر و مادر با فرزند مشکل‌دارند پیش مشاور بروند و مشکلاتشان را حل کنند. روابط اجتماعی خود را گسترش دهند. هرقدر این روابط اجتماعی گسترده‌تر باشد، در حقیقت شادکامی بیشتری تجربه می‌کنند. کار دیگری که در ابعاد فردی می‌توان برای آموزش افراد انجام داد این است که مردم بیاموزند کارهایی که باعث شادی می‌شود را بیشتر انجام دهند. مثل تفریح، ورزش، موسیقی گوش کردن، رفتن به‌جاهای دیدنی و طبیعت و هر کاری که حالشان را بهتر می‌کند. اگر ورزش فرهنگ زندگی مردم شود، می‌تواند حال آن‌ها را بهتر کند، کار دیگری که مردم باید انجام دهند بحث معنویت و مذهب است که بسیار کمک‌کننده است و دیگر این‌که افراد یاد بگیرند که برای رشد و پیشرفت خود تلاش کنند. مطالعات نشان داده که هرچقدر افراد به پیشرفت شخصی خود بیشتر اهمیت دهند و مهارت بیاموزند شادکام‌تر هستند. بنابراین ما دودسته راهکار برای ارتقای شادکامی داریم. یکی ارتقای شادکامی‌ای که مسئولان باید انجام دهند و دیگری توسط مردم از طریق فرهنگسازی برای تخلیه هیجانات منفی در ایران باید فرهنگسازی کرد و آموزش داد که وقتی مردم دچار هیجانات منفی می‌شوند آن‌ها را تنظیم و مدیریت کنند. برای مدیریت هیجانات منفی ابتدا باید ببینیم چه عواملی باعث ایجاد هیجانات منفی می‌شود مسائل اجتماعی که در مورد عدالت و امنیت، شکوفایی و تأمین نیازهای اولیه است. زمانی که این‌ها اصلاح شد مردم باید تکنیک‌های کنترل هیجانات منفی را یاد بگیرند. چیزهای مختلفی روی این مدیریت هیجان تأثیرگذار هستند: ورزش کردن، حل مسئله، مشورت گرفتن، خارج شدن یا ترک محیط تنش‌زا. این‌ها چیزهایی است که در سطح فردی می‌توان به مردم آموزش داد. اما در اصل باید دید چرا هیجانات منفی در ایران بالاست: درصدی از آن ابعاد فرهنگی و درصدی ابعاد اجتماعی دارد. 
 ایران در چه جایگاهی ایستاده است؟
بنابر آمارهای ارائه‌شده در تحقیقات و مطابق با گزارش جهانی سال ۲۰۱۷ شادکامی، در بین سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۶، ایران رتبه ۱۰۸ را در بین ۱۵۵ کشور از این لحاظ داشته است. نسخه دیگر همین گزارش در سال ۲۰۱۸ نشان می‌دهد که بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷، رتبه شادکامی ایران در بین ۱۵۶ کشور، به ۱۰۶ رسیده و آمارهای سال ۲۰۲۰ حاکی از آن است که ایران در بین ۱۵۳ کشور در جایگاه ۱۱۸ قرار دارد.
 به گزارش ایسنا، بررسی‌های این مطالعه نشان داد که میانگین نمره شادکامی کل کشور ۴۳/۳ بوده و استان‌های زنجان و یزد به ترتیب بیشترین و کم‌ترین میانگین شادکامی را در بین استان‌های کشور داشتند. همچنین استان‌های گلستان، بوشهر، هرمزگان و کردستان از میزان شادکامی بالاتر از میانگین برخوردار هستند. میزان رضایت از زندگی کلی در زنان کشور ۲۴/۱و در مردان ۴۷/۱ است. بیشترین میزان رضایت از زندگی در مردان استان کهگیلویه و بویراحمد و استان قم و کم‌ترین میزان رضایت از زندگی مربوط به زنان استان ایلام و استان کرمان است. 
در همین راستا، گروهی از محققان کشورمان از مرکز تحقیقات سنجش سلامت پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی اقدام به انجام پژوهشی کرده‌اند که در قالب مقاله‌ای علمی پژوهشی در نشریه «پایش»، متعلق به پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی منتشرشده و در آن میزان شادکامی زنان و مردان ایرانی در دوره جوانی و در محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال موردسنجش و بررسی علمی قرارگرفته است. 
در این پژوهش توصیفی- تحلیلی بزرگ، ۱۴ هزار و ۲۳۹ نفر از بین تمام زنان و مردان متأهل ۲۰ تا ۴۰ سال ساکن شهرها و روستاهای مختلف کشور مشارکت داشته‌اند که ۴۶ درصد آن‌ها مرد و ۵۴ درصد زن بوده‌اند. 
اطلاعات و داده‌های موردنیاز برای انجام این پژوهش، با استفاده از ابزار پرسشنامه از جمعیت فوق جمع‌آوری‌شده است و سپس این داده‌ها با استفاده از روش‌های آماری و با کمک کامپیوتر مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. 
بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از این مطالعه، بین شادکامی و متغیرهایی نظیر سن، جنسیت، تعداد سال‌های تحصیل و محل سکونت ارتباط معنی‌داری مشاهده نمی‌شود، ولی وضعیت شغلی و نیز سطح درآمد ارتباط قابل‌توجهی با شادکامی نشان می‌دهند. به‌طوری‌که در این تحقیق، افراد بیکار در این مطالعه حدود ۹/۱برابر از شادکامی کمتری نسبت به شاغلان برخوردار بوده‌اند. 
مدارس نحوه برقراری ارتباطات و قبول مسئولیت‌های اجتماعی را به دانش‌آموزان بیاموزند
دکتر علی منتظری، محقق مرکز تحقیقات سنجش سلامت پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی و همکارانشان در این پژوهش اعتقاددارند: « بااین‌حال، کار و شغل، نسبت به جنبه‌هایی از زندگی مانند دوستی‌های صمیمانه، سلامتی و فعالیت‌های اجتماعی با شادکامی ارتباط کمتری دارد. ازاین‌رو برخی از محققان در باب تعلیم‌وتربیت توصیه می‌کنند که مدارس به‌جای توجه
 به یادگیری فعالیت‌های تولیدی و کار، نحوه برقراری ارتباطات موفق اجتماعی با مردم و قبول مسئولیت‌های اجتماعی را به دانش‌آموزان بیاموزند.»
محققان فوق می‌گویند: «متغیر مؤثر دیگر بر شادکامی در این مطالعه، سطح درآمد بوده است. افراد با سطح درآمد بد یا خیلی بد، شادکامی کمتری نسبت به افراد با درآمد خوب و خیلی خوب داشتند و با افزایش درآمد، شادکامی افزایش نشان می‌دهد. بر این اساس، درآمد، نقش مهمی در شادکامی انسان‌ها ایفا می‌کند. ولی باکمال تعجب مطالعات مشابهی که شادکامی مردم کشورهای مرفه را بررسی کرده‌اند، نشان داده‌اند که رضایت از زندگی در آن‌ها با افت‌وخیز درآمدشان در طی زندگی حرفه‌ای و نیز در بازنشستگی تغییر چندانی نمی‌کند که نیاز به موشکافی بیشتری دارد.» همچنین به‌رغم عدم تمرکز مطالعه فوق بر رابطه بین «سلامت و شادکامی» محققان معتقدند لازم است برای درک بیشتر رابطه شادکامی و متغیرهای اقتصادی و اجتماعی مانند شغل و درآمد به تحلیل‌های مربوط به رابطه سلامت نیز توجه دقیق‌تری کرد. مطالعات متعددی در خصوص رابطه شادکامی با سلامت انجام‌شده است. پیش‌بینی سلامت و طول عمر در جمعیت‌های سالم به‌واسطه شادکامی، ایجاد ناشادکامی ناشی از سلامت نامطلوب و نیز رابطه شادکامی با سلامت درک‌شده، سلامت جسمی و رفتارهای مربوط به‌سلامت ازجمله نتایج باارزش این مطالعات هستند که می‌توانند تحلیل‌های راهگشایی را به دست دهند.  دکتر منتظری، محقق اصلی این پژوهش و همکارانش می‌گویند: «اگرچه شادکامی با طول عمر در جمعیت بیمار همراه نیست و اثر مستقیمی بر مرگ‌ومیر ندارد، اما در افراد سالم از ابتلا به بیماری‌ها محافظت می‌کند. به‌این‌ترتیب می‌توان این‌چنین استدلال کرد که سلامت همگانی را می‌توان باسیاست‌های فزاینده شادکامی در مردم ارتقا داد.»
همان‌گونه که اشاره شد بر اساس نتایج مطالعه فوق، بین وضعیت شغلی و نیز سطح درآمد که از عوامل اجتماعی و اقتصادی هستند، با شادکامی رابطه معنادار وجود داشت. در این خصوص دکتر منتظری و همکارانش اظهار داشته‌اند: «باید گفت که کاهش شادکامی در قبال بیکاری و نیز کاهش سطح درآمد، می‌تواند ناشی از عدم مطلوبیت سلامت در شرکت‌کنندگان باشد و این، نتیجه‌ای است که در مطالعات دیگر نیز مورد تأکید قرارگرفته است. به‌عبارت‌دیگر ناشادکامی نتیجه‌ای است که در اثر ضعف در سلامت حاصل می‌شود. درواقع این نابرابری در درآمد و اشتغال است که پس از اثر بر سلامت افراد باعث ایجاد احساس عدم شادکامی در آن‌ها می‌شود.»
شواهد نشان داده‌اند که بین رشد اقتصادی و کاهش نابرابری‌ها با شادکامی رابطه معنادار وجود دارد. لذا بر اساس نظر پژوهشگران مجری این مطالعه، به نظر می‌رسد که اگرچه جوانان در ایران به‌طورکلی گزارش کرده‌اند که «نسبتاشادکام» هستند، اما نابرابری‌های موجود در شادکامی باید بر اساس توزیع فرصت‌های برابر و ثروت برطرف شوند. لذا رسیدگی به معیشت جوانان، اشتغالزایی و اتخاذ تصمیمات مقتضی برای افزایش درآمد و ارتقای سطر اقتصادی ایشان نقش بسزایی در ارتقای شادکامی آن‌ها خواهد داشت. 

نویسنده : نادیا احمدی |
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.