آثار گفتمانی انقلاب اسلامی بر غرب آسیا در مقایسه با گفتمان های رایج غربی - روزنامه رسالت | روزنامه رسالت
شناسه خبر : 38727
  پرینتخانه » یادداشت تاریخ انتشار : ۲۱ بهمن ۱۳۹۹ - ۶:۱۶ |

آثار گفتمانی انقلاب اسلامی بر غرب آسیا در مقایسه با گفتمان های رایج غربی

انقلاب اسلامی از نوع انقلاب‌های فراگیری است که علاوه بر نقش و کارکردهای فراگیر در محدوده کشور ایران، در سطوح جهانی و منطقه‌ای به ویژه در غرب آسیا به تولید گفتمان کمک زیادی کرد. از سوی دیگر از دهه‌های قبل تا به امروز کشورهای غربی در منطقه غرب آسیا حضور میدانی و گفتمانی پررنگ داشته‌اند تا آنجا که این منطقه بیشترین تأثیرپذیری را از رهگذر تقابل گفتمانی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن با گفتمان غربی داشته است. 
آثار گفتمانی انقلاب اسلامی بر غرب آسیا در مقایسه با گفتمان های رایج غربی

حسین گودرزی
انقلاب اسلامی از نوع انقلاب‌های فراگیری است که علاوه بر نقش و کارکردهای فراگیر در محدوده کشور ایران، در سطوح جهانی و منطقه‌ای به ویژه در غرب آسیا به تولید گفتمان کمک زیادی کرد. از سوی دیگر از دهه‌های قبل تا به امروز کشورهای غربی در منطقه غرب آسیا حضور میدانی و گفتمانی پررنگ داشته‌اند تا آنجا که این منطقه بیشترین تأثیرپذیری را از رهگذر تقابل گفتمانی انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن با گفتمان غربی داشته است. 
در این مختصر به مهم‌ترین حوزه‌های این تقابل و آثار و نتایج آن بر جوامع و کلان روندهای غرب آسیا اشاره می‌کنیم.
انقلاب اسلامی با تکیه‌بر شکوفایی سرمایه‌های درونی ، دین، هویت و فرهنگ بومی و خودباوری انسان به عنوان محور تحول جامعه، در مقابل برتری فزاینده تکنولوژی و غلبه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی کشورهای غربی شکل گرفت. 
در این راستا نخستین پیامی که انقلاب اسلامی برای ملت‌ها و جنبش‌های رهایی‌بخش منطقه منعکس کرد، تکیه‌بر خودباوری و نیروی درون زا و بومی است که به عنوان مهم‌ترین عامل بسیج اجتماعی و پیروزی‌بخش می‌تواند جایگزین احساس تسلیم و ناتوانی در مقابل برتری قدرت تکنولوژی و گفتمانی غرب شود. این گفتمان به تدریج در رویش جنبش‌های مقاومت بر محور مسئله اول جهان اسلام یعنی فلسطین اشغالی و سپس اشغال سرزمین افغانستان از سوی شوروی شکل گرفت و در ادامه به رویش جنبش‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی متعددی انجامید که امروزه دستگاه عریض و طویل سیاسی، رسانه‌ای، تکنولوژی و نظامی غرب را در فلسطین، عراق، لبنان، افغانستان، یمن و دیگر جوامع اسلامی مقهور اراده جنبش‌های موسوم به بیداری اسلامی ساخته است. درنتیجه این گفتمان کشورهای غربی که روزگاری با شعار سعادت و رهایی انسان و احیای حقوق بشر و دموکراسی وارد خاورمیانه شده بودند و هدف غایی خود را که غارت منافع جهان سوم و مسلمانان بود در پشت این شعارها پنهان کرده بودند؛ با دست شستن از این گفتمان خود را هم سرنوشت با منافع رژیم‌ها و سلاطین مستبد و عاری از هرگونه نشانه‌های دموکراسی و حقوق بشر دانسته در یک جبهه و به عنوان حافظ منافع آنان قرار گرفتند.
از سوی دیگر انقلاب اسلامی بر محور دین‌باوری و دین‌محوری شکل گرفت و به پیروزی رسید. درنتیجه اثربخشی و نقش و کارکرد دین اسلام به عنوان محور اداره جامعه را پیش روی آنان قرار داد.
انقلاب اسلامی که بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و نظامی مؤید به حمایت غرب یعنی حکومت پهلوی را با تکیه‌بر اسلام و محوریت مرجعیت دینی شکست داده بود، علیرغم همه فشارها با تکیه‌بر اصول و مبانی دینی و قدرت بسیج اجتماعی آن، دهه‌های متوالی رخ در رخ قدرت‌های فرا منطقه‌ای و سلاطین منطقه ایستاد و آنان را در عرصه‌های منازعه به عقب راند و کارآمدی دین‌محوری در اداره جامعه را به رخ مسلمانان کشید. بدین روی ملت رشید ایران بار دیگر الهام بخشی و رشد یافتگی خود را در دو سطح اصلاح کلان روندهای حیات اجتماعی بشر یعنی احیای دین به عنوان رکن تعالی و رشد جامعه و سعادت دنیا و آخرت به عنوان بزرگ‌ترین گفتمان حال حاضر در مقابل نظریه‌های رو به افول ماتریالیستی پیش روی بشر قرار داد و فراگیرترین نهضت احیای معنویت و دین‌باوری را در جهان پدید آورد. در سطح دیگر مکتب اسلام را به عنوان محور اداره جامعه  و مهم‌ترین تکیه‌گاه برای بازسازی نوین جوامع اسلامی و احیای تمدن اسلامی که سرمایه و خاطره خوب آن در میان مسلمان وجود داشت را به آنان نشان داد. جنبش بازگشت به اسلام و اسلام ناب و اسلام انقلابی تا آنجا پیش رفته است که امروزه در همه جهان اسلام گفتمان بالنده، پیشرو و نقش‌آفرین را جنبش‌های اسلامی تشکیل داده و هر جا صندوقی برای بیان رأی و نظر مردم بر پا شود بی‌گمان طرفداران اسلام ملهم از انقلاب اسلامی ملت ایران پیروز آن خواهند بود. 
بدین‌سان مهم‌ترین ره‌آورد منطقه‌ای و جهانی، انقلاب اسلامی قدرت گفتمان سازی و استحکام و اثربخشی پیام آن در جلب و جذب انسان‌ها و جوامع اسلامی بوده تا آنجا که رژیم‌های غربی حاضر در خاورمیانه را مجبور ساخته از شعارهای دموکراسی خواهی دست شسته برای حفظ منافع خود در کنار مستبدترین سلاطین روزگار و در مقابله با خواست عمومی ملت‌های مسلمان قرار گیرند.

نویسنده : حسین گودرزی |
برچسب ها
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : ۰
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط رسالت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.