آرشیو
انتخاب نشریه


سوگواره فاطمي

محسن رضواني 
نقل زَمَخشَري ست كه روزي ابولهب
يك سنگريزه جانب احمد روانه كرد
ريگي - به طول و عرض نخود- در كَفَش گرفت
پيشاني نبي خدا را نشانه كرد
تبّت يدا أبي لهب از آسمان رسيد
فوراً لهيب خشم الهي زبانه كرد
فرمود: هر دو دست وي از تن بريده باد
نفرين بر آنكه اين عمل ظالمانه كرد
يك دست او فقط به كمين نبي نشست
خشم خدا به دست دگر هم كمانه كرد
با اين حساب، كيفر اهل سقيفه چيست؟
حق كسي كه حمله بر اين آستانه كرد؟
قرآن اگر هنوز مي آمد چه مي نوشت؟
در وصف آنكه خون به دل "اهل خانه" كرد
با مصطفي نكرد در آنجا ابولهب
با فاطمه هرآنچه كه اهل زمانه كرد
دشمن، تقاص لات و هبل را ازو گرفت
كار علي و باغ فدك را بهانه كرد
با هر دو دست، بست و شكست و كشيد و كشت
جان بتول را هدف تازيانه كرد
"آتش به آشيانه ي مرغي نمي زنند"
نفرين بر آن كه شعله در اين آشيانه كرد



​​​​​​​حسن بياتاني
دير آمدم...دير آمدم... در داشت مي سوخت
هيئت، ميان "واي مادر" داشت مي سوخت
ديوار دم مي داد؛ در بر سينه مي زد
محراب مي ناليد؛ منبر داشت مي سوخت
جانکاه: قرآني که زير دست و پا بود
جانکاه تر: آيات کوثر داشت مي سوخت
آتش قيامت کرد؛ هيئت کربلا شد
باغ خدا يک بار ديگر داشت مي سوخت
ياد حسين افتادم آن شب آب مي خواست
ناصر که آب آورد سنگر داشت مي سوخت
آمد صداي سوووت؛ آب از دستش افتاد
عباس زخمي بود اصغر داشت مي سوخت
سربند يازهراي محسن غرق خون بود
سجاد، از سجده که سر برداشت، مي سوخت
بايد به ياران شهيدم مي رسيدم
خط زير آتش بود؛ معبر داشت مي سوخت
برگشتم و ديدم ميان روضه غوغاست
در عشق، سر تا پاي اکبر داشت مي سوخت
ديدم که زخم و تشنگي اينجا حقيرند
گودال، گل مي داد و خنجر داشت مي سوخت
شب بود و بعد از شام برگشتم به خانه
ديدم که بعد از قرن ها در داشت مي سوخت
ما عشق را پشت در اين خانه ديديم
زهرا در آتش بود؛ حيدر داشت مي سوخت

آدرس مطلب http://resalat-news.com/newspaper/page/9430/12/65959/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha