آرشیو
انتخاب نشریه


پيام جليقه زردها براي احزاب ايراني

محمد مهدي اسلامي
به لطف اجراي «قانون نحوه فعاليت احزاب و گروه‌هاي سياسي»، در سال جاري شاهد برگزاري انتخابات درون حزبي بسياري از احزاب با نظم و رويه بسيار بهتري بوده ايم. حزب مؤتلفه اسلامي به عنوان يکي از قديمي ترين و گسترده ترين احزاب موجود هم که هر سه سال يکبار مجمع عمومي برگزار 
مي کند، امروز شاهد تجمع نماينده اعضاي حوزه هاي حزبي بيش از 200 شهر کشور در تهران خواهد بود تا بار ديگر، اين اعضا باشند که خط مشي و ترکيب سياست گذاران 3 سال آتي را براي آن تشکل 55 ساله مشخص کنند.
اما در ميان تلاش هاي داخلي ما براي بهبود جايگاه احزاب، از درون يکي از نظام هاي 
پيشتاز در اتکاي به حزب، صداهاي جديدي به گوش مي رسد. فرانسه؛ کشوري که نمونه تکثر احزاب به شمار مي آيد اين روزها در آستانه تجربه متفاوتي است. تا پيش از اين، نهادهاي اجتماعي کهن، طبقه اجتماعي و سبک زندگي و ... در مرور زمان به شکل گيري احزابي منجر مي شد، که قرار بود صداهاي متکثر جامعه فرانسه را نمايندگي کند.
يکي از آخرين حلقه هاي تکميل اين روند را شارل دوگل برداشت. پس از جنگ جهاني دوم ژنرال دوگل به فرانسه بازگشت و جمهوري چهارم را بر پايه احزاب سياسي تشکيل داد. دولت ژنرال دوگل در برگيرنده تنوع حزبي از کمونيست و سوسياليست تا راست و راديکال بود. او اما به زودي به اين نتيجه رسيد که جمهوري چهارم به دليل قدرت بيش از اندازه احزاب سياسي ناکارآمد بود و به همين دليل به اميد از بين بردن حکومت حزبي، جمهوري پنجم را تشکيل داد و نظام پارلماني را به نظام امروزين فرانسه تغيير داد. اين اقدام وي نه تنها نتوانست احزاب سياسي را از بين ببرد، بلکه در قانون اساسي ماده اي به احزاب سياسي اختصاص يافت و براي اولين بار پس از 50 سال فعاليت حزبي احزاب سياسي جايگاه قانوني يافتند و مورد تائيد قانون اساسي قرار گرفتند.
در حال حاضر 13 حزب در پارلمان فرانسه ميدان دار هستند و در کنار آنها 
20 حزب فاقد کرسي پارلماني نيز، فعاليت سياسي دارند. ساز و کار انتخاباتي اين کشور دو مرحله اي است و احزاب کوچکتر در دوره اول از گردونه خارج مي شوند و به دور دوم نمي رسند. با وجود اين، قانون به نوعي حمايت گر احزاب فاقد اکثريت است و هر يک از احزاب حتي احزاب کوچک براي خود فضاهايي براي فعاليت 
مي يابند. اين رويکرد تا کنون سبب شده بود که نظام سياسي در جمهوري پنجم فرانسه پايدار و کارآمد تلقي شود. 
 امروز اما «جليقه زردها» اين رويه را مورد سوال جدي قرار داده اند. تا آنجا که مفسر واشنگتن پست مي نويسد: « عصر حاضر، دوران "شبکه هاي اجتماعي" و کشيدن خط بطلان بر "حزب" است و استمرار دموکراسي فقط با توجه به جنبش‌هاي اعتراضي ممکن خواهد بود... محل رويش اين جنبش، فضاي سايبري است. ... 
بي دليل نيست در فرانسه، جنبشي که تا همين يک ماه پيش وجود خارجي نداشت، توانست اينقدر سريع و در يک فاصله زماني بسيار کوتاه، هويت پيدا کند و منسجم و يکپارچه شود... اين جنبش اعلام کرده است که رهبر ندارد. فقط هشت سخنگو دارد با پيشينه هايي کاملا مغاير از هم. اين جنبش تاکيد کرده است که مطلقا به هيچ دسته و حزب و گروهي تعلق ندارد. " جليقه زردها" ايدئولوژي و فلسفه روشني ندارند. آنها فقط جمعيتي با درخواست‌ها و گرايش هايي يکسان هستند...  در شعارهايشان به وضوح نشان مي دهند که نه تنها به هيچ حزب و گرايش سياسي وابستگي ندارند، بلکه از همه آنها بيزارند.»
اگرچه ما در يک دهه اخير در اين خصوص، خود نمونه هاي زيادي را تجربه 
کرده ايم اما در محافل روشنفکري ريشه آن به فقدان فراگير شدن ساز و کار فعاليت حزبي ارجاع داده مي شد. 
از اين رو، تقابل سازماندهي سايبري مقابل سازماندهي حزبي در فرانسه، اهميت مضاعفي در انديشيدن به دوره پساحزب‌گرايي دارد.
کليد واژه Post- Partisanship بيش از 5 سال است که در مقاله هاي غربي ظهور بيشتري يافته است و با رويکردي فراتر از حزب‌گرايي گذشته به دنبال ممشاي جديدي براي سياست ورزي است. حتي باراک اوباما در تبليغات انتخاباتي سال  2012 براي نشان دادن چهره اي ملي براي خود، از آن بهره برد.
در روزگاري که مروجين تحزب به شيوه فعلي، بر مبدأ و منشأ خيزش کنش هاي اجتماعي غرب - که با روشي برخلاف سنت معمول خارج از سازو کار حزبي بر سياست مردان غربي موثر افتاده است- چشم فرو مي بندند و حتي تأثير اين رويکرد در تحولات اخير کشورمان را نيز به روش‌هاي ديگري تأويل مي کنند؛ يک واقعيت گريز ناپذير به پيش مي آيد و تغافل ما تغييري در قدرت مهيب اثرگذاري آن نخواهد گذاشت.حال آنکه اگر تحزب را به جاي ترجمه از کتب غربي و قائل شدن به اصالت قدرت براي حزب، با ادبيات توليد شده در گفتمان موسسين حزب جمهوري اسلامي دنبال کنيم و حزب را نماينده واقعي مردم، داراي کانال تعاملي و دوطرفه فکري ميان مرکزيت حزب و اعضا، دغدغه مند در به کرسي نشاندن اصلح و نه خود بر قدرت و ... بخواهيم؛ « شبکه هاي اجتماعي» 
ابزاري براي تقويت اين کانال کشي خواهد بود و نه تنها از چنين حزبي عبور نخواهد کرد؛ بلکه موجب قدرت افزايي آن در ايفاي وظيفه خواهد شد.البته شايد يک تطابق ديگر هم نياز باشد. 
ساز و کار سنتي حزبي همچون ساختاري برخاسته از ديوان سالاري و نيازمند تشکيل جلسات با حضور فيزيکي شوراي مرکزي و ديگر ارکان اين حزب؛ قطعا پاسخگوي حجم تبادل اطلاعات با سرعت بالاي شبکه هاي اجتماعي نخواهد بود. انديشيدن به اين شکاف و احساس نياز به ترميم آن، اولين گام براي به روزرساني ساز و کار تحزب در کشور است و اگر نگذاريم زمان آن از اين ديرتر شود، شايد بتوان اميد داشت با چنين تحولي کمبودهاي احساس شده از خلأ احزاب پرقدرت در کشور نيز پشت سر گذاشته شود.


آدرس مطلب http://resalat-news.com/newspaper/page/9376/1/55817/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha