آرشیو
انتخاب نشریه


آيت‌الله جوادي آملي: كسي اهل اميد است كه مديريت خود را در قلمرو خدا بداند

استاد برجسته حوزه علميه قم گفت: کسي اهل اميد است که مديريت خود را در قلمرو خدا بداند.به گزارش خبرگزاري رسا، چهاردهمين کنگره بين‌المللي مسلمانان آمريکا با هدف هويت‌بخشي به جامعه شيعي و مسلمان آمريکا با موضوع "اسلام دين اميد" با پيام ويديويي آيت‌الله جوادي‌آملي در ايالت "ارلاندو" آمريکا برگزار شد.در بخشي از اين پيام آمده است: اسلام مجموعه مکتبي است که رهبران الهي، انبياي الهي آوردند و تکميل آن به وسيله قرآن و عترت است که إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ، چون عِنْدَ اللَّهِ است، ثابت و زوال‌ناپذير است: مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَ مَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ، اين مسئله اول.در تبيين اسلام سخني نيست، چون کلامِ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْض است، «يَعْلُو وَ لَا يُعْلَي عَلَيْه»؛‏ از راه وحي جهان را، انسان را، پيوند انسان و جهان را معرفي کرد، رهاورد پُر برکتي داشت و دارد. عمده تبيين معناي اميد است. اميد يک فضيلت اخلاقي انساني است، آرزو در برابر اميد رذيلتي بيش نيست. جامعه ما بايد بين اميد و آرزو فرق بگذارد. با يک مَثل ساده، زمينه اين فرق روشن مي‌شود، تحليل نهايي اين فرق در اثناي گفت‌وگو واضح خواهد شد.در بخش ديگري از اين پيام آمده است: اميد مثل آن است که يک کشاورز زمين و زمينه را آماده کند، براي باروري مزرعه يا بوستان خود، آبياري کند، بذرافشاني کند، نهال‌کاري کند، همه لوازم کشاورزي را انجام دهد، چنين شخصي اميدوار است که حوادث غير پيش‌بيني شده‌اي از راه نرسد و او به محصول اين باغ و مزرعه‌ خود برسد.آرزو آن است کسي کاري نکرده، کِشتي نکرده، نهالي نکاشته، آبياري نکرده، شيار نکرده، منتظر رسيدن ميوه مناسب و محصول گواراست. کسي بدون رنج منتظر گنج باشد، آرزوي خام است. کسي با تلاش و کوشش منتظر نتيجه باشد، اميد ثمربخش است. بين رجاء و تمنّي، بين اميد و آرزو بسيار فرق است. اين فرق لغوي و مطلب کوتاه و غير علمي و غير دقيق که همگان بفهمند.اين پيام مي افزايد: اما تحقيق نهايي آن است، کسي اهل اميد است که حقيقت خود را بشناسد و حقيقت جهان را بشناسد، مديريت خود را بفهمد، مديريت جهان را بفهمد. خود و مديريت خويش را در قلمرو مديريت جهان‌آفرين و انسان‌آفرين به نام خدا بداند. کسي که درباره انسان‌شناسي قدّ فکر و انديشه او اين است که انسان مثل يک ميوه‌اي است که بعد از يک مدت مي‌پوسد و در بين خاک دفن مي‌شود. چنين شخصي نه اميدي دارد و نه آرزويي. کسي که مي‌گويد مرگ پايان راه است و انسان با مُردن مي‌پوسد و بعد از مرگ خبري نيست، او هر چه بينديشد آرزوست نه اميد. کسي که به فکر برزخ و قيامت نيست، کسي که نمي‌داند اسلام به او گفته است، انسان مرگ را مي‌ميراند، نه بميرد، چنين شخصي بين اميد و آرزو فرق نمي‌گذارد. آيا ما مي‌ميريم يا مرگ را مي‌ميرانيم؟ آيا ما با مُردن مي‌پوسيم يا از پوست به درمي‌آييم؟ آن که مي‌گويد انسان مي‌پوسد، عقل خودبنياد او يعني چه؟ هيچ ميوه‌اي مي‌تواند بگويد من داراي عقل خودبنياد هستم؟ تو که بعد از چند روز مي‌پوسي! تو چه پيوندي با جهان داري، تو چه پيوندي با گذشته داري، چه پيوندي با آينده داري؟ تو در راه مي‌ماني، «ابن‌السبيل» هستي، نه سالک. پس اولين وظيفه اين است که ما بدانيم مي‌پوسيم يا از پوست به درمي‌آييم؟ ما مي‌ميريم يا مرگ را مي‌ميرانيم؟ اسلام مي‌گويد انسان مرگ را مي‌ميراند: كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ؛ نه «کل نفس يذوقها الموت»! آن که ما و جهان و پيوند اين دو ضلع را آفريد، نفرمود انسان را مرگ مي‌چشد، فرمود انسان مرگ را مي‌چشد، روشن است که هر ذائقي مذوق خود را هضم مي‌کند. ما هستيم که مرگ را مي‌ميرانيم. ما هستيم که براي أبد خواهيم بود.در ادامه اين پيام آمده است: اگر چنين عقلي را ما شکوفا کرديم و اين عقل را همانند نهال در تحت رهبري وحي قرار داديم که طبق بيان نوراني علي بن ابي‌طالب(صَلَوَاتُ اللَّهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْه‏) فرمود انبيا آمدند که عقل را شکوفا کنند: «وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»؛ يعني را به صورت عقلانيت وحياني درآورديم، ما بين اميد و آرزو فرق مي‌گذاريم، اولاً؛ بين سالک و وامانده در راه فرق مي‌گذاريم، ثانياً؛ أبدي مي‌انديشيم، ثالثاً؛ نه بي‌راهه مي‌رويم و نه راه کسي را مي‌بنديم، رابعاً؛ الآن بسياري از بودجه‌ها کشورهاي سرمايه‌دار در شب و روز صرف ساختن سلاح‌ها آدم‌کشي است، اين به کدام تمدّن منتهي مي‌شود؟ اين کشتار بلاواسطه يا مع‌الواسطه يا جنگ‌هاي بدون نيابت يا با نيابت در اثر آن است که انسان فکر مي‌کند همين چند روز زنده است و بس!در بخش پاياني اين پيام تاکيد شده است: بيان نوراني 
سيد الشهدا اين است که «كَانَ أَفْوَتَ لِمَا يَرْجُو وَ أَسْرَعَ لِمَجِي‏ءِ مَا يَحْذَرُ»، اگر کسي خواست از راه باطل به مقصد برسد، زودتر از ديگران به دام مي‌افتد و زودتر از ديگران به کام خطر گرفتار مي‌شود. هرگز راه باطل، ربا، اختلاس، رشا، ظلم، تعدّي، بدخويي، بداخلاقي، انسان را به مقصد نمي‌رساند، او را اميدوار نمي‌کند، به آرزو سرگرم مي‌کند که بين آرزو و اميد فرق‌هاي فراواني است.اين گوشه‌اي از معناي عقلانيت وحياني است که اميدواريم همگان به اصل مطلب بار يابيم و به آن عمل کنيم و آن را به ديگران منتشر کنيم.

آدرس مطلب http://resalat-news.com/newspaper/page/9260/1/27002/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha