آرشیو
انتخاب نشریه


مديريت مجازي يا مديريت جهادي؟

مهدي عامري
روزنامه اعتماد (13 تير 97، ص3) نوشت: (اصلاح طلبان) از يك سو بازگشت به سياست‌هاي پوپوليستي را محكوم و از سوي ديگر تاكيد مي‌كنند كه عصر اين نوع مديريت‌ها گذشته است.  اين روزنامه از قول ابطحي ادامه داد: «اكنون و در عصر ارتباطات از پشت كامپيوتر و با مشاوره دادن و مشاوره گرفتن هم مي‌توان مديريت كرد». 
يکي از سخناني که آقاي روحاني در ايام انتخاباتي سال 92 مطرح مي کرد پايان سفرهاي استاني بود اما با روي کار آمدن دولت اعتدال سفرهاي استاني با همان نوع استقبال ادامه پيدا کرد و فقط کميت و کيفيت آن کاهش يافت! استدلال آن زمان اصلاح طلبان همين امر بود که اين سفرها هزينه زيادي به دولت تحميل مي کند و ضمن اينکه با وجود ابزار جديد نيازي به اين سفرها ديده نمي شود!  با اين حال در بحرانهايي مانند زلزله و فروريختن معدن و ... شخص رئيس جمهور در صحنه حاضر شد و با مردم رو در رو سخن گفت! البته آن زمان اصلاح طلبان در روزنامه ها
و سايت هاي خود به شدت از اين کار رئيس جمهور حمايت و استقبال کردند! که گذشت زمان نشان مي دهد کدام اقدامات پوليستي و نمايشي بوده است.. 
ابطحي در حالي از مديريت در پشت رايانه سخن مي گويد که در واقع اعتقاد اصلي و باور اساسي خود و گروهش از مديريت و مردم داري را به زبان ميراند! 
مديريت از پشت رايانه و در اتاق هاي بسته همين عملكردي است که از دولت هاي سازندگي و اصلاحات و اعتدال و شهرداري هاي آنان ديده مي شود. اگر چه در ظاهر از پيشرفت و ابزار سخن به ميان مي آيد اما در بطن اين کلام، نوعي تحقير و 
بي توجهي به مردم و تبختر و اشرافي گري وجود دارد که در زبان از حقوق شهروندي مي گويد اما در عمل بخشي از مردم کشور را اصلا شهروند حساب نمي کند! لذا براي برخي امور بي ارزش سريع به ميدان مي آيند و به ملاقات حضوري مجرم و زنداني  يا خانواده او مي روند و آنجا به يک پيامک و چت از پشت رايانه اکتفا نمي کنند اما هنگامي که به مشکلات مردم مي رسد راهکارشان مديريت مجازي است! 
مديراني که به جاي درک واقعي درد مردم با تصميمات انتزاعي و ذهني و بخشنامه هاي
يک شبه اگر چه قصد اصلاح امر را دارند اما در عمل چون با واقعيات جامعه مواجه نيستند عملکردشان بيشتر به التهاب و رکود و سقوط جامعه منجر مي شود
مدير پشت ميزنشين است که درد مردم را کنسرت و رفع حصر فتنه گرها و ورود زنان به ورزشگاه و اين دست از  امور مي داند اما مديري که در متن جامعه باشد و از نزديک با مردم سخن بگويد و با درد آنها آشنا باشد بهتر اولويت ها را تشخيص خواهد داد و درست تصميم مي گيرد.
اين از مصايب انقلاب ماست که پس از چهل سال بايد اين بديهيات را به نسل اول انقلاب بازگو کنيم! 
در همين رابطه ناصري از ديگر فعالين اصلاح طلب هم گفته است: «ما ١٢ سال شهرداري قاليباف و ٨ سال رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد را تجربه كرديم و امروز حتي دوستان قديم قاليباف معتقد هستند كه شهر تهران آينده سياسي، اجتماعي و زيست محيطي نگران‌كننده‌اي دارد. به نظر من هركسي با در دست داشتن يك چك سفيد امضا مبني بر اينكه از ارزيابي و نظارت مصون است، مي‌تواند مثل قاليباف با پشت سر گذاشتن همه قوانين و مقررات دستاورد داشته باشد. حتما در تاريخ جنگ مديران باتجربه‌تر از قاليباف داشتيم كه بتوانند مديريت جهادي را دنبال كنند. البته مديريت جهادي كه قانون اساسي و قوانين كشور را زير پا گذارد اسمش مديريت نيست. كشور ما هر وقت كه مديريت علمي به خود ديده، تحول و پيشرفت داشته است.»
همه اين اتهامات و توهين ها به خاطر آن است که قاليباف براي اطلاع از وضع مردم خرمشهر و آبادان به آن شهرها سفر کرده است کاري که ظاهرا از مديران دولتي و بزرگان اصلاح طلب بر نمي آيد! و اصولا آن را امري لغو و بيهوده مي دانند و به يک عکس  و پست و هشتك در توئيتر و اينستاگرام اکتفا مي‌کنند!
اين رفتار بارها از اين افراد ديده شده است و زماني که بحراني در شهري اتفاق مي افتد ترجيخ مي دهند از دفتر کارشان آن را مديريت کنند آن هم به اين گونه که بعد از مصاحبه و گفتن تعدادي بايدها و پست گذاشتن در فضاي مجازي ابراز 
مي دارند: اگر چاه نفتي آتش گرفت صبر کنيم يا خاموش شود، اگر آلودگي هوا بود صبر کنيم تا باد بيايد و اگر خشکسالي و نابودي زمين هاي کشاورزي است صبر کنيم تا باران بيايد و اگر سيل آمد صبر کنيم تا آبها به دريا بريزد!! 
مردم به خوبي مديريت‌هاي مختلف در شهرداري و دولت را تجربه کرده‌اند در آن سال‌ها در هر گوشه تهران و ايران طرحي در حال ساخت و افتتاح و بهره‌برداري بود و تمام طرح‌هاي بزرگي که دولت فعلي سر سفره آن نشسته است به مدد همان مديران جهادي در دولت و شهرداري و به کمک سپاه و بسيج و مردم انجام شد و به اندازه تمام دولت‌ها و شهرداري‌هاي پيش از آن در تهران و ايران کار انجام گرفت! 
آمارها به خوبي نشان مي دهد در مديريت فعلي شهرداري و زماني که اصلاح طلبان سر کار بودند وضع تهران چگونه بود؟ اگر آن 12 سال يا آن 8 سال نبود امروز وضع کشور يا تهران در بزرگراه و جاده و خانه سازي و ... چگونه بود؟
ضمن آنکه بر فرض اينکه قاليباف و احمدي نژاد شعار مديريت جهادي و مردمي دادند اما در عمل موفق به اجراي آن نشدند، اين هم دليل آن نيست که امروز اصل مديريت مردمي و جهادي را انکار کنيم و مديريت مجازي را جايگزين آن نماييم. به طور قطع و يقين مردم نيز مديريت در متن را بيشتر از مديريت در منزل ترجيح مي‌دهند.
عجيب است در شرايطي که به هر دليلي اصولگرايان دم از تعامل با دولت مي زنند و پيش از آنها همين اصلاح طلبان خواستار آشتي ملي بودند، حال که فضاي همدلي و همراهي ايجاد شده اين اصلاح‌طلبان در آتش تفرقه مي‌دمند و مشخص نيست از اين تفرقه افکني و کينه توزي چه چيز قرار است عايدشان شود؟

آدرس مطلب http://resalat-news.com/newspaper/page/9260/1/26995/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha