آرشیو
انتخاب نشریه


دكتر حكيمه سقاي بي‌ريا در گفتگو با رسالت:
برجام نشان داد تعامل با آمريكا راه خروج از بحران ها نيست

گفتگو از ريكا حسامي
اشاره:
مسئله  خروج آمريكا از برجام و پيامدهاي آن از منظر سياست خارجي و اوضاع داخلي موضوعي است كه همچنان در صدر خبرها قرار دارد و لذا صاحب نظران تلاش مي كنند ابعاد مختلف آن را مورد بررسي قرار دهند.
برخي معتقدند كه اين حركت ترامپ ضربه  مهلكي به اعتماد جهاني نسبت به پيمان ها و معاهداتي است كه آمريكا آنها را امضا مي كند و  در حال حاضر اجماع جهاني عليه آمريكاست و ايران توانسته جامعه جهاني را متوجه بدعهدي  آمريكايي ها و عدم پايبندي آنان به قوانين و معاهدات بين المللي  كند موضوعي كه پيش از اين در مورد ايران تصور مي شد! 
از سوي ديگر برخي تحليل ها ،نشان از فشار آمريكا  و خروج از برجام براي پيش رفتن تا مرز تغيير حكومت ايران دارد .آرزويي كه استكبار جهاني سال هاست فقط خواب آن را مي بيند و خواهد ديد اما دكتر حكيمه سقاي بي ريا ، كه داراي دكتراي مطالعات آمريكاي شمالي است و 
در پايان نامه خود در مورد «نهادهاي سياست ساز آمريکايي و اسلام سياسي»تحقيق كرده است، معتقد است كه  رويکرد آمريکا به قراردادهاي بين المللي به طور کلي رويکردي ابزاري است. به طوري که اين مسئله به صورت يک رويه درآمده است. وي در گفتگو با رسالت خاطر نشان ساخت كه تاريخ آمريکا نشانگر تفوق الگويي است که بر اساس آن آمريکا به دنبال ايجاد شبکه­ ايي از کشورهاي تابع است.
استاديار دانشگاه تهران در مورد خروج آمريكا از برجام يادآورشد :آمريکايي که خود را وراي همه قوانين محدودکننده بين المللي مي­ بيند و سعي مي­ کند از طريق قانون­گذاري هاي داخلي بدعهدي خود را مشروع و ساختارمند کند، بالطبع اولي خود را پايبند توافقي مانند برجام نمي ­بيند.
وي در مورد  سياست آمريكا در قبال ايران گفت :کشورهايي مانند جمهوري اسلامي که به طور سيستماتيک نسبت به سياست هاي آمريکا متفاوت عمل مي ­کنند به عنوان دشمن قلمداد مي‌­شوند و همه ابزارها براي مهار، تضعيف و حتي براندازي آن کشورها مورد استفاده قرار مي­ گيرد. 
وي در مورد برداشت آمريكايي ها از ايران اظهار داشت:نگاه واشنگتن در اين موارد اين است که سياست فشار، کشور دشمن را پاي ميز مذاکره آورده و بنابراين فشارها نه تنها نبايد کاهش يابد بلکه در اغلب موارد افزايش هم خواهد داشت.دكتر سقاي بي ريا در مورد موضع اروپايي ها در قبال برجام تصريح كرد:به نظر مي­ رسد نقشي که اروپا در حال حاضر ايفا مي ­کند اعمال فشار بر ايران براي باقي ماندن در برجام بدون آمريکاست بدون اينکه بخواهد کاري براي حل مشکلات برجام پيش از خروج آمريکا انجام دهد.
وي گفت:تجربه برجام نشان داد تعامل با آمريکا راهکار مورد اعتمادي براي خروج از بحران ها نيست.
اين گفتگو فرا رويتان قرار دارد.

به نظر شما چرا آمريكا از برجام خارج شد و ترامپ دقيقا چه اهدافي را دنبال مي كند؟
ريشه عهدشکني هاي آمريکا رويه استثناءگرايي آمريکايي يا همان خوي استکباري آن در حوزه بين­ الملل است. رويکرد آمريکا به قراردادهاي بين المللي به طور کلي رويکردي ابزاري است. به طوري که اين مسئله به صورت يک رويه درآمده است. پايبندي يا عدم پايبندي آمريکا نسبت به قراردادهاي بين المللي دوجانبه، چند جانبه و جهاني ذيل قوانين داخلي آمريکا بازتعريف شده و از اجراي خودکار آن جلوگيري 
مي­ شود. مثال بارز اين مسئله رويکرد آمريکا نسبت به معاهدات حقوق بشري است به طوري که وقتي آمريکا پس از تعويق چندين ساله (بعضا 40 ساله مثلا در مورد کنوانسيون منع کشتار جمعي و نسل کشي)، کنوانسيون هاي بين المللي حقوق بشري را تصويب کرد، قيد و شرط هاي فراواني به آنها مي ­افزايد به طوري که اين قوانين در ايالات متحده غير قابل اجرا مي ­شوند. اين مسئله در مورد معاهدات و توافقات محدودتر نيز ديده مي شود. پس اين يک رويکرد کلي است که در تاريخ آمريکا مشهود است.
طبق نظر شما بدعهدي آمريكايي ها يك روال معمول است و آنها نسبت به معاهدات بين المللي پيش از اين هم همين  رويه را داشته اند اما در مورد برجام مسئله آنها چه بود؟ 
بدعهدي آمريكايي ها اتفاقا در مورد برجام  که تنها يک توافقنامه چند جانبه بود و نه يک معاهده ،بيشتر نمود پيدا مي­ کند. به عبارت ساده آمريکايي که خود را وراي همه قوانين محدودکننده بين المللي مي ­بيند و سعي مي­ کند از طريق قانون­گذاري هاي 
داخلي بدعهدي خود را مشروع و ساختارمند کند، بالطبع اولي خود را پايبند توافقي مانند برجام 
نمي ­بيند. در صحبت هايي که آقاي جان کري در کنگره در مورد برجام داشت بارها اين مسئله را تکرار مي کرد که اين توافق براي دولت آمريکا قانونا الزام آور نيست “not legally binding”. و راه هاي عبور از برجام مانند اعمال تحريم در حوزه­ هاي ديگر را مکررا براي نمايندگان جمهوري خواه مخالف برجام عنوان مي ­کرد. بنابراين در نگاه کلان رويکرد ابزاري آمريکا به تعهدات 
بين المللي و حس برتري نسبت به ساختارهاي بين المللي مسئله ­اي است که بدعهدي آمريکا در برجام را کاملا قابل پيش بيني مي­کرد.
آمريكا با امضاي معاهدات بين المللي و سپس خروج از آنها دقيقا به دنبال چيست؟!
اين مسئله به خصوص در مورد تعامل آمريکا با کشورهاي مستقلي که آمريکا با آنها مشکل دارد در تاريخ روابط خارجي آمريکا ديده مي­ شود. بر اساس يافته­ هاي دانشمندان روابط بين الملل و علوم سياسي غربي، تاريخ آمريکا نشانگر تفوق الگويي است که بر اساس آن آمريکا به دنبال ايجاد شبکه ­اي 
از کشورهاي تابع است. حتي کشورهاي اروپايي همسو با آمريکا نيز در اين شبکه کشورهاي تابع قرار 
مي ­گيرند. کشورهايي مانند جمهوري اسلامي که به طور سيستماتيک نسبت به سياست هاي آمريکا متفاوت عمل مي ­کنند به عنوان دشمن قلمداد مي­ شوند و همه ابزارها براي مهار، تضعيف و حتي براندازي آن کشورها مورد استفاده قرار مي­ گيرد. از آنجا که استفاده از ابزار مذاکره در اين چارچوب به عنوان يک اهرم فشار است، تنها توافق­ هاي 
موقت متصور است. نگاه واشنگتن در اين موارد اين است که سياست فشار، کشور دشمن را پاي ميز مذاکره آورده و بنابراين فشارها نه تنها نبايد کاهش يابد بلکه در اغلب موارد افزايش هم خواهد داشت.
 بعضي از صاحب نظران معتقدند كه علاوه بر روحيه استكباري آمريكا عقده گشايي ترامپ در مقابل اوباما و هر آنچه او انجام داده عاملي براي اين موضع گيري و قرار دادن آمريكا در موقعيت يك عهد شكن بين المللي در عرصه  جهاني است ،نظر شما چيست؟
اگر به طور خاص به رابطه آمريکا با ايران توجه کنيم، شاهد نگاه ابزاري آمريکا به تعامل با ايران در راستاي نيل به اهداف راهبردي آن کشور هستيم که اتفاقا بين دموکرات ها و 
جمهوري خواهان مورد اتفاق است. جرم اصلي جمهوري اسلامي آن است که با انقلاب اسلامي خود، کشوري تابع را به کشوري مستقل تبديل کرد. در واقع، در نگاه آمريکا تعامل يکي از ابزارها در کنار ديگر اقدامات تنبيهي مانند تحريم براي اعمال فشار به جمهوري اسلامي براي پذيرش مواضع آمريکا در مسائل مورد مذاکره است. اما نکته مهم اين است که حلقه مشاوران نزديک آقاي اوباما از جمله آقاي دنيس راس نيز در ماه هاي 
پيش از ورود به مذاکره با ايران، هدف نهايي تعامل با ايران را تنها حل و فصل مسئله هسته ­اي 
ايران نمي­ دانستند بلکه تجديد نظر ايران در حمايت از حماس و حزب الله را عنوان مي ­کردند. هدف براندازي جمهوري اسلامي نيز در هر دو طيف دموکرات و جمهوري خواه به عنوان هدف درازمدت آمريکا ديده مي ­شود. 
در اين چارچوب است که سخنان آقاي کري مبني بر امکان اعمال تحريم ­هاي ديگر از جمله تحريم ­هاي حقوق بشري توسط آمريکا قابل بررسي است. ما شاهد بوديم که وزارت خزانه­ داري آمريکا در زمان آقاي اوباما نيز تمام تلاش خود براي سنگ­اندازي در اجراي کامل برجام انجام مي­ داد و اتاق جنگ اقتصادي بود. 
اين مسئله به خاطر وجود نقاط ضعف و روزنه ­هاي 
آسيب ­زا در متن برجام کاملا قابل پياده ­سازي بود. 
با دست به دست شدن قدرت در آمريکا، ابتدا دولت ترامپ نيز از برجام به عنوان جعبه ابزار فشار ديگري عليه جمهوري اسلامي ايران استفاده کرد و در نهايت با بيرون رفتن از برجام روند افزايش فشارها را سرعت بخشيد.
به نظر شما برجام بدون آمريكا چگونه مي تواند ادامه يابد؟
آنچه ما اکنون شاهد آن هستيم تغيير تاکتيک­ ها 
در اعمال فشار عليه جمهوري اسلامي براي تغيير مواضع آن در کوتاه مدت و تلاش براي براندازي در درازمدت است. نگاهي به همسويي تاريخي اروپا با آمريکا در سياست خارجي نسبت به ايران بايد ما را از دل بستن به اروپا براي عبور از اين مرحله دچار ترديد جدي کند. در بيانيه مشترک سران سه کشور اروپايي تنها از آمريکا تقاضا مي کند که اجازه دهد برجام "کما 
في السابق" ادامه يابد و "ساير مسائل مايه نگراني" در توافقي ديگر پس از برجام مورد بررسي قرار گيرد. بايد منتظر ماند و ديد که آيا اروپا سياست هاي 
عملي براي خنثي سازي تبعات خروج آمريکا از برجام در پيش مي ­گيرد و وضعيت سابق برجام را که تقريبا هيچ عايدي براي ايران نداشت را تغيير مي ­دهد. 
به نظر مي­ رسد نقشي که اروپا در حال حاضر ايفا مي کند اعمال فشار بر ايران براي باقي ماندن در برجام بدون آمريکاست بدون اينکه بخواهد کاري براي حل مشکلات برجام پيش از خروج آمريکا انجام دهد.
بهترين موضع گيري در حال حاضر از نظر ديپلماتيك چيست و چه نكاتي بايد مد نظر دستگاه ديپلماسي كشور (با توجه به شناخت بيشتر از روحيات كاسب مسلكي رئيس جمهور كنوني آمريكا) قرار گيرد؟
تجربه برجام نشان داد تعامل با آمريکا راهکار مورد اعتمادي براي خروج از بحران ها نيست. وضعيت سياست خارجي کشور بايد متحول شود  ،
از عدم توازني که حاصل تمرکز بر مسئله برجام بود ،خارج شود و به سمت توانمندسازي دروني و تعامل با بقيه  دنيا حرکت کند. بپذيريم که آمريکا و چند کشور اروپايي با پيشينه استعماري، جامعه جهاني نيست.
متشكرم.

آدرس مطلب http://resalat-news.com/newspaper/page/9218/1/20542/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha